از جان دالبرگ اکتون، مورخ و سیاستمدار نقل شده است که می‌گوید: «قدرت به فساد گرایش دارد و قدرت مطلق فاسد مطلق می‌کند». آیا ممکن است او در حال خواندن نمایشنامه مکبث 1606 ویلیام شکسپیر بود  که به این فکر کرد؟ مکبث همیشه داستانی در مورد قدرت و فساد روحیه و اینکه چگونه طمع می تواند دو فرد به ظاهر خوب را به قاتل تبدیل کند، بوده است. آیا درون آنها خفته بود؟ یا این فرصتی بود که لرد و لیدی مکبث را وارد یک جنون وسواس قدرت کرد؟ کارگردان جوئل کوئن در تراژدی مکبث که امشب برای افتتاحیه جشنواره فیلم نیویورک به نمایش در می آید ، پیامدهای جنگ و شکست را از طریق دریچه ای خارق العاده و تقریباً سوررئالیستی بررسی می کند .. او آثار شکسپیر را به گونه‌ای اجرا می‌کند که از دیگر اقتباس‌های نمایشنامه الهام می‌گیرد و در عین حال نسخه‌ای را خلق می‌کند که همه متعلق به خودش است.

کلاغ ها زیر سطح خورشید شناور می شوند در حالی که ناقوس مرگ به صدا در می آید. خواهران عجیب و غریب (با بازی درخشان کاترین هانتر) مونولوگ خود را با پیشگویی از آینده آغاز می کنند. لرد مکبث ( دنزل واشنگتن ) و بانکو (برتی کارول) به جادوگر نزدیک می شوند و این پیشگویی را دریافت می کنند: مکبث قبل از اینکه پادشاه اسکاتلند شود تبدیل به Thane of Cawdor می شود و Banquo پادشاهانی به دنیا می آورد، اما هرگز یکی نخواهد شد. او مطمئن نیست که آن را باور کند تا زمانی که پادشاه دانکن (برندون گلیسون) عنوان جدید را به او اعطا کند.

پادشاه به زودی به همسرش لیدی مکبث ( فرانسیس مک دورماند ) نامه می نویسد و با تمام هیجان یک بچه کوچک در چاک ای. تا شوهرش به خانه برود تا بتوانند نقشه بکشند. مکبث پس از بازگشت از جنگ آسیب پذیر است. متقاعد کردن او برای کشتن پادشاه و گرفتن تاج کار آسانی است. مطمئناً او ملاحظاتی دارد، اما این زن آنقدر دستکاری و قانع کننده است که نمی تواند نه بگوید. او دانکن را می کشد، تاج پادشاهی به او داده می شود - و تمام جهنم از بین می رود.

لرد و لیدی مکبث دو فرد به شدت بیمار روانی هستند که بیش از جاه طلبی بی فکر رنج می برند. مکبث ژنرالی است که در جنگ های پشت سر هم بدون وقفه خدمت کرده و احتمالاً از اختلال استرس پس از سانحه رنج می برد. لیدی مکبث همسری بدون فرزند است که به تازگی فرزند دیگری را از دست داده و نابارور شده است. با این شانس که خود را به خانواده سلطنتی تبدیل کنند تا حواس خود را از چیزهای تلخ زندگی منحرف کنند، چرا از این لحظه استفاده نکنیم؟ متأسفانه، برای این دو نفر خیلی خوب نشد. زمانی که نقش‌هایشان برعکس می‌شود، مکبث که زمانی پشیمان شده بود، دست به کشتار وحشیانه می‌زند، در حالی که لیدی مکبث احساس گناه زیادی می‌کند. از آنجایی که زمان پادشاهی و ملکه آنها رو به کاهش است، قتل و خودکشی تنها راه رهایی از این آشفتگی به نظر می رسد.

کار کوئن در تراژدی مکبث به عبارت دیگر است. این سبک یک انحراف کامل از سال ها کاری است که او با برادرش ایتان انجام داده است. هر جنبه ای از تولید با ترکیب حساسیت های صحنه و صفحه نمایش به طور هماهنگ کار می کند تا دیدگاه استادانه او از نمایش اسکاتلندی را اجرا کند. هنگامی که دو نفر در یک صحنه قرار می گیرند، در زوایای 45 درجه می ایستند که به جلوه دراماتیک می افزاید. نور مست کننده (که اغلب شبیه مهتاب است)، که از طریق طراحی تولید استادانه استفان دچانت منعکس شده است، داستان را بزرگتر از زندگی احساس می کند. این جنبه‌ها توسط فیلمبردار برونو دلبونل با کادربندی فشرده و واضح از تنظیمات، صحنه‌ها و بازیگران بیشتر شده است.

با این حال، اگر دو ستاره اصلی آن نبودند، تولید آنقدر قوی نبود. واشنگتن با شکسپیر غریبه نیست. او نقش شاهزاده آراگون را در فیلم اقتباسی کنت برانا از فیلم «هیاهوی زیادی درباره هیچ » در سال 1993 بازی کرد. او همچنین در سال 2005 در فیلم جولیوس سزار بازی کرد. او همان نشاط را می آورد و مکبث را زنده می کند. مکبث به جای انتخاب یک اجرای خشن که معمولاً بازیگران این نقش از آن استقبال می کنند، در مورد اعمال خود ساکت، سیستماتیک و عمدی رفتار می کند. لیدی مکبث مهیب مکبث واشنگتن را لنگر می زند. مک دورمند با رها کردن بی پروا نقش را می دود و به صفحه فرمان می دهد. شخصیت او بسیار ترسناک است، بسیاری از صحنه های او شامل عناصر ترسناک ظریفی است که جسارت را به شخصیت روی صفحه شخصیت اضافه می کند. این دو نفر فقط در این زمینه خوب هستند.

مکبث حتی وقتی چند سانتی متر با مرگ فاصله دارد، نمی تواند تاج را در دست بگیرد. این یک لحظه بصری برای نشان دادن اینکه چرا مکبث در وهله اول مرده است. این پایانی شبیه به « تخت خون » آکیرا کوروساوا است (اقتباسی دیگر از مکبث شکسپیر که سیاه و سفید فیلمبرداری شده است). باز هم، الهامات فراوان است، کوئن در اینجا کار خارق العاده ای انجام می دهد. نسخه او از این داستان یکی از معدود نسخه هایی است که به خیال پردازی می پردازد و آن را به پیش زمینه می آورد. حالا که او با برادرش ایتان کارگردانی نمی کند، شاید تخصص خود را به ژانرهای مختلف فیلم ببخشد، زیرا تراژدی مکبث ثابت می کند که او مطمئناً تخیل و نوآوری برای ایجاد یک مسیر جدید را دارد.