وقتی ریچل درچ وارد برادوی می‌شود ، گروه کاملاً زنانه به نام POTUS: یا، پشت هر احمق بزرگ هفت زن در تلاش برای زنده نگه داشتن او هستند، تماشاگران با شور و شوقی پاسخ می‌دهند که احساس می‌کند احوالپرسی یک دوست قدیمی است. بهترین شهرت برای حضور در سال‌های 1999 تا 2006 در برنامه زنده شنبه شب NBCکه او را در میان برخی از محبوب‌ترین بازیگران سریال نگه می‌داشت - ویل فارل، تینا فی، جیمی فالون، امی پولر، ست مایرز و دارل هاموند تنها تعدادی از ستاره‌های آن فصل بودند - درچ یکی از SNL را ایجاد کرد. ماندگارترین کاراکترها در دبی داونر، نگاهی هرگز به طرف روشنی که می تواند حتی شادترین موقعیت را با یک مشاهده غم انگیز غرق کند. دبی ممکن است در روز شکرگزاری به یکی از اعضای خانواده که به تازگی نامزد شده است، بگوید: "آیا شما در از دست دادن زندگی به دست صنعت الماس آفریقا تاثیر گذاشته اید؟"

با این حال، مخاطبان POTUS ، تنها آشکارترین و زودگذر ترین اشاره دبی داونر را در اجرای POTUS دراتچ خواهند دید – اولین بازی در برادوی که اولین نامزدی جایزه تونی را برای این بازیگر به ارمغان آورد. او و جولی وایت (برنده تونی برای سگ کوچولو خندید ، 2006) هر دو نامزد بهترین نقش آفرینی توسط یک بازیگر زن در بخش نمایش شده اند (لباس های بئوولف بوریت نیز در تونی در حال اجرا هستند.)

دراچ در نقش استفانی نقش یک منشی کاخ سفید را بازی می‌کند که حداقل در اوایل، دچار تردید به خود و ترس دائمی دبی‌مانند از گرفتن تبر است. استفانی یکی از هفت زنی است که برای رئیس‌جمهور خارج از صحنه ایالات متحده کار می‌کنند، با او ازدواج کرده‌اند، یا با او معاشقه داشته‌اند که آخرین اشتباهش - او در ملاء عام، یک وقاحت سوم ریلی را برای توصیف اولین رئیس‌جمهور خود به زبان آورده است. لیدی (ونسا ویلیامز) - تهدید می کند که دولت خود و شاید صلح جهانی را سرنگون می کند.

در یک کمدی – به نویسندگی سلینا فیلینگر و کارگردانی سوزان استرومن – که با طنزهایش کم‌کم تضعیف می‌شود، شخصیت دراچ با کمک برخی مواد غیرقانونی که ناخواسته مصرف می‌کند، از سرکوب عصبی به یک دزد وحشتناک صحنه تبدیل می‌شود. .

ددلاین با دراتچ، که او را می‌توان در فیلم آینده‌ی I Love My Dad نیز دید ، صحبت کرد تا درباره اولین حضورش در برادوی، نامزدی تونی‌اش و اینکه دقیقاً کجا الهام‌بخش هیستری ناشی از مواد مخدر استفانی شده است صحبت کند.

این مصاحبه برای طولانی و وضوح ویرایش و فشرده شده است.

مهلت: به من بگویید واکنش شما به نامزدی تونی چیست.

راشل دراتچ: اوه خدای من، منظورم از دنیای رویاهاست. مانند، هیجان زده، مبهوت، شوکه، همه چیز در یک، که همه چیز خوبی است.

مهلت: شما قبلا روی صحنه رفته اید، Off Broadway، اما POTUS اولین نمایش شما در برادوی است و نامزدی تونی را دریافت می کنید. باید خیلی سرگیجه آور باشه

دراتچ: من قبلاً برای حضور در برادوی در این نمایش هیجان‌زده بودم. هر شب هزاران خنده وجود دارد، به طوری که قبلاً فوق العاده سرگرم کننده بود و پس از آن چیزی که تونی بود فقط همین شکلات دیوانه کننده روی کیک از قبل بسیار باحال بود.

مهلت: این پروژه چگونه برای شما به وجود آمد؟

دراتچ: من واقعاً هرگز متوجه نشدم، اما فکر می‌کنم به این دلیل بود که مدتی قبل برای سوزان استرومن، کارگردان، مطالعه کرده بودم. و سپس او این نمایش یک شبه Crazy For You را در مرکز لینکلن اجرا کرد که من بخشی از آن بودم، و من نقش کمدی را در آن داشتم. بنابراین، من چند بار با او کار کردم. فکر می کنم به همین دلیل است که او برای این نمایش بزرگ کمدی به من فکر کرد.

و من در ابتدا در مورد آن مطمئن نبودم. برنامه برادوی شوخی نیست. و بعد از کووید و همه چیز، من خیلی هیجان زده بودم که تابستان خود را بگذرانم. اما من یک گفتگوی دو دقیقه ای با سوزان داشتم و بعد گفتم، باشه، دارم این کار را می کنم. او بدون اینکه بازوی شما را بچرخاند بسیار متقاعد کننده است، زیرا او یک فرد بسیار باحال است، بنابراین شما می خواهید با او کار کنید.

مهلت: آیا او به طور خاص برای این نقش برای شما آمده است؟ زیرا به نظر می رسد بسیار مناسب استعدادهای شماست.

دراتچ: به نوعی مثل این بود که می خواهید در این نمایش شرکت کنید؟ و بعد می گفتم خوب، آیا قسمت استفانی باز است؟ و او گفت آره این یکی از بخش‌های کلیدی بود که انتخاب نشده بود، و این نقشی بود که واقعاً برای من جذاب بود، زیرا نقشی شبیه دلقک با انرژی‌ها و چیزهای مختلف برای بازی کردن است. این نقشی بود که من از آن هیجان داشتم.

مهلت: آیا بعد از ورود شما به کشتی اصلاً این نقش پیشرفت کرد؟

دراتچ: همه چیز در فیلمنامه وجود داشت، تمام خطوط و تمام مراحلی که او طی می کند. سلینا، نمایشنامه نویس، همه چیز را ترسیم کرده بود. این همه از ذهن سلینا بود.

مهلت: من دارم میمیرم تا بدانم آن ماده شیمیایی استفانی چیست.

دراتچ: [می‌خندد] خب، من فرض می‌کنم اینطور است... منظورم این است که در زمانم داروی زیادی مصرف نکرده‌ام، بنابراین چیز زیادی برای ادامه دادن ندارم، اما فکر می‌کنم نوعی اسید است. نوعی چیز خودم هرگز اسید ننوشیده بودم، اما داشتم... خنده دار است. وقتی 20 ساله بودم، این اشتباه را مرتکب شدم که ... داشتم مسافرت می کردم. من در آمستردام بودم. و من این اشتباه را کردم که کیک فضایی را خوردم که حدس می‌زنم هش مستقیم بود. نمی دانستم که سال ها بعد می توانم از سفر بدم استفاده کنم. این یک بار بود که در هر کاری بودم، و در واقع به این بخش کمک می کند.

مهلت: روش بازیگری.

دراتچ: یکی از چیزهایی که در مورد این قسمت دوست دارم این است که در اولین اقدام او فقط یک موش است که می‌خواهد همه چیز را درست انجام دهد، و این انرژی است که من می‌توانم با آن ارتباط برقرار کنم. و سپس کل، فرض کنید، سفر او در پرده دوم است. یکی از شخصیت ها مراحلی را که قرار است طی کند بیان می کند ["دیدها، جنگ طلبی، شیدایی، تشنگی غیرقابل رفع جنسی و استفراغ"] و او انجام می دهد.

و باید بگویم، هر زمان که کسی شروع به گفتن داستانی می‌کند که شروع می‌شود، نوعی تعصب دارم، مثلاً، خدای من، دیوانه‌کننده‌ترین اتفاق برای من افتاد. من فقط خمیازه می کشم، البته این کار به این دلیل بود که شما مواد مخدر مصرف می کردید. مثلاً کجای این خنده دار است؟ اما برای این، فکر می‌کنم خنده‌دار است، زیرا می‌توانم با کسی باشم که از همه قوانین پیروی می‌کند و بعد از آن همه چیز را کنار می‌گذارم. حدس می‌زنم که من واقعاً آن را نمی‌بینم که مواد مخدر مصرف می‌کنم. من آن را بیشتر به‌عنوان کسی می‌بینم که شناسه‌اش منتشر می‌شود - به طرق مختلف. این چیزی است که واقعاً در مورد آن سرگرم کننده است. من اینگونه به آن برخورد کردم - اگر می‌توانی هر چیزی را که می‌خواهی بگویی، و نگران کسی نباشی که قرار است توهین کنی، و فقط تمام قدرتت را بگیری، می‌دانی، از لحاظ فیزیکی، احساسی، همه چیز. این چیزی است که هر شب واقعاً سرگرم کننده است.

