انحصاری : در حالی که گروهی از شرکت کنندگان در Comic-Con با لباس گوشتخواران یا شرکت در رویدادهایی با مضمون زامبی ها، فیلمساز گرگ نیکوترو و هیولاهای آژانس تولیداتش با موزائیک جیمی میلر همکاری کرده اند تا فیلمی درباره ساخت جورج رومرو بسازند . فیلم شب مردگان زنده محصول 1968 . این فیلم با منشأ نامحتمل و بودجه ای در حدود 115000 دلار، کل ژانر زامبی را در خود جای داده است و مسلماً به عنوان بهترین فیلم ترسناک تاریخ شناخته می شود.

نیکوترو یکی از خلاقان بسیاری در فیلم، تلویزیون و بازی های ویدئویی است که از پیشگامی رومرو در ژانر لاشخور-جسد بهره برده است. او 39 قسمت از مردگان متحرک را کارگردانی کرده است ، از جمله قسمت پایانی سریال که هنوز در حال اتمام است. اگرچه او فهرست بلندبالایی از آثار ژانر دارد، نیکوترو در واقع مهارت خود را در فیلم‌های رومرو آموخت. آنها هر دو اهل پیتسبورگ هستند - و به همین ترتیب، میلر - و همه آنها به خوبی یکدیگر را می شناختند. نیکوترو گفت که ایده این فیلم پس از شرکت در مراسم یادبود رومرو که در سال 2017 درگذشت به وجود آمد.. در آنجا، او شنید که دوستان قدیمی فیلمساز داستان هایی را درباره ساخت فیلم پیشگامانه اش با هم عوض می کردند. این شانس که این خلاقان پیتسبورگ که با هم فیلم‌های تجاری و صنعتی می‌ساختند، بتوانند در اولین تلاش خود چنین فیلم ترسناکی را بسازند که هنوز ذهن نیکوترو را درگیر می‌کند.

او گفت: «آنها واقعاً تجربه ای نداشتند. «یکی از بازیگران آرایشگر بود. این دسته بودند که چند آگهی تبلیغاتی گرفتند و دور هم نشسته بودند و می گفتند: "هی، ما باید فیلم بسازیم." و یکی از اعضای گروه گفت: "بله، بیایید یک فیلم ترسناک بسازیم." آنها همیشه پول در می آورند. من آن روحیه گروهی از مردم را دوست دارم که دور هم جمع می شوند و اصلاً نمی دانند چه می کنند و راهشان را زیر و رو می کنند.

او گفت: «آنها این خانه مزرعه قدیمی را در پنسیلوانیا پیدا کردند. یکی از چیزهای جالب برای من این است که وقتی فیلم را تماشا می‌کنید، به دلیل نحوه نورپردازی، این حس فیلم نوآر را دارد. بسیاری از آن ها به این معناست که آنها فقط پولی برای تهیه چراغ های زیادی نداشتند. بنابراین آنها یک سبک نورپردازی بسیار منحصربه‌فرد برای بسیاری از صحنه‌ها ایجاد کردند که به موتیف شب مردگان زنده کمک می‌کند. حتی زمانی که چاپ ها را برای توزیع چاپ کردند، از سهام فیلم ارزان استفاده کردند، بنابراین تضاد زیادی وجود داشت. هر چیزی که سیاه بود سیاه شد و همه چیز سفید واقعاً سفید شد. این به این حال و هوای عجیب و غریب فیلم نوآر افزود، چه چیزی از تاریکی بیرون می آید و من را به دست می آورد؟ این یک طوفان کامل از اتفاقات با گروهی بود که دوست داشتند با هم کار کنند و آستین ها را بالا زدند.»

نیکوترو گفت این قبرستان یک مقصد زیارتی است. این جایی است که رومرو صحنه آغازین را هنگامی که یک زامبی صحبت دو خواهر و برادر را در حالی که آنها تاج گلی را روی سنگ قبر والدینشان می گذارند قطع می کند. نیکوترو گفت که سیمون پگ و کوئنتین تارانتینو را به آنجا برده است تا در نقطه معروف بایستند. خانه مزرعه مدت زیادی است که ویران شده است. «این مثل پولترگیست نیست، جایی که سنگ قبرها را جابجا کردند. قبرستان دقیقاً همانگونه است که آنها آن را ترک کردند.

بعد از مراسم یادبود رومرو، جایی که دوستانش بدگویی های سر صحنه و تیک های عجیب و غریب رومرو را به یاد آوردند - "او برای بیرون رفتن با دوستانش شنل می پوشید، لباس زاپاتا از ویوا زاپاتا می پوشید و هیچ بازی با دخترها نداشت" - نیکوترو گفته بود. ایده فیلمی که او کارگردانی خواهد کرد. آنها حقوق لازم را به دست آورده اند و با بیوه رومرو، سوزان دزروچر-رومرو، با نیکوترو و میلر به همراه برایان ویتن برای آژانس هیولاها و ام رایلی برای موزاییک کار می کنند. آنها فوراً به سراغ نویسندگان می روند.

کاری که من می‌خواهم انجام دهم، فیلمی به سبک اد وود است که قلب و شخصیت این مرد را نشان می‌دهد، با پس‌زمینه این نسخه 7 باشکوه از دسته‌ای که هیچ تصوری از کاری که انجام می‌دهند، دور هم جمع می‌شوند تا بسازند. شب مردگان زنده

او صحنه‌های بازسازی‌شده فیلم اصلی را سیاه و سفید و بقیه را رنگی می‌گیرد و توضیح می‌دهد که باید بتوانید چیزهایی مانند نحوه ذوب شکلات را ببینید تا به عنوان خون عمل کند.

جدا از اینکه رومرو یک پیشگام در فیلم ترسناک بود، تجربه رومرو در مشهورترین فیلمش در نهایت دردناک بود. فیلم Night of the Living Dead 30 میلیون دلار فروخت و حدود 200 میلیون دلار فروخت که آن را به یکی از سودآورترین فیلم های تاریخ با بودجه 115000 دلاری تبدیل کرد. به جای اینکه رومرو کثیف را ثروتمند کند، یک اشتباه فرصت گسترده ای را برای فرصت طلبان به وجود آورد تا فیلم او را خراب کنند - مانند زامبی ها.

نیکوترو به ددلاین گفت: «این مالش بود. آنها عنوان را در آخرین لحظه تغییر دادند. در ابتدا این فیلم Night of the Flesh Eaters نام داشت و در آخرین لحظه عنوان آن را به Night of the Living Dead تغییر دادند که ناخواسته کپی رایت آن را کنار گذاشتند. فقط بعد از شب مردگان زندهوقتی متوجه شدند که دارای حق چاپ نیست، منتشر شد و به همین دلیل است که نسخه‌های زیادی از آن بر روی DVD موجود است. آنها با سازمان والتر رید به دادگاه رفتند که حق چاپ را کنار گذاشت. بنابراین اولین حمله جورج به دنیای فیلم مملو از دعاوی حقوقی کپی رایت بود که آنها باختند. من معتقدم که اگر حق چاپ داشت، کار جورج در مسیری کاملاً متفاوت پیش می رفت. اما او برده یک خطای اداری بود که میلیون ها و میلیون ها دلار برایش هزینه داشت.»

رومرو از پایگاه خود در پیتسبورگ به استخراج ژانر زامبی و ترسناک با فیلم‌هایش ادامه داد و نیکوترو در 15 سالگی با او آشنا شد. او زمانی که گریم ژانر را از همکار رومرو تام ساوینی آموخت و از برنامه‌های خود برای تحصیل منحرف شد، وارد شد. برای یک نوع متفاوت از بازی های تکه و تاس پزشک باشید. نیکوترو روی بسیاری از فیلم های رومرو کار کرد، از جمله دنباله زامبی روز مردگان در سال 1985 . او گفت رومرو از ترک پایگاه خانه خود به هالیوود امتناع می‌ورزید و اغلب نمی‌خواست که صنعت کلبه‌ها توسط ژانر زامبی‌هایی که او کم و بیش خلق کرده بود ایجاد کند. اما گاهی این کار را کرد.

