«او یک 10 ساله است»، بانوی اصلی در این آخرین اقتباس از آخرین رمان جین آستن، به زن مسن‌تری درباره مرد جوانی که دوستش دارد، مشتاق می‌شود - و اگر این خط شما را حداقل برای یک حلقه کوچک پرتاب نمی‌کند، چیزهای دیگری وجود دارد. اجزای بسیار نابهنگام در این ترغیب جدید که ممکن است طرفداران آستن را در میان دیگران، بیش از یک چیز متقاعدکننده بداند. به نظر می رسد شکستن و ریشه کن کردن زیبایی های دوره و جایگزینی آنها با نگرش ها و اصطلاحات مدرن تر، دستور کار اصلی کارگردان برجسته تئاتر بریتانیایی کری کراکنل باشد.در اولین فیلم بلند خود، و اگرچه مقاومت در برابر برخی از دیالوگ های مدرن ارزان قیمت که از طریق اقتباس توسط ران باس حرفه ای قدیمی و آلیس ویکتوریا وینسلو، نویسنده-بازیگر اجرا می شود، آسان است، اعتراف به این امر نیز غیرممکن نیست، زیرا ما در حال حاضر اقتباس سینمایی برجسته راجر میشل در سال 1995 را داریم، یک بازسازی متحیرانه نیز ممکن است مورد استقبال قرار گیرد، حداقل برای اقامتی کوتاه.

این فیلم نتفلیکس ردپای هشت کتاب بسیار موفق جولیا کوین بریجرتون را دنبال می‌کند که بین سال‌های 2000 تا 2006 منتشر شدند. اینها مبنایی برای سریال تلویزیونی بسیار محبوب پخش کننده در سال 2020 شد، که قوانین ملودرام دوره بریتانیا را با انتخاب بازیگران با رنگ های مختلف در نقش های معمولی سفید تغییر داد. در همین راستا با پروژه‌های جدید آستن، «فهرست آقای مالکوم» که توسط Regency تنظیم شده است ، اقتباسی بسیار ضعیف از غرور و تعصب است، کتابی که حتی آزادانه‌تر از جاذبه‌های همجنس‌گرایانه کنونی « جزیره آتش » هولو الهام گرفته است . این اقناعبه طور مشابه نشان می دهد که تکان دادن ژانر با حرکات غیرتاریخی در انتخاب بازیگران و دیالوگ ها، و همچنین با اظهارات محرمانه و شکسته دیوار چهارم، لزوماً نیازی به منحرف کردن حواس از سرگرمی ملودراماتیک ندارد و حتی ممکن است گاهی اوقات آن را به هم بزند. به هر حال، در حال حاضر، اقتباس‌های سبک Merchant Ivory از عناوین قدیمی ارجمند، فقط در آینه دید عقب دیده می‌شوند.

آن الیوت (یک داکوتا جانسون با روحیه و متقاعد کننده) در همان ابتدا با حسادت اعتراف می کند: «تقریباً یک بار ازدواج کردم» و با تحقیر خود اضافه کرد که در سن «پیشرفته» 27 سالگی، «منتظر عاشق شدن هستم». در موارد اطمینان بیشتر که به سرعت فاش شد، او فاش می‌کند که فردریک ونت‌ورث (کازمو جارویس) و مادرش تنها افرادی هستند که او را درک کرده‌اند، اما ونت‌ورث - «10» مورد بحث - «کشتی است که حرکت کرده است»، به معنای واقعی کلمه، همانطور که معلوم است، او از آن زمان در نیروی دریایی بوده است.

ظاهراً زمانی نسبتاً خوب بود، آنچه از خانواده الیوت باقی مانده در کلینچ هال زندگی می کند که اکنون فراتر از توان آنهاست. این وضعیتی است که سر والتر (ریچارد ای. گرانت) که همیشه از آن استقبال می‌کند، ظاهراً قصد ندارد کاری در مورد آن انجام دهد. "اگر چیزی به دست بیاوری چه فایده ای دارد؟" او با تحقیر شکایت می کند این آستن است، به ندرت نیم دقیقه ای بدون شوخی های پر جنب و جوش و تلافی سپری می شود، زیرا آن با شوخ طبعی و بدون ترحم از موقعیت فعلی خود در زندگی ابراز تاسف می کند. اما آیا تا به حال تصور می کردید که در یک گردش در کشور با همراهی، یک شخصیت جین آستن ناگهان نیاز شدید خود را برای تسکین خود در کنار مسیر اعلام کند؟ این که آیا این نشان دهنده پیشرفت است یا نه، تصمیم گیری به تاریخ سپرده خواهد شد.

بنابراین، در واقع، زمان در نحوه نمایش اولد انگلستان در سینما تغییر کرده است. اما هر قدر هم که ممکن است از برخی از آزادی‌های گرفته شده ناراحت باشیم، این اقتباس به قدری سرزنده و بازیگوش است که شکایت بیش از حد سخت به نظر می‌رسد. بسیاری از نویسندگان بزرگ از دست فیلمنامه نویسان و کارگردانان با استعداد کمتری که وظایف خود را بسیار جدی گرفته اند، به مراتب بدتر از این متحمل شده اند، بنابراین شاید برای فیلمسازان این تجاوز ادبی وحشتناکی نباشد که به جای حفظ مطلق و مستقیم، با آستن کمی سرگرمی بی احترامی کنند. -وفاداری چهره

اصل درام در این است که آیا آن می‌تواند دوباره عاشق شود یا ممکن است شانس خود را از دست داده باشد (به یاد می‌آید آستین هرگز ازدواج نکرد، اما یک بار برای مدت کوتاهی نامزد کرده بود - در 27 سالگی). همانطور که سرنوشت، یا آستن، خواهر بزرگتر ونتورث، الیزابت (یولاندا کتل) در حال حاضر در کلینچ هال محصور شده است، به این معنی که، خوب یا بد، جریان های پنهانی احساس و احتمال احیای عاشقانه غیرقابل انکار خواهد بود. سپس خواهر کوچکتر آن، مری ماسگرو (میا مک کنا-بروس) و لیدی راسل (نیکی آموکا-برد)، که آن را متقاعد کرد که با فردریک ازدواج نکند، وجود دارد. جارویس در ظاهرهای پراکنده خود بی‌تردید چهره‌ای فوق‌العاده خوش‌تیپ می‌کند، اما در واقع کار زیادی برای انجام دادن ندارد.

شما عملاً می‌توانید شنید که کراکنل، کارگردان، ضربات شلاق بازیگران را می‌کوبد تا سرعت خود را حفظ کند، تا جایی که به ندرت می‌توان لحظه‌ای آرام را در این سرگرمی پیشران، اگر تا حدودی پراکنده و گاه نادرست، یافت. حداقل، حضور مستمر جانسون وجود دارد که بازیگوش از جنبه‌های الهام‌بخش و گاه نادرست این تولید سرباز می‌زند و کم و بیش آن را در مسیر خود نگه می‌دارد. این سرگرمی بی وفا است.