نمایش‌های سرود کریسمس به کارگردانی متیو وارچوس بسیار زیاد است - مانند آندریا مارتین که در لباس یک سرودخوانی ویکتوریایی با تماشاگران در تئاتر لیسیوم برادوی می‌آمیخت ، کلمنتاین و کلوچه‌ها را قبل از پرده پخش می‌کرد - اما شاید بهترین آنها این باشد که مکاشفه شود. شاه بلوط دیکنز هنوز هم می تواند الهام بخش چنین سخنانی پر جنب و جوش، دلسوزانه و به موقع باشد.

این کارول (با بازیگران مختلف) که توسط نمایشنامه نویس جک تورن ( هری پاتر و کودک نفرین شده ) اقتباس شده است، و با بازی کمپل اسکات در نقش اسکروج، مارتین و لاچنز به ترتیب در نقش ارواح کریسمس گذشته و حال، به نوعی به یک سنت تعطیلات تبدیل شده است. Old Vic لندن. برادوی باید خیلی خوش شانس باشد.

با چند لحظه تئاتر غوطه ور – یک جشن در پرده دوم، هوشمندانه و با بازیگوشی به خانه نخ نما (تخیلی) کراچیت به شیوه ای لذت بخش می رسد که در اینجا خراب نمی شود – این کارول در یک رویاپردازی و فانوس درخشان ارائه می شود. مجموعه ای طراحی شده توسط راب هاول برنده تونی (که لباس ویکتوریایی را نیز انجام می دهد) که تا حدی به آشنایی ما با داستان متکی است. زنجیر درازی مانند پس‌زمینه پرده‌ای از مگس‌ها آویزان است. چهار چهارچوب در خالی گهگاه از کف صحنه بالا می‌آیند و اتاق‌هایی را نشان می‌دهند که از قبل می‌دانیم دفتر یا اتاق خواب قدیمی یا دروازه‌ای به دنیای ارواح زنجیر شده و ناله هستند.

در حالی که همیشه به منبع خود وفادار نیست (اسکروج جوان، با بازی شیرین دن پیرینگ، پدری مست و بدسرپرست به او داده می شود، و فزیویگ پیر، با دلسوزانه ایوان هرینگتون، نقش آفرینی می کند، در میان دیگر تغییرات و اضافات)، اقتباس تورن نتیجه می دهد. در قمارهایش اگر در ابتدا کوتاه و عجله به نظر می رسد - برخی از شخصیت های ثانویه با هم ادغام شده اند، و ما با بخش هدیه کریسمس با وقفه تمام می کنیم - این کارول با اجتناب ناپذیری زنگ ساعت به مکان های جدید می رود.

کمبل اسکات اسکروج قوی‌تر از آن چیزی است که ما به دیدنش عادت کرده‌ایم، و ظلم، لجاجت و حرص او را باورپذیر و غیرقابل تحمل می‌کند. این Ebenezer به هیچ وجه فشار نمی آورد، و محکم به فلسفه وحشیانه ای دست می زند که حریص و وام گیرنده پول را بدون گناه به خاطر بسیاری از مغازه های لرزان و زندگی های ویران شده در شهر قدیمی خود رها می کند. پیامی برای روزگار ما بدون شک عمدی است.

تورن و وارچوس ( ماتیلدا، خدای کشتار ) نیز با ارواح آزادی عمل می کنند. مارلی (کریس هوخ، که نقش پدر بی‌رحم اسکروج را بر عهده دارد) به اندازه کافی سنتی است، اما آندره‌آ مارتین متأسفانه کم‌استفاده، با لهجه کاکنی و هل دادن کالسکه بچه، و لاکانز، که سایه پوشیده و با لامپ جامائیکایی یا هند غربی صحبت می‌کند، هستند. تازه مثل یک پوانستیا جدید.

حتی بیشتر از مسیر شکست خورده اسکروج، عشق جوانی ابنزر جوان به بل (یک سارا هانت متحرک) است که در اینجا نقش دختر فزیویگ پیر را بازی می‌کند و بیشتر از بسیاری از فیلم‌های کارول شکل می‌گیرد (و بیش از هر زمان دیگری دلیلی برای ناامیدی در مورد آن وجود دارد. مرد اسکروج می شود). تورن و وارچوس از نشان دادن عواقب وحشیانه‌تر حرص و آز اسکروج ابایی ندارند: من جزییات یک صحنه خاص احساسی را فاش نمی‌کنم جز اینکه بگویم مرگ تینی تیم صرفاً به‌عنوان یک عصای زیر بغل رها شده که به یک اجاق گاز تکیه داده است ارائه نمی‌شود. .

داشیل ایوز و اریکا دورفلر برای باب و خانم کراچیت دوست‌داشتنی می‌سازند، هر دو در آن صحنه قاتل Tiny Tim بسیار قدرتمند هستند، و تولید دل‌ها را با بازیگران سباستین اورتیز و جای رام سرینیواسان به دست می‌آورد (بازی‌های متناوب؛ سرینیواسان در اجرای بازبینی شده حضور داشت. )، هر دو بازیگر جوانی که با فلج مغزی زندگی می کنند.

تا زمانی که اسکروج بازی خوب و باورپذیری را انجام داد، در مدت کوتاهی به پرده دوم تبدیل شد، تماشاگران مشکوک خواهند شد که این کارول باید ترفندهایی در آستین داشته باشد، اگر فقط ساعت تمام شود، و تورن چند صحنه را ارائه می دهد که فقط سرسخت‌ترین پاک‌اندیشان دیکنز می‌توانستند بغض کنند: در یکی، اسکروج یک نخ شل از مدت‌ها قبل را می‌بندد، و جلسه یک ضربه احساسی شگفت‌انگیز دارد. مداحی‌های تازه اختراع شده در مراسم تشییع جنازه اسکروج نیز به خوبی نوشته شده و اجرا شده است (مانند ایوز و هانت، برندون گیل به عنوان برادرزاده اسکروج، فرد، بهترین استفاده را از لحظه‌های کانون توجه خود می‌برد).

اگر وارچوس همیشه به دیکنز خود پایبند نباشد، با شور و شوق به شادی کریسمس نویسنده در میانه راه دوم می پرد، زمانی که بازیگران دیوار چهارم را می شکنند تا کل تئاتر، از جمله تماشاگران، را در «آماده سازی» یک نمایش عظیم دعوت کنند. جشن – سیب و پرتقال از بالکن ها به شیوه های تخیلی به روی صحنه می غلتند، سبزیجات با چترهای کوچک از بالا می ریزند، برف می زند و اجراکنندگان تبدیل به نوازندگان زنگ می شوند. به نوعی همه اینها با نیروی محض روح کار می کند.

سرود کریسمس امشب در تئاتر لیسیوم اکران می‌شود و تا یکشنبه، 5 ژانویه 2020، یک نامزدی کاملاً محدود اجرا می‌کند.