اکنون در سومین و آخرین فصل، کمدی موفق نتفلیکس به روش کومینسکی ، مایکل داگلاس نقش خود را به عنوان معلم بازیگری سندی کومینسکی از سر می گیرد، اما این بار سندی بدون بهترین دوستش، نورمن نیولندر، با بازی آلن آرکین است. داگلاس می‌گوید «این کار بدون آلن برای این فصل ظریف بود»، اما آرکین «بدون ظاهر شدن کارهای زیادی انجام داد»، زیرا به نظر می‌رسد نورمن حتی پس از رفتنش این اکشن را سازماندهی می‌کند. داگلاس با بیش از 40 سال تجربه در صنعت، هم بازیگری و هم تهیه کنندگی - اولین حمله او به دومی پرواز بر فراز آشیانه فاخته در سال 1975 بود - داگلاس در حال حاضر از کار بر روی قسمت دیگری از مرد مورچه ای لذت می برد.حق امتیاز. در اینجا، او به خاطرات حرفه ای خود فکر می کند و برخی از فیلم های مورد علاقه و تلویزیون را به یاد می آورد.

مایکل داگلاس، استفانی پاورز، کارل مالدن در «خیابان‌های سانفرانسیسکو»

اولین درس فیلم من

در همان روز اول خیابان‌های سانفرانسیسکو ، AD گفت: "مایکل، ما فقط باید یک عکس سریع از رانندگی تو با ماشین پلیس در اطراف بالای تپه تلگراف بگیریم." بنابراین، من سوار ماشین شدم و کارل مالدن روی صندلی دیگر بود. من به رانندگیم افتخار می کنم و باید بگویم یکی از اولین درس هایی که یاد گرفتم این است که مطمئن شوم قبل از اینکه آن را رانندگی کنی شاید یک بار مسیر را بررسی کنی . ما در اطراف تلگراف هیل پرواز کردیم، در هتل فیرمونت هستیم، به پایان رسیدیم، و ناگهان پرواز کردیم، فقط به هوا رفتیم. ضربه ای به سپر جلو زدیم - بنگ - و من آن را متوقف کردم و گفتم: "اوه، عزیزم، من اخراج خواهم شد." و کارل می گوید: "این رانندگی نیست، رانندگی فیلم است." سپس گفت: "باشه، من می روم به تریلرم تا لباس زیرم را عوض کنم."

بهترین توصیه ای که تا به حال دریافت کردم

نمی دانم آن را روی صفحه یاد گرفتم یا نه، اما اولین توصیه ای که پدرم با من در میان گذاشت توانایی گوش دادن بود. بازیگران تمایل دارند تا فرصتی برای صحبت کردن صبر کنند و گاهی اوقات لزوماً بهترین شنونده نیستند، اما بازیگری واکنش نشان می دهد. و بنابراین، گوش دادن بخش مهمی است. این نصیحتی بود که پدرم به من داده بود، اما نمی توانم بگویم این چیزی بود که از همان ابتدا یاد گرفتم. مجبور شدم این موضوع را به خودم یادآوری کنم.

بخشی که من همیشه می خواستم

من هرگز در مورد بخشی که همیشه می خواستم خواب ندیدم، فقط با واقعیت چیزی که در مقابلم بود کنار آمدم. من خیلی خوش شانس بودم که در اوایل اولین تولیدم با یک پرواز بر فراز آشیانه فاخته ، متوجه شدم که بخش خوب چقدر کمیاب و ارزشمند است. من می دانستم که پدرم از بازی نکردن آر پی مک مورفی در آشیانه فاخته چقدر ناراحت است و مطمئناً می توانستم آن را درک کنم زیرا این بخش بسیار خوبی بود و آنها آنقدرها با هم برخورد نمی کنند.

من کمدی زیادی بازی نکرده‌ام ، اما فکر نمی‌کنم کمدی هرگز آنقدر که باید به آن احترام بگذارد. به ندرت می بینید که یک بازیگر کمدی نامزد بهترین بازیگر مرد شود، در حالی که در واقع انجام کمدی بسیار دشوارتر از درام است. برای من، این واقعا فرصتی بود که با پل رایزر و آلن [در روش کومینسکی ] کار کنم. آنها در کمدی عالی هستند، زمان بندی باورنکردنی دارند.

سخت ترین نقش من

من در اوایل کارم سختی کشیدم، تقریباً مانند یک بازیگر متد که سعی می کند به آن نقطه از واقعیت واقعی برسد. واقعاً بعداً نبود، با Fatal Attraction گفتم، باشه، ببینیم. بنابراین، او یک وکیل در نیویورک است. خوب، من می توانم در نیویورک وکیل شوم. و او یک رابطه زناشویی اضافی داشت. خب، این امکان پذیر است. بنابراین، یکدفعه می گویید، یک دقیقه صبر کنید، مهم این نیست که شخصیت را پیدا کنید، مهم این است که چقدر شخصیت ممکن است شبیه من باشد. و من فکر می کنم سخت ترین کار این است که خودت را بازی کنی.

شخصیتی که بیشتر شبیه من است

احتمالا سندی کومینسکی ، او [با من اشتراکات] زیادی دارد. من سعی می کردم روی آن یا آن نوع سادگی کار کنم. بنابراین، من فکر می کنم که قطعا یکی بود. و نمی توانم بگویم که او همه شبیه من بود، اما من واندر بویز را خیلی دوست داشتم، فکر می کنم همه شخصیت های فیلم Wonder Boys به خوبی ساخته شده بودند. اما من فکر می کنم سندی بسیار نزدیک است.

فیلم هایی که مرا به گریه می اندازند

من دو برای جاده را با آلبرت فینی، یکی از بازیگران مورد علاقه من، به یاد دارم. وقتی بچه بودم یاد فیلم لیلی با بازی لزلی کارون افتادم که کمی گریه ام گرفت. من هم وقتی پدرم در Lust for Life بود گریه کردم . یادمه وقتی پدرم گوشش را برید. این یک اجرای واقعی بود. این یکی از معدود اجراهایی بود که هم من و هم برادرم فراموش کردیم که پدرمان است و ما فقط وحشت کرده بودیم و شوکه شده بودیم. و کی، وقتی گوشش را برید…

شکنجه ترین همبازی من

این باید دنی دویتو باشد. من و دنی قبل از شروع کارمان در شهر نیویورک با هم هم اتاقی بودیم. من از او در فیلم Romancing the Stone ناراحت شدم ، اما زمانی که جنگ گل رزها را کارگردانی کرد، به سمت ما برگشت . یادم می آید که فینال بزرگ جنگ رزها بود که ما از لوستر آویزان بودیم. ناجور بود، خیلی ناراحت کننده بود. و ما همانجا بلند شدیم و گفتیم: "باشه، ما آماده ایم." و دنی گفت: "باشه، این ناهار است." و همه بیرون رفتند. همه آنها استودیو را ترک کردند. من گفتم: "بچه ها، یو، یو، یو، هی، بچه ها، بچه ها!" و ما را حدود 15 دقیقه در آنجا معلق گذاشتند.

سرگرم کننده ترین من در مجموعه

احتمالا فیلم های Ant-Man . شما فقط یک بخش کوچک هستید، اما تمام جلوه های ویژه باورنکردنی و صفحه نمایش سبز را دارید. و نیمی از زمان را صرف گذاشتن نقطه روی صورت خود می کنید. این یک نوع فیلمسازی کاملا متفاوت بود. من قبلاً هیچ فیلمی با جلوه‌های ویژه یا هر نوع صفحه سبز بازی نکرده‌ام. پل راد فوق العاده بود، اوانجلین [لیلی] عالی بود، و همه بازیگران دیگر. خیلی خوش گذشت. الان از سومی شروع می کنیم. ما به لندن می رویم تا Ant-Man 3 را در ماه جولای انجام دهیم.

نقل قول ترین نقش من

وال استریت بیشترین رتبه را دارد. و بعد از آن خراب می‌شود، Falling Down زیادی وجود دارد که مردم دوست دارند، Black Rain ، و البته شما هم جذابیت کشنده وچیزهای Basic Instinct را دریافت می‌کنید.

لذت گناه من

من یک آدم مستندساز هستم من در تمام دوران حرفه ای ام یک فیلم دوره ای انجام داده ام، همه کارهایم معاصر هستند. من حدس می‌زنم این یک جورهایی مبتنی بر واقعیت است، بنابراین من فقط از فیلم‌های مستند لذت می‌برم. معلم اختاپوس من - من متوجه شدم که بسیار تکان دهنده است، نه تنها رابطه بین او و اختاپوس فوق العاده بود، بلکه فقط شکنندگی آن مرد نیز در مواجهه با نوعی خرابی و به نظم درآوردن خود بود.

چه کسی من را در فیلم زندگینامه من بازی می کند

جان کرازینسکی . به خاطر دلسوزی و شوخ طبعی او. شفقت و شوخ طبعی می تواند شما را به مسیری طولانی برساند. در او احساس می‌کنم که تلاشی وجدانی انجام می‌دهد که در آن مواد خوب است تا انواع مختلف نقش‌ها را امتحان کند.

لیست پخش کارائوکه من

خدایا، "Silhouettes" [توسط The Rays]. [آواز می خواند] سیلوئت ها، شبح ها، شبح ها، سیلوئت ها، شبح ها، شبح ها. اواخر دیشب