اگر تمام ساختن فیلم مبارزه است، هیچ‌کس سخت‌تر از کارگردان مستندی که: در جستجوی حقیقت و بی‌عدالتی است، تلاش نمی‌کند. پول جمع می کند تا آن را افشا کند. می‌جنگد تا از نتیجه رایجی که به سختی ردپای جشنواره‌ای را قبل از ناپدید شدن باقی می‌گذارد، فرار کند. و سپس از اول شروع کنید. جو برلینگر بهتر از بقیه عمل کرده است. می توان بحثی را مطرح کرد که او و بروس سینوفسکی شریک سابقش به جمع آوری مجدد گروه متالیکا کمک کردند ، و مسلم است که آنها مانع از اعدام یکی از اعضای به اصطلاح West Memphis 3 و دو نفر دیگر از مرگ در زندان به دلیل قتل سه آرکانزاس شدند. دادستانی کودکان گفت که بخشی از یک آیین شیطانی است، اگرچه هیچ مدرک فیزیکی ارائه نکرد.

فیلم انفرادی برلینگر به عنوان Magnolia این آخر هفته Whitey: United States Of America V. James J. Bulger را منتشر کرد. هالیوود عاشق داستان رئیس اوباش بی رحم بوستون است که از ایستگاه خود به عنوان خبرچین محافظت شده FBI برای ساختن یک امپراتوری جنایتکار و خلاص شدن از شر رقبا استفاده می کند. جانی دپ نقش بولگر را در فیلمی که وارنر ساخته می شود بازی می کند، بن افلک و مت دیمون در فیلم دیگری نقش می بندند و جک نیکلسون در فیلم برنده اسکار مارتین اسکورسیزی The Departed نقش کامپوزیت را بازی می کند.. برلینگر مسیری غیرمنتظره را به سمت داستانی آشنا طی می کند. اگر همانطور که بولگر و وکلای او ادعا می کنند، او یک موش صحرایی نبود، بلکه یک پیاده برای پنهان کردن فساد گسترده اجرای قانون بود چه؟ برلینگر در حالی که بازماندگان قربانیان قتل بولگر را دنبال می کند که در نهایت وقتی بالگر دستگیر و محاکمه شد، به دنبال حقیقت بودند، این موضوع را تعقیب می کند. در اینجا، برلینگر در مورد زندگی مستند، نقش شانس در مستندهای عالی و در مورد پردازش مرگ تکان دهنده کارگردان برنده اسکار در جستجوی مرد قندی، مالیک بنجلول صحبت می کند.

مهلت : سه گانه Paradise Lost که شما و بروس سینوفسکی ساختید، مانع از اعدام دیمین اکولز و مرگ جسی میسکلی جونیور و جیسون بالدوین در زندان شد. چه چیزی شما را وادار کرد که فیلمی بسازید که به بررسی حقایق جنایتکاری بدنامی مانند بولگر بپردازد؟
جو برلینگر: فیلم به هیچ وجه عذرخواهی بولگر نیست. بولگر یک قاتل شریر و وحشی بود که کارهای وحشتناکی انجام می داد، اما دولت به او اجازه کشتن داد. شما داستان پذیرفته شده درباره بولگر را می دانید که مردم درباره آن کتاب نوشته اند و فیلم ساخته اند. او یک خبرچین FBI بود. این به اندازه کافی بد است که به عنوان یک خبرچین FBI، ماموران FBI به سمت دیگری نگاه می کنند و در برخی موارد با دادن اطلاعات به او در برخی قتل ها کمک کرده اند. این اولین بار است که از بولگر شنیده می شود. علیرغم انبوه رسانه ها، ده ها کتاب، فیلم افلک-دیمون، نسخه داستانی The Departed ، همانطور که فیلم باز می شود، شواهد بسیار قوی وجود دارد که او ممکن است اصلاً یک خبرچین نبوده باشد.