ددلاین: استفانی از جهاتی روح نمایشنامه است، به نظر من – او همان چیزی است که وقتی سرکوب و سرکوب به نوعی رها می شود، اتفاق می افتد.

دراتچ: چیزی که من به تازگی متوجه شده ام این است که او تمام این ژست های قدرت را در ابتدا انجام می دهد - در واقع یک گفتگوی TED درباره این ژست های قدرتی برای زنان وجود دارد تا شما را در محل کار مطمئن تر کند. اما پس از آن تمام عمل دوم او فقط در مورد گرفتن قدرت است، فقط به طور طبیعی داشتن قدرت. رفتن از نقطه A به نقطه B با آن فقط سرگرم کننده است.

مهلت: چگونه SNL شما را برای برادوی آماده کرد؟ یا انجام داد؟

دراتچ: خوب، همانطور که شما گفتید، من تئاترهای زیادی انجام داده ام ، اما طراحی های زیادی نیز انجام داده ام، و نکته جالب در مورد POTUS این است که همه آن بخشی از یک نمایشنامه است، و با A بزرگ بازی می کند. اما شما هنوز هم می توانید تجربه طراحی زیادی را به آن بیاورید. من در نمایشنامه‌هایی حضور داشته‌ام که به نوعی این نقش جانبی کوچک در کمدی را دارم، اما این دلقک نمایشنامه است. این خیلی چیزهای فیزیکی است. برای من مثل یک ترکیب عالی به نظر می رسد. حتی ممکن است بیشتر شبیه شهر دوم باشد تا SNL ، زیرا شما هر شب در مقابل تماشاچیان زنده روی صحنه هستید، حتی اگر در SNL مخاطبان زنده وجود داشته باشند.، شما از دوربین ها بسیار آگاه هستید و می دانید، این فقط یک قطعه کوچک از یک صحنه است. بنابراین واقعاً لذت بخش است که با تماشاگران به این سواری بروید و این خانه غول پیکر مردم را داشته باشید که به هر شوخی می خندند.

SNL رویایی بود که به حقیقت پیوست و حضور در فیلم ها و همه چیزها بسیار سرگرم کننده است، اما چیزی در مورد دانستن نقش خود وجود دارد و لازم نیست چیزی بنویسید، می دانید من چه می گویم؟ هر شب فقط شما و تماشاگران هستید و این همان فضای شادی من است.

مهلت: آیا مخاطب شب به شب تغییر زیادی می کند؟ آیا در همان مکان ها می خندید؟

دراتچ: آره، تقریباً هر شب همینطور است، به نحوی خوب. من در برخی از نمایش‌ها حضور داشته‌ام که تو، خدایا، این کار نمی‌کند، جایی که از یک شب به بعد ممکن است جمعیت بدی داشته باشی، یا بگذار اسمش را بگذاریم خانه‌ای آرام ، در حالی که شوخی‌ها وجود ندارد. فرود تی من در آن‌ها بوده‌ام، اما این یکی تقریباً هر بار که آن را انجام می‌دهیم، کار می‌کند.

مهلت: شبی که من آنجا بودم، به محض ظاهر شدن شما - مجموعه می چرخد، و شما آنجا هستید - تماشاگران دیوانه شدند. آیا هر شب این اتفاق می افتد؟

دراتچ: خب، من و ونسا ویلیامز در آن صحنه هستیم. باید به اشتراک بگذارم…

مهلت: می توانید به اشتراک بگذارید.

دراتچ: اما عشقی وجود دارد، بله، منظورم این است که بیشتر روزها اتفاق می افتد. همه ما لحظات [ورودی] خود را دریافت می کنیم. فکر می کنم همه از دیدن همه ما هیجان زده اند.

