وقتی نامزدهای جایزه تونی امسال اعلام شد، جرمی پوپ تنها ششمین نفری شد که تاریخ تونی دو بار در یک فصل نامزد شده است. بازی او در Tarell Alvin McCraney's Choir Boy در نقش فاروس، دانش آموز دبستان همجنس گرا و قلدری که استعداد خوانندگی او با عزم شدیدی همراه است، پوپ را در رقابت برای بهترین بازیگر/بازی نقش اول مرد قرار داده است. و به عنوان ادی کندریکز بزرگ، وسوسه که در آهنگ‌هایی مانند «فقط تخیل من» و «روش انجام کارهایی که انجام می‌دهی» را خواند، بازی پوپ در فیلم «خیلی مغرور نیست» او را به عنوان بهترین بازیگر مرد/موزیکال معرفی کرد. .

در این گفتگو، پوپ توضیح می‌دهد که چگونه بازی دوگانه‌اش تقریباً اتفاق نیفتاد، در مورد آنچه که الهام‌بخش هر نقش بود و در مورد شب تونی سال‌ها پیش که بسیار ناخوشایندتر از شبی بود که او قرار بود تجربه کند.

Ain't Too Proud – The Life And Times Of The Temptations ، به کارگردانی Des McAnuff، با کتابی از Dominique Morisseau با موسیقی و اشعار کاتالوگ Motown، در Imperial Theatre در حال پخش است. پسر کر ، به کارگردانی تریپ کالمن، از ۱۲ دسامبر ۲۰۱۸ تا ۱۰ مارس ۲۰۱۹ در تئاتر ساموئل جی فریدمن اجرا شد.

این مصاحبه برای طولانی و وضوح ویرایش و فشرده شده است. 

مهلت: پسر کر زمانی شروع می شود که شخصیت شما، فاروس، روی صحنه توسط یکی دیگر از اعضای گروه کر مدرسه مورد توهین [با توهین همجنسگرا هراسی] قرار می گیرد و همه چیز از آن نقطه شروع می شود. آیا می توانید به زندگی خود نگاه کنید و لحظه ای را ببینید که همه چیز را به حرکت در می آورد؟

جرمی پوپ: بله، در واقع عجیب است، زیرا آن شب مراسم جوایز تونی بود. من در خانه یکی از دوستان بودم پتینا میلر [برای پیپین ] برنده شده بود، بنابراین باید سال 2013 باشد. من یک پیراهن خال خالی آبی پوشیده بودم و با یکی از دوستانم به خانه می رفتم. دوست در خیابان 141 زندگی می کرد و من در خیابان 145 زندگی می کردم، پس با هم خداحافظی کردیم و من به راه رفتن ادامه دادم. و در بین آن چهار بلوک، یکی مرا دید، چیزی نگفت و فقط آمد و دقیقاً به صورتم مشت کرد. ما در آستانه شروع پیش نمایش [Off Broadway ] برای پسر کر بودیم، بنابراین من مجبور شدم روز بعد با چشم سیاه به تمرین بروم.

یادم می‌آید اولین باری بود که متوجه شدم شاید چگونه خودم را در خیابان‌ها انجام می‌دهم، یا اینکه چگونه یک خال‌خالی...می‌دانی، آیا به این دلیل که او فکر می‌کرد من همجنس‌گرا هستم، ضربه خوردم؟ خیلی طولانی نگاهش کردم؟ دلیلی نداشت. گوشیم را نگرفت و پولم را نگرفت اما شخصیتم را کمرنگ کرد. باعث شد دلم بخواهد سرم را پایین بیاندازم. وقتی برای مدتی در خیابان های نیویورک قدم می زدم، احساس ترس وجود داشت. و تا به امروز من هنوز نمی‌دانم چرا باید این اتفاق بیفتد، اما من را به فاروس نزدیک‌تر کرد و آنچه را که او باید طی کند و مسیری را طی کند، و اینکه بسیاری از مردم باید فقط با وجود و آنچه که باید طی کنند، نزدیک‌تر شدم. فقط.

