در صنعتی که هنوز تا حد زیادی در تلاش است تا پول خود را در مورد توانمندسازی کارگردانان زن فیلم بگذارد، همیشه چیزهای دلگرم کننده ای در مورد دیدن اولین کارگردان زن برای اولین بار در جشنواره بین المللی فیلم وجود دارد. اما وقتی با آنتونتا آلامات کوسیجانوویچ، نویسنده و کارگردان آشنا می‌شوید، سخت است فکر کنید که نام او نامی نخواهد بود که سال‌های آینده همچنان روی صندلی کارگردانی ببینیم. این بازیگر کروات که بخش‌هایی از سال‌های بزرگسالی خود را در نیویورک گذرانده است، برای اولین بار با اولین فیلم سینمایی خود مورینا که فردا در بخش دو هفته کارگردانان جشنواره به نمایش درمی‌آید، بر روی Croisette اثر می‌گذارد.

ایده مورینا تا حد زیادی از فیلم کوتاه کوسیجانوویچ Into The Blue الهام گرفته شده بود که در جشنواره بین‌المللی موفق شد و جوایزی را در برلین و سارایوو به ارمغان آورد. در آن فیلم، جولیای 13 ساله و مادرش از یک خانواده بدسرپرست فرار کردند تا به جزیره‌ای در کرواسی که در آن بزرگ شده بود پناه ببرند. مورینا ، داستان را جلوتر می‌برد، زیرا شاهد تلاش همان شخصیت جولیا برای جایگزینی کنترل او هستیم. پدر با دوست خارجی ثروتمندش در سفر آخر هفته اش به خانه شان در دریای آدریاتیک. در دنیای پس از قرنطینه، این منظره شگفت‌انگیز برای چشمان تشنه تعطیلات است و در عین حال مضامین شوونیسم مردانه، کنترل خانواده، سرکشی نوجوانان و آزادی را لمس می‌کند.

در این فیلم گراسیا فیلیپوویچ، دانیکا کورچیچ، لئون لوچف، کلیف کورتیس، جوناس اسمالدرز و کلارا موچی ایفای نقش می کنند. کوسیجانوویچ از روی فیلمنامه ای که با فرانک گرازیانو نوشته است کارگردانی می کند. ویژگی های RT رودریگو تکسیرا، Sikelia Prods مارتین اسکورسیزی. و محصول کرواسی Antitalent.

The Match Factory این هفته فیلم را در کن می فروشد .

ددلاین پیش از اکران فیلمش با کوسیجانوویچ که در هفته 39 بارداری اولین نوزادش را به سر می برد (در شرایط آب و هوایی غیرقابل تحمل گرم و مرطوب در کن) پیش از اکران فیلمش در مورد سفر فیلم و نحوه نشستن روی پرتگاه صحبت کرد. آنچه به نظر می رسد تغییرات عمده ای در زندگی باشد.

مهلت: این اولین ویژگی شماست و اینجا در کن هستید. این در حال حاضر چه دستاوردی برای شماست. سفر شما به صندلی کارگردانی چگونه بود؟  

کوسیجانوویچ: من در دوبرونیک بزرگ شدم که شهری بسیار کوچک در کنار دریا است. تقریباً شبیه دهکده ماهیگیران است و بسیار بسیار قرون وسطایی است. وقتی از کودکی آنجا بزرگ شدیم، همیشه در گروه های بزرگ در خیابان بودیم. با نگاهی به گذشته، فکر می‌کنم همه این بازی‌هایی که در کودکی انجام دادیم باعث شد واقعاً از تخیل خود استفاده کنیم. ما هر شب این نمایش های بزرگ را برای والدین برگزار می کردیم و چادر می ساختیم و حدود 20 نفر بودیم. واقعا مثل کارگردانی بود. از شش یا هفت سالگی به عنوان یک کودک بازیگر با بازی در تئاتر شروع کردم. اما پس از آن نمی خواستم بازیگری را دنبال کنم، بنابراین برای تولید فیلم برای دانشگاه رفتم. سپس به نیویورک نقل مکان کردم و پنج سال به عنوان تهیه کننده کار کردم. یک پروژه مستند بود که در آن کارگردانی نداشتیم و به همین دلیل وارد کار شدم. وقتی این کار را انجام دادم، همه چیز منطقی بود و می دانستم که می خواهم فیلم کارگردانی کنم.

مهلت: مورینا به چه معناست؟

کوسیجانوویچ : مورینا یک مارماهی موری است. این تنها حیوانی است که پوست خود را گاز می گیرد تا خود را آزاد کند. برای من، این استعاره ای از قهرمان داستان ما بود. او حاضر است حتی خانواده خود را برای فرار از آن مکان قربانی کند.

ددلاین: الهام بخش این فیلم چه بود؟ این ایده چگونه شکل گرفت؟

کوسیجانوویچ : من در جزیره ای با مادربزرگ و مادربزرگم بزرگ شدم. در طول تابستان، من در این جزیره آزاد بودم و تضاد آن با طبیعت و هورمون‌های خطرناک و خطرناک، به نوعی تربیت من بود و الهام بخش فیلم کوتاه من به درون آبی بود.. آن فیلم در مورد بچه ها کاملاً آزاد است، برخلاف این طبیعت. طبیعت خشن است و خشونت خودشان در کنار آن است. وقتی آن فیلم را تمام کردم، متوجه شدم که واقعاً می خواهم بیشتر در آن دنیا بمانم. من شروع به نوشتن همان شخصیت، جولیجا، برای فیلم بلند کردم. دنیای شوونیسم و ​​روابط خانوادگی و آن پویایی ها شروع به باز شدن کرد، زیرا من هم زمان زیادی را در کرواسی سپری می کردم که فیلم را آماده می کردم و شخصیت واقعاً آنجا به سراغم آمد. میل او به زندگی، عشق، بیشتر خواستن و ترک محیطش احتمالاً چیزی است که به من خیلی نزدیک است.

مهلت: شما به این دنیای شوونیسم اشاره می کنید - آیا این چیزی است که در زندگی خود در زمان رشد در کرواسی احساس کرده اید که در معرض آن قرار گرفته اید؟

کوسیجانوویچ : من فکر می کنم که این ذهنیت در همه جا وجود دارد. یک بار یکی از من پرسید، "پس فکر می کنی چقدر شوونیسم وجود دارد؟" و من گفتم، "یعنی به درصد؟ شما چقدر زمان دارید؟" به اندازه ای که شما اجازه دهید وجود دارد. این می تواند یک چیز فرهنگی باشد، مانند کشورهای بالکان. اما من در هر کشوری در دنیا همین را می بینم. شما می دانید که این همان چیزی است که ما به آن می گوییم. در ایالات متحده ما آن را شوونیسم، در کرواسی، ما آن را ذهنیت می نامیم. در برخی فرهنگ‌های دیگر، شاید به آن فرهنگ یا برای پیشبرد آن، آداب و رسوم گفته می‌شود. من فکر می کنم که فقط یک نام دارد و آن جنسیت گرایی است.

مهلت: چه سفری بود که این فیلم تامین مالی شد و از زمین خارج شد؟

کوسیجانوویچ : من خیلی خوش شانس بودم. تامین مالی این فیلم را از سال 1396 آغاز کردم که سال بسیار مهمی برای همه فیلمسازان زن بود. مطمئناً احساس می کردم که دارم فیلم را در زمان مناسب می سازم. من تازه فوق لیسانس خود را از کلمبیا به پایان رسانده بودم، یک فیلم کوتاه بسیار موفق را برای اولین بار نمایش داده بودم و این به نوعی کارت ویزیت بود، زیرا آن هم در همان دنیای این فیلم است. یکی دیگر از مزایای زیبایی که داشتم این بود که من هم اروپایی و هم آمریکایی هستم، بنابراین بودجه فیلم هم از طریق سرمایه خصوصی از طرف آمریکایی و برزیلی و هم از طریق پول نرم اروپایی تامین شد. باید بگویم که واقعا زمان مناسب، پروژه مناسب بود و همه چیز بسیار کارآمد و روان پیش رفت.

مهلت: این را از کجا شلیک کردید؟

کوسیجانوویچ: ما آن را در این جزیره کرواسی که مادربزرگم در آن بزرگ شد و جزیره ای که من در آن بزرگ شدم، فیلمبرداری کردیم. باور نکردنی بود زیرا تمام صحنه های زیر آب و مانند صحنه های شبانه در غار، این مادربزرگ من بود که لوکیشن را پیدا کرد. او به من گفت: «چرا نمی‌روی و به آن غار نگاه نمی‌کنی، زیرا آنقدرها خطرناک نیست اما بسیار عمیق است. من به عنوان یک دختر آنجا شنا می کردم.» بنابراین، در نهایت مکان عالی بود. بعد خونه ای که هوار زدیم که خیلی قشنگه. و سپس بزرگترهای بیرونی که بیرون از خانه هستند. لوکیشن های بیرونی در پارک ملی کورناتی فیلمبرداری شدند. برای من، این بخش بسیار مهمی از فیلم بود، زیرا می‌خواستم طبیعت روشن و بدون پوشش گیاهی باشد. می‌خواستم شخصیت‌ها کاملاً در معرض نور خورشید باشند، تقریباً مانند مارمولک‌هایی که نه جایی برای رفتن و نه جایی برای پنهان شدن ندارند و همه چیز اشتباه است.

