رشیدا جونز بیش از چند سیم به کمان خود دارد. بین نقش‌هایی در مجموعه‌ای از فیلم‌های تلویزیونی کالت مانند The Office ، Parks and Recreation و Angie Tribeca ، مهارت‌های نویسندگی که همه چیز را در بر می‌گیرد، از فیلم مستقل تکان دهنده Celeste و Jesse Forever گرفته تا Toy Story 4 و Black Mirror ، مستند برنده گرمی او Quincy ، و یک جونز یک حرفه خوانندگی واقعی است. اخیراً، او به عنوان جویا بزرگ‌تر در سریال کنیا باریس #BlackAF به عرصه سریال‌های کمدی بازگشته است. و حالا نقش اصلی او در فیلم سوفیا کاپولا روی صخره ها وجود دارد. جونز نقش لورا، رمان‌نویس منهتن و مادر دو فرزند را بازی می‌کند که متوجه می‌شود در حال حدس زدن تعهد همسرش (مارلون وینز) است. با پیوستن به نیروهای خود با پدر خاطی خود (بیل موری)، هیجین ها به وجود می آیند. جونز از این نقش به عنوان نزدیک‌ترین نقش به خود واقعی‌اش یاد می‌کند، زیرا او به برخی از نکات برجسته حرفه‌ای و خاطرات مورد علاقه خود فکر می‌کند.

فکر می کنم در طول زمان یاد گرفتم که کسب مهارت و تجربه باید نقطه کانونی باشد و نه به دست آوردن بدنامی که همراه با کسب آن مهارت و تجربه است. زمانی که شاید ۲۶ یا ۲۷ ساله بودم، در کلاس بازیگری بودم و با سوفیا [کاپولا] کارگاه گمشده در ترجمه را انجام دادم. این یکی از آن فرصت‌هایی بود که در پایان رنگین کمان هیچ چیز وجود نداشت، زیرا قرار نبود شغلی را پیدا کنم - فقط قرار نبود اینطور اتفاق بیفتد. اما بخشی از فرآیند آن برای من بود که از آن لذت ببرم و کشف کنم، و همچنین فقط به عنوان کارگردان در دسترس او باشم. من فکر می‌کنم داشتن آن بالشتک که در آن می‌توانید آزمایش کنید و با افراد کار کنید، به‌گونه‌ای که نتیجه نهایی تعیین‌کننده تجربه شما نبود، واقعاً باعث شد که بفهمم این فرآیند همه چیز است.

می توانم بگویم کسی که در دو سال گذشته من را راهنمایی کرده است، از مایک نیکولز است که یک دوست عزیز خانوادگی و یک مربی عزیز برای من است. زمانی که من این انتخاب را داشتم که [کار در صنعت] حتی یک امکان باشد، تمام شعار او این بود که " حفره ای وجود ندارد ". بنابراین من با a–holes کار نمی کنم. در بازیگری، مشاغلی را که به دست می آورید، به عهده می گیرید و امیدوارید که همه در مورد چگونگی انجام کار یا هر چیز دیگری تصور یکسانی داشته باشند، اما قطعاً افراد دشواری وجود دارند. زمانی که در حال نویسندگی، کارگردانی و تهیه کنندگی بودم و انتخاب های بیشتری به عنوان بازیگر داشتم، سیاست من هیچ حفره ای نبود.

فکر می‌کنم هر چه بزرگتر می‌شوم، قسمت‌هایم آبدارتر می‌شوند، و به طرز عجیبی، دو قسمت مورد علاقه‌ام که امسال انجام دادم، On the Rocks و #BlackAF بودند ، زیرا On the Rocks از نظر عاطفی بسیار به جایی که در این لحظه هستم وابسته است. و در #BlackAF از نظر اخلاقی مشکوک بودم و هیچ حرفی به من نزد. آزاد بودن با چنین شخصیتی بسیار سرگرم کننده بود. من هنوز فکر می کنم که احتمالاً تعداد بیشتری از من وجود دارند که حتی هنوز آنها را نمی شناسم، اما می توانم بگویم که احساس می کنم برای نقش هایی که می خواستم همتراز هستم. حالا بالاخره امسال.

احتمالا سلست و جسی برای همیشه . این یک تفکیک کامل وجودی است که او معتقد بود چه کسی است و چه چیزی برای او کار می کند. من باید به آنجا می رفتم و فرصت های زیادی برای رفتن به آنجا نداشتم. من باید بازیگر می‌شدم، هدفون می‌زدم و با مردم صحبت نمی‌کردم، و قبلاً این کار را نکرده‌ام. آن درد قطعاً از یک مکان واقعی سرچشمه گرفته است. فکر می‌کنم این ایده بود که شما حتی فکر نمی‌کنید چه چیزی بیشتر به شما آسیب می‌زند. به خصوص در اوایل 30 سالگی، فکر می‌کنید همه چیز را می‌دانید و آن را فهمیده‌اید و می‌توانید ادامه دهید. سپس s-t اتفاق می افتد و زندگی اتفاق می افتد، و سپس شما f-ked.

