لاوکرافت کشور اچ‌بی‌او در این فصل 18 نامزدی امی دریافت کرد که شامل سریال‌های درام برجسته می‌شود. بر اساس رمان‌های مت راف به همین نام، سریال در دهه 1950 جیم کرو آمریکا اتفاق می‌افتد، جایی که آتیکوس (جاناتان میجرز) به همراه دوست دوران کودکی‌اش لتی (جرنی اسمولت) و عمو جورج (کورتنی بی ونس) به دنبال پدر گمشده‌اش می‌گردند. . ماجورا و اسمولت هر دو نامزد جایزه امی در بخش بازیگری اصلی هستند.

اپیزود آزمایشی با عنوان «غروب آفتاب» توسط خالق سریال میشا گرین نوشته شده است و نامزد بخش نویسندگی برجسته برای یک مجموعه درام است. با سفر آتیکوس به خانه پس از دریافت نامه ای از پدرش که مدت هاست با او صحبت نکرده است، شروع می شود. پس از برقراری ارتباط مجدد با عمو جورج و لتی، هر سه آن‌ها برای یافتن مکان مرموز در شهرستان دوون معروف به آردهام، که در هیچ نقشه‌ای یافت نمی‌شود، راهی سفری جاده‌ای شدند.

در اینجا، گرین به برخی از سوالات مربوط به کار خود روی پایلوت به عنوان بخشی از Deadline's It Starts on the Page، مجموعه‌ای که فیلم‌نامه‌هایی از برنامه‌های امسال نامزد جایزه امی و نویسندگانی را که آنها را زنده کرده‌اند، به نمایش می‌گذارد، پاسخ می‌دهد.

الهام بخش سریال چه بود؟

کتاب زیبای مت راف سکوی پرشی اولیه بود و پس از آن شمال‌های واقعی که به آن بازمی‌گردیم عبارت بودند از: «بازیابی ژانرهای پالپ برای رنگین‌پوستان» و «شادی و آسیب نسلی». و در تمام طول مسیر سینک آشپزخانه را پیدا کردیم: «لیموناد» بیانسه، «من سیاهپوست تو نیستم» از رائول پک، The Goonies ، آلبوم‌های گفتاری/گفتار، جوزفین بیکر، کابوس در خیابان الم ، موسیقی انجیل، مد گوردون پارک عکاسی و اساطیر کره ای فقط چند مورد را نام می برد.

خط مورد علاقه شما از فیلمنامه چیست؟

این ربطی است بین «اسم من دختر نیست، لتیتیا فاکین لوئیس است» و «چون ترس ما را نجات نخواهد داد، تو هستی». جورنی اسمولت و جاناتان میجرز هر خطی را شبیه به مورد علاقه شما خواهند ساخت.

سخت ترین صحنه برای نوشتن چه بود؟

دشوارترین صحنه برای نوشتن صحنه بین آتیکوس و عمو جورج در راهنمای سفر سیاهپوستان ایمن بود که نیروی محرکه اولیه مجموعه ما را راه اندازی کرد. این یک تعادل خوب بین بیرون رفتن از نمایشگاه، دست انداختن اسرار، روشن کردن نقشه برای پیدا کردن مونتروز پاپ آتیکوس، و تجسم مجدد سریال HP Lovecraft است. من آن را نوشتم، آن را شلیک کردیم، سپس آن را بازنویسی کردم و دوباره آن را فیلمبرداری کردیم. بار دوم همیشه جذاب است، زیرا قطعاً بار سوم را برای عکاسی نخواهید داشت.

فیلمنامه چند بازنویسی را پشت سر گذاشت؟ 

برای تمام افراد داخلی تولید، به سالمون رسیدیم. برای همه افراد داخلی تولید آینده، هر بار که پیش نویس جدیدی از فیلمنامه منتشر می شود، یک رنگ جدید است، و به این صورت است: سفید، آبی، صورتی، زرد، سبز، طلایی، سپس سالمون. همانطور که ضرب المثل قدیمی می گوید: "نوشتن بازنویسی است."

برای خواندن اسکریپت زیر روی آن کلیک کنید.