نیکوترو گفت: «زمانی که فصل 1 مردگان متحرک منتشر شد، فرانک دارابونت گفت: «باید با جورج تماس بگیرید و ببینید که آیا او به کارگردانی یک قسمت علاقه دارد یا خیر». من به جورج زنگ زدم و او به نوعی خندید. او گفت: "ببین، برای مدت طولانی، من تنها بچه ای در جعبه شن بودم. حالا، شما بازی های ویدئویی، کتاب، دی وی دی، فیلم دارید. من مشکلی ندارم که زامبی های من زامبی من هستند و زامبی های شما زامبی های شما هستند.' من به آن احترام گذاشتم. او کاملاً این ژانر را اختراع کرد. وقتی چیزی که ساخته‌اید توسط سازندگان بازی‌های ویدیویی تصاحب می‌شود، چگونه می‌توانید زخمی نشوید؟ من واقعاً احیای زامبی ها را به بازی های ویدیویی نسبت می دهم. به محض اینکه یک بازی ویدیویی تیراندازی اول شخص با Resident Evil و House of the Dead داشتید، ژانر زامبی را به روی نسل جدیدی از مردم باز کرد."

همه اینها رومرو را در کجای پانتئون فیلمسازان ترسناک قرار می دهد؟ نیکوترو او را نزدیک به اوج قرار داد، تا حدی به خاطر روشی که رومرو در پیام‌های ظریفی مانند مصرف‌گرایی در طلوع مردگان در سال 1978  یا شجاعت انتخاب بازیگر سیاه‌پوست - دوان جونز - برای ایفای نقش قهرمانی که به شیوه‌ای تکان‌دهنده به ضرب گلوله کشته می‌شود. فریم های پایانی فیلم که بعد از غروب دلخراش با یک زامبی اشتباه گرفته می شود. آیا نکته ای فرهنگی در مورد نژادپرستی که رومرو بیان می کرد وجود داشت، زیرا تک تیراندازان مجری قانون حوصله نداشتند قبل از شلیک به او، بررسی کنند که آیا قهرمان سیاه پوست زنده است یا خیر؟ نیکوترو معتقد است، حتی اگر رومرو از چنین چیزهایی شانه خالی کند و ادعا کند که جونز به سادگی بهترین بازیگری است که آنها داشته اند و این بهترین راه برای پایان دادن به فیلم است.

نیکوترو گفت: "من جورج را در رده توبی هوپر یا وس کریون قرار دادم - این فیلمسازان جوان مغرور که سیستم را به باد می دادند." "در آن زمان آنها گفتند، "شما نمی توانید آن را نشان دهید، این خیلی وحشتناک است" یا "شما نمی توانید آن را نشان دهید، این توهین آمیز است." در همین حال، با این دوره زمانی، و ایالات متحده در جنگ و تحولات اجتماعی، آنها می گفتند: "شما نمی توانید به من بگویید چه چیزی می توانم نشان دهم." من هر آنچه را که بخواهم نشان دهم نشان خواهم داد. نتیجه آن قتل عام با اره زنجیری تگزاس، شب مردگان زنده، آخرین خانه در سمت چپ، تپه ها چشم دارند.، همه این فیلم های ترسناک واقعاً خشن و وحشتناک. جورج یکی از اولین افرادی بود که سیستم را به باد داد. وقتی مردم گفتند، "باید به کالیفرنیا نقل مکان کنی، باید در هالیوود باشی"، او گفت: "نه نمی‌خواهم." من اینجا هالیوود دارم. او به گروهش، به شهرش وفادار بود و به ساخت تمام فیلم هایش در پیتسبورگ ادامه داد. این یکی دیگر از راه های جورج بود که می گفت: "من کارها را آنطور که می خواهم انجام خواهم داد." من و جیمی می‌خواستیم از او و همچنین خانه‌مان در پیتسبورگ که در آن فیلم‌هایش را می‌ساخت جشن بگیریم.»