سام مندز کارگردان سرشناس فیلم و صحنه، امشب با The Lehman Trilogy دوام یک برادوی جدید را پس از کووید آزمایش می کند .، داستان سلسله خانواده مالی که همراه با اقتصاد جهانی در سال 2008 سقوط کرد. نمایش تقریباً افتتاح شد، سپس همه گیری همه خانه ها را در برادوی خاموش کرد و شهر نیویورک را به شهر ارواح تبدیل کرد. من قبل از شب بزرگش به طور مختصر با مندز صحبت کردم - می‌توانید آن را یک راه‌اندازی مجدد بنامید زیرا در پیش‌نمایش بود، اما افتتاحیه‌های بزرگ تا کنون محدود به غول‌پیکران تجاری با سابقه گردشگری اتوبوس و کامیون در گذشته بوده است. مندز مشتاق بود درباره پیروزی تازه عبور از بیماری همه گیر و نقشی که نهادی که او به راه اندازی آن کمک کرد، یعنی صندوق هنرمندان تئاتر، در زنده نگه داشتن اکوسیستم شکننده صحنه لندن، بحث کند. و چگونه کل این تلاش توسط تد ساراندوس از نتفلیکس آغاز شد که این هفته خود را روی صندلی داغ دید و از دیو چاپل دفاع کرد.

مهلت: افتتاحیه امشب نقش مهمی در بازگشت برادوی به نظر می رسد. شما چه احساسی داری؟ 

MENDES : برای دیدن دوباره باز شدن در حال حرکت است. عصبی بودم، باید اعتراف کنم. ما در پیش نمایش The Lehman Trilogy بودیمدر برادوی، وقتی همه چیز خاموش شد، ما به تازگی چهارمین پیش نمایش را انجام داده بودیم. در فضای آن پیش‌نمایش‌ها، ما شاهد تبدیل آن از یک مخاطب نسبتاً معمولی به مخاطبان عمدتاً نقاب‌دار، با افرادی با دستکش، صندلی‌های خالی و چهره‌های وحشت‌زده بودیم. بازگشت به همان تئاتر، همان مجموعه. وقتی آنها بعد از 18 ماه برگشتند، به معنای واقعی کلمه فنجان های قهوه در پشت صحنه و در اتاق های رختکن نشسته بودند که جابه جا نشده بودند. لباس‌ها هنوز روی قفسه‌ها آویزان هستند، صحنه‌ها هنوز آنجاست. خیلی عجیب بود و من دلهره‌آور بودم، اما چیزی که متوجه شدیم این است که تماشاگران پرشورتر و پرشورتر هستند، و مردم حتی ناامیدتر از بازگشت برای دیدن اجراهای زنده هستند.

فکر می‌کنم ما یکی از اولین نمایش‌هایی هستیم که بازگشایی می‌شود، این نمایش طولانی مدت نیست. بنابراین این موضوع به اندازه مخاطبان محلی نیویورکی ها به گردشگری وابسته نیست. این راحت است، زیرا در حال حاضر هیچ کس دیگری جز نیویورکی ها نمی تواند وارد کشور و شهر شود. عجیب است، تماشای همه افراد با ماسک، اما از سوی دیگر، آنها پر سر و صداتر هستند. خنده، هیجان بیشتر وجود دارد و شما می توانید آن را در بینندگان احساس کنید. از بسیاری جهات، بازگشت آن فوق‌العاده تکان‌دهنده و آرامش‌بخش بوده است، و از بسیاری جهات، قوی‌تر برمی‌گردد. فقط امیدوارم که ادامه پیدا کند و این پیام به گوش برسد که تئاتر بازگشایی شده است، و هنوز هیجان انگیز است، و امن است.

