این شروع نگاهی گاه به گاه به هنرمندان نوظهور، مبارزه آنها برای شکست بزرگ، و اینکه چگونه از این فرصت به بهترین شکل ممکن استفاده می کنند، می شود. در هفته های آتی شاهد کارهای Beulah Koale، بازیگر جوان ساموایی تبار خواهید بود که در اوکلند نیوزلند متولد و بزرگ شده است. او به تازگی به یکی از بازیگران ثابت Hawaii Five-O تبدیل شده است و با مایلز تلر در سریال Thank You For Your Service ، The Jason Hall بازی می کند.- کارگردانی درام جنگی مبتنی بر واقعیت درباره گروهی از سربازان آمریکایی که با PTSD شدید از عراق بازگشته و در تلاش برای ادغام مجدد به زندگی قبلی خود هستند. آن فیلم، که در 27 اکتبر تعظیم می‌کند، یک کیفرخواست شدید از این است که چگونه فقدان بودجه و کارمندان مناسب در VA باعث شده است که سربازان بازگشته آسیب دیده برای مقابله با مشکلات بزرگ مجهز نباشند. این فیلم در هر سطحی در حال حرکت است، به تولید کننده آهنگ جان کیلیکبروس اسپرینگستین را بر اساس آهنگ راهپیمایی که آدام شومان، سرباز سابق تلر در فیلم بازی کرد، به او واداشت تا بنویسد و اجرا کند. یک افشاگری واقعی در فیلم کوال است که به تخمین کارگردان فیلم «فیلم را در جیب پشتی خود می گذارد و با آن از در بیرون می رود». او نقش Tausolo “Solo” Aieti، یک سرباز آمریکایی ساموایی را بازی می‌کند که جان دو جوخه را نجات داد اما توسط جراحات و خاطره مرگ سرباز سوم در نبردی که نتوانست نجاتش دهد، تسخیر شده بود. هال، که از زمانی که چگونه اعتماد کریس کایل را برای فیلم American Sniper به دست آورد ، و تمام ناملایماتی که پس از کشته شدن کایل در آن فیلم با آن مواجه شد، داستانی عالی را برای ددلاین فاش کرد، احساس کرد که کوال یک داستان ضعیف ارزشمند دارد. ایناهاش.

پس از اینکه جیسون هال فیلمنامه نامزد اسکار خود را برای فیلم تیرانداز آمریکایی به پایان رساند ، استیون اسپیلبرگ کتاب دیوید فینکل از خدمات شما متشکرم را به او داد و به او پیشنهاد کرد که به بررسی موضوعات PTSD که بخشی از داستان نیروی دریایی به کارگردانی کلینت ایستوود بود ادامه دهد. تک تیرانداز SEAL. هال گفت: « استیون وقتی بزرگ شد، در خیابان [هارولد راسل]، سرباز زخمی که اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را در بهترین سال‌های زندگی ما برد، زندگی می‌کرد. استیون تحت تأثیر آن فیلم قرار گرفت، مدام آن را تماشا کرد و از من خواست که یک داستان شخصی از سطح زمین تعریف کنم که الان از جنگ به خانه برگشته است.

تمرکز اصلی کتاب فینکل شومان است، اما یکی از شخصیت‌های اصلی، جفت او، آیتی، یک ساموآیی آمریکایی است که در ارتش ثبت نام کرد تا شهروند ایالات متحده شود. یافتن یک بازیگر ساموایی برای ایفای نقش او چقدر می تواند سخت باشد؟ هال به زودی متوجه شد. هال به یاد می آورد: «به مدیر بازیگرانم گفتم بیایید به چند بازیگر ساموایی نگاهی بیندازیم و او گفت، خوب، من The Rock را می شناسم، و همین. "من گفتم، "باید بیشتر باشد." ما به جستجوی جامع رفتیم و او برای من 1200 پسر آورد. فقط یکی دو نفر ساموایی بودند اما حق با آنها نبود. یکی 38 ساله بود و به نظر می رسید که می تواند پدربزرگ شخصیت ما باشد.

هال حتی با دوست قدیمی‌اش پیتر لنکوف ، تهیه‌کننده اجرایی Hawaii Five-O ، برای نامزدها تماس گرفت، زیرا او از بازیگران بسیاری از قومیت‌های مختلف استفاده می‌کند. هیچ چی. هال گفت: «بنابراین ما افرادی را به نیوزلند، استرالیا و ساموآی آمریکایی فرستادیم. و از بین تمام آن نوارهایی که برگشت، یکی را از بیولا گرفتم و می‌دانستم که درست می‌گوید، در حدود 37 ثانیه، قبل از اینکه صحنه اولش را تمام کند.»

کلید شخصیت آیتی انرژی تاریک آمیخته با جذابیت ذاتی است که حتی پس از تلاش هایش برای خود درمانی و مدیریت هجوم خاطرات نبرد، او را به یک ارتباط با جنایتکاران سوق می دهد. اگرچه کوال یک تازه وارد به هالیوود بود، اما در یافتن الهامات برای احساسات تاریکی که آیتی را آزار می‌داد مشکلی نداشت.

کوال به ددلاین گفت: «من در مکانی به نام اوکلند جنوبی بزرگ شدم که اساسا محله یهودی نشین نیوزلند است. «من دوران کودکی بسیار سختی را گذرانده بودم و این موضوع بازیگری باید آشکار شود. من یک بازیکن راگبی بودم که فقط برای این بازی می‌کردم که پرخاشگری‌ام را نسبت به آنچه که داشتم، به افراد دیگر نشان دهم. این یک راه قانونی برای صدمه زدن به کسی بود بدون اینکه به دردسر بیفتد، یا به خودتان صدمه بزنید. سپس این کار بازیگری را پیدا کردم و فکر کردم، این روش متفاوتی است که می توانم از چیزهایی که در زندگی ام پشت سر گذاشته ام استفاده کنم، بدون اینکه به کسی صدمه بزنم.

او گفت: "من چهار برادر، یک خواهر و مادرم دارم." پدرم در زندگی ما بود، اما یک سال قبل از این که این فیلم اتفاق بیفتد، آنجا را ترک کرد. او نمرده او همین الان رفت. ما فقیر بودیم من به مدرسه می رفتم و اگر خوش شانس بودم، شاید دو دلار داشتم. آن روز خوش شانسی بود. اگر نه، تمام روز مردم را برای خریدن ناهار زیر و رو می کردم. برای جایی که من از آنجا آمده ام طبیعی است. همه این کار را کردند و به من تحقیر نمی شد. هرکسی که یک دلار می خواستم از من یک دلار می خواست. من هیچ الگوی مردی نداشتم که بتوانم به آن نگاه کنم، هیچ شخصیت پدری در زندگی ام نداشتم. افرادی که در خانواده من خونی دارند مانند جنایتکاران هستند.» در حالی که او اعتراف می کند که گاهی اوقات در حومه مشکلات است، کوآل گفت که جمعیتی که با او می چرخید وزن را تحمل می کند. شاید چیزی در او دیدند و به چیزهای بهتری برای مرد جوان امیدوار بودند.

او می‌گوید: «من هرگز آموزش بازیگری ندیده‌ام، اما بازیگری راهی برای من بوده است تا آنچه را که باید منتشر کنم و شخصیت‌هایی را بر اساس آنچه در زندگی‌ام گذشته است خلق کنم.» «به خصوص این فیلم. من در تاریکی خودم، آنچه را که در زندگی ام از سر گذرانده بودم، آنچه را که درباره سولو و سربازان تحقیق کرده بودم و آنچه آنها از سر گذرانده اند، با هم مخلوط کردم. همه را کنار هم گذاشتم و این معجون تیره را درست کردم و سه ماه با آن زندگی کردم در حالی که تیراندازی می کردم.»

کوآل تقریباً نوار آزمایشی را که هال تماشا کرده بود نسازد.

