تنها در پنج سال، کنت لونرگان ، نمایشنامه‌نویس، فیلمنامه‌نویس و کارگردان نامزد اسکار (برای منچستر کنار دریا ) سه اثر قبلی خود را - که همگی در ابتدا در خارج از برادوی روی صحنه رفته بودند - برای برادوی احیا کردند . مارک روفالو را به مخاطبان نیویورکی معرفی کرد) و کارها را با احیای سال 2014 با بازی مایکل سرا و کایران کالکین آغاز کرد. سال گذشته نمایش تحسین‌برانگیز « قهرمان لابی » در سال 2001، سه نامزدی تونی (احیای/بازی، و بازیگر برجسته برای سرا و برایان تایری هنری ) و اکنون لونرگان را به ارمغان آورد. گالری ویورلی ، فینالیست جایزه پولیتزر در سال 2001 پس از اجرای آن در خارج از برادوی، نامزد تونی (بهترین احیا/بازی) برای صحنه‌پردازی قابل توجه برادوی 2018 با بازی الین می (همچنین نامزد تونی)، لوکاس هجز، جوآن آلن، سرا و دیوید شد. کرومر. هر دو نمایشنامه و می اخیراً برنده جوایز Drama Desk شدند.

و این روند به لندن گسترش یافته است، جایی که نمایشنامه 2009 Lonergan در خارج از برادوی ، The Starry Messenger اخیرا در یک محصول West End با بازی دوست مادام العمر نمایشنامه نویس و همکار مکرر متیو برودریک اکران شد. (لونرگان در پاسخ به این سوال که آیا تولید به نیویورک راه پیدا خواهد کرد یا خیر، گفت: "من مطمئناً امیدوارم.

ددلاین اخیراً با لونرگان در مورد این رگه غیرمعمول از کرایه بازبینی شده، در مورد عملکرد خیره کننده می به عنوان زنی مبتلا به بیماری آلزایمر که دختر (آلن) و نوه او (هجز) تمام تلاش خود را برای کنار آمدن با ناامیدی و درماندگی انجام می دهند و در مورد "هدیه لونرگان" صحبت کرده است. برای غم و اندوه» که با یک چشم و گوش برابر با شوخی است که حتی سخت ترین ضربات زندگی را قابل بقا می کند.

گالری Waverly به کارگردانی لیلا نویگباوئر، پیش نمایش خود را در تئاتر جان گلدن در 25 سپتامبر 2018 آغاز کرد، در 25 اکتبر افتتاح شد و در 27 ژانویه 2019 به نمایش محدود خود پایان داد. این مصاحبه برای طولانی و وضوح ویرایش و فشرده شده است.

آخرین مهلت: هم گالری ویورلی و هم ستاره آن الین می در این فصل جوایز تمجیدهای زیادی دریافت کرده اند. آیا می‌توانید احساس رضایت - ترکیبی که در حال حاضر در ذهن شما وجود دارد - برای خود و برای ایلین توصیف کنید؟

کنت لونرگان: این ترکیب جالبی است زیرا در سطح دو لایه است. من فکر می کنم واضح است که برای بازی بسیار خوشحالم. این نمایشنامه تا حد زیادی از تجربه خانوادگی من سرچشمه می گیرد و بنابراین واقعاً خوشحال کننده است که تماشاگران تجربه خانواده من را با تجربه خودشان مرتبط می کنند. من فکر می کنم این تجربه ای است که همه دارند و به نوعی در زندگی روزمره مدفون می شود. بنابراین بسیار خوشحال کننده است که به هر طریقی، بخشی از مردم احساس می کنند که برخی از چیزهایی که می گذرانند یا پشت سر گذاشته اند، از صحنه به آنها بازتاب می یابد.

در یک یادداشت موازی، الین می، یکی از چهره های خلاق بزرگ زمان ما است. من فکر می کنم کمتر از او قدردانی شده است، حتی اگر او بسیار قدردانی شده است. بنابراین از اینکه نقشی در بازگرداندن نبوغ او به نمای عمومی داشته‌ام، بسیار خوشحالم که هر یک از آن‌ها با کاری که انجام داده‌ام مرتبط بوده است.