مهلت: آیا اخراج مزایای خلاقانه ای داشت؟

جبران می کند: بله و خیر. خطر از بین رفتن آن وجود داشت. در این مورد، بن پاور که آن را اقتباس کرده بود، یک نمایشنامه سه ساعته از یک نمایشنامه شش ساعته دو شبانه خلق کرد. مناطق زیادی وجود داشت که ما به آنجا برگشتیم و نگاهی انداختیم. بخش بسیار مختصری وجود داشت که در مورد اپیدمی آنفولانزای اسپانیایی در سال 1918، آن را بازگرداندیم. بخش‌هایی وجود داشتند که در آن زمان کمتر مرتبط به نظر می‌رسیدند و اکنون مرتبط‌تر به نظر می‌رسیدند، در نمایشنامه‌ای که تماماً در مورد دیدن شکل 150 سال گذشته تاریخ است، تا سقوط سال 2008. و ببینید چگونه تغییرات تدریجی کوچک، اخلاق مبهم خطوط در شن، روشی که فشارسنج های اخلاقی مردم در طول سال ها تغییر کرده است. و در دهه 1840 زمانی که سه برادر از باواریا آمدند و فروشگاهی را در آلاباما افتتاح کردند، به تدریج از یک تجارت خانوادگی استفاده کردند. و آن را به یکی از گسترده ترین و تأثیرگذارترین سازمان های مالی در جهان تبدیل کرد. و سپس در سال 2008 تبدیل به پوستر سقوط هواپیما شد و پس از آن اپیزودهای مخرب بسیاری را آغاز کرد. خوب است که بتوانید روی چیزی کار کنید که کمی الاستیک باشد. خوب بوده ما یکی از بازیگران به نام بن مایلز را که تعهد قبلی داشت از دست دادیم. اما من توانستم به عقب برگردم و آدریان لستر را که یکی از اولین افرادی بود که در تئاتر ملی به او پیشنهاد دادم، برگردم. او یک سطح کاملاً دیگر را به آن آورده است. در نهایت، فکر می‌کنم نمایش قوی‌تر است، اما بدون آن لحظات نبود، در چندین نقطه که فکر می‌کردیم قرار است فرو بریزد و دیگر برنگردد. بسیاری از نمایشنامه ها برنگشتند. یکی که خیلی مشتاق دیدنش بودم. هرگز لوری متکالف را در آن خواهیم دید و سپس در سال 2008 تبدیل به پوستر سقوط هواپیما شد و پس از آن اپیزودهای مخرب بسیاری را آغاز کرد. خوب است که بتوانید روی چیزی کار کنید که کمی الاستیک باشد. خوب بوده ما یکی از بازیگران به نام بن مایلز را که تعهد قبلی داشت از دست دادیم. اما من توانستم به عقب برگردم و آدریان لستر را که یکی از اولین افرادی بود که در تئاتر ملی به او پیشنهاد دادم، برگردم. او یک سطح کاملاً دیگر را به آن آورده است. در نهایت، فکر می‌کنم نمایش قوی‌تر است، اما بدون آن لحظات نبود، در چندین نقطه که فکر می‌کردیم قرار است فرو بریزد و دیگر برنگردد. بسیاری از نمایشنامه ها برنگشتند. یکی که خیلی مشتاق دیدنش بودم. هرگز لوری متکالف را در آن خواهیم دید و سپس در سال 2008 تبدیل به پوستر سقوط هواپیما شد و پس از آن اپیزودهای مخرب بسیاری را آغاز کرد. خوب است که بتوانید روی چیزی کار کنید که کمی الاستیک باشد. خوب بوده ما یکی از بازیگران به نام بن مایلز را که تعهد قبلی داشت از دست دادیم. اما من توانستم به عقب برگردم و آدریان لستر را که یکی از اولین افرادی بود که در تئاتر ملی به او پیشنهاد دادم، برگردم. او یک سطح کاملاً دیگر را به آن آورده است. در نهایت، فکر می‌کنم نمایش قوی‌تر است، اما بدون آن لحظات نبود، در چندین نقطه که فکر می‌کردیم قرار است فرو بریزد و دیگر برنگردد. بسیاری از نمایشنامه ها برنگشتند. یکی که خیلی مشتاق دیدنش بودم. هرگز لوری متکالف را در آن خواهیم دید خوب است که بتوانید روی چیزی کار کنید که کمی الاستیک باشد. خوب بوده ما یکی از بازیگران به نام بن مایلز را که تعهد قبلی داشت از دست دادیم. اما من توانستم به عقب برگردم و آدریان لستر را که یکی از اولین افرادی بود که در تئاتر ملی به او پیشنهاد دادم، برگردم. او یک سطح کاملاً دیگر را به آن آورده است. در نهایت، فکر می‌کنم نمایش قوی‌تر است، اما بدون آن لحظات نبود، در چندین نقطه که فکر می‌کردیم قرار است فرو بریزد و دیگر برنگردد. بسیاری از نمایشنامه ها برنگشتند. یکی که خیلی مشتاق دیدنش بودم. هرگز لوری متکالف را در آن خواهیم دید خوب است که بتوانید روی چیزی کار کنید که کمی الاستیک باشد. خوب بوده ما یکی از بازیگران به نام بن مایلز را که تعهد قبلی داشت از دست دادیم. اما من توانستم به عقب برگردم و آدریان لستر را که یکی از اولین افرادی بود که در تئاتر ملی به او پیشنهاد دادم، برگردم. او یک سطح کاملاً دیگر را به آن آورده است. در نهایت، فکر می‌کنم نمایش قوی‌تر است، اما بدون آن لحظات نبود، در چندین نقطه که فکر می‌کردیم قرار است فرو بریزد و دیگر برنگردد. بسیاری از نمایشنامه ها برنگشتند. یکی که خیلی مشتاق دیدنش بودم. هرگز لوری متکالف را در آن خواهیم دید زمانی که این نقش را در تئاتر ملی انجام دادیم، یکی از اولین افرادی بود که این نقش را به او پیشنهاد دادم. او یک سطح کاملاً دیگر را به آن آورده است. در نهایت، فکر می‌کنم نمایش قوی‌تر است، اما بدون آن لحظات نبود، در چندین نقطه که فکر می‌کردیم قرار است فرو بریزد و دیگر برنگردد. بسیاری از نمایشنامه ها برنگشتند. یکی که خیلی مشتاق دیدنش بودم. هرگز لوری متکالف را در آن خواهیم دید زمانی که این نقش را در تئاتر ملی انجام دادیم، یکی از اولین افرادی بود که این نقش را به او پیشنهاد دادم. او یک سطح کاملاً دیگر را به آن آورده است. در نهایت، فکر می‌کنم نمایش قوی‌تر است، اما بدون آن لحظات نبود، در چندین نقطه که فکر می‌کردیم قرار است فرو بریزد و دیگر برنگردد. بسیاری از نمایشنامه ها برنگشتند. یکی که خیلی مشتاق دیدنش بودم. هرگز لوری متکالف را در آن خواهیم دیدچه کسی از ویرجینیا وولف می ترسد؟ افرادی که قبل از کووید استوری وست ساید را ندیده‌اند، از این فرصت محروم شده‌اند. همه انواع نمایشنامه‌ها از این همه‌گیری جان سالم به در نبرده‌اند. احساس می‌کنم خوشبختم که توانستیم با درخشش تهیه‌کنندگانمان، آن سوزن را نخ کرده و برگردیم. نکته خوب این است که در انتهای آن راه، مخاطب است و گرسنگی. نیویورک باورنکردنی بوده است و پول را به برادوی بازگردانده است، زیرا آنها مانند همه ما می دانند که قلب تپنده نیویورک است و مردم برای دیدن آن به شهر برمی گردند. این تنها زمانی به کل شهر کمک می کند که مردم سرنوشت خود را به دست خود بازگردانند.

