من شما را با تاریخچه اولین موفقیت فردریک لوو و آلن جی لرنر، Brigadoon در سال 1947، و رتبه آن در عصر طلایی موزیکال های مسخره خسته نمی کنم. شما یا با فیلم 1954 وینسنته مینلی (جین کلی، ون جانسون، سید کاریس) و آلبوم های بازیگران اصلی و احیاگرهای زیاد بزرگ شدید، یا نه. شما یا می‌دانید که «هدر روی تپه» همان‌قدر که موسیقی‌دانان جاز مورد علاقه موسیقی‌دانان برادوی هستند، یا نمی‌دانید. شما یا آن را به‌عنوان یک ریف سطح دوم در مورد موضوعاتی که رقبای لرنر و لوو، ریچارد راجرز و اسکار همرستین با اوکلاهاما ایجاد کرده بودند، رد می‌کنید! و چرخ فلک ، یا برای شما مهم نیست زیرا امتیاز Brigadoon به سادگی بسیار زیبا است.

آنچه در مورد Brigadoon در حال حاضر مهم است این است که توسط Encores City Center یک احیای خیره کننده به آن داده شده است! که فقط تا آخر هفته جاری خواهد بود. بنابراین به همان اندازه داستانی که روایت می‌کند زودگذر است، و به لطف اجرای درخشان کلی اوهارا و صحنه‌پردازی هیجان‌انگیز کارگردان/ طراح رقص کریستوفر ویلدون، پرتوی از نور ضروری است که امروز می‌توان به آن امیدوار بود. سرمایه گذاری، یک آمریکایی در پاریس .

این داستان دو منهتنی خسته، تامی آلبرایت (پاتریک ویلسون) کمی بی‌تفاوت و جف داگلاس ( آسیف مندوی ) است که در ارتفاعات اسکاتلند پیاده‌روی می‌کنند و در دهکده تیوی بریگادون تصادف می‌کنند. آنها به زودی می آموزند که این مکان برای زندگی در خارج از زمان جذاب است، زیرا هر طلوع صبح برای مردم شهر دلپذیر آن یک جهش یک قرن برای بقیه جهان است. اجازه دهید انقلاب‌ها آشکار شوند، جنگ‌های جهانی ویران شود، موسیقی راک فاسد شود - برای بریگادونی‌ها، همیشه دهه 1700 دنج است.

ریخته گری در سراسر صفحه کاملاً عالی است و به چهره های بریده شده جان می بخشد. تامی عاشق فیونا (اوهارا) می شود. جف فویل کمیک خود را در مگ تشنه انسان (استفانی جی. بلاک) می یابد. خواهر فیونا ژان (سارا استی) قرار است با چارلی (راس لکیتس) به تعجب هری (رابرت فیرچایلد) ازدواج کند که از ناامیدی همه چیز دیوانه شده است.

خود کلی اوهارا با هر فتح جدید موزیکال های ما سرحال به نظر می رسد، گویی زمان برای او نگذشته است، از آثار کلاسیک - اقیانوس آرام جنوبی ، پادشاه و من - که بهار آینده در لندن به آن بازمی گردد - و تولید آتی Met. طرفداران کوزی  – به آثار جدید، به ویژه نور در میدان و پل های شهرستان مدیسون .

امروزه چندین سوپرانوی خوب و همه کاره در تئاتر کار می کنند، اما من هیچ کدام را نمی شناسم که صدای اوهارا فقط در بالا و پایین پر شده باشد. چه آهنگ دردناک «هدر روی تپه»، چه سرود «تقریبا شبیه عاشق بودن» یا حس غم انگیز «از این روز به بعد» - همه دوئت‌ها با ویلسون قابل تردید - اوهارا به طرز غیرممکنی زیباست، از نظر آوازی و در انتقال. عزم عاشقانه و دلشکستگی فیونا.

Brigadoon یک موزیکال رقص است، و لرنر و لوو پیش نویس رقص درخشان راجرز و هامرشتاین را آگنس د میل تهیه کردند تا لایه های روانشناختی مارتا-گراهام-باش-شو بیز را به نمایش بگذارند. ویلدون به این دستور وفادار است و مانند پاریس ، رقصندگان فوق‌العاده (به ویژه ستاره پاریسی‌اش ، رابرت فیرچایلد) را به خدمت گرفته است تا رقص‌های بزرگ را زنده کند.

این Encores سالانه است ! گالا، زمانی که بازیگران از کتاب خارج می شوند و تنظیمات و لباس ها فراتر از محدودیت های معمول نسخه کنسرت است. بنابراین پیش‌بینی‌های خارق‌العاده‌ای توسط 59 اثر، نورپردازی زیبا توسط کن بیلینگتون و لباس‌های زیبا و ظریف توسط امیلی ربهولز وجود دارد. راب برمن انکور را رهبری می کند ! ارکستر با فرمان همیشگی او

بنابراین Brigadoon Camelot نیست و مطمئناً خانم زیبای من نیست . اما همانطور که بروکس اتکینسون درباره تولید اصلی در تئاتر زیگفلد (به اندازه خود Brigadoon خاطره دور) نوشت: «غیر ممکن است بگوییم موسیقی و رقص کجا پایان می‌یابد و داستان در این افسانه اسکاتلندی به زیبایی ارکستر شده آغاز می‌شود... ارکستراسیونی از هنرهای بی‌شمار تئاتر مانند یک کتاب داستان آواز برای یک نمایشگاه کشور ایده‌آل مدت‌ها پیش است.» درست مثل همیشه