مهلت: کووید چگونه بر روی فیلم تأثیر گذاشت؟

کوسیجانوویچ : ما فیلمبرداری را تمام کرده بودیم، اما کووید در مرحله پس از تولید به ما خنجر زد. فقط برای ما مهم بود که صبور باشیم و مقاومت و امیدمان را حفظ کنیم. من در آن زمان شروع به توسعه پروژه های دیگر کردم، بنابراین راه خوبی برای فکر کردن به مرحله بعدی بود.

مهلت: بیایید در مورد صحنه های زیر آب صحبت کنیم زیرا تعداد آنها بسیار زیاد است و بسیار زیبا هستند و اتفاقات مهم زیادی در آنها رخ می دهد. شما به عنوان کارگردان چگونه به این صحنه های زیر آب برخورد می کنید؟

کوسیجانوویچ: فکر می کنم عکاسی از صحنه های زیر آب و فقط داشتن دوربین زیر آب بی فایده است. بنابراین، مگر اینکه هدف واقعی و صحنه واقعی اتفاق بیفتد، من واقعاً زیر آب نرفتم زیرا بسیار پیچیده است. بنابراین، ما آن صحنه‌ها را در خشکی تمرین می‌کنیم، انگار که زیر آب هستید. آماده سازی زیادی با بازیگران در استخر بود. بنابراین، این صحنه‌ها واقعاً سرگرم‌کننده بودند، زیرا تقریباً یک مجموعه بالای آب است و سپس ما یک مجموعه بزرگ در زیر آب داریم. امنیت بیشتری وجود دارد زیرا هر فرد فردی دارد که زیر آب از آنها مراقبت می کند، بنابراین در حالی که آنها روی فیلمبرداری و بازیگری متمرکز هستند، شخص دیگری روی ایمنی آنها تمرکز می کند. این یک مجموعه بسیار بزرگ در واقع در زیر آب است. در ابتدا برای تمرین، با آنها رفتم، اما برای فیلمبرداری. من این هیدروفون را داشتم، مانند شنای همزمان. بنابراین، یک اسپیکر زیر آب بود و من با میکروفون بالای آب، صفحه نمایش را تماشا می کردم و آنها را هدایت می کردم. ما حدود 40 دقیقه با آنها زیر آب خواهیم داشت.

مهلت: کمی در مورد روند انتخاب بازیگر بگویید.

کوسیجانوویچ : برای فیلم Into The Blue ، من گراسیا فیلیپوویچ، شخصیت اصلی من را انتخاب کردم. من به طور منظم در شهر انتخاب می کردم، حدود 100 بچه بودند و او را انتخاب کردم. کار کردن با او بسیار زیبا بود، یک هم افزایی واقعی بین ما وجود داشت، بنابراین می دانستم که می خواهم دوباره با او کار کنم. ما از این رابطه بزرگ شدیم که من تقریباً مثل یک مادر بودم و او 13 ساله بود و سپس او 15 ساله بود و بیشتر شبیه یک خواهر بزرگ بود و اکنون ما واقعاً با هم دوست هستیم. او به این زن بسیار باهوش و قدرتمند بزرگ شده است. بنابراین، با مورینا ، من واقعاً روی ساختن کل بازیگران حول او تمرکز کردم.

او به بازیگرانی نیاز داشت که هر دو برای این نقش مناسب باشند، اما می‌دانستند چگونه از او در چنین نقش پیچیده‌ای حمایت کنند، جایی که او هر لحظه روی پرده است. ما با او و دیگر بازیگران بازیگری انجام دادیم تا بتوانیم پویایی را ببینیم. در پیش تولید، تمرینات بسیار گسترده ای انجام دادیم. ما همچنین تقریباً یک ماه در جزیره ای که من در آن بزرگ شدم با هم زندگی کردیم و این پویایی ها درست در همان جا شکل گرفت. با آمادگی بدنی، ایمنی در درجه اول اهمیت قرار داشت. Gracija یک شناگر حرفه ای است و 11 سال است که تمرین می کند و او یک شناگر برتر است. او مثل یک ماهی است. در برخی از صحنه ها، در واقع باید به او بگویم که کمتر حرفه ای شنا کند!