مهلت: به نظر می رسد که برادوی به گردشگری وابسته است و گردشگری به برادوی وابسته است.

MENDES : یک عنصر وجود دارد، اگر آن را بسازید، خواهند آمد. باید از همه اینها عبور می کردی تا بفهمی. من افتخار می کنم که در پیشاهنگ هستم و کمک می کنم تئاتر را بر پایه های محکم بازگردانم. نیمه دوم امسال از پروژه‌های دیگر دور شدم، زیرا فکر نمی‌کنم بتوانم به پروژه‌ای که دوستش دارم و در کل تئاتر پشت کنم. که برای زنده ماندن به همه دست روی عرشه نیاز دارد.

مهلت: سه گانه Lehman زمانی که به خانه راه اندازی شد یک پیروزی بود. برای زنده نگه داشتن وست اند که با همان مشکلات همه گیر مواجه بود، چه کرده اید؟

MENDES : ما می‌خواهیم به ترویج صندوقی که در بریتانیا گرد هم می‌آوریم، یعنی صندوق هنرمندان تئاتر، که در نقطه‌ای از بزرگترین بحران رخ داد، قبل از اینکه کسی به واکسنی اشاره کند، ادامه دهیم تا سعی کنیم تئاتر را به طور کلی حفظ کنیم. در انگلستان و فراتر از آن آنچنان که باید پوشش داده نشد، اما با کمک مالی نتفلیکس آغاز شد.

مهلت: من نمی دانستم که آنها در بازی مرحله هستند.

