مارک بریجز ، طراح صحنه و لباس Inherent Vice در حال حاضر یک اسکار برای برنده بهترین فیلم 2012The Artist در مانتودارد. بریج در آخرین اثر نامزد اسکار خود که هفتمین همکاری او با کارگردانپل توماس اندرسوناست، لباس لس آنجلس دهه 1970 را شیک و شیک نشان داد. شاهکار آسانی نیست. بریجز، که مکرراً با دیوید اُ. راسل نیز کار کرده است، اخیراً در مورد کار با PTA، موارد مورد علاقه اش در کانون فیلمساز، و تسخیر زیبایی شناسی خاص اندرسون صحبت کرده است.

از دریافت دومین نامزدی اسکار چه احساسی دارید؟

واقعاً هیجان انگیز است و در واقع کمی غافلگیرکننده بود. من در طول فصل بخشی از بحث بودم اما همیشه در لیست رشته دوم بودم، بنابراین حتی صبح برای شنیدن اطلاعیه ها از خواب بیدار نشدم. یک بار که بلند شدم و دیدم گوشیم منفجر شده متوجه این موضوع شدم. این یک افتخار بزرگ است - به ترکیبی که من با آن هستم نگاه کنید.

شما از اولین فیلم او، هشت سخت ، با پل توماس اندرسون کار کرده اید . اولین تجربه چگونه بود؟

این سناریوی کلاسیک "دوست یک دوست" شما بود. ما خیلی خوب در یک صبحانه موفق شدیم و چند شب بعد، او را به نمایش فیلم کوچکی بردم که با وینسنت دونوفریو و آن هچه ساخته بودم. او از شکل ظاهری آن خوشش آمد، از کار من خوشش آمد، و من را برای انجام ( Hard Eight ) استخدام کرد، که احتمالاً یک فیلم 3 میلیون دلاری بود. من و یک نفر دیگر در بخش کمد لباس بودیم - فکر می‌کنم بودجه 10000 دلاری برای لباس‌ها داشتم. ما در کازینویی زندگی می‌کردیم که در آن تیراندازی می‌کردیم و بیشتر شب‌ها فیلمبرداری می‌کردیم... فکر می‌کنم این یک تیراندازی 24 روزه بود و 22 مورد از آن‌ها در شب شلیک شد.

آیا در میان فیلم شناسی او مورد علاقه ای دارید؟

هر فیلم بسیار منحصر به فرد است. جوان بودن و مشتاق بودن و زندگی در یک کازینو، قرار گرفتن در معرض آن جهان در هارد هشت ، که هرگز در معرض آن قرار نگرفته بودم، و البته، آن بازیگران بزرگ سرگرم کننده بود. اولین باری بود که می نشستم و روزنامه ها را تماشا می کردم و احساساتی می شدم. اتفاقی که روی پرده می‌افتاد... برخی از بازی‌ها بسیار عالی بودند، حتی در فرم بدون برش، می‌توان گفت که واقعاً چیز خاصی بود. شب‌های بوگی یک سواری وحشیانه بود... من آن دوره و بازیگران شگفت‌انگیز را دوست داشتم. من از کنار هم قرار دادن آن و تحقیق به اندازه انجام واقعی آن لذت بردم. فیلم There Will Be Blood محیط بسیار سختی برای فیلمبرداری بود - در غرب تگزاس، در میانه ناکجاآباد - برای ساخت این فیلم فوق العاده زیبا. ارباببسیار هیجان انگیز بود، با اجرای خواکین فینیکس و فیلیپ سیمور هافمن. سپس این یکی، Inherent Vice - ما در خانه هستیم، ما با خانواده هستیم، ما با دوستان هستیم، و پل در حال تطبیق مطالب شخص دیگری است، که یک بازی کاملاً جدید بود. تلاش برای به دست آوردن طعم نه تنها پل، بلکه تلاش برای به دست آوردن طعم توماس پینچون، یک چالش جالب و بسیار متفاوت از پروژه های قبلی بود.

چطور؟

پل خیلی زود به ما نگاه کرد و گفت: "کتاب را بخوانید." می‌دانید که Pynchon، مانند بسیاری از نویسندگان، طعمی به شما می‌دهد، اما قرار نیست به شما بگوید لباس‌ها چیست. دکتر اسپورتلو پرونده‌اش را داشت که در آن کارآگاه بود، و من باید خودم کمی کارآگاه می‌بودم که واقعاً به زبان آن زمان از چه چیزی استفاده می‌کردیم. ما سعی می کنیم اول از همه دوره را کاهش دهیم... زبان لباس را پیدا کنیم، بفهمیم که می خواهم چه شکلی باشد. پل تأثیرات نوازندگان لورل کانیون را به من می داد. من جوانی از دست رفته ام را جلوی تلویزیون با تماشای چیزهایی مانند Mod Squad و Adam-12 گذراندم ، و بنابراین، احساس کردم که آن نگاه چیست.

زیبایی شناسی اندرسون را با توجه به انتخاب لباس هایش چگونه توصیف می کنید؟

از نظر پل، هر چه نگاهش بیشتر به خواب رفته باشد، شادتر است. او یک رادار چین و چروک واقعی در آنجا دارد، و نمی‌خواهد چیزی خیلی «لباس‌پوش» یا ساختگی به نظر برسد.

می توانید از همکاری خود با بازیگران توضیح دهید؟

من و پل درباره ایده‌ها بحث می‌کنیم، جمع می‌کنیم، گزینه‌هایی برای خودم و پل دریافت می‌کنم، و همه اینها انتخاب شده است. بنابراین تا زمانی که لباسی بر تن یک بازیگر می‌آید - ما به تناسب آن می‌رسیم - من با هر راهی که می‌خواهیم آن را خوب می‌کنم. من و بازیگران عقب و جلو داریم و با هم در آینه نگاه می کنیم که این شخص کیست و من خیلی نگران هستم که آنها جلوی آن دوربین راحت باشند. همه ما باید در یک صفحه باشیم. بسیاری از اوقات، آنچه که آنها کار می کنند و آنچه ما در مورد آن صحبت می کنیم، پل را متقاعد می کند که این مسیر درستی است. معمولاً او خوب است، زیرا می داند که این کار متفکرانه است... ما فقط چیزی را بیرون نمی اندازیم.

آینده در افق چیست؟

می دانید، من یک فیلم به نام  پنجاه سایه خاکستری طراحی کردم .

آه، بله. من در مورد آن شنیده ام.

سپس چند چیز دیگر در باد وجود دارد... من نمی خواهم در مورد آنها صحبت کنم تا زمانی که قراردادها را امضا کنیم، این جوجو کوچک هالیوودی من است. من همیشه به دنبال کاری هستم که قبلا انجام نداده ام یا کاری که شاید مرا به چالش بکشد. من همیشه به دنبال آن هستم.