فلوریان زلر ، نویسنده و کارگردان ، با اقتباس سینمایی خود در سال 2020 از نمایشنامه صحنه ای خود به نام پدر  که شش نامزدی اسکار از جمله بهترین فیلم را به دست آورد - برنده فیلمنامه کریستوفر همپتون، نویسنده همکار خود و همچنین بهترین بازیگر مرد برای آنتونی هاپکینز - موفقیت بزرگی داشت. او توانست به سرعت در تهیه نسخه سینمایی برای نمایش بعدی خود، Le Fils 2018 حرکت کند. نتیجه،  The Son ، برای  اولین بار چهارشنبه در ونیزجشنواره فیلم در رقابت، دومین جشنواره از یک مجموعه سه قسمتی مرحله ای و فیلمی است که در مورد داستان های مربوط به سلامت روان است. در این مورد، پسری 17 ساله آشفته که به شدت تحت تاثیر طلاق والدینش قرار گرفته و دچار مشکلات شدیدی شده است. البته، «پدر  » با هبوط ویرانگر یک مرد مسن به زوال عقل و تأثیری که بر خانواده‌اش داشت، سروکار داشت، و این یک تولید فیلم صمیمی برای زلر بود که عمدتاً در آپارتمان آن مرد اتفاق می‌افتاد، اما با وجود صحنه‌اش همچنان توانست سینمایی باشد. ریشه ها

همین امر در مورد  The Son نیز صدق می‌کند،  یک قطعه شخصیت‌محور قوی که کمی بیشتر باز شده است، اما همچنان احساس یک درام خانوادگی صمیمی را بدون تکنیک‌های پر زرق و برق آشکار دارد که آن را غرق می‌کند. به همین دلیل زلر یک صدای جدید و منحصر به فرد در سینما است و این دومین فیلم بلند اوست. مانند داشتن بازیگری در حد هاپکینز در پدر،  این یکی شامل نقش جهنمی برای هیو جکمن با بازی پیتر، وکیلی است که در پرتگاه یک حرفه سیاسی آرزوی طولانی مدت دارد. او اکنون با همسر دومش بث ( ونسا کربی ) ازدواج کرده است و صاحب یک پسر به نام تئو هستند. با این حال زندگی آنها با کیت همسر سابق پیتر ( لورا درن ) زیر و رو می شود) با پسر نوجوانشان نیکلاس (ذن مک گراث) ظاهر می شود و اساساً او را در آنجا رها می کند تا برای خیر خودش با پدرش زندگی کند. مطمئناً این یک ترتیب پیچیده است، اما دلیلی وجود دارد که کیت به او می گوید که نیکلاس شش ماه است که از مدرسه بی خبر بوده است. او هنوز به دلیل جدایی والدینش به شدت افسرده است و به نظر می رسد تغییری در ترتیبات زندگی لازم باشد، به خصوص که خود کیت در کنار آمدن با زندگی خود مشکل دارد و در نحوه برخورد با پسرش کمی گم شده است.

عکس های جشنواره فیلم ونیز 2022

البته این زندگی پیتر را پیچیده می کند، اما او چاره ای ندارد، بث را متقاعد می کند که این کاری است که او باید انجام دهد، حتی اگر ورود نیکلاس در یک زمان ناخوشایند باشد. بث به عنوان یک مادر جدید، به سختی نیکلاس را می شناسد و این نیز حداقل می تواند زندگی او را خراب کند. وقتی نیکلاس تلاش می‌کند خودکشی کند، پیتر و کیت با تصمیم غیرممکنی روبرو می‌شوند که آیا از توصیه‌های یک روانپزشک بیمارستان پیروی کنند و او را برای آینده نزدیک در نهادینه کنند تا زمانی که بهتر شود. پاسخ همه شخصیت‌های داستان زلر ساده نیست و مسئله سلامت روانی یکی از مواردی است که هر یک از آنها را به نحوی تحت تأثیر قرار می‌دهد و به همین دلیل اغلب خانواده‌ها را در یک زمان تحت تأثیر قرار می‌دهد. . این باعث می شود این درست مانند پدر او  باشدو برخورد با ابهامات سنی که از بسیاری جهات جهانی است. در واقع، با دیدن جزئیات دردناکی که در این روایت وجود دارد، احساس کردم که این داستان را در سطح خودم می‌دانم، نه فقط به عنوان منتقدی که یک فیلم را مرور می‌کند، بلکه انسانی که زندگی واقعی را تجربه می‌کند.