مهلت: انتخاب اولین فیلم برای بازی در کن برای شما چه معنایی دارد؟

کوسیجانوویچ : البته این یک احساس باورنکردنی است. من خیلی افتخار میکنم اما همچنین از آنجایی که ما مدت زیادی منتظر نمایش این فیلم بوده‌ایم، یافتن این موضوع یک آرامش واقعی بود. به عنوان یک فیلمساز، همیشه احساس می کنید که انرژی زیادی از تیمتان، از بازیگرانتان، از همه کسانی که در ساخت این فیلم نقش داشته اند، گرفته اید. بنابراین، این احساس می‌کرد که ما همه اینها را برای آنها ارزشمند کردیم. بنابراین، احساس آرامش باورنکردنی به من داد زیرا احساس مسئولیت بسیار قوی در قبال افرادی که با آنها کار می کنم دارم. اما از نظر معنایی که برای من دارد، جشنواره عالی برای نمایش یک فیلم، به خصوص اولین فیلم من است. قطعاً بر نحوه فروش و توزیع فیلم تأثیر می گذارد و اکنون فیلم بعدی من تأمین مالی می شود.

مهلت: این هفته اولین فیلم خود را به نمایش می گذارید، اما همچنین اولین فرزند خود را نه ماهه باردار هستید. بسیاری از اولین ها در افق نزدیک! چه حسی دارد؟ ممکنه این بچه فرش قرمز باشه؟

کوسیجانوویچ : شگفت انگیز است - من بسیار هیجان زده هستم. این باور نکردنی است که همزمان با این اولین نمایش اتفاق می افتد. احساس می‌کنم در حال حاضر باران خبرهای خوبی می‌بارد. اما بله من الان خیلی باردارم من امیدوار هستم که در حال حاضر با ماشین به کرواسی برگردم، اما آماده به دنیا آوردن نوزاد در کن هستم!

ددلاین: دیدن کارگردان زن دیگری در آنجا بسیار عالی است. تعداد آنها کافی نیست. در حال حاضر نسبت به برابری جنسیتی در تجارت چه احساسی دارید؟

کوسیجانوویچ : کارگردانی یک فیلم همیشه سخت است و بله، شوونیسم به نوعی حالت کلی در صحنه فیلمبرداری است، بنابراین مقداری انرژی می گیرد که غیرضروری است. من همین چند ماه پیش یک فیلمبرداری باورنکردنی در مکزیک انجام دادم و فقط با زنان سر صحنه فیلمبرداری بودم. گاف ها، چنگ زدن، DP - همه یک زن بودند و این بسیار احساسی بود. DP من هم باردار بود و گافر این میکروفون کوچک را در گوشش داشت و من فکر می کردم که فقط یک میکروفون معمولی است اما او داشت به فرزند پنجمش روی مانیتور گوش می داد و من فقط فکر کردم که این همه تجربه شگفت انگیز و باورنکردنی است. بنابراین، فکر می‌کنم حال و هوای کار کردن به این شکل الهام‌بخش‌تر و آزاد‌کننده‌تر است و در نتیجه قطعاً تمرکز بیشتری روی کارم داشتم.

مهلت: چه فیلم ها یا کارگردان هایی الهام بخش شما هستند؟

کوسیجانوویچ : جین کمپیون. او فقط شگفت انگیز است. و من فکر می کنم تا به امروز فیلم مورد علاقه من هنوز پیانو است. خیلی پیچیده است و لایه های زیادی دارد. نحوه به تصویر کشیدن زن به عنوان مادر و رقابت با فرزند و رابطه او با جنسیت و جامعه ستمگر شگفت انگیز است. همه اینها در یک فیلم است و فیلمی است که به خوبی پیر می شود.

مهلت: بدیهی است که شما شخصاً کارهای زیادی انجام داده اید، اما از نظر شغلی در چند سال آینده چه اتفاقی می بینید؟

کوسیجانوویچ : من همیشه باز می مانم. اغلب وقتی برای چیزهایی برنامه ریزی نمی کنم، کائنات راهی پیدا می کند تا همه چیز را بهتر از آنچه برای خودم برنامه ریزی کرده بودم بسازد. اما من دارم روی فیلم بعدی ام کار می کنم و این چیزی است که امیدوارم در نیویورک فیلمبرداری کنم. این شهری است که احساس می کنم خانه دوم من است. این قطعاً من را به فردی که در حال حاضر هستم تبدیل کرده است و احساس می کنم یک ارتباط واقعی با آن شهر دارم.