ددلاین: آیا چیزی هست که از بازیگرانتان یاد گرفته باشید؟ من از شما نمی خواهم که از هر کدام بگذرید اما…

DRATCH: این نوع من را به یاد SNL می اندازد . چیزی که من در مورد SNL دوست داشتم این بود که همه خیلی بامزه بودند اما به روش های کاملاً فردی خود، و این هم این نمایشنامه است. بازیگران آن بسیار خوب است و همه انرژی‌های متفاوتی دارند…

مهلت: انرژی های قطعا متفاوت است. شما جولی وایت را دارید که تماشاگران تئاتر به خوبی او را می شناسند، و سپس جولیان هاف را دارید، که تازه وارد برادوی شده و بیشتر برای تلویزیون شناخته شده است، و به نوعی، بله، آنها با هم ترکیب می شوند…

دراتچ: جولی وایت خیلی خوب است، مثل آن فرد پر استرسی که سعی می کند همه چیز را تحت کنترل داشته باشد و باهوش ترین فرد در اتاق باشد - من دوست دارم هر شب او را ببینم که کارش را انجام می دهد - و سپس جولیان، که خیلی خوب است. زیبا و یک رقصنده و این زیبایی بلوند، درست مانند شخصیت او، و شما فکر می کنید که این شخصیت به دلیل نداشتن کلمه بهتر، به این نوع بلوند خنگ تبدیل می شود، اما متوجه می شوید که او اصلاً اینطور نیست. و جولیان بسیار باهوش و بامزه است. من عاشق این هستم که چگونه قسمت او هر شب باز می شود.

ددلاین: آیا از زمان انتشار خبر Roe v. Wade تفاوتی در واکنش مخاطبان مشاهده کرده اید؟

دراتچ: آره. یک خط در آنجا وجود دارد که در ابتدا تقریباً تصادفی به نظر می رسید. شما فکر می کنید که شخصیت جولیان کسی است که قرار است او را به اطراف هدایت کنند و فریب دهند، اما هر چند وقت یکبار او خطی دارد که مانند، اوه، نه، من واقعاً از نظر سیاسی باهوش هستم. او خطی در مورد مراقبت های بهداشتی باروری ایمن و مقرون به صرفه دارد که یک حق اولیه بشر است، و روزی که خبر درز پیش نویس دادگاه عالی منتشر شد، خدای من، مجبور شدیم برای مدت طولانی مکث کنیم. منظورم این است که، بله، ما در نیویورک هستیم، اما مجبور شدیم برای مدت طولانی مکث کنیم، در حالی که تماشاگران دیوانه شده بودند. مانند، تشویق و فریاد زدن و ایستادن. و می توانستی صدای فریاد مردان را نیز بشنوی. منظورم این است که به طرز خوبی فریاد زدن. این لحظه در نمایش است که مردم واقعاً به آن واکنش نشان می دهند.

اما حتی چیزهایی مانند ... می دانید، من اشاره کردم که من این ژست های قدرت را انجام می دهم، و می دانید که آنها به نوعی احمقانه هستند. اما با همه چیزهایی که می گذرد، حالا وقتی ژست هایی را انجام می دهم، بله! به من قدرت بده! یک خط در انتهای آن وجود داشت که به نوعی به آن چسبیده بود. ما این کار کوچک موسیقایی را انجام می‌دهیم، و در آخر، بیرون می‌روم و می‌گویم: «ما این حقایق را بدیهی می‌دانیم، که همه مردم یکسان آفریده شده‌اند، عوضی‌ها!» و در ابتدا فکر می‌کردم، خوب، این ارتباطی است با سخنرانی قبلی که انجام می‌دهم، اما حالا وقتی آن را می‌گویم، می‌توانی این انرژی را در اتاق احساس کنی. مثلاً، مردم فریاد می زنند و فریاد می زنند چون فقط می خواهند در یک اتاق با یکدیگر باشند و آن خط را به اشتراک بگذارند، می دانید؟

پوتوس: یا، پشت هر آدم بزرگی هفت زن در تلاش برای زنده نگه داشتن او هستند، نوشته سلینا فیلینگر و کارگردانی سوزان استرومن، لیلی کوپر، لی دلاریا، ریچل دراتچ، جولیان هاف، سوزی ناکامورا، جولی وایت و ونسا ویلیامز در آن بازی می کنند. در تئاتر شوبرت در حال پخش است.