کوآل گفت: «نمی‌توانستم پولی به آن مرد بپردازم تا فیلم خود را ضبط کند. او پنجاه دلار می‌خواست و من فکر می‌کردم، رفیق، من آن را دریافت نکرده‌ام. من برای پیدا کردن پول برای شام در تقلا هستم. گفت هزینش همینه و فکر کردم فک کنم این هفته نمی خورم. من در آن زمان دوران سختی را در زندگی ام پشت سر می گذاشتم و این چیز خوبی برای تخلیه این عصبانیت بود. من امتحان دادم نمی توانستم لهجه آمریکایی بزنم. هر کسی که در نیوزیلند قهوه ای بود این نوار خود را انجام داد و دوست من آن را شب قبل در خانه من انجام داد و واقعاً خوب بود. سعی کردم نحوه تلفظ کلماتش را کپی کنم و طعم خودم را اضافه کردم. فرستادمش به این فکر، اوه مرد، این 50 دلار هدر رفت و حالا من نمی خورم. معلوم شد این بهترین پنجاه دلاری بود که در عمرم خرج کردم.

کوال گفت: «دو هفته بعد، با من تماس گرفت، جیسون می‌خواست با من ملاقات کند و ما یک جلسه اسکایپ و یک تست آزمایشی دیگر داشتیم و فکر کردم، این مرد مرا می‌گیرد. "من شوکه شدم از مردی که American Sniper را نوشت حتی می خواست با من صحبت کند. او گفت: "چرا به لس آنجلس پرواز نمی کنی و مایلز را ملاقات نمی کنی و درس شیمی را نمی خوانی." گفتم مایلز کیست؟ او گفت، مایلز تلر. گفتم مایلز تلر کیست؟ او فیلم هایش را به من گفت، من آنها را تماشا کردم و گفتم، رفیق، این مرد فوق العاده است، او تام هنکس بعدی است. بنابراین آنها من را در این فیلم انتخاب کردند و من آن را از دست دادم.»

هال گفت به این سادگی هم نیست.

هال گفت: "من مجبور شدم او را به افرادی که برای این فیلم پول می دهند بفروشم." «بیولا فقط این خامی، این گشاده رویی را در چشمانش داشت که به تو اجازه می داد همه چیزهایی را که درون این بچه می گذرد، ببینی. این یک کیفیت از فرهنگ ساموایی است که مختص آنهاست. علاوه بر این آسیب‌پذیری، این استحکام بیرونی بود، و اجزای هر چیزی که او گرد هم آورده بود، زیبایی بود. یادداشت هایی به او دادم و او با آن ها ورق زد و هر چیزی را که باید ببینم به من نشان داد. به دریم ورکس گفتم، فکر می کنم آن مرد را پیدا کردم. و گفتند: آرام باش.

هال به یاد می آورد: «همه از بالا تا پایین مرا تشویق کردند که او را استخدام نکنم. قابل درک بود؛ آن‌ها می‌توانستند قومیت دیگری را وارد کنند که به یک بازیگر شناخته‌شده و شاید قابل بانک منجر شود. به هال گفته شد: «افراد دیگری هم بودند که قرار بود داغ باشند. این یکی قرار بود در این فیلم باشد، این مرد دیگر آن فیلم را بازی می کند. گزینه های جذاب تجاری دیگری نیز وجود داشت. اما من پاهایم را فرو بردم. حتی تهیه‌کننده‌ام که در هر مرحله با من بود، این تنها چیزی بود که ما روی آن توافق نکردیم. فهمیدم که او گفت: "این هم کارگردان فیلم است و شما در حال انتخاب یک ناشناخته مطلق هستید که ما دو بار از کشوری دیگر ملاقات کرده‌ایم و هیچکس تا به حال نام او را نشنیده است." اگر این کار نکرد، هیچ کس دیگر هرگز از او نخواهد شنید. شما کل فیلم را روی این مرد شرط بندی می کنید، زیرا آن نقش قلب و روح این فیلم است.

هال گفت: «من اساساً روی کارم شرط می بندم. "اگر من این کار را انجام می دهم، گفتم، من آن را با او انجام می دهم. خدا رحمت کند استیون [اسپیلبرگ.] که شاید فکر نمی کرد این انتخاب درستی بود، اما گفت، "باشه، جیسون، من در این مورد به تو اعتماد خواهم کرد." بیایید به جلو حرکت کنیم. این پس از آن بود که در مورد چیزی که فکر می‌کردم در دسترس بودن احساسی لازم برای بازی در نقش مردی که گم شده بود صحبت کردم. چیزی که در Beulah یافتم که در هیچ یک از بازیگرانی که تست کردیم ندیدم، حضور در گم شدن بود. این زوال عقل نیست. این یک آسیب مغزی تروماتیک است. چیزی در تلاش برای دستیابی به کلمات، خاطرات و افکار وجود دارد که می‌توانستم ببینم که در ذهن او اتفاق می‌افتد، بازگشت به چیزی که نمی‌توانست به آن چنگ بزند. به استیون گفتم: «فکر می‌کنم این بچه یک ستاره سینما است، یک بچه متواضع شیرین که این قدرت را دارد. این یک فرصت منحصر به فرد برای ما است. این بچه از خیابان ها، از یک خانواده جنایتکار، از یک موقعیت بسیار سخت در اوکلند می آید. او تمام آن احساسات را به کار آورد. "

اگر به نظر می رسد که یک موهبت از سوی اسپیلبرگ باید پایان خوشی داشته باشد، نه به این سرعت.

هال گفت: «ما نتوانستیم او را به اینجا بیاوریم. "یک کارگزار گمرک تصمیم گرفت که ویزای سفر به بواله را نمی دهد و به او می گفت که او فوق العاده نیست."

کوال گفت: «وکلای DreamWorks تمام مدارک را مرتب کردند و به من گفتند که این کار را میلیون‌ها بار انجام داده‌اند تا نوع خاصی از ویزا را دریافت کنند. آنها گفتند: "ساده است. ما همه کارها را انجام می دهیم و شما حاضر شوید و برگه را امضا کنید و بگویید بله قربان. شخص قبل از من، من شنیدم که او در حال عبور از همین موضوع است. او یک مدل بود، کار بزرگی انجام نمی داد، فقط برای کار به آنجا می رفت. به او داد. وارد شدم، او به من نگاهی به بالا و پایین کرد و گفت: "آره رفیق، تو این را نخواهی گرفت." آیا شما یک برنده جایزه نوبل هستید یا یک بازیگر برنده جایزه اسکار؟ گفتم: نه مرد. من یک شخص اهل اوکلند جنوبی هستم که قرار است در این فیلم دریم ورکس کار کنم و او گفت، "خب ما نمی توانیم این ویزا را به شما بدهیم." "

کوآل با توجه به آنچه که تازه مشاهده کرده بود، به مامور گفت: «من همین الان این دختر را که 17 ساله به نظر می رسید، تماشا کردم و تو هم به او همان ویزا را دادی. گفت خب ما به تو نمی دهیم. گفتم: من یکی از شخصیت های اصلی این فیلم هستم. این استیون اسپیلبرگ و جیسون هال هستند که فیلم American Sniper را نوشته اند. گفت: نه متاسفم. من متوجه نشدم که مشکل چقدر بزرگ است، اما کار به جایی رسید که آنها گفتند باید نقش را از نو بسازند."

هال گفت: «بیولا بچه سرسختی است که در خیابان ها بزرگ شده است و اگر کسی او را هل می داد، مراقب خودش بود. گفتم رفتی اونجا و این پسر رو قلدری؟ آیا محکومیت مواد مخدری داشتید که به من نگفتید؟ آیا در گذشته دستگیر شده اید؟ چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟ من فقط کارم را به کار انداختم تا شما را استخدام کنم و حالا نمی توانید وارد کشور شوید؟ بولا به سوالات پاسخ منفی داد و گفت: "قسم می خورم، این مرد به من نگاه کرد و تصمیم گرفت که من را دوست ندارد." فکر می‌کنم این مرد سفیدپوستی بود که ما آنجا در نیوزیلند قرار دادیم تا تصمیم بگیرد چه کسی به کشور ما بیاید و او از این مرد قهوه‌ای تنومند خوشش نمی‌آمد و می‌خواست او را بیرون نگه دارد. ما متوجه شدیم که او در آن روز شش مدل را اجازه ورود داد، اما با وجود اینکه قرار بود در یک فیلم دریم ورکس بازی کند، اجازه ورود به Beulah را نداد.

وکلا درگیر شدند و در نهایت راهی پیدا کردند که ابتدا کوآل به کانادا پرواز کرد، راه حلی که درست چند روز قبل از اینکه هال مجبور به تغییر قالب یا به تعویق افتادن شود اتفاق افتاد. همانطور که بود، تولید دو هفته به تعویق افتاد.

کوال بالاخره چند روز قبل از بازیگران دیگر وارد شد تا او و هال بتوانند کار کنند. او قبلاً هرگز سوار هواپیما نشده بود، چه برسد به مهمان یک هتل پنج ستاره. او تنها بود، با هفت دلار نیوزلند در جیب و پنج دلار در حساب بانکی‌اش.

کوال گفت: "من سه روز قبل از هر کس دیگری آنجا بودم و به یاد دارم که با تلفن برای دوست دخترم گریه کردم که نمی دانستم چگونه می خواهم این کار را انجام دهم، در حالی که پولی برای خوردن نداشتم." من به ورزشگاه رفتم تا برای شخصیت مناسب بمانم. من در پذیرایی دیدم که آنها این سیب های سبز را دارند و شما می توانید یکی را بگیرید. من طرفدار سیب سبز نیستم، اما فکر کردم، "حدس می زنم اینها را بخورم." و من انجام دادم. برای سه روز. که و آب آن بود. روزی سه بار به باشگاه می رفتم تا بتوانم یک سیب بخورم و آب بخورم. من آنقدر مغرور بودم که از کسی کمک بخواهم. من آنقدر بزرگ شده‌ام که فکر می‌کند به کمک نیازی ندارم، خودم این را مرتب می‌کنم.»

سرانجام، گرسنگی بهترین چیز را از او گرفت.

کوال گفت: «در آن روز سوم واقعاً عذاب می‌کشیدم. تقریباً در حالی که اشک می ریختم به سمت پذیرایی رفتم. زن پرسید حالم خوب است؟ گفتم اگه روم سرویس سفارش بدم بعدا میتونم پولت رو پس بدم؟ من تا یکی دو ماه دیگر حقوق می گیرم و تمام مشخصاتم را به شما می دهم و مطمئن می شوم که برمی گردم و به شما پول می دهم. او می گفت، "شما می توانید هر چیزی را که می خواهید سفارش دهید، در تولید است و همه هزینه ها پرداخت شده است." به سمت آسانسور رفتم و قبل از اینکه شروع کنم به گریه کردن، سوار آن شدم، فقط چشمانم را با صدای بلند کردم. همه چیزهایی را که در آن لیست بود سفارش دادم و به دخترم زنگ زدم و گفتم عزیزم، بالاخره می‌خواهم کمی غذا بخورم.»

در حالی که اکثر بازیگران او از ملاقات سربازان سابق واقعی که در آن بازی می‌کردند سود می‌بردند، شخصیت کوال در ابتدا نمی‌خواست هیچ نقشی در آن نداشته باشد. کوال به یاد می آورد: «از نیوزلند با او تماس گرفتم و مکالمه 30 ثانیه طول کشید و سولو به سختی چیزی نگفت. من این را به جیسون گفتم، به دنیای من خوش آمدید. "

معلوم شد که کوآل شاید تنها بازیگری بود که می توانست به آیتی برسد، کسی که هنوز زخم های روحی ناشی از خدمت سربازی خود را به همراه داشت. کوال دو بار دیگر سعی کرد با او تماس بگیرد و تخمین می‌زند که هر مکالمه یک‌طرفه یک دقیقه طول می‌کشد. کوآل گفت: «او نمی‌خواست درگیر شود. او این بوکسور خجالتی و بزرگ ساموایی است که در ارتش جنگیده و یک قهرمان است، اما به سختی صحبت می‌کند و نمی‌خواهد به تلخ‌ترین دوران زندگی‌اش نگاه کند.»