اینکه این یک کلاهبرداری بود، سرپوشی برای فساد بسیار عمیق تر در چند سطح. یکی، آن بولگر بیشتر از یک مامور سرکش، جان کانولی، که در حال حاضر در زندان است، به مردم پول پرداخت می‌کرد. کانولی کارهای بدی انجام داد، اما برای بسیاری از مردم سخت است که بگوییم این همه فساد نهادی بر دوش یک مرد افتاده است. ناظران دیرینه پرونده امیدوار بودند محاکمه بولگر تا حدودی این موضوع را روشن کند. اگر مخبر نبود، فساد بالاتر می رود. وقتی شما یک خبرچین FBI هستید، مجوز قتل را به شما نمی دهد، قرار نیست در فعالیت های مجرمانه شرکت کنید. شاید فعالیت جنایتکارانه جزئی برای حفظ حیله خبرچین بودن، اما آگاهانه اجازه می دهد مردم کشته شوند؟ این امر باعث می‌شود FBI انتخاب و انتخاب کند که چه کسی در این جنگ علیه جنایات سازمان‌یافته زندگی می‌کند و می‌میرد، زیرا همه آنها دیوانه به دست آوردن مافیا بودند، که مأموریت جی ادگار هوور بود.

مهلت : با این حال، هدف بالاتر از احیای اعتبار خیابانی قاتلی که در زندان خواهد مرد کجاست؟
بولگر: برگردیم به این سوال که چرا این فیلم را ساختم; اگر بولگر یک خبرچین نبود، پس با گفتن اینکه او بود چه چیزی را می‌خواهند پنهان کنند. من نمی گویم این درست است، اما یک استدلال قوی وجود دارد که دفاعیات مطرح می کند و باید در دادگاه پخش می شد و اجازه داده نشد. اگر خبرچین نبود، توطئه خیلی بزرگتری را سرپوش می گذاشتند. بولگر به بسیاری از افراد در FBI پول می داد و از آنها اطلاعات می گرفت تا بتواند برتری رقابتی داشته باشد. من برای مدت طولانی شیفته اسطوره بولگر بودم. مردی که جهان اموات بوستون را برای سه دهه اداره کرد و به اندازه بلیط ترافیک نگرفت؟ جمع جدیدی از دادستان ها وارد شدند و به این نتیجه رسیدند که کافی است و او را متهم کردند. او توسط اف‌بی‌آی اخطار می‌گیرد، 16 سال فرار کرد و من معتقدم FBI در آن سال‌های اولیه هرگز واقعاً به دنبال او نبود. این یک شوخی بود تا اینکه مجموعه جدیدی از افراد مجری قانون وارد شدند و به دلیل اینکه پلیس ایالت ماساچوست می خواست او را دستگیر کند تحت فشار قرار گرفتند. 16 سال بعد او را در سانتا مونیکا در معرض دید عموم پنهان کردند.

مهلت : آن زمانی است که شما درگیر آن شدید؟
بولگر : فکر نمی‌کردم چیزی برای اضافه کردن داشته باشم تا اینکه در اوایل نوامبر سال 2012 اعلام کردند که او واقعاً برای محاکمه به ماساچوست آورده خواهد شد. من محاکمات جنایی را پوشش داده ام. شایعات و گمانه‌زنی‌های زیادی در مورد فساد پیرامون این مرد، در وزارت دادگستری و FBI وجود داشت که هرگز واقعاً به طور کامل مورد بررسی قرار نگرفت. همه کسانی که این پرونده را تماشا کردند فکر می کردند که این دادگاه در نهایت فرصتی برای جدا کردن مرد از اسطوره فراهم می کند.

مهلت : به نظر می رسد که شما به عنوان یک مستندساز، بدون اینکه بدانید سومین کار شما چه خواهد بود، شروع می کنید. چه زمانی متوجه شدید که حماسه وست ممفیس 3، بهشت ​​گمشده ، قرار است شامل سه گانه فیلم شود؟
برلینگر : ما به این فکر افتادیم که چگونه این نوجوانان می‌توانند با این پسر بچه‌های 8 ساله کار وحشتناکی انجام دهند؟ ما به آرکانزاس رفتیم و فکر می کردیم که داریم یک River's Edge در زندگی واقعی درباره جوانان ناراضی می سازیم. سه چهار ماه اول، فکر می‌کردم درباره‌اش فیلم می‌سازیم.

مهلت : چه زمانی متوجه شدید که این افراد در وسط یک محاکمه ساختگی هستند که با احساسات و تمایل به محکوم کردن کسی به جرمی غیرقابل تصور تحریