ابتدا یک هشدار کوچک من این شانس را داشتم که پرستار خوب را ببینم که مطلقاً هیچ چیز در مورد آن نمی دانست، به جز این که یک فیلم نتفلیکس با بازی جسیکا چستین و ادی ردمین بود. نمی‌دانستم کدام یک حتی «پرستار خوب» عنوان است، و با کتابی که بر اساس آن ساخته شده است، یا حتی این واقعیت که در واقع یک داستان واقعی است، آشنا نبودم. با همه ی چیزهایی که می دانستم شبیه یک نسخه ی زنانه از فردی هایمور در دکتر خوب است.نتفلیکس برای من یک نمایش در یک اتاق نمایش محلی ترتیب داد. دو ساعت تنها نشستم و مبهوت از اتفاقاتی که می‌دیدم به آرامی رخ می‌داد، چرخشی از وقایع که نمی‌دیدم در حال وقوع است، چون فهمیدم از جهاتی به عنوان بیننده تجربه‌ای مشابه شخصیت چستین، امی لاگرن در زندگی واقعی داشتم. .

من به عنوان یک منتقد (در واقع من از آن کلمه متنفرم، من منتقد را ترجیح می دهم) در مورد اینکه چگونه می توانم به نقد این فیلم نزدیک شوم و به نوعی خواننده را بدون هیچ اطلاعاتی در مورد آن به جز اینکه وارد شده بودم، یک راه ایده آل برای دیدن آن باقی نگذاشته ام. یک فیلم اگر از من بپرسید بالاخره یه لامپ تو سرم خاموش شد و فهمیدم . غیرممکن است که هیچ نقد عاقلانه ای درباره The Good Nurse بنویسید و فاش نکنید که درباره چیست، بر اساس، و حتی به کدام ژانر تعلق دارد. و بنابراین من این کار را انجام خواهم داد، اما اگر می خواهید تجربه ای جهنمی از دیدن این فیلم با همان ذهنیتی که من داشتم داشته باشید، تریلر را تماشا نکنید، از هر گونه بحث در مورد آن یا حتی تیترها در مورد آن دوری کنید. و از همه مهمتر خواندن این بررسی را ادامه ندهید. این هشدار اسپویلر من است. با توجه ادامه بدهید.

و حالا، پرستار خوب.

بر اساس کتاب تحقیقات گسترده چارلز گریبر، پرستار خوب   یک داستان جنایی زندگی واقعی درباره یک قاتل سریالی بدنام اما غیرمعمول به نام چارلی کالن است که بدون اینکه هیچ وقت معلوم شود، به عنوان پرستار از بیمارستان به بیمارستان برود. سرانجام در یکی از آنها، مدیران بیمارستان پلیس را صدا کردند، زیرا تعدادی از بیماران به طور مرموزی در حال مرگ ناگهانی و غیرمنتظره بودند. این الگویی بود که رمز و راز آنچه را که اتفاق می‌افتاد، و در واقع آنچه در بیمارستان‌های متعدد دیگر اتفاق افتاده بود، با یک کارمند مشترک، باز کرد.

با اقتباس از این کتاب، که به شدت به این جهت اشاره داشت که عمدتاً در مورد اعمال شیطانی چارلی است که برای انجام اعمال سادیستی خود دوزهای کشنده ای را در IV بیماران ناآگاهانه قرار می داد، نویسنده نامزد اسکار کریستی ویلسون-کارنز ( 1917)  تمرکز را به ایمی لافرن (چستین) تغییر داد، یک پرستار پرکار اما فداکار و مادر دو فرزند که تشخیص یک بیماری قلبی بالقوه کشنده و نادر را می‌دهد، اما برای حفظ شغل و مراقبت از دو دخترش سکوت می‌کند. این واقعیت برای گرابر هنگام نوشتن کتابش ناشناخته بود، و اگرچه لاگرن در پایان داستانش نقش مهمی در پایان دادن به قتل کالن داشت، اما اهمیت آن در نسخه فیلم به عنوان تاکید بر کلمه ای است که او را "انسانیت" تعریف می کند. او واقعاً پرستار خوبی است، و در بیشتر موارد یک دوست بسیار خوب برای چارلی است که برای کار در بیمارستان می آید و به او آرامشی می دهد که به شدت به شب های کار نیاز داشت تا در طول روز با بچه هایش باشد. آنها به هم نزدیک می شوند، او حتی از بچه های دخترانش مراقبت می کند،

بنابراین زمانی که پس از یک سری مرگ‌های عجیب و غیرقابل توضیح، انگشتان سوءظن به او اشاره می‌کنند به چارلی تبدیل می‌شود. او باور نمی کند، اما به زودی نمی تواند از حقیقت اجتناب کند، زمانی که یک جفت پلیس (ننامدی آسومغا و نوح امریش) و در برخورد با مدیران بیمارستان که اساساً بیشتر علاقه مند به حفظ آبروی خود هستند و ... از مؤسسه در انجام کار درست، آنها به امی روی می‌آورند که در نهایت با اکراه موافقت می‌کند که سیم را ببندد و سعی کند چارلی را در دام اعتراف بگیرد.

