جنیفر کولیج از فیلمبرداری فصل دوم سریال نیلوفر سفید تازه وارد استو او در اوج است. او که در فصل 1 سریال محدود مایک وایت که در یک استراحتگاه لوکس هاوایی اتفاق می‌افتد، چنین علامتی محو نشدنی گذاشته است، او تنها شخصیت اصلی است که برای گرفتن عکس دوم بازگشته است. در حال حاضر، او باید جزئیات طرح را مخفی نگه دارد، اما او معتقد است که موفقیت دیگری خواهد بود: او می‌گوید: «دوست نداشتن آن غیرممکن است». تنها چیزی که می دانیم این است که در فصل دوم، کولیج، نامزد دریافت جایزه امی برای نقشش، در نقش تانیا مک کووید شکنجه شده و غمگین در کنار دوست پسر بیمار لاعلاجش گرگ (جان گریس) بازخواهد گشت. این بار مکان استراحتگاه لوتوس سفید سیسیلی است، که در آن بازیگران جدیدی مانند Aubrey Plaza، F. Murray Abraham، Adam DiMarco و Tom Hollander به آنها خواهند پیوست. در اینجا، او خاطرات حرفه‌ای را یادآوری می‌کند که صحنه‌های دزدی او در کمدی‌های مدرن کلاسیک مانند American Pie واز نظر قانونی بلوند

اولین افسرده‌کننده‌ترین درسی که تا به حال در یک مجموعه یاد گرفتم، زمانی بود که برای نمایش « بلوند قانونی » رفتم ، و یک هنرپیشه بود - یک بازیگر تلویزیونی که در تلویزیون دیده بودم، یک پسر بامزه - و او نگهبان پارکینگ بود. استودیو]. و به یاد می‌آورم که فکر می‌کردم، باید شکرگزار باشیم . داشتم فکر می‌کردم، می‌توانم این فیلم را اینجا بسازم، و سپس به پیشخدمت برگردم. هیچ چیز روی سنگ نوشته نشده است. بنابراین، یادم می‌آید که به این فکر می‌کردم که گرفتن این شغل چه امتیازی بود. داشتم فکر میکردم خدایا تو این کار واقعا باید شکرگزاری کرد. این یک بازیگر بودن کاملاً یک ترن هوایی است و ما باید از به دست آوردن این مشاغل هیجان زده باشیم، زیرا گاهی اوقات آنها برای مدت طولانی دوباره به سراغشان نمی آیند. یا همیشه.

پدرم همیشه به من می گفت - و بیشتر از هر عبارت کوچک دیگری این را می گفت - "جنیفر، تو باید به یاد داشته باشی که شخصیت سرنوشت است." و فکر می کنم حق با اوست. اینکه شما چه کسی هستید، پایان شما را تشکیل می دهد ، و شما این قدرت را دارید که خوب یا فاسد باشید.

یک چیز بسیار جالب بود که مایک وایت برای HBO نوشت که ساخته نشد، اما آن را The Tears of St. Patsy نامیدند . واقعا عالی بود اما باید بگویم، اینطور نیست که تانیا مک کووید ناامید کننده بود. بنابراین، هر کدام برای من خوب است.

نمی‌دانم فیلمی از آن وجود دارد یا نه، اما من این فیلم را با آدام سندلر ساختم. اسمش کلیک بود و شخصیتش با کیت بکینسیل ازدواج کرد. علاقه عشقی من در Baywatch ، دیوید هاسلهوف، نقش اول بود. یادم می‌آید که می‌خواستند این دیدارها را در جایی که ما پیر می‌شدیم انجام دهند. و من مدت زیادی در گریم دوران پیری بودم، اما به نوعی وقتی سر صحنه فیلمبرداری حاضر شدم، بقیه کمتر گریم دوران پیری را داشتند. کیت انگار می توانست دختر من باشد. یعنی خیلی خنده دار بود او خیلی کم آن را پوشیده بود، اما من به یاد دارم با چهره ای که به نوعی چاق است، با پروتزهای قدیمی، من فقط شبیه یک هیولای فضایی به نظر می رسیدم .. داشتم فکر می کردم، چطور ممکن است که بقیه همسن و سال باشند و با این حال به نظر می رسد که من گودزیلا یا چیزی شبیه به آن هستم. یادم می‌آید که به خانه رفتم و به این فکر می‌کردم، وای، نمی‌دانم، شاید وقت آن رسیده است که تجارت سینما را ترک کنم.

من نمی توانم هیچ فیلمی را با اتفاق غم انگیزی که برای یک حیوان رخ می دهد تحمل کنم. و سپس برخی از فیلم‌ها هستند که بسیار ویران‌کننده هستند که نمی‌توانید از آنها خلاص شوید. سینما پارادیزو ، یادم می‌آید که در پایان آن فیلم به شدت گریه کردم. من موسیقی غمگین را دوست دارم، اما گاهی اوقات کنترل فیلم های غمگین واقعاً سخت است.

من با جرد هس فیلمی به نام Gentlemen Broncos ساختم و لحظات باورنکردنی را سپری کردم. آن زمان بود که با مایک وایت آشنا شدم. ما در واقع به این دلیل بودیم که او در فیلم نقش دوست پسر من را بازی می کرد. سپس من واقعاً با همسر [جرد] برخورد کردم. من همسرش جروشا هس را خیلی دوست داشتم و بعد مجبور شدم با او به آستن لند بروم . آن زمان باورنکردنی دیگری در یک مجموعه بود، جایی که حومه انگلیسی بود. باید بگویم که این دو تجربه شاید اوج بودند.

چیزهای زیادی در مورد تانیا مک کووید وجود دارد که مشابه هستند. مایک بسیاری از آن چیزها را دزدید زیرا در سفری به آفریقا شاهد من بود و می‌دانم که او بسیاری از روش‌های عجیب و غریب من را جمع‌آوری کرد و آنها را در نمایش گذاشت. من می گویم: "اوه خدای من، آیا من واقعاً اینقدر بد هستم؟" اما تا آنجا که من بیشتر شبیه چه کسی هستم؟ نمی‌دانم، اما دوست داشتم در زندگی واقعی به اندازه مادر استیفلر [از American Pie ] مطمئن باشم. من دوست دارم او را در زندگی واقعی خود کانالیزه کنم زیرا فکر می کنم می توانستم زندگی عاشقانه بسیار موفق تری داشته باشم. او آن را در حال وقوع بود و او واقعاً حوصله اش را نداشت. چه چیز خوبی در جایی که شما واقعاً نگران نظر مردم نیستید.

می دانید، خیلی عجیب است زیرا چیزی در مورد خط چهارم جولای از Legally Blonde 2 وجود دارد. من پیامک‌ها و پیامک‌های زیادی دریافت می‌کنم و افرادی که چیزهایی را در صندوق پست من می‌گذارند. و اگر آن روز بیرون باشم، مردم دیوانه می شوند. نمی‌دانم، احتمالاً همان جمله‌ای است که پولت می‌گوید، «شبیه چهارم جولای هستی. این باعث می شود که من یک هات داگ خیلی بد بخواهممن این را بیشتر می شنوم.

[«خم شدن و ضربه خوردن»، همچنین از Legally Blonde ] لحظه ای در فیلمسازی است که من کاملاً با آن مخالفم. من هرگز مانند آن فیلم برای خودم خم نشده بودم. من فکر می کنم که خم شدن و ضربه خوردن گمراه کننده است. اما باید بگویم وقتی خم شدن و ضربه زدن را انجام دادم، لباس زیرم را پوشیده بودم و احساس می‌کنم در زندگی واقعی باید آن را کنار بگذاری.

من دوست دارم یک کیسه بزرگ آدامس بخرم و آن را دو ثانیه بجوم و بعد روی میز خوابم بگذارم. من می توانم تمام کیف را طی کنم. نمی‌دانم، مثل اینکه واقعاً چیزی منحط است. حباب دوبل یا هر چیزی که هست.

دو چیز متفاوت وجود دارد، چه کسی نقش شما را بازی می کند و چه کسی را انتخاب می کنید؟ اگر می توانستم کسی را برای بازی انتخاب کنم، فکر می کنم جنیفر لارنس را داشتم . منظورم این است که نمی‌دانم او آن را دوست دارد یا نه - احتمالاً آن را رد می‌کند - اما من واقعاً او را دوست دارم.

زمانی که در فلوریدا بودم، به عنوان یک زن باردار مخفی شغلی پیدا کردم و به دنبال دزدان مغازه در یک فروشگاه زایمان بودم. طنز ماجرا این است که من صندوقدار را در حال دزدی دستگیر کردم، نه یکی از خریداران.