ددلاین: چیزی که در مورد فاروس جالب است، نه تنها در نحوه بازی او، بلکه نحوه نگارش او، این است که او پس از بدگویی عقب نشینی نمی کند. او عصبانی می شود. آیا فاروس اصلاً در توسعه نمایشنامه تغییر کرد؟

پاپ: او انجام داد. تارل همکار درخشانی است و من عاشق کار با او هستم. او به عنوان بازیگری که می‌فهمد فاروس به چه زبانی صحبت می‌کند، بسیار با من باز است. مواقعی در اتاق پیش می آمد که می گفتم چیزی که او نوشته بود درست نیست. او صحنه را از نو شروع می کرد و می گفت: «به شما نیاز دارم که بداهه بنویسید. من باید بشنوم که از کجا می آیی.» و خیلی وقت ها که تبدیل به دیالوگ بین فاروس و هم اتاقی اش یا هر کسی می شد. این یک نوع فرآیند جالب و جالب بود.

همچنین، فکر می‌کنم چیزی که با تارل در سال 2013 و سپس پنج سال بعد در برادوی کار کردم، تغییر کرد، این بود که تارل کنار رفته بود و اکنون رئیس بخش نمایشنامه‌نویسان در ییل است. بنابراین او مجبور شده است یک موسسه را اداره کند، و من فکر می کنم با اولین نسخه از Pharus او این شخصیت زن همجنسگرای جوان را نوازش می کرد. او عصبی بود چون قضاوت شدن بسیار آسان است، بنابراین سعی می‌کرد این شخصیت را بچه‌دار کند. ما نمی خواستیم فاروس را زیاد جلو ببریم. اما من فکر می‌کنم در این دور بعدی، رنگ‌های مختلف Pharus را دیدیم که، همانطور که شما گفتید، او عقب نمی‌نشیند. گاهی اوقات بیش از حد فشار می آورد. او از برخی خطوط عبور می کند و دستکاری می کند و من فکر می کنم این او را انسانی می کند. بعضی وقتا داری ریشه فاروس میکنی و بعد بعضی وقتا مثل اینکه فاروس زیاده روی کردی.

ددلاین: پس چگونه فاروس را تنها در چند کلمه توصیف می کنید؟

پاپ: بسیار جاه طلب است.

ددلاین: حالا من همین سوال را در مورد ادی کندریکز، وسوسه ای که در Ain't Too Proud بازی می کنید، از شما می پرسم .

پاپ: ادی به شدت محافظ است. من از کلمه افراطی استفاده می کنم زیرا هر یک از شخصیت هایی که در این فصل بازی کردم به شیوه خود افراطی هستند. ادی کندریکز به‌خاطر حمایت فوق‌العاده از The Temptations، حمایت از حقوق گروه معروف بود. من معتقدم که او ابتدا یک هنرمند بود و تلاش برای سوار شدن بر موج The Temptations به نظرم بر او غلبه کرد. طاقت فرسا شد. تصمیم گرفته می شد که خارج از اخوان المسلمین بزرگتر از پسران شهر کوچک جنوب است که فقط می خواستند آواز بخوانند. در مورد عبور و دور هم جمع کردن سیاه و سفید [مخاطبان] و فشار دادن سوزن به جلو در نوع موسیقی که قرار بود پخش کنند شد. در نهایت به این ختم شد که او گروه را ترک کرد و به تنهایی رفت و سعی کرد خودش را در موسیقی خودش بیابد.

مهلت: شما باید آن موج را حتی امروز احساس کنید. با چند نت اول آهنگی مانند «دختر من»، مخاطبان در امپریال به نوعی در آن ذوب می شوند. آنها دیوانه می شوند. آهنگ ها برای هر مخاطب شخصی به نظر می رسند.

