نمی‌دانم چرا برخی از فیلم‌سازان به انجام بازسازی‌های بزرگ فیلم‌های برنده اسکار که باید دست نخورده باشند، کشیده می‌شوند. اگر می‌خواهید چیزی را بازسازی کنید، فیلم‌هایی مانند هاوارد اردک  یا  ایشتار را انجام دهید که بار اول کار نکردند  . اما چرا  بن هور که با 11 جایزه اسکار برای فیلم کلاسیک سال 1959 به کارگردانی ویلیام وایلر، رکورد آکادمی را با  تایتانیک  و  ارباب حلقه ها: بازگشت پادشاه به اشتراک گذاشته است؟ این موضوع باعث نشده است که پارامونت و ام‌جی‌ام (که آن نسخه 1959 را ساخته بودند) دوباره آن را برای مخاطبان معاصر عرضه کنند، که با یک آهنگ پاپ در تیتراژ پایانی (!) کامل شده است.

البته سازندگان فیلم ادعا نمی کنند که در حال «بازسازی» آن فیلم، یا نسخه صامت مشهور 1925 هستند، بلکه به منبع اصلی کتاب پرفروش لو والاس «بن هور: داستان مسیح» برمی گردند. فیلمسازان  همیشه  این را زمانی می گویند که اساساً از شاهکار دیگری کپی می کنند. نه اینکه حماسه وایلر بی نقص بود، اما چیزهای زیادی برای آن اتفاق افتاد، از جمله بازی برنده اسکار چارلتون هستون در نقش جودا بن هور، شاهزاده ثروتمندی که پس از متهم شدن به خیانت توسط بهترین دوستش مسالا، چندین سال مجبور به بردگی شد. افسر ارتش روم او پس از از دست دادن همه چیز از جمله عنوان، خانواده و زنی که دوستش داشت، باز می گردد تا در یک مسابقه ارابه سواری برای پایان دادن به همه مسابقات ارابه سواری انتقام بگیرد.

استخوان‌های اصلی آن داستان همه اینجا در مدل 2016 به کارگردانی تیمور بکمامبتوف بر اساس فیلمنامه‌ای از کیت کلارک و جان ریدلی هستند، اما لحن و تم کمی تغییر یافته است. آنچه که به وضوح داستان انتقام بود، اکنون به داستانی از بخشش تبدیل شده است. می‌توانید جلسات استودیویی را ببینید که تاکید می‌کنند این فیلم باید به شدت به مخاطبان مذهبی امروزی فروخته شود که می‌توانند درآمد پرسود باکس آفیس داشته باشند. و عیسی مسیح که در نسخه‌های قبلی یک شخصیت حاشیه‌ای سایه‌دار است، تقریباً در جلو و مرکز این نسخه است که رودریگو سانتورو بازی می‌کند، که در تیتراژ پایانی رتبه سوم را به خود اختصاص داده است - عیسی به سمت بالا حرکت کرده است.

همانطور که در نقد ویدئویی خود در بالا گفتم،  جک هیوستون (نوه جان هیوستون بزرگ) بازیگر خوبی است، اما به نظر خیلی نرم به نظر می رسد که صندل های هستون را پر کند. آنچه در ذهن من به عنوان یک جودا بن هور رواقی، شجاع و مصمم حک شده است، اکنون بسیار کمتر فرمانبردار است. برایم سخت بود باور کنم که این مرد ریشوی کوچک واقعاً بتواند سختی های بردگی و پارو زدن در کشتی های آن کشتی را برای چندین سال تحمل کند یا یک دور در مسابقه ارابه رانی دوام بیاورد. توبی کبل در نقش مسالا اکنون علاوه بر بهترین دوست، برادر خوانده جودا نیز معرفی می شود، اما تصویر فاقد ابعاد و سایه است. استفان بوید در برداشت 1959 نیز نسبتاً تک بعدی بود، بنابراین شاید این ماهیت نقش باشد.

نکته مثبت این است که بکمامبتوف تمام تلاش خود را کرده است تا با هیجان خشمگینی که به یاد دارم هنگام تماشای هستون در آن مسابقه ارابه‌سواری، تطابق داشته باشد، و در دقیقه 10 باید بگویم که این بی‌تردید نقطه برجسته این فیلم است، همانطور که همیشه در فیلم دیگر بوده است. نسخه ها متأسفانه، این احساس نیز وجود دارد. هیجان از بین رفته است، حتی اگر هنر فیلمسازی هنوز وجود داشته باشد. این فیلم تا حد زیادی در طول شش هفته در دوربین گرفته شده است، و فقدان ترفندهای CGI بسیار مورد استقبال قرار گرفته است، اما باید تعجب کنید که چرا در مسابقه ای پر از نماهای نزدیک، عکس های بلند با شکوه تا حد زیادی از دست رفته اند. من از صحنه های مورگان فریمن لذت بردمبه عنوان یک شیخ آفریقایی/عرب که یهودا را برای کار با اسب‌های سفید زیبا آموزش می‌دهد، و این سکانس‌ها فوق‌العاده هستند، و همچنین نشان‌دهنده رفاقت واقعی بین انسان و حیوان است. ترس های جالب فریمن نیز یک مزیت واقعی بود. چیزهای نبرد دریایی چشمگیر هستند، اما باز هم تعجب می کنید که چرا وقتی 56 سال قبل به شیوه ای برتر انجام شده بود، ناراحت می شوید.

تهیه‌کنندگانی که جرأت کرده‌اند از عهده چالش رقابت با یک غول برنده اسکار برآیند، شان دانیل، جونی لوین و دانکن هندرسون هستند، اما سرنخ واقعی در مورد چگونگی ساخت این کار را می‌توان در تیتراژ تهیه‌کننده اجرایی مارک برنت و روما یافت. داونی، نیروی مسیحی زن و شوهر پشت مینی سریال حماسی  انجیل تاریخ. باید تعجب کنید که آیا همه اینها به نوعی به عنوان ایده ای برای یک رویداد تلویزیونی شروع شد که به نوعی به اشتباه به صفحه نمایش بزرگ تبدیل شد. مطمئناً این یک تولید زیبا با امتیازی قدرتمند از مارکو بلترامی است (البته با میکلیس روزسا همخوانی ندارد)، اما هنوز هم به طرز عجیبی شبیه یک نسخه کم‌تر به نظر می‌رسد و 125 دقیقه - تقریباً 100 دقیقه کمتر از زمان نمایش جاده‌ای در سال 1959 - مدرکی وجود دارد که اینطور است پارامونت آن را جمعه منتشر می کند.

آیا قصد دارید  بن هور را ببینید؟ به ما اطلاع دهید که چه فکر می کنید.