این وضعیت برای هر کسی ترسناک خواهد بود، اما امی بسیار خارق‌العاده است، زیرا در عوض از مهربانی و رویکردی انسانی نسبت به چارلی استفاده می‌کند، تضاد بسیاری که ممکن است برای مبارزه با خشونت به خشونت متوسل شوند. این تبدیل به داستان او می شود، زنی و مادری که ممکن است خودش می میرد و تمام وجودش را برای انجام کار درست می آورد، اما برای انجام آن به روش خودش، مطمئناً رویکرد پلیس و مدیران بیمارستان، این یکی و بقیه. ، در انجام آن شکست خورده اند.

توبیاس لیندهولم ، کارگردان دانمارکی فیلم‌هایی مانند A Hijacking و A War ، اولین فیلم انگلیسی زبان هیجان‌انگیزی را در اینجا می‌سازد و با دقت داستان را هدایت می‌کند که همانطور که من از آن زمان دریافتم در فیلم 60 Minutes و یک مستند نمایش داده شده است (دومی برای اولین بار در نتفلیکس دو نمایش داده شد. هفته‌ها پس از اکران فیلم)، در سبکی ظریف‌تر از یک تریلر که در آن ما حقیقت وحشتناک را درست همانطور که امی شروع می‌کند، کشف می‌کنیم. این بسیار موثر است، همانطور که فیلمنامه دقیق ویلسون-کارن، و تدوین دقیق آدام نیلسن همراه با فیلمبرداری خاموش جودی لی لیپس.

چستین که برنده اسکار شده و نقش واقعی دیگری را در نقش تامی فی بیکر ایفا می کند، شفقت و صمیمیت لافرن را به تصویر می کشد، همراه با این باور که به نوعی به او بستگی دارد که بالاخره به این کار پایان دهد. کاری را انجام دهد که هرگز تصورش را هم نمی کرد. او در این نقش فوق‌العاده است و ردمین در نقش شخصیت تاریکی که قبلاً هرگز او را ندیده‌ایم بازی می‌کند، به سادگی شگفت‌انگیز است که لحن آوازی وهم‌آور و فیزیک بدنی خاصی را به نقش می‌دهد که به شما لرز می‌دهد. این یک تصویر کند سوزان است، اما پیچیده است، زیرا کالن هرگز سرنخی نمی دهد که چرا به این قاتل بی ادعا تبدیل شده است، نه آن نوع عادی قاتل سریالی که اغلب در فیلم ها و زندگی واقعی می بینیم.

بقیه بازیگران بسیار عالی هستند، از جمله آسومغا، امریش، و به خصوص کیم دیکنز که در بیمارستان نقش بلندگوی شرکتی را ایفا می کند که همان مقدار خزش را به شیوه خودش به من می دهد که کالن انجام می دهد. در واقع او ترفیع گرفت. برو شکل پرستار خوب در این رابطه اهمیت بیشتری می‌یابد که چگونه شکست سیستم را به تصویر می‌کشد، در این مورد بیمارستان‌ها به جای بیمارانی که روی آنها حساب می‌کنند، به دنبال منافع خود هستند. به این ترتیب پرستار خوب شباهت زیادی با فیلم برنده اسکار Spotlight که کلیسای کاتولیک را به تصویر کشید، یا حتی پل نیومن عالی با بازی «حکم» دارد.از سیدنی لومت در سال 1982 که همچنین بر روی یک نفر تمرکز داشت که خود را در برابر همه شانس ها به نفع بیشتر می کشد.

The Good Nurse یکی از بهترین تصاویر سال 2022 با دو تا از قوی ترین عملکردهایی است که در طول سال خواهید دید. تهیه کنندگان دارن آرنوفسکی، اسکات فرانکلین و مایکل ای جکمن هستند.

نتفلیکس آن را در 19 اکتبر در سینماها افتتاح می کند و پخش جهانی آن را از 26 اکتبر آغاز می کند. اولین نمایش جهانی آن یکشنبه شب در جشنواره بین المللی فیلم تورنتو بود.