مندس : من مقاله ای برای فایننشال تایمز نوشتم که چگونه می توان تئاتر را نجات داد و در آن صورت، سعی کردم با دولت لابی کنم تا بسته بودجه بیشتری برای سالن ها افزایش دهد تا تعطیل نشوند. اما من به نوعی به طرز شیطنت آمیزی اشاره کردم که افراد زیادی هستند که از این بیماری همه گیر پول زیادی به دست می آورند. از جمله آنها، استریمرهایی بودند که ناگهان مخاطبان اسیر خود را در خانه داشتند و بیش از هر زمان دیگری تماشا می کردند و به گونه ای مشترک می شدند که قبلاً نداشتند. بنابراین من گفتم، هر کسی در آمازون یا نتفلیکس که دوست دارد به صنعتی کمک کند که تمام بازیگران هر نمایش نتفلیکس در بریتانیا را پر می کند، به ویژه The Crown ، من با او تماس خواهم گرفت.

تد ساراندوس گوشی را برداشت. به نحوی که در دوره اپل استیو جابز آشکار بود، یک شرکت که توسط فردی واحد اداره می‌شود که سریع و واضح تصمیم‌گیری می‌کند، مزایای زیادی دارد. با همه‌گیری، هیچ فایده‌ای نداشت که بگوییم، بیایید نه ماه صبر کنیم و ببینیم در سال آینده چه اتفاقی می‌افتد. جایی برای آن وجود نداشت. ما فردا به این نیاز داریم من یک تماس نیم ساعته با تد داشتم، او در نهایت نیم میلیون داد و آن ضربه باعث شروع سرمایه شد. و اکنون 10.5 میلیون دلار است و نه تنها از لحاظ عملی به هنرمندان، نویسندگان، کارگردانان، بازیگران، بلکه به طراحان، طراحان رقص، مربیان لهجه، هنرمندان سیرک، عروسک‌بازان، افرادی که تئاترهای جوانان و جامعه را اداره می‌کنند کمک کرده است. به آنها کمک کرده است تا کرایه خانه را بپردازند و برای فرزندانشان غذا روی میز بگذارند. اما به آنها احساس ارزشمندی و اینکه آنها بخشی از یک جامعه بزرگتر هستند نیز می دهد. دیده می شوند. در خانه و در ایالات متحده، جایی که این یک حرفه لوکس تلقی می شود، خطر بزرگی وجود دارد که این یک شغل جدی نیست. این واقعیت را نادیده می گیرد که همه اینها یک موتور رشد اقتصادی عظیم است که هر ساله میلیاردها دلار را در قالب گردشگری، مخاطبان و همه عناصر همراهی که در کنار آن حرکت می کنند وارد کشور می کند. رستوران‌ها، هتل‌ها، میخانه‌ها، همه چیزهایی که با زندگی همراه است در مرکز هر شهر دمیده می‌شوند. همه اون چیزا مخاطبان و همه عناصر همراهی که در کنار آن قرار دارند. رستوران‌ها، هتل‌ها، میخانه‌ها، همه چیزهایی که با زندگی همراه است در مرکز هر شهر دمیده می‌شوند. همه اون چیزا مخاطبان و همه عناصر همراهی که در کنار آن قرار دارند. رستوران‌ها، هتل‌ها، میخانه‌ها، همه چیزهایی که با زندگی همراه است در مرکز هر شهر دمیده می‌شوند. همه اون چیزا

طبق گزارش‌ها، در دوران اوج همه‌گیری، زمانی که مردم در تلاش برای زنده ماندن بودند، چیز دلخراشی را دومینیک کامینگز گفت. او گفت: بالرین ها باید به پشت صف لعنتی برسند. که باعث شد من احساس ناامیدی کنم. بسیار خوب، اگر فکر می کنید که ما از بالرین ها به خاطر بالرین ها نگهداری می کنیم، و فقط به افراد پول می دهیم، آن وقت گم شده ایم. ما تئاتر و تجربه اجرای زنده را برای تماشاگران حفظ می کنیم. نه برای افرادی که این کار را انجام می دهند. برای من مهم نیست که بودجه نمایش من را تأمین می کنید، که بستگی به خوب بودن یا نبودن آن دارد. من خوب خواهم شد اما این کار برای مخاطبی انجام می شود که آن را می خواهد. به دلیلی آنجاست این بسیار مهم بود که هنرمندان، افرادی که کار را می‌سازند نیز نیاز به صرفه‌جویی داشتند. خطر بزرگ در این شرایط این است که شما ساختمان ها، ادارات، کارکنان بار را نجات دهید، بخش حسابداری اما افرادی که در واقع کاری را می سازند که شما برای دیدن آن پول می دهید، چیزی ندارند. چون آنها برای تئاترهای خاصی کار نمی کنند، همه آنها فریلنسر هستند. من به شدت احساس می‌کردم که آنها رها شده‌اند و با مردم در تئاتر ایالات متحده صحبت می‌کنند، گرچه من همان زمینه یا دانشی که در تئاتر بریتانیا دارم ندارم، همان ناامیدی را احساس کردم. اینکه این پایین زنجیره غذایی بود که به عنوان یک لوکس در نظر گرفته می شد. و در مقایسه با بهداشت یا آموزش، چنین است. اما هنر برای زنده نگه داشتن مردم نیست، بلکه برای دادن چیزی است که برای آن زندگی کنند. زندگی بدون محروم کردن مردم از چیزهایی که باعث شادی آنها می شود و برخی فرار می کنند به اندازه کافی دشوار است. این خطر وجود دارد که همه اینها به تلویزیون شما منتقل شود. این چیزی است که بسیاری از ما سعی کرده ایم از آن اجتناب کنیم.ونوم خوب کار می کند و مردم بیرون می روند. مهم است و کار بزرگی است.

مهلت: این پول به چه کسی کمک کرده است؟

جبران می کند: خیلی ساده است. به هر کسی که بتواند ثابت کند در دو سال گذشته در یک تئاتر معتبر کار کرده و کمتر از مقدار معینی در این بیماری همه گیر درآمد داشته است، پولی در قالب کمک های مالی هزار پوندی اعطا کرد. که اساساً همه بودند. چیزی بیشتر از پول بانک غذا نبود. این افراد همگی قفسه‌های سوپرمارکت را روی هم چیده بودند و پشت بار سرو می‌کردند و کارهای عجیب و غریب انجام می‌دادند. این تنها منبع درآمد آنها نبود، اما راهی برای ما بود که بگوییم، ما شما را می بینیم، شما بخشی از یک جامعه هستید و برای شما ارزش قائل هستیم و می خواهیم کاری را که انجام می دهید ادامه دهید. نامه‌ای از مردی دریافت کردم که تئاتر جوانان را اداره می‌کرد، و او گفت که در روز دوشنبه، او آماده است آن را رها کند، و سپس روز جمعه هزار پوند خود را دریافت کرده است - که ناچیز است. و به او قدرت ادامه راه داد. و او همچنان می رود. این احساس بود که آنها از لبه صخره سقوط نمی کردند و هیچ کس متوجه نمی شد. این راهی بود که تا آنجایی که ممکن بود در این کمک‌های کوچک به افراد زیادی که می‌توانیم، پول توزیع کنیم. وقتی به صندوق نگاه می کنید، افرادی که به نتفلیکس پیوستند افرادی مانند اندرو لوید وبر، کامرون مکینتاش، دنی بویل، بندیکت کامبربچ، سونیا فریدمن بودند. این جامعه ای است که آنها می خواهند بخشی از آن باشند. و انها هستند. آنها می‌توانستند ببینند که این افراد در برخی موارد بیشتر از آنچه که من توان مالی آن را داشتم، می‌دهند. فقط به این دلیل که آنها در قبال افرادی که در 19 یا 20 سالگی بودند احساس مسئولیت می کردند. افرادی که به نتفلیکس پیوستند افرادی مانند اندرو لوید وبر، کامرون مکینتاش، دنی بویل، بندیکت کامبربچ، سونیا فریدمن بودند. این جامعه ای است که آنها می خواهند بخشی از آن باشند. و انها هستند. آنها می‌توانستند ببینند که این افراد در برخی موارد بیشتر از آنچه که من توان مالی آن را داشتم، می‌دهند. فقط به این دلیل که آنها در قبال افرادی که در 19 یا 20 سالگی بودند احساس مسئولیت می کردند. افرادی که به نتفلیکس پیوستند افرادی مانند اندرو لوید وبر، کامرون مکینتاش، دنی بویل، بندیکت کامبربچ، سونیا فریدمن بودند. این جامعه ای است که آنها می خواهند بخشی از آن باشند. و انها هستند. آنها می‌توانستند ببینند که این افراد در برخی موارد بیشتر از آنچه که من توان مالی آن را داشتم، می‌دهند. فقط به این دلیل که آنها در قبال افرادی که در 19 یا 20 سالگی بودند احساس مسئولیت می کردند.

مسئله دیگر این است که همه ما به سختی تلاش کرده‌ایم تا نیروی کار با تنوع مناسبی را در بریتانیا و ایالات متحده ایجاد کنیم. داشتیم به جایی می رسیدیم. خطری که در این مورد وجود دارد این است که افرادی که ترک می کنند، می افتند و برای همیشه این حرفه را رها می کنند، افرادی هستند که شبکه ایمنی اقتصادی برای ادامه راه ندارند. پسران و دختران طبقه متوسط ​​سفید پوست به خوبی کار خواهند کرد، آنها احتمالاً راهی برای عبور از این مشکل دارند، بازگشته و شغل خود را از دست نمی دهند. کسانی که از پس زمینه های فقیرتر هستند، رنج خواهند برد. به نابغه ای نیاز نیست تا بفهمیم که تنوع از این موضوع ضربه می زند. به خصوص در انگلستان. ما سعی کرده‌ایم آن را تصدیق کنیم و آگاه بودیم که پول را فقط به پسران طبقه متوسط ​​در شمال لندن که اتصال اینترنتی خوبی دارند، بدهیم. بلکه سعی کنیم آن را در سراسر مناطق و نیروی کار با تنوع مناسب گسترش دهیم. نه فقط از نظر نژادی متنوع، بلکه از نظر شغلی که انجام می دهند نیز متفاوت هستند. نه فقط کسانی که نامشان پررنگ است، بلکه مدیران تولید، مدیران صحنه، برنامه نویسان نور، تکنسین های صحنه. همه این موارد در نظر گرفته شد و ما سعی کردیم آن را به گونه ای پخش کنیم که به افراد درگیر احساس شود که دیده می شوند.

مهلت: آیا این یک تلاش مداوم است یا سوراخ کردن سوراخ در طول همه گیری؟

MENDES : این حفره بزرگی را در مرکز بودجه هنر نشان داده است، که هیچ شبکه ایمنی وجود ندارد، هیچ نهاد مالی که نماینده خود هنرمندان باشد وجود ندارد. آنها تمایل دارند که نماینده سازمان ها، تئاترها، خانه های اپرا و ارکسترها باشند، اما نه خود افراد واقعی. از آنجایی که هنرها پر از افرادی است که خوداشتغال هستند، این بدان معناست که افراد زیادی نادیده گرفته می شوند و صدایی ندارند. قصد ما، امیدواریم که جنبه بودجه اضطراری مسیر خود را طی کند. سپس با بنیادی جایگزین می‌شود که امیدواریم از سوی نهادهای سرمایه‌گذاری هنر در بریتانیا به رسمیت شناخته شود و سپس بورسیه‌های تحصیلی را ادامه داده و حمایت کند. هر تئاتری می‌تواند منابعی از این سازمان داشته باشد، اما به‌طور خاص به سمت کسانی است که کار را می‌سازند، نه خود سازمان‌ها.

مهلت: فیلم بعدی که کارگردانی می کنید امپراتوری نور با الیویا کولمن و مایکل وارد است، داستانی عاشقانه در پس زمینه یک سینمای قدیمی در سواحل جنوبی انگلستان در سال 1980. این اولین فیلمنامه ای است که به تنهایی نوشتید، پس از همکاری مشترک. نوشتن 1917. آن یکی از داستان های جنگ جهانی اول پدربزرگ شما الهام گرفته شده است. آیا ارتباط شخصی با موضوع در اینجا وجود دارد؟

MENDES : از نوامبر شروع به آماده سازی می کنم و در فوریه فیلمبرداری را شروع می کنم تا در پایان سال آینده یا در پاییز 2022 از طریق Searchlight منتشر شوم. این دارای عناصر شخصی قوی است اما مستقیماً زندگینامه ای نیست. نوشتن آن را با روحیه حدس و گمان، بیش از قطعیت، در دوران قرنطینه شروع کردم. زمانی که کار دیگری برای انجام دادن وجود نداشت جز اینکه به جای بیرون رفتن به درون بروید. من از پاسخ افرادی که در آن حضور دارند، می‌خواهند آن را بسازند و می‌خواهند آن را شلیک کنند، خوشحال شدم.