میدان بهشت ​​کاملاً دسترسی دارد. یک موزیکال در مورد ساختن شورش های ترسناک پیش نویس نیویورک در سال 1863 به گذشته می رسد تا از حال به ما بگوید. این موضوع به فرهنگ‌ها می‌رسد تا در مورد جذب و تخصیص به ما بگوید. برای تجلیل از تنوع و اشتراک به سبک های موسیقی و رقص می رسد. هم به رئالیسم حماسی و هم نوستالژی اسطوره ای می رسد. و جایی در امتداد خط به نقطه ای می رسد که هیچ بازگشتی ندارد، زمانی که همه آن رسیدن فقط خود را فرسوده می کند.

این موزیکال که امشب در تئاتر اتل بریمور افتتاح می شود، به گونه ای بزرگ است که به تولیدات کامرون مکینتاش در دهه 1980 و فرزندان دهه 90 آنها در برادوی مانند رگتایم و بوسه زن عنکبوتی - آن دو مورد آخر با حسن نیت گارث درابینسکی بازمی گردد. تهیه کننده در تلاش برای بازگشت به میدان Paradise پس از یک فقر مالی او را در زندانی در کانادا فرود آورد. او در سال 2013 پس از 17 ماه حبس از زندان آزاد شد.

به کارگردانی مویس کافمن بزرگ، میدان پارادایس در لحظات آغازین خود وقتی فیلم پیش‌بینی‌شده از نیویورک مدرن جای خود را به میخانه و سالن رقص عظیم قرن نوزدهمی می‌دهد که نام این موزیکال را می‌دهد، مجذوب خود می‌شود.

راهنمای ما به گذشته نلی اوبراین صاحب سالن است (خواکینا کالوکانگو، آخرین بار در برادوی در بازی برده دیده شد ). نلی، همسر سیاه پوست یک ایرلندی سفیدپوست به نام ویلی اوبراین (مت بوگارت)، مؤسسه‌ای را اداره می‌کند که به نظر می‌رسد مطابق با نامش است و نوعی بهشت ​​را ارائه می‌کند که در آن همسایه‌های سیاه‌پوست و ایرلندی در پنج نقطه‌ی خشن و خشن. منطقه می تواند رفاقت و سرگرمی را با دخالت ظاهراً اندک نژادپرستی که در جاهای دیگر کشور را به نصف می برد، پیدا کند. در واقع، ازدواج نلی و ویلی تنها یکی از دو رابطه نژادپرستانه در اینجاست: خواهر سفید ایرلندی-کاتولیک ویلی، آنی (چیلینا کندی) با کشیش پروتستان ساموئل جیکوب لوئیس (ناتانیل استمپلی) ازدواج کرده است.

اگر این هماهنگی نژادی کمی از جنبه ادنیک به نظر می رسد، یا حداقل غیرتاریخی با درک مدرن ما از دوران است، تا حدودی تذهیب سوسن را می پذیریم زیرا نام خود میخانه (و موزیکال) هر دو شرکت را در یک موقعیت قرار می دهد. قلمرو به همان اندازه استعاری و تاریخی. شخصیت‌ها اغلب با عباراتی بی‌پرده، ناهنجار و سنگین صحبت می‌کنند که در میان افسانه‌ها و نوشته‌های بد و ساده قدیمی صحبت می‌کنند: فردریک تیگنز (جان دوست) رئیس سیاسی فاسد و سرپوش می‌گوید: «سالون میدان پارادایس متعلق به نلی فریمن است. به صحنه می رسد. این سایمون لگری بدون سبیل که فقط یک کیسه پول با علامت $ روی آن برای تکمیل مراسم مرد انحصاری خود ندارد، تمایل خود را برای بستن میدان پارادایس پنهان نمی کند. او ادامه می دهد: «او پناهگاهی برای فساد اجتماعی و عروج سیاسی ایجاد کرده است. هرگز این همه ایرلندی علیه ما رأی نداده اند.

در صورتی که ما به طور کامل شرارت او را درک نکنیم، نلی به این ترتیب به تیگنز سلام می کند: «رئیس مهمانی بالا شهر که پنج نقطه را عذاب می دهد. من میدونم تو کی هستی."

اگر شروع به تشخیص ملودرام قدیمی فیلم صامت در اینجا کرده اید، کمربندهای ایمنی خود را ببندید. تیگنز جریمه‌هایی را علیه میخانه در نظر گرفته است که می‌داند محل برگزاری را از کار می‌اندازد. راه حل میخانه: نمایشی به پا کنید. به طور خاص، یک مسابقه رقص قدیمی ایرلندی، با جوامع ایرلندی و سیاهپوست فرصتی برای نشان دادن چیزهای مربوطه خود دارند. پول جمع‌آوری‌شده باعث صرفه‌جویی در سالن می‌شود، و به اندازه کافی برای پرداخت 300 دلار به رقصنده برنده باقی می‌ماند - مبلغ دقیقی که برای خرید راه‌های خروج از پیش‌نویس تازه اعلام‌شده و بسیار نامحبوب جنگ داخلی لازم است. (یک پیش نویس، که بدون عواقب نیست، سیاه پوستان را مستثنی می کند.)

دو عادت تازه وارد در سالن وارد مسابقه می شوند: اوون دوگنان (ای جی شیولی)، برادرزاده آنی و ویلی ایرلندی که از قایق خارج شده است، و مرد جوانی که واشنگتن هنری نام دارد و از بردگی جنوب فرار کرده است. راه آهن زیرزمینی واشنگتن جوان با کمک کشیش و نلی -که هیچکدام از داستان کامل فراری خبر ندارند- به سرعت خود را به خانواده بهشت ​​علاقه مند می کند، حتی تا حد دوستی با رقیب رقص خود اوون.

سرانجام، یک شخصیت تازه وارد دیگر وجود دارد که تأثیر زیادی بر زندگی در بهشت ​​خواهد داشت: یک نوازنده پیانو و ترانه سرای مرموز و مست که خود را میلتون مور (جیکوب فیشل) می نامد و استعداد عجیبی در نواختن استیون فاستر دارد. آهنگ هایی که با تمجیدهای عاشقانه خود از زندگی در مزارع، در استقرار نلی بسیار ناپسند هستند.

بنابراین، تنظیم است. آرامش ضعیفی در این مکان وجود دارد که همه نام شما را می‌دانند، یا فکر می‌کنند که می‌دانند، و یک یا دو اسکلت کشف‌شده برای ضربه زدن به مسابقه کافی است که پنج امتیاز را شعله‌ور می‌کند.

اما قبل از اینکه به آنجا برسیم، به لطف بسیاری از سرآشپزهای موسیقی، موسیقی و رقص زیادی خواهیم داشت. آهنگ M توسط Jason Howland ( Beautiful: The Carole King Musical )، و اشعار Nathan Tysen ( Amélie ) و Masi Asare (Mussoon Wedding ) بخش اعظم موسیقی سرود و نسبتاً غم انگیز را ارائه می دهند، با ته رنگ های سلتیک و بلوز کافی برای متمایز کردن آهنگ هایی از برنامه های عمومی برادوی. موسیقی اضافی توسط لری کیروان، خواننده اصلی گروه پانک ایرلندی بلک 47، چند چرخش تازه بر روی آهنگ های استفن فاستر ارائه می دهد که در ابتدا اساس میدان Paradise را در طول توسعه آن تشکیل دادند.

در واقع، برخی صراحتاً اعلام کردند که فاصله گرفتن از موسیقی فاستر، میدان بهشت ​​را با بحث های نابهنگام بر سر تصاحب فرهنگی القا می کند - استدلال هایی که اگر موزیکال به اندازه کافی خود-انعکاسی بود که به پیشرفت های هنری متعدد خود توجه کند، بسیار فریبنده تر می شد. بیهوده منتظر برخی بحث های حسن نیت است که تفاوت بین دزدی تصاحب و بزرگنمایی هنری گرده افشانی متقابل را نشان می دهد. چنین تفاوت ظریفی هرگز به دست نمی آید. ساده تر است که یک مرد را به عنوان یک دزد هنری بی خبر انتخاب کنید که موفقیت موسیقیایی او الگویی برای غارت فرهنگی برای قرن های آینده ایجاد می کند.

در واقع، میدان بهشت ، با کتابی از کریستینا اندرسون ( کالاهای خوب، بچه جوهردار )، کریگ لوکاس ( نور در میدان ) و کیروان - نویسندگان عالی یک و همه - تمایلی ناگوار، حتی فاجعه بار به گردن انداختن دارد. شخصیت های شرور کارتونی آن به جای اعماق تیره مردم عادی خوش اخلاق آن. مستر انحصار به تنهایی جمعیت سفیدپوست مهاجر را به شورش علیه پیش نویس تحریک می کند، در ابتدا با متقاعد کردن آنها به اینکه از آنها خواسته می شود در جنگ یک مرد ثروتمند بجنگند - ترامپ برای پوپولیسم ساختگی چیزی از فردریک دریافت نکرده است - و فقط بعداً تغییر داد. آشوبگران خشمگین علیه همسایگان سیاه پوست خود. برای دیدن میدان پارادایس ، نیازی به چشم دوختن زیاد - یا توجیهات بد نیت هر دو طرف نیست.امیدوار است این کار را در اینجا انجام دهد: تعهد خود را به نوعی "بهشت" نژادی قبل از فساد با توضیح دادن جنایات جنایتکارانه اوباش سفیدپوست ایرلندی علیه سیاه‌پوستان نیویورکی با بیان اینکه حتی افراد خوبی مانند اوون به سادگی در آقای پول غرق شده‌اند، حفظ کند. دروغ ماکیاولیستی کیف.

میدان بهشت ​​با دادن بزرگترین لحظه شکوه عصر به ستاره کالوکانگو: سرود قدرتمند خشم و سرکشی به نام "میدان بهشت ​​به نجات خود از انگیزه های خود نزدیک می شود - به ویژه از اوج ناامید کننده نمایشی شورش کوتاه، وحشتناک و بدون خون". Let It Burn» که در آن این خواننده شگفت انگیز آشوبگران و ویرانگران را محکوم می کند و طعنه می زند که روح انسان می تواند از تخریب سازه های درهم و برهم جان سالم به در ببرد. به عنوان یک تاکتیک جنگی، «بگذارید بسوزد» خیلی کم است، اما به عنوان یک تمرین آوازی برای یک خواننده شگفت‌انگیز، این شماره یک گنج است (و ممکن است به کالوکانگو نامزدی جایزه تونی را بدهد که در غیر این صورت ممکن بود او را از دست بدهد).

سایر نوازندگان نیز لحظات برجسته خود را دارند، به ویژه Shively و DuPont به عنوان رقبای رقص دوستانه، اگر به طور فزاینده ای ناامید شوند. بیل تی. جونز، طراح رقص، از رقص سنتی ایرلندی برای شیلی حمایت می کند، و برای دوپونت هم به جوبای آفریقایی، با ضربات موزون و سیلی زدن، و هم به سبک «برادران نیکلاس» تکیه می دهد. اصالت تاریخی در کنار این نکته است: جونز همچنین نام تجاری خود از حرکات باله آوانگارد را به ترکیب القا می کند، ترکیبی که می تواند گاهی هیجان انگیز و در برخی دیگر گیج کننده باشد.

این برخورد سبک‌ها و دال‌ها را می‌توان در جای دیگری مشاهده کرد: یک زوج لزبین مقدس از جایی نزدیک به پایان می‌رسند، شخصیت‌هایشان کشف نشده و صرفاً به‌عنوان یک تکیه‌گاه معاصر استفاده می‌شوند. آسیب‌رسان‌تر، هدایت ظاهری کافمن از بازیگر چیلینا کندی برای بازی در نقش آنی ایرلندی شوخ‌طبع و اغلب روی صحنه است، به طوری که به نظر می‌رسد این شخصیت نسبت به اوکلی‌های آنی گت کمتر با اوبراینز میدان بهشت ​​مرتبط باشد . تفنگ شما اگر برادوی به این زودی احیای آن موزیکال را روی صحنه ببرد، دیگر نیازی به جست و جوی ریشه آن نیست.