پاپ:لحن ادی چنین جوهره و زیبایی داشت. یکی از چیزهایی که کار کردن روی این نمایش جالب بوده و چیزهای زیادی در مورد The Temptations یاد گرفتم این است که اوتیس [ویلیامز] را دارم، آخرین بنیانگذار اصلی The Temptations. او به معنای واقعی کلمه قبل از این تماس تلفنی با من زمان‌بندی کرد، فقط برای شنیدن وضعیت من در این هفته. او داستان های زیادی به من گفته است، فقط دلش را در مورد ادی ریخت. این مردها خیلی چیزها را پشت سر گذاشتند و پشت زیبایی موسیقی و صدایشان درد بسیار است. فکر می‌کنم تنها چیزی که اکنون با شنیدن آواز ادی کندریک به شکل متفاوتی می‌شنوم این است که [هنوز] خیلی زیبا به نظر می‌رسد و او خیلی خوشحال است، همیشه لبخند می‌زند و چشمک می‌زند، اما فکر می‌کنم گاهی اوقات برای این سیاه‌پوستان بسیار تاریک و تنها و ترسناک بود. مردان. من فقط می توانم تصور کنم که آنها در زمانی که بسیار موفق بودند چقدر ترسیده بودند.

مهلت: ذکر اوتیس باعث می شود به چیزی فکر کنم که می خواستم بپرسم. اوتیس تنها بازمانده گروه اصلی است، و من نمی‌دانم که آیا بازیگرانی که دیگر Temptations را بازی می‌کنند احساس می‌کنند که شما باید از Temptation خود محافظت کنید. آیا تا به حال فکر کرده اید، خوب، این داستان اوتیس است، اما ادی چه می گفت؟

پوپ: جالب است زیرا [ خیلی مغرور نیستم] داستانی است که بر اساس روایت اوتیس و آنچه او می گوید درست است. و یکی از چیزهایی که در مورد اوتیس دوست دارم این است که او اولین کسی است که به شما می گوید که او قدیس نیست، او اشتباهاتش را مرتکب شده است و کارهایش را انجام داده است. اگر فقط به حقایق نگاه کنید، اوتیس یک مرد برجسته نبود. اوتیس پشت صحنه بود. و در این لحظه، این نمایشنامه، جایی که او می‌تواند آنچه را که ما از دیدگاه او می‌شنویم روایت کند، احساس می‌کند آهنگ‌هایی است که نتوانسته رهبری کند. این برای او شبیه آن لحظه است، زیرا دیوید و ادی هر دو لحظات و کانون توجه خود را داشتند.

بنابراین، بله، من واقعاً احساس می‌کنم که برای ادی کندریکز حضور دارم و افرایم [سایکس] برای دیوید رافین نمایش می‌دهد. همه ما برای شخصیت‌هایمان ظاهر می‌شویم، اما به نظر می‌رسد که اوتیس ستون فقرات بوده است. اوتیس این مردان را نگه داشت، به راه خود ادامه داد - و همچنان به حفظ میراث این مردان سیاه پوست ادامه می دهد. بنابراین، در حالی که من از اینکه ادی کندریکز را نداشتم که با او صحبت کنم و بپرسم چرا گروه را ترک کرد و چه احساسی داشتی ، متنفرم ، ما اوتیس ویلیامز را داریم. ما مدیر شلی برگر را داریم که نزدیکترین افراد به ادی بود و این منبع دیگری بود. به طور عجیبی من و شلی نزدیکترین رابطه را در گروه داریم، بنابراین فقط چیزی در اینجا اتفاق می افتد. خیلی حس معنوی داره

ددلاین: تفاوت اصلی بین بازی در نقش شخصیتی تاریخی مانند ادی و شخصیتی خیالی مانند فاروس چیست؟

پاپ: می دانید، با فاروس، بسیاری از پاسخ هایی که از مردم گرفتم این بود که آنها احساس می کردند اولین بار است که روی صحنه دیده می شوند، مثل این که اولین بار است که تئاتری را می بینند که درباره آنها و آنها باشد. مبارزات و روایت آنها، این مردان دگرباش سیاه پوست. پس این خاص بود. یکی از چیزهایی که در مورد پسر کر دوست دارم رابطه فاروس با هم اتاقی مستقیمش است که از او استقبال می کند. من فکر می کنم ما توانستیم طرز فکر مردم را به این شکل جادویی تغییر دهیم. و با Ain't Too Proud ، من فقط دوست دارم که مردم برادری این مردان را تجربه کنند، حتی اگر آنها جنگیدند و مبارزه کردند.

