نقش جان تورتورو از جان استون، وکیل دادگستری منهتن در سریال The Night Of شبکه HBO ، یکی از عالی‌ترین چرخش‌های 180 درجه‌ای ساکن بروکلین است. استون که چروک پوشیده و گرفتار اگزما شده است، مانند یک صلیب برای تحمل، یک شوخی در میان پلیس ها و همتایان قانونی خود است. اما یک شب وکیل با ناصرخان (ریز احمد)، یک دانشجوی دانشگاهی پاکستانی-آمریکایی که متهم به قتل است، روبرو می شود. در شهری که پس از 11 سپتامبر از نظر نژادی تقسیم شده است، استون ممکن است تنها امید ناز برای یک محاکمه عادلانه باشد. The Night Of بر اساس درام بی بی سی Criminal Justice، پروژه ای پرشور جیمز گاندولفینی بازیگر فقید سوپرانو بود. ، که هم تهیه کننده اجرایی بود و هم در نقش استون در خلبان اولیه 2012 بازی کرد. تورتورو تا به امروز برای نوبت خود در  The Night Of،  نامزدی جایزه بهترین بازیگر مرد سریال محدود گلدن گلوب را دریافت کرد.

بیایید در مورد اینکه چگونه پروژه به شما رسید صحبت کنیم. می دانم که شما در فیلم ساعت های اسپایک لی که ریچارد پرایس آن را نیز نوشته بود، بازی کردید

من همچنین در فیلم رنگ پول ، یکی دیگر از فیلمنامه های ریچارد پرایس حضور داشتم، و تقریباً فیلم «سگ دیوانه و شکوه » را که او نوشته بود، کار کردم. من ریچارد را از سال 85 می‌شناسم و کتاب‌هایش را می‌شناسم، و تا جایی که استیو زیلیان ، با او درباره حضور در «جستجوی بابی فیشر » صحبت کردم و از نظر برنامه‌ریزی درست نشد، اما من واقعاً آن فیلم را دوست داشتم. آنها به من نزدیک شدند و پس از آن مشخص بود که من واقعاً با جیمز [گاندولفینی] صمیمی بودم. ما از اوایل دهه 90 همدیگر را می شناختیم. زمانی که او در The Sopranos حضور داشت، در فیلمی که من کارگردانی کردم، عاشقانه و سیگار بود، نقش اول را بر عهده داشت و ما دوستان بسیار خوبی شدیم.

من دو قسمت اول را خواندم و بعد خلبان را دیدم و به این فکر کردم که "وای خدا، نمی دانم می خواهم این را ببینم یا نه" و این یک قطعه بسیار طولانی از آن بود. جیمز فقط یک صحنه به عنوان استون داشت، شخصیتی که من نقش آن را بازی می کردم. من چند قسمت دیگر را خواندم و سپس با استیو آشنا شدم. او بسیار خوشحال بود که من به آن علاقه مند شدم و سپس خواستم تمام قسمت ها را بخوانم. ریچارد و استیو هستند و من فکر می‌کردم مثل خواندن یک رمان است.

شما کاملا این شخصیت را پوشیدید. انگار پنج روز متوالی بیدار بودی. آیا قبلاً این سنگ را می شناختید؟

من افراد زیادی را در حرفه‌های مختلف می‌شناسم که توانایی‌های فوق‌العاده‌ای دارند و فوق‌العاده با استعداد و ماهر و توانا هستند، و هیچ‌وقت برای زنده ماندن آن چیزی که ممکن است در مورد استون باشد: نگه داشتن جان کسی دستانش، و شاید راه درستی از کار در نیامد.

اما من فکر می کردم چیزی بسیار انسانی در آن وجود دارد. مردی که عاقل است و این همه طنز سیاه و همه چیز دارد و بدنش به او خیانت می کند. او همه این موانع را دارد و با این حال این ارتباط را با این بچه دارد. و فکر می‌کنم ارتباط خوبی با من و ریز کمک کرد، ما یک ارتباط ارگانیک داشتیم.

در پایان، من هر روز کارهای زیادی با پاها و آرایشم انجام می دادم، خیلی زود آنجا بودم و همیشه آخرین نفری بودم که به خاطر همه چیز می رفتم. این مانند فرسایش من است - شما در آن فرو می روید. و گاهی اوقات اتفاقی می افتد و شما احساس می کنید بسیار بسیار آزاد هستید و احساس می کنید به هر حال می توانید آن را انجام دهید. شما می توانید صحنه را ده روش مختلف انجام دهید.

آیا دادستان خاصی وجود داشت که در زمینه ساخت سنگ با او مشورت کردید؟

کنی مونتگومری، که یک دادستان ستاره و یک وکیل مدافع است، او واقعاً به من کمک زیادی کرد زیرا توانست آنچه را که واقعاً از سر می گذراند، ترسیم کند. و اگرچه او واقعاً موفق است، اما هزینه زیادی برای او دارد. ما چندین بار ملاقات کردیم و او فیلم هایی از موارد را به من نشان داد و او توانست چیزهای خاصی را برای من مشخص کند. او شبیه همان مردی است که شاید استون می تواند باشد، می دانید؟

اما بسیاری از این افراد، زندگی آنها به هم ریخته است. داشتن خانواده سخت است. گاهی اوقات افراد سه، چهار بار طلاق می گیرند و شب خراش هستند. شما چنین مطالبی را دریافت نمی کنید. من کتاب‌خوان بزرگی هستم، پس مثل این است که در بسیاری از کتاب‌های اقتباسی حضور داشته‌ام و در عرض دو ساعت همیشه فکر می‌کنی این را از دست دادی و آن را از دست دادی، و در این مورد چیزی را از دست ندادی.

با توجه به شیوع پروفایل نژادی در پست 11 سپتامبر، آیا فکر می کنید که ما هرگز قادر به رفع این مشکل خواهیم بود؟

من فکر می کنم این سوال است. جهان در حال حاضر به معنای واقعی کلمه صدها، هزاران و میلیون ها پناهنده دارد، بنابراین این مشکلی است که کشورها جذب می کنند زیرا کشورهایی که آنها از آنها آمده اند در آشفتگی قرار دارند. بنابراین این مشکل بزرگی است که کل غرب با آن مواجه است. ما به شکلی بسیار کوچکتر از آنچه مردم در اروپا با آن روبرو هستند، مواجه هستیم. اگر در ایتالیا زندگی می کنید، مردم هر روز از تمام نقاط مختلف آفریقا و خاورمیانه برای رفتن به سیسیل می آیند.

اما تا آنجا که کشور ما، کشور ما بیش از بسیاری از کشورها آزمایشی است و این مسئله در کشور ما و مشکل در کشور ما و گناه اصلی کشور ما بوده است. من به تازگی خواندن  White Trash را که کتابی جذاب است، به پایان رساندم، زیرا در مورد طبقه پایین سفیدپوست که از ابتدا اینجا بودند و اینکه چگونه آنها تقریباً زیر بردگان بودند صحبت می کند. و این جذاب بود زیرا من یک علاقه مند به تاریخ هستم، من برای مدت بسیار کوتاهی معلم تاریخ بودم و چیزهای زیادی در مورد علت وضعیت امروز ما یاد گرفتم.

بنابراین، من فکر می‌کنم وقتی داستان‌های جالبی می‌بینی، آدم‌ها را تغییر نمی‌دهد، اما به انسان‌سازی کمک می‌کند و شاید کمی حساست کند و می‌گویی: «خب، آن شخص یک فرد واقعی است، با خانواده می‌آید و امیدوار است. و رویاها و خواسته ها و آرزوها.' مردم هیچ فرقی با هم ندارند. از نظر فرهنگی شما می توانید متفاوت باشید، اما ما نقاط مشترک بیشتری داریم. اما من فکر می کنم، مگر اینکه شما آن را ترسیم شده ببینید، مگر اینکه تعامل داشته باشید، و باید تعامل واقعی با مردم داشته باشید، در غیر این صورت آن دیگری است. می دانید، مردم خوب می گویند، این دیگری است، این من نیستم.

آنها آن را در کشور خودمان می بینند و ما مدت هاست آن را دیده ایم. و این درست مانند ظلم و ستم مردم است که از بین می روند زیرا آنها یک مذهب خاص هستند، حتی یک مذهب، اما آنها یک فرقه خاص از آن دین یا هر چیز دیگری هستند و هرگز متوقف نمی شود. بنابراین، مثل این است که مردم باید به طور روزانه متمدن باشند.

اگزما، بدیهی است که صلیب او را تحمل می کند، اما آیا نماد چیز دیگری است؟

نمی دانم، فکر می کنم یکی از سازندگان اصلی سریال بی بی سی از آن رنج می برد و آن را وارد می کرد. این یک نقص ایمنی ناشی از استرس است و کسانی که از آن رنج می برند می توانند از ذهن خود خارج شوند. یک داروی کاملاً جدید وجود دارد که به تازگی ساخته شده است که بسیاری به آن امید زیادی دارند. آزمایشات خوب پیش رفته است، اما مردم نمی توانند بخوابند. خیلی وقت ها می خواهند چک کنند چون نمی توانند آن را تحمل کنند. زندگی شما اساساً غیرقابل تحمل است زیرا شما در ناراحتی شدیدی هستید و این واقعاً ناتوان کننده است. فکر می‌کردم بخش جالبی از داستان بود، اما بدیهی است که جان استون وقتی همه چیز خوب است آن را دارد، و بعداً وقتی در دادگاه ناز روی صندلی داغ می‌نشیند بدتر می‌شود.