اولین فیلمی که مرا به گریه انداخت ET the Extra-Terrestrial بود. این خیلی در حافظه من مانده است زیرا من با پدر و مادرم بودم و واقعاً نمی خواستم آنها بدانند که من گریه می کنم. من می خواستم آن را نگه دارم. من آن را به خوبی به یاد دارم. بعد داشتم به ویل مک کورمک فکر می‌کردم که سلست و جسی را با او نوشتم، او اخیراً یک انیمیشن انیمیشنی در نتفلیکس ساخته است که هیچ کلمه‌ای در آن وجود ندارد به نام اگر اتفاقی بیفتد دوستت دارم . اگر آن را ندیده اید و احساس می کنید زمان گریه فرا رسیده است، فقط آماده باشید. به معنای واقعی کلمه یک چالش TikToK وجود دارد که مردم آن را تماشا می کنند و هق هق می کنند. این بسیار دلخراش است، اما همچنین ظریف است. درباره تیراندازی مدرسه است و درباره غم و عشق و پذیرش است. این 12 دقیقه طول می کشد و این یک هشیاری واقعی است.

من احساس می‌کنم در پارک‌ها و تفریحات ، جری/گری همیشه موضوع شوخی‌هاست. متأسفانه، ما جیم اوهیر را شکنجه کردیم . او فقط روحیه خوبی دارد که به ما اجازه داد این کار را انجام دهیم. بنابراین هنوز، در متون ما، او سر به سر شوخی است. هنوز هم وقتی چیزهایی را پست می کنیم، هنوز وقتی در مورد [نمایش] صحبت می کنیم، او موضوع شوخی است و همیشه خواهد بود. ما گردهمایی 10 ساله خود را در مرکز پالی انجام دادیم و درست قبل از ادامه یک سلفی گرفتیم، و من می خواستم آن را پست کنم و گفتم: "F-king Jerry! او حتی در آن نبود!» نمی دانم کجا بود، فقط در آنجا نبود.

فکر می کنم دوستت دارم، مرد فقط بهترین تجربه بود. وقتی کار نمی‌کردم سر صحنه می‌رفتم، چیزی که شنیده نشده است، فقط برای اینکه سلام کنم و وقت بگذارم، و پشت مانیتور می‌نشستم تا خنده‌دار بودن جیسون سیگل و پل راد را تماشا کنم. این یک تجربه بسیار بسیار بسیار لذت بخش بود. ما باید پیشرفت های زیادی انجام دهیم و در آن زمان هنوز از فیلم استفاده می کردیم. فیلم و دوربین را به خاطر دارید؟ ما نوعی جایزه گرفتیم چون 900000 فوت فیلم گرفتیم. ما فقط با هم حرف می زدیم و شوخی می کردیم و همدیگر را می خندیدیم. آن صحنه زمانی که پل در حال اجرای "slappa da bass" است، ما هر دو مجبور شدیم کل صحنه را ADR کنیم زیرا خدمه به شدت می خندیدند.

احتمالاً لورا در On the Rocks را حدس می زنم زیرا میانسال هستم و حرفه ای نسبتاً خوب دارم. من اینطور به شریکم بی اعتماد نیستم و آنقدر هم ناامن نیستم، اما رابطه بسیار دوست داشتنی با پدرم دارم، که شخصیتی بزرگتر از زندگی است. و من در وسط این سؤالات بزرگ از خودم می‌پرسم که می‌خواهم زندگی‌ام با چه چیزی تعریف شود، و اینکه چگونه از نظر احساسی در زندگی‌ام قرار می‌گیرم، علاوه بر اینکه فقط نسبت به افرادی که دوستشان دارم، هستم. احتمالاً خیلی سنگین است.

آنها از من نقل قول نمی کنند، بلکه از راب لو نقل می کنند که می گوید " آن پرکینز ". آنها فقط بالا می آیند و اشاره می کنند و می گویند "آن پرکینز" و فکر می کنند اولین کسی هستند که این کار را انجام داده اند. مردم هنوز در مورد دفتر ، در مورد آمدن بین پم و جیم بر سر من فریاد می زنند . در روزهای اول، زمانی که برنامه هنوز پخش می شد، یک نفر به طور قانونی از دست من عصبانی شد و بر سر من فریاد زد: "شما فان کینگ، کارن!" خوبه. واقعا تاثیر گذاشتم

من قطعا سالهای زیادی را در The Bachelor Nation گذرانده ام. و من عاشق هر نوع نمایش تغییر طراحی خانه هستم. اوه، و اخیراً من این برنامه را به نام Redecor انجام داده‌ام ، جایی که شما یک اتاق را دوباره تزئین می‌کنید و سپس با هم رقابت می‌کنید و مردم رای می‌دهند. خیلی عالیه پارچه های مجازی دریافت می کنید که می توانید در اتاق بعدی خود استفاده کنید. [شما برنده می‌شوید] وانمود کنید که تابلوهای چوبی، یک فرش جدید. خیلی غمگین من واقعاً ناامید هستم.

فکر می‌کنم مردم آهنگ‌هایی را دوست دارند که در رجیستری آنها نیست. و شما باید در مورد آن کاملاً شفاف باشید. اما آخرین و بزرگترین پیروزی من در کارائوکه زمانی بود که در ژاپن بودم و Notorious BIG را اجرا کردم، گروه کر را خواندم و رپ را برای آهنگ "I love it when you call me big poppa" را اجرا کردم. و عالی بود و سپس بانی رایت آزموده شده و واقعی من، «نمی توانم تو را عاشقم کنم» اثر خوبی است. غمگین. آنها غمگین هستند، اما بسیار خوب. و سفر. منظورم واضح است و خارجی، "من می خواهم بدانم عشق چیست." این یکی خوب است.