من فقط احساس خوشبختی می کنم که بخشی از دو تا از بزرگترین، بهترین، سیاه ترین نمایش های برادوی تا به حال هستم و بخشی از دو نمایشی هستم که گروه محور هستند. من این احساس را نسبت به پسرانم در گروه کر پسر دارم و همین احساس را در مورد خانواده ام در اینجا در Ain't Too Proud دارم .

مهلت: چگونه تصور می کنید که به این زمان از زندگی خود نگاه کنید؟

پاپ: فکر می‌کنم به گذشته نگاه کنم و بدانم که ما قطعات هنری ارائه کردیم که روایت را برای مردم تغییر داد. ما قطعات هنری را ارائه کردیم که به سیاه‌پوستان نشان داد که به اندازه کافی خوب هستند، زیبا هستند، پیچیده هستند و داستان‌هایشان ارزش تبلیغ در صحنه تجاری برادوی را دارد. در آن زمان که من از کالج فارغ التحصیل شدم، نمایش های زیادی برای جرمی جوان وجود نداشت.

ددلاین: آیا تا به حال جایی بود که فکر نمی کردید بتوانید هر دو برنامه را در این فصل اجرا کنید؟ چگونه یک تضاد برنامه ریزی را حل می کردید؟

پاپ:  من در واقع در لس آنجلس بودم. در حال اجرای برنامه Ain't Too Proud بودیم و به تازگی مسابقه برادوی را اعلام کرده بودیم، بنابراین همه آنجا بودند و جشن می گرفتند. و سپس در مورد تاریخ‌های رسمی گروه کر پسر تماس می‌گیرم ، و آنها با هم تداخل دارند. کمی وحشت کردم. زمانی بود که من با تهیه‌کنندگان Ain't Too Proud و [ پسر کر ] تلفنی صحبت می‌کردم، و آنها به نوعی می‌گفتند، گوش کن، جی، ما باید بدانیم که شما چه تصمیمی می‌گیرید. پس از آن باید فقط برای کاری که تا آن مرحله با Ain't Too Proud انجام داده بودم سپاسگزار باشم . پدر و مادرم نمایش را دیده بودند، ما تا این زمان به چهار شهر رفته بودیم، و من به نوعی متوجه شدم، شاید شما این کار را انجام داده باشید.خیلی مغرور نیست برادوی خیلی خوب بود، اما شاید اینجا به پایان برسد. من قبلاً اساساً به پسر کر متعهد شده بودم. ما کارگاه را انجام داده بودیم و به تارل گفته بودم که قرار است آنجا باشم، بنابراین آماده می‌شوم که [از Ain't Too Proud ] را رها کنم.

چیزی که به آنها گفتم این بود که من انتخاب نمی کنم. تو باید من را اخراج کنی من گفتم، دوست دارم شما تهیه کنندگان Ain't Too Proud و MTC [باشگاه تئاتر منهتن، تهیه کننده گروه کر پسر ] در اتاقی بنشینید و به تقویم نگاه کنید و ببینید که چه گزینه هایی داریم. و ملاقات کردند. من از همه در MTC بسیار سپاسگزارم - آنها Choir Boy را دو هفته زودتر هل دادند تا من بتوانم دو هفته زودتر ترک کنم و بتوانم Ain't Too Proud را شروع کنم. من یک خانواده در پسر کر ساخته بودم و خانواده ای با Ain't Too Proud ساخته بودمو هر دو می خواستند من برنده شوم. آنها می خواستند موفقیت این هنرمند سیاه پوست را ببینند. آنها چیزی را در من دیدند که بزرگتر از آنچه من در خودم می دیدم. لین میدو، که رئیس MTC است، در اولین روز تمرین برای پسر کر به من گفت: "برای ساخت این اثر باید کوه ها را جابه جا می کردیم، اما می خواهم از آن لذت ببرید." من او را در ناهار تونی دیدم و او از من پرسید: "پس از آن لذت می بری؟" و من توانستم بگویم "بله، هستم."