از فیلم کوتاهی که کارگردانی کردید،  مو،  که در جشنواره فیلم ترایبکا بازی کرد، بگویید. همچنین در مورد ساخت فیلم‌های مستقل امروزه، آیا ساخت فیلم‌های مستقل در دهه 1990 زمانی که برای اولین بار مک را کارگردانی کردید آسان‌تر بود  ؟

انجام مک آسان نبود زیرا داستانی در مورد افراد مافیایی نبود، می دانید؟ متاسفم که این را می گویم اما این حقیقت لعنتی است. درباره خانواده ای از سازندگان ایتالیایی-آمریکایی بود. ساخت مک آسان نبود، اما زمانی که من با لری استس از کلمبیا تریستار خانگی که سکس، دروغ، نوار ویدیویی و یک حرکت نادرست انجام داد، پول گرفتم ، او به تنهایی مسئول 50 فیلم مستقل و جالب بود. فیلم ها.

ما 43 روز فرصت داشتیم تا مک را فیلمبرداری کنیم. حدود 2.3 میلیون دلار هزینه داشت. امروزه زمان کمتری برای عکاسی دارید. یعنی من تازه ساختن یک فیلم را تمام کردم و سخت تر است. اکنون انجام آن سخت تر است زیرا زمان کمتری برای انجام آن دارید و پول کمتری برای انجام آن دارید و همچنین فیلم متوسط ​​به نوعی از بین رفته است. من حدس می زنم که با چیزهای خوب و عالی در تلویزیون جایگزین شده است. فکر نکنم راحت تر باشه فناوری، می‌توان گفت که اینجا و آنجا می‌تواند کمی ارزان‌تر باشد، اما اگر واقعاً می‌خواهید فیلمی را در شهری مانند نیویورک فیلم‌برداری کنید، همه این سطوح مختلف وجود دارد و هنوز باید به همه اتحادیه‌های مختلف پول بپردازید. و گران است و پول کمتری دریافت می کنید. اگر 50 روز برای فیلمبرداری یک فیلم فرصت دارید، فرصت دارید تا اشتباه کنید و می توانید به عقب برگردید و چیزی را اصلاح کنید. اگر 40 روز فرصت دارید؛ قبلاً هشت هفته بود یک عکسبرداری کوتاه بود. اکنون یک عکسبرداری کوتاه مانند پنج تا شش هفته است که باور نکردنی است. شما واقعاً مثل یک طناب‌باز هستید.

درست کردن کوتاه واقعا سخت است، اما مهارت های شما را تیز می کند. و من و بابی کاناواله با هم دوست هستیم و بعد از آن فیلمی ساختیم که من به تازگی آن را تمام کردم. و بنابراین من با فرد المز کار کردم. ما نمی‌دانستیم قرار است چه اتفاقی بیفتد، زیرا اساساً واقعاً فیلمنامه‌ای نداشتیم. می دانید، ما همه این چیزها را داشتیم که قرار بود از آنها بداهه بگوییم. موضوعات و چیزهای دیگر سپس بابی چیزی را مطرح کرد، زیرا او نگران چیزی بود که من احساس می کردم طنز است یا نه. مو بخش بزرگی از زندگی افراد است تا زمانی که واقعاً وارد آن شوید. یک مصاحبه عالی با دان کینگ وجود دارد که در آن او در مورد قدرت مو صحبت می کند. و او در این مصاحبه در واقع در مورد ترامپ صحبت می کند. او یک کلاه ایمنی برقی دارد و ظاهری قدرتمند دارد. اما هرکسی رابطه دیوانه وار خودش را دارد، منظورم این است که اکنون انواع مختلفی از مدل مو وجود دارد،

قبل از کسب MFA در مدرسه درام ییل، چه زمانی باگ بازیگری را دریافت کردید؟

من بچه کوچیک بودم من همیشه نقش های کوچکی را در نمایش ها بازی می کردم. اما با دیدن فیلم های قدیمی فکر می کنم؛ تماشای فیلم میلیون دلاری ، تماشای کانال 5، تماشای فیلم های دهه 30، 40، 50. بله، این همان چیزی بود که به من این مشکل را داد، زیرا من هرگز به جایی سفر نکردم، بنابراین این نوعی سفر احساسی بود. در دبیرستان، من قالب‌ها را انجام می‌دادم، و سپس نسخه‌ای از پیپین را انجام دادم، نه نمایشنامه کامل . من با پیپین وسواس داشتم .

تو کی بودی؟

بازیکن پیشرو؛ نقشی که بن ورین بازی کرد فقط فکر کردم که او چه حضور شگفت انگیزی روی صحنه داشت. و من سابقه عیسی مسیح سوپراستار را داشتم - او نقش یهودا را بازی می‌کرد - و سپس شروع به دیدن نمایش‌ها کردم. من بازیگران بزرگ زیادی دیدم، پاچینو را وقتی واقعا جوان بود دیدم. مادرم مرا برد تا بازی او را ببینم. بنابراین وقتی تئاتر را دیدم فکر کردم، وای، شاید این کاری باشد که بتوانم انجام دهم، زیرا هرگز کسی را که در فیلم حضور داشته باشد، نمی شناسم.