The Crown از نتفلیکس نامزد 24 جایزه Primetime Emmy از جمله سریال درام برجسته برای فصل چهارم این سریال است که به جزئیات سلطنت ملکه الیزابت دوم می‌پردازد. این فصل عاشقانه‌های طوفانی بین شاهزاده چارلز (جاش اوکانر) و لیدی دایانا اسپنسر (اما کورین) و همچنین دوران تصدی مارگارت تاچر (گیلیان اندرسون) به عنوان نخست‌وزیر را پوشش می‌دهد. اوکانر و کورین هر دو نامزد جایزه امی در بخش های بازیگری اصلی هستند، در حالی که اندرسون نامزد بهترین بازیگر نقش مکمل زن در یک سریال درام است.

قسمت پایانی فصل 4، با عنوان "جنگ" که توسط خالق سریال پیتر مورگان نوشته شده است ، نامزد بخش نویسندگی برجسته برای یک مجموعه درام است. اپیزود با به چالش کشیدن رهبری تاچر آغاز می شود. چارلز هنگامی که با احتمال از دست دادن موقعیت خود روبرو می شود، متوجه می شود که دایانا به خیانت خود ادامه می دهد. او قصد دارد تا جدایی و طلاق را پشت سر بگذارد تا اینکه با افراد دیگری در زندگی اش روبرو می شود که به آن توصیه می کنند.

در اینجا، مورگان به برخی از سوالات مربوط به کار خود در قسمت پایانی به عنوان بخشی از Deadline's It Starts on the Page پاسخ می دهد، مجموعه ای که فیلمنامه هایی از برنامه های امسال نامزد جایزه امی و نویسندگانی را که آنها را زنده کرده اند به نمایش می گذارد.

الهام بخش فیلمنامه این قسمت چه بود؟

فصل 4 شامل دو تا از خارق‌العاده‌ترین زنان قرن بیستم می‌شود، پرنسس دایانا و مارگارت تاچر، بنابراین فکر می‌کنم می‌توانید بگویید که آنها الهام‌بخش این فیلمنامه هستند. آنها انرژی باورنکردنی اما همچنین اختلال باورنکردنی را به ارمغان می آورند. در «جنگ»، ما این داستان‌ها را به پایان فصل می‌رسانیم: در مورد تاچر، تا پایان. در مورد دیانا، به نقطه شکست. الهام بخش دیگر بازیگران است. نمایش ما از این جهت غیرعادی است که هر فصل دو بازیگر را تغییر می دهیم. در «جنگ» نه تنها مجبور بودیم وقایع فصل را جمع بندی کنیم. ما همچنین وظیفه داشتیم که بازیگران فصل 3 و 4 خود را به گونه ای که شایسته آن هستند، ارسال کنیم. این لحظه مرگ و تولد دوباره است، بنابراین ما باید آن احساس وفاداری را با حس تجدید تعادل برقرار کنیم.

خط مورد علاقه شما از فیلمنامه چیست؟

این را از یک نویسنده نمی توان پرسید!

بعضی‌ها هستند که از نوشتن آنها لذت می‌بردم، مانند تاچر: « تفاوت این است که تو قدرت انجام هیچ کاری را داری. من چیزی نخواهم داشت » یا کامیلا « در قانون روایی افسانه ها در مقابل واقعیت - افسانه همیشه غالب است

اما در نهایت شاید خط فیلیپ را انتخاب کنم:

«همه در این سیستم یک گمشده، تنها، بی ربط، بیگانه هستند، جدا از یک نفر، تنها فردی که مهم است. او همان اکسیژنی است که همه ما تنفس می کنیم. جوهر تمام وظیفه ماست.»

یکی از حقایق اساسی خانواده سلطنتی این است که کل دستگاه حول محور حاکم می چرخد. ملکه در فصل 1 می‌گوید: « به خوب یا بد ، تاج بر سر من نشسته است.» این واقعیت غیرقابل تغییر بارها و بارها در نمایش ما خود را نشان می دهد و به نمایش شخصیت یک فوگ می بخشد که بر اساس مضمونی تکراری ساخته شده است. این خط یک نمونه بارز است. در همان قسمت اول نمایش، جرج ششم بیمار به فیلیپ گفت: « عناوین، دوکدام را می‌فهمی. آنها کار نیستند او کار است. او جوهر وظیفه شماستحالا او نصیحت را به دایانا می دهد. او تم را با کلید دیگری بازی می کند.

سخت ترین صحنه برای نوشتن چه بود؟

10 دقیقه آخر فیلمنامه چالش برانگیز بود زیرا به صورت مجموعه ای از دو دست ساخته شده بود - دایانا درخواست می کند با ملکه صحبت کند، ملکه چارلز را در اتاق کارش پیدا می کند، فیلیپ در حال صحبت با دایانا در حالی که خانواده در طبقه پایین برای جشن کریسمس جمع شده بودند. فکر می‌کنم، مانند پایان یک اپرا، همه بازیگران اصلی باید برای آریا پایانی خود وارد صحنه شوند. اما نیاز داشت که احساس طبیعی داشته باشد و مانند یک زنگ پرده نباشد.

در نهایت، سخت ترین صحنه برای نوشتن، مشاجره چارلز و دایانا بود که پس از سفر نیویورک به دیدن او می آید. هنگام نوشتن نمایشی مانند تاج ، یک تنش همیشه وجود داردزیرا شما در مورد افراد واقعی، در مورد زندگی و احساسات آنها می نویسید. نوشتن در مورد فروپاشی یک ازدواج به خودی خود به اندازه کافی دشوار است. این یک چیز خصوصی و شخصی است. اما در مورد شاهزاده چارلز و پرنسس دایانا، این فقط از هم پاشیدگی یک ازدواج نیست. این پیامدهای اساسی قانون اساسی داشت زیرا شاهزاده چارلز پادشاه آینده است. البته همه می خواستند این افسانه ماندگار باشد. هیچ کس نمی خواست آن را به پایان برساند. این یک چیز بسیار غم انگیز است و من مطمئن هستم که مردم آرزو می کردند کاش درباره آن چیزی نمی نوشتم. اما این ناصادقانه بود. پس وظیفه شما به عنوان نویسنده این است که سعی کنید حقیقت احساسی صحنه را بیابید.

فیلمنامه چند بازنویسی را پشت سر گذاشت؟

من این سوال را از تیم فیلمنامه پرسیدم و معلوم شد که ما 37 پیش نویس مختلف از اپیزود داریم - که شامل نوشته های بسیار بیشتری است که در مراحل ویرایش و برداشت اتفاق افتاده است. در نهایت، مسئله بازگشت به بوم و اعمال لایه های اضافی رنگ است. گاهی اوقات مشخص می شود که چیزی کاملاً به آن تعلق ندارد، بنابراین باید آن را به طور کامل دوباره رنگ آمیزی کنید. مواقع دیگر پاشیدن رنگ هایی را که می خواهید بیرون بیاورید، کشف می کنید. در هر مرحله یک پیشرفت وجود دارد و حتی گاهی اوقات چیزی برای شما اتفاق می افتد! نقاش پیر بونارد معمولاً به موزه لوکزامبورگ می‌رفت، جایی که نقاشی‌های تکمیل‌شده‌اش در آن آویزان بود، و کارهای تکمیلی را زیر دماغ نگهبانان اضافه می‌کرد، زیرا هنوز تغییراتی را می‌دید که باید انجام شود. می دانم چه احساسی داشت.

برای خواندن اسکریپت زیر روی آن کلیک کنید.