کوآل یک بار دیگر آن را امتحان کرد. این لحظه یادآور داستانی است که هال برای Deadline تعریف کرده بود، زمانی که او تلاش می کرد تا کایل را به او اعتماد کند تا بتواند American Sniper را بنویسد.  کایل او را نادیده گرفت تا اینکه هال با یکی از همتایان SEAL محافظ کایل درگیر شد و او را به تساوی کشاند. هال احساس کرد که اولین باری بود که کایل واقعاً با احترام به او نگاه کرد و به این فکر کرد که به نویسنده اعتماد کند.

کوال به یاد می آورد: «من در ساموآ با او صحبت کردم. گفتم: «سولو، این بیولا است. قبل از اینکه چیزی بگویی برادر، می خواهم داستانم را برایت تعریف کنم. 30 دقیقه صحبت کردم، سختی‌هایم را به او گفتم و از کجا آمده‌ام و از چه چیزی استفاده می‌کنم تا این را برای خودم واقعی کنم تا بتوانم با شخصیت او ارتباط برقرار کنم. من معمولاً در مورد چیزهایی که از سر گذرانده ام صحبت نمی کنم، اما با این مرد صحبت کردم تا ببینم آیا می توانم اعتماد او را جلب کنم. به محض اینکه کارم تمام شد یک دقیقه سکوت برقرار شد. و او گفت: "باشه، من آماده ام. من می خواهم به شما بگویم چه اتفاقی افتاده است. ما دو ساعت و نیم در مورد کتاب و همه چیزهایی که او تجربه کرده بود صحبت کردیم. قبل از اینکه تلفن را قطع کنیم، گفت: "چه زمانی می توانم پرواز کنم؟" من آماده ام.' من اینطور بودم که چی؟ جیسون نمی توانست آن را باور کند. سولو هنوز مردد بود و با وجود اینکه او را در این هتل پنج ستاره جا می دادند، بیشتر روی مبل من می خوابید. با هم رفتیم و پیوندی ایجاد کردیم که باقی می ماند. و سولو اکنون یک شخص کاملاً متفاوت از زمانی است که من برای اولین بار با او صحبت کردم."

کوآل گفت که او با وجدان راحت نمی‌توانست از مزایای بازی سولو که باعث تغییر بازی می‌شود، استفاده کند، بدون اینکه ببیند دوستش از مزایای آن بهره می‌برد. بنابراین او کار کرد تا با ری سفو، مبارز افسانه ای هنرهای رزمی مختلط ساموایی، که در حال ساخت لیگ کیک بوکسینگ است، شغلی برای او پیدا کند.

کوآل گفت: «سولو، که یک کاناپه بود، با برخی از زبده‌ترین مبارزان جهان تمرین می‌کند و به برقراری دعوا و امنیت کمک می‌کند. او قبلاً از این ناراحت بود که نمی‌توانست خرج خانواده‌اش را تأمین کند، اما دیگر نه. اگر از داستان سولو سود می‌بردم و آن پسر در همان جا گیر می‌کرد، نمی‌توانستم با خودم زندگی کنم و کار پیدا کردن برای او را مأموریت کردم. ری سفو باورش نمی‌شد، اما معلوم شد که قبل از اینکه سولو به این ماموریت‌های خطرناک برود، حلقه‌ای از مبارزات ری را تماشا می‌کرد تا او را تقویت کند. ری بت سولو بود. چرخش سولو چیزی در مورد این سربازان می گوید. آنها می توانند درمان کنند و معنای جدیدی در زندگی پیدا کنند. آنها شکسته نیستند. آنها قهرمان هستند، و شما امیدوارید که آنها و بقیه متوجه شوند که واقعا چقدر قهرمان هستند."

هال گفت که درست بعد از اینکه کوال کار روی فیلم را کامل کرد و به اوکلند و شغلش به عنوان مربی در یک باشگاه ورزشی محلی بازگشت، هال از هاوایی Five-O 's Lenkov تماس گرفت.

هال به ددلاین گفت: «لنکوف می‌گوید: «آن بازیگر ساموایی چگونه در فیلم شما کار کرد. گفتم: "آره، رفیق، من بهترین بازیگر ساموایی را که می‌توانی در این سیاره پیدا کنی، دارم." من عکس‌ها و تریلر را برای او فرستادم و پیتر از آنچه در چشمان بازیگر دید و احساسات باورنکردنی متاثر شد. او زنگ می‌زند و می‌گوید: «ما به یک سریال جدید نیاز داریم و به او پیشنهاد می‌دهم.» می‌گویم: «نمی‌خواهی اول او را ببینی؟» او می گوید: به من گفتی که او جایزه فیلم توست؟ من تو را باور دارم.' به او گفتم، تصمیم برای استخدام بیولا مهمترین و بهترین تصمیمی بود که در این فیلم گرفتم. بعد گفتم: پیشنهاد خوبی است؟ این بچه کارش را خراب کرده است و من به او نمی گویم سریال شما را بساز مگر اینکه قرار است پولدار شود. او در محله های فقیر نشین بزرگ شد. ارزشش را بساز. گفت: نگران نباش. و معامله انجام شد و [لنکوف] یک هفته بعد فیلم را دید و گفت:

کوآل با ددلاین از اوآهو صحبت کرد، جایی که در حال فیلمبرداری از Hawaii Five-O  در نقش خود به عنوان یک نیروی دریایی SEAL است که به پلیس تبدیل شده است. این نقشی است که او به دلیل ارتباطش با آیتی و سایر دامپزشکانی که از طریق فیلم با او آشنا شده، به آن علاقه دارد. او به تازگی در سریال CBS دبیو کرده است. در حال حاضر، زندگی کوآل به روش های قابل توجهی تغییر کرده است.

کوال گفت: «فکر نمی‌کنم کسی اینجا در مرد هاوایی دچار استرس شود، زیرا اگر روز بدی داشته باشید، فقط در را باز می‌کنید و اقیانوس را می‌بینید، و همه شما خوب هستید». او در آپارتمانی مشرف به دریا بود و با دوست دختر دیرینه‌اش و پسران دوقلوی 9 ماهه‌شان در آنجا زندگی می‌کرد. کوآل مصمم است از ثروت خوب خود برای شکستن چرخه های دوران کودکی اوکلند خود استفاده کند، به ویژه اینکه پدر خوبی برای پسرانش است.

او گفت: "من به اندازه کافی پول دارم که برای برادران، خواهر و مادرم پس بدهم، به آنها کمک کنم وام مسکن را پرداخت کنند و زندگی بهتری به آنها بدهم." "هدف من این است که یک مرد خوب، یک پدر خوب باشم. جیسون فرشته من بوده است، حتی زمانی که در این فیلم از آن همه تاریکی عبور می کردم و نشستن با آن تاریکی سخت بود. به او گفتم، تو کلید این را داری که هر چیزی را که در حال حاضر درون من می گذرد، بگیری، پس هر چیزی که برای این شخصیت نیاز داری بیرون بکش. وقتی بزرگ شدم، هیچ الگوی مردی در زندگی ام نداشتم و این شانس من است که مردی باشم که هر مرد دیگری در زندگی من از آن می ترسید. اگرچه من واقعاً نمی دانم چه شکلی است، فکر می کنم این تعریف مرد بودن است. من فقط یک زن را در زندگی ام داشتم، زمانی که مردها آنجا نبودند، مادرم، دوست دخترم، نماینده من، و آنها کسانی بودند که به من کمک کردند تا به فردی که امروز هستم تبدیل شوم.»