این هفته پس از اولین نمایش ونیز از خاطرات پائولو سورنتینو از بزرگ شدن ناپل در دهه 1980، سفری به گذشته برای کارگردان مشهور دیگر و البته بازیگر: کنت برانا است. او خاطرات 9 سالگی و بزرگ شدنش را در بلفاست ، ایرلند شمالی، درست در میانه مشکلاتی که بین پروتستان ها و کاتولیک ها به وجود آمده بود، مرور می کند که این کشور را بسیار ویران کرده است. مانند سورنتینو، برانا می‌گوید که برای مرتب کردن آن خاطرات و تلاش برای قرار دادن آن‌ها در چارچوب (داستانی) که همه این سال‌ها بعد معنایی جهانی دارد، زمان زیادی طول کشیده است، به‌طور دقیق ۵۰ سال.

برای کارگردانی که در پایان سال 1960 در بلفاست به دنیا آمد، لحنی از زندگی خانوادگی شاد و آمیخته با وقوع خصومت‌های وحشتناک بین دو جناح که همه چیز را برای همیشه در همسایگی او و کشور تغییر داد، ایجاد کرده است. چشم‌های بادی، که می‌توانیم او را به‌عنوان جایگاه خود برانا در نظر بگیریم، یک بچه جوان رنگارنگ که به‌ویژه عاشق فیلم‌های وسترن آمریکایی مانند High Noon و The Man Who Shot Liberty Valance در تلویزیون است، طرفدار فوتبال و ماشین‌های اسباب‌بازی است و می‌رود. به خانه فیلم محلی برای دیدن فیلم هایی مانند  Chitty Chitty Bang Bangبا خانواده اش. او همچنین در تلاش است تا با یک دختر مورد علاقه صحبت کند زیرا زندگی او در یک خیابان خاص در بلفاست شبیه به نظر می رسد تا زمانی که تقریباً یک شبه با شروع مشکلات، جمعیت به محله سرازیر می شوند و خانواده هایی که در آنجا زندگی می کنند باید راهی پیدا کنند. ظاهری به زندگی عادی خود ادامه می دهند در حالی که اساساً در قفل هستند. در حال حاضر نیز طنین غیرمنتظره ای دارد.

برانا این فیلمنامه را برای فیلمی نوشت که او از آن به عنوان شخصی‌ترین فیلمی که تا به حال ساخته است، در روزهای اولیه همه‌گیری 2020 نوشت و آن را به طور کامل در حالی که هنوز در جریان بود فیلمبرداری کرد. او اکنون این فیلم را آخر هفته در جشنواره فیلم تلوراید نمایش می دهدو اواخر هفته آینده در جشنواره فیلم تورنتو در حالی که همه گیری هنوز در حال گسترش است. اگرچه این در زمان بسیار متفاوتی در سال 1969 اتفاق می‌افتد، اما همچنان حاکی از قدرت تلاش برای حفظ ارتباط به عنوان یک خانواده و انسان حتی در مواجهه با یک تهدید رو به رشد است. چگونه خانواده خود را در برابر برخی از شانس های جدید وحشتناک ایمن نگه دارید؟ اگرچه صحنه‌های رویارویی در خیابان‌های بلفاست بسیار در خط مقدم است، کاری که برانا انجام داده است موازی کردن آن با آنچه که زندگی در آنجا را بسیار مهم می‌کند و اینکه چگونه این خانواده می‌توانند به عنوان یک واحد به بقای خود ادامه دهند، است. همه اینها از منظر بادی دیده می شود، با روح، قلب و تندخو توسط جود هیل تازه وارد مقاومت ناپذیر بازی می شود.در اولین فیلمش با چنین شگفتی شگفت انگیز و عشق به فیلم ها، تخیل زیادی لازم نیست تا بفهمیم برانا از کجا برای این شخصیت الهام گرفته است. به‌عنوان یک کارگردان به تنهایی، کارنامه درخشان او شامل فیلم‌های بزرگی مانند ثور، سیندرلا، قتل در قطار سریع‌السیر شرق و مرگ در نیل می‌شود، اما این یک نمایشنامه خاطره‌ای بسیار کوچک‌تر است که با رنگ‌های سیاه و سفید زیبا اما آفتابی فیلم‌برداری شده است. تصاویر سفید از هاریس زامبارلوکوس که در چندین فیلم او با برانا همکاری داشته است.

در داستان، پدر بادی (به قول او) با بازی فوق‌العاده‌ای توسط جیمی دورنان ، پدر خوبی است که تلاش می‌کند برای خانواده‌اش امرار معاش کند، اما مجبور است این کار را با رفت و آمد به انگلستان انجام دهد، جایی که فرصت‌ها و دستمزد بیشتر در دسترس است. او به مدت دو هفته از ماه نمی رود و بسیاری از کارهای سنگین تربیت بادی و برادر بزرگتر ویل (لوئیس مک آسکی) را به یک مادر بسیار قوی (که او را می شناسند) واگذار می کند که توسط Caitriona Balfe با سبک و ماهیت بازی می شود. اگرچه او رویاهای خودش را برای زندگی دارد، اما دنیای همیشه در حال تغییر اطراف خانواده اش باید اولویت داشته باشد، و این شامل پدربزرگ و مادربزرگ پاپ (یک بزرگ ( سیاران هیندز ) و مادربزرگ (یک جودی دنچ به همان اندازه بزرگ) می شود.) که در همان محله زندگی می کنند. همچنین پسر عموی مویرا (لارا مک دانل) در رویدادها نقش آفرینی می کند، و تعدادی از بازیگران فرعی قوی ایرلندی نیز در ترکیب حضور دارند، اما غیرقابل انکار است که آقای هیل جوان نمایش را - و قلب ما را می دزدد. این فیلمی است در مورد خانه و خانواده و اولین خاطرات ما و معنای همه اینها که نیم قرن بعد از منشور فیلتر شد. برانا به گذشته خود بازنگری کرده و فیلمی ساخته است که تقریباً به همان شیوه طنین انداز می شود، اما یکی دیگر از فیلم های فعلی، CODA نیز به ما یادآوری می کند که علیرغم هر سختی، خانواده همیشه در کنار ما هستند تا از پس ما برآیند.

همانطور که اشاره شد، فیلمبرداری سیاه و سفید خیره کننده است، همراه با طراحی تولید چشمگیر جیم کلی، یکی دیگر از صنعتگران مکرر که برانا با آن کار می کند (کل محله بلفاست در انگلستان بازسازی شد). موسیقی متن بیشتر از یکی دیگر از بومیان بلفاست به نام ون موریسون است که هشت آهنگ از آرشیو خود را به اضافه یک آهنگ جدید ارائه کرده است. شکی نیست که به شدت به صدا و احساس این فیلم فوق العاده می افزاید.

علاوه بر برانا، لورا برویک، بکا کواچیک و تامار توماس تولیدکنندگان نیز هستند. Focus Features آن را در 12 نوامبر در سینماهای ایالات متحده اکران خواهد کرد. بدون شک این یکی از بهترین فیلم های سال است.