جشنواره فیلم ونیز: پوشش کامل Deadline

از نظر احساسی چیز قدرتمندی است، و همچنین می‌توانید از بازیگران فوق‌العاده‌ای که Zeller برای گفتن آن جمع کرده است تشکر کنید. جکمن وقتی شنید که یک نسخه سینمایی در حال ساخت است، دنبال این نقش رفت و دلیل خوبی هم داشت: این تاثیرگذارترین بازی دراماتیک دوران حرفه‌ای اوست، نقشی که او بدون فیلتر ستاره فیلم به آن می‌پرد. او یک پدر، شوهر سابق، شوهر جدید، پدر جدید و مردی بلندپرواز با آرمان های سیاسی است که ظاهراً زندگی اش رو به بهبود است، اما باید با واقعیت داشتن یک پسر با مشکلات اساسی روبرو شود. به عنوان ناتوانی خود در ارائه یک راه حل آسان. به سادگی یکی وجود ندارد. او نمی تواند از مسئولیت های خود به عنوان پدر فرار کند، حتی اگر این وسوسه وجود داشته باشد که به خاطر زندگی ای که اکنون دارد آنها را زیر فرش بگذارد. اما زندگی به این راحتی نیست گذشته خودش دوباره به دامش می‌افتد، و او می داند که رابطه و آسیبی که پدرش به او وارد کرده است را نمی توان با نیکلاس تکرار کرد. این در یک صحنه کاملاً واضح است که در آن پیتر با پدر سخت‌گیر خود ملاقات می‌کند، بازی در نقشی کوتاه توسط هاپکینز که هیچ شباهتی به پدری که چند سال پیش در آن بازی برنده اسکار بازی کرد، ندارد. او مردی است که هرگز باور نمی‌کرد پسرش می‌تواند همان چیزی باشد که او فکر می‌کرد، هرگز به اندازه‌ی کافی خوب نیست، و پیتر در این صحنه‌ی مجرد و درخشان نشان می‌دهد که پسرش بوده است.

در نقش نیکلاس، مک گراث، تازه وارد، او را در نقش یک بچه بسیار بداخلاق بازی می کند که نیاز به مراقبت مهربانانه دارد، مرد جوانی از خانه ای خراب که دیگر نمی تواند خودش را پیدا کند. در صحنه‌ای در بیمارستان که در آن از والدینش التماس می‌کند که او را نپذیرند، مک گراث به شدت دلخراشی دست می‌یابد که تا حد زیادی پرتره‌ای کم‌رنگ و مؤثر از یک بچه مشکل‌دار است که به روش‌های بی‌صدا برای کمک فریاد می‌زند. درن، طبق معمول، عالی است و تمام نت های مناسب را در نقش کیت می زند، و همین طور کربی، که در هر نقشی که به دست می آورد به طور فزاینده ای موثر است.

جشنواره فیلم ونیز: گالری لحظات به یاد ماندنی 1945-1984

همپتون، نمایشنامه‌نویس و فیلمنامه‌نویس، مانند  پدر،  متن فرانسوی زبان نمایشنامه را می‌گیرد و درام و مهم‌تر از آن هدف آن را به انگلیسی ترجمه می‌کند. فیلمبرداری بن اسمیتارد، امتیاز پایین هانس زیمر و طراحی تولید الیور هولمز توجه خود را به خود جلب نمی کند و این همان است که باید باشد.

Sony Pictures Classics The Son  را در پاییز امسال منتشر می کند. پس از ونیز، این فیلم هفته آینده در جشنواره فیلم تورنتو در آمریکای شمالی نمایش داده خواهد شد. جوآنا لوری، ایین کنینگ و امیل شرمن، زلر و کریستوف اسپادون تهیه کنندگان این فیلم هستند.