آخرین مهلت: من سال ها از طرفداران الین می بودم، اما عملکرد او در Waverly در سطحی کاملاً متفاوت از هر چیزی که انتظار داشتم به نظر می رسید. مطمئنم این را شنیده‌اید، اما ظاهراً برخی از تماشاگران حتی مطمئن نبودند که او در حال بازی کردن است یا نه، مثلاً، آیا او واقعاً در لحظه‌ای که شخصیت فراموش می‌کرد هر چیزی را که بود فراموش کرده بود؟ آیا از همان ابتدا می دانستید که او این نقش را در خود دارد؟

لونرگان: آنقدر اجرای خارق العاده ای بود که خیلی به پشت خودم ضربه زدم تا بگویم بله، انجام دادم. اما واقعیت این است که می دانستم او چقدر باهوش است، می دانستم که چقدر برای این نقش خوب خواهد بود. فراتر رفتن از همه انتظاراتم تا این حد چیزی است که قبلاً هرگز کاملاً تجربه نکرده بودم، و انتظاراتم در حرفه‌ام بسیار فراتر رفته است ... توهم او در جایی ایجاد کرد که آنقدر متقاعد کننده بود که مردم نگران بودند او این کار را انجام دهد. نمی‌دانم چه می‌گوید، اثر مهارت و استعداد بی‌نظیر اوست. شما نمی توانید شب به شب مردم را متقاعد کنید که وقتی نقش شخصیتی را بازی می کنید که نمی داند چه می گوید، ممکن است ندانید چه می گویید. تو فقط یک بازیگر باهوشی

مهلت: من تولیدات قبلی نمایش را ندیدم. آیا نقش در طول سال ها تغییر کرد؟

لونرگان: منظورتان در فیلمنامه است؟ نه. این همان نمایشنامه‌ای است که در ابتدا در Promenade [خارج از برادوی، 2000] با آیلین هکارت اجرا شد. شاید سه یا چهار جمله را عوض کرده باشم یا یکی دو جمله را کوتاه کرده باشم، اما صادقانه بگویم بیشتر از این نبود. به محض اینکه الین آن را تجسم کرد، تبدیل به یک شخصیت بسیار متفاوت شد. او واقعاً نوعی ضعف و حساسیت به آن وارد کرد. آیلین از الین شیرینی سخت تری به نظر می رسید. هیچ‌کدام از آنها گل ختمی، گل سرخ‌شده، محو شده یا هر چیزی که می‌خواهید استفاده کنید نیست. الین همین حساسیت و ضعف باورنکردنی را داشت که باعث شد قلبت به سمت او بپرد.

با ایلین، مثل تماشای کسی بود که در لبه پرتگاهی است که روی آن سقوط می‌کند، در حالی که در مورد آیلین، شاهد تماشای سگک شخصیتی بسیار قوی و قدرتمند زیر وزنی بود که هیچ‌کس نمی‌تواند تحمل کند. چیزی که آنها به اشتراک گذاشتند این صمیمیت و محبت باورنکردنی نسبت به سایر اعضای خانواده بود. با تماشای الین، به یادم آمد که مادربزرگم در تمام عمر چقدر سخاوتمند و دوست داشتنی بوده است و من کاملاً متوجه نشده بودم، زیرا من یک نوه بودم و تو انتظار داری پدربزرگ و مادربزرگت با تو مهربان باشند، مگر اینکه آنها آدم های بدجنس واقعی باشند. تماشای رفتار الین با دیگران در نمایش دوچندان غمگین بود زیرا احساس این زن فوق‌العاده خونگرم را داشتید که نمی‌توان جلوی آن را گرفت.

مهلت: هرکسی که با یکی از اعضای خانواده این موقعیت را پشت سر گذاشته باشد، حقیقت را در جزئیات نمایشنامه تشخیص می دهد. من به طور خاص به خشم و ناامیدی ناشی از خانواده فکر می‌کنم، چقدر آزاردهنده است وقتی مجبور می‌شوی خودت را تکرار کنی، شلاق زدن از روی عصبانیت و احساس گناه فوری به خاطر انجام این کار. آیا این را در خانواده خود مشاهده کرده اید و آیا احساس گناه را از جانب خود به همراه داشته اید؟

لونرگان:فکر نمی کنم بتوانم بهتر از این بیان کنم. همه آن چیزهاست من حدس می‌زنم مسئله به خاطر سپردن، توجه به اتفاقاتی است که در حال وقوع است و سپس به یاد آوردن آن و تلاش برای صادق بودن در مورد آن. من فکر می‌کنم وقتی مردم سعی می‌کنند تجربیات دردناک زندگی را بپوشانند، درد بیشتری ایجاد می‌شود، زیرا به‌عنوان یک مخاطب تماشا می‌کنید و می‌گویید، این چیزی نیست که اتفاق افتاده است. آیا این افراد بهتر از من هستند؟ چرا در این شرایط سخت آن دروغ را می گویند؟ میدونم که قصد بدی نیست مردم سعی می‌کنند در این داستان‌های بسیار دشوار نوعی روحیه ایجاد کنند، و این هیچ ایرادی ندارد، اما من فکر می‌کنم شما می‌توانید به همان اندازه از گفتن حقیقت و اجازه دادن به مردم برای دیدن آنچه که از سر گذرانده‌اند بهره ببرید. دیگران نیز از آن عبور کرده اند، و آنچه را که برای کنار آمدن با دیگران برایشان سخت بوده است، به سختی با آن کنار آمده اند. این انسانی است که هول کنی و انسانی است که صبر خود را از دست بدهی و انسانی است که خودت را در انتهای طناب خود حتی با کسی که دوستش داری پیدا کنی. اگر گذر از این تجارب آسان بود، تاثیر باورنکردنی را که دارند، نداشتند.

این یک مشکل بسیار دشوار است. فرد گیج است، نمی داند دارد چه می کند، نمی داند چه می گوید. شما نمی توانید برای آنها توضیح دهید که چه اتفاقی دارد می افتد. آنها هنوز هم به شکلی همان آدمی هستند که همیشه بودند، بنابراین تمام آن تعامل پیچیده هنوز زنده است. نمایشنامه سعی می‌کند این حقیقت را به تصویر بکشد، زیرا من فلسفه‌ای ندارم که بگویم همه چیز خوب است. چیزی که به نظر می رسد خوب است این است که چقدر مردم واقعاً سعی می کنند تحت فشار از یکدیگر مراقبت کنند. این به اندازه اجباری که آنها با آن روبه رو هستند غیرقابل انکار است، و اگر در مورد یکی صادق نباشید، نمی توانید در مورد دیگری صادق باشید.

ما واقعاً سعی کردیم دقیق باشیم زیرا نمی دانستیم چه کار دیگری انجام دهیم. این حقیقت که ارزشی دارد به نظر من بسیار الهام بخش و بسیار دلگرم کننده است. من هرگز به اندازه وقتی که کسی با دیدن آن نمایش به سراغم می آید و می گوید، خانواده من بودند، خوشحال نبودم. 

آخرین مهلت: ما در مورد الین صحبت کردیم، اما Waverly یک نمایش یک زن نبود…

لونرگان:الین همیشه و به درستی اصرار داشت که این یک نمایش خانوادگی است. این یک نمایشنامه گروهی است حتی اگر او می دانست که شخصیت او در مرکز آن قرار دارد. همیشه به نظر می رسد که فقط تعارف می کنید، اما صادقانه بگویم که اینجا چیزهای زیادی وجود دارد که باید از آنها گذشت. منظورم این است که اجرای جوآن آلن خیره کننده و بخش بسیار دشواری بود، بخش بسیار مهمی. به نوعی، نوه، با بازی لوکاس [هجز] به زیبایی، داستان را برای ما تعریف می کند، اما سنگینی موقعیت بیشتر روی شخصیت جوآن می افتد، و من فکر می کردم که تسلط جوآن در آن رابطه واقعاً باورنکردنی بود. عملکرد او را به طرز باورنکردنی متحرک در عصبانیت و بی حوصلگی و ناامیدی در آن لحظاتی دیدم که باز می شود. فقط قلبت را می شکند چون قرار است اجازه داشته باشی از دست مادرت دلخور شوی بدون اینکه او را بکشد.

آخرین مهلت: برای افرادی که نمایشنامه را ندیده اند و در حال خواندن این پرسش و پاسخ هستند، احتمالاً متوجه نمی شوند که Waverly یک نمایشنامه بسیار خنده دار است.

لونرگان: از گفتن شما متشکرم زیرا این نمایشنامه را افسرده کننده نمی دانم. این یک موضوع بسیار جدی است، اما این یک سرزنش نیست. الین در تولید فوق العاده بامزه بود. من در مورد اینکه چقدر بامزه هستم یا نه صحبت نمی کنم، اما الین یکی از درخشان ترین کمدین هایی است که تا به حال در صحنه ظاهر شده است. نمایشنامه طنز زیادی دارد زیرا موقعیت طنز زیادی دارد، چه آن را طنز سیاه یا طنز تلخ، هر بیانی که باشد. این چیزها به همان اندازه که در زندگی خنده دار هستند، وحشتناک هستند. اگر آنها نبودند واقعا غیر قابل تحمل می شدند.

ددلاین: با این حال، می‌توانم بلافاصله به سه لحظه در کار شما فکر کنم که فوق‌العاده غم‌انگیز است - صحنه خداحافظی در You Can Count on Me بین لورا لینی و مارک روفالو، صحنه‌های زیادی که در منچستر کنار دریا قابل شمارش نیست ، و مطمئنا صحنه اوج در Waverly . شما هدیه ای برای غم دارید، نمی پذیرید؟ یا حداقل برای انتقال آن؟

لونرگان: نمی‌دانم هدیه‌ای برای انتقال آن دارم یا نه، اما به نظر می‌رسد برای تجربه آن هدیه‌ای دارم. زندگی گاهی خیلی غمگین است و من نمی دانم با آن چه کنم. بنابراین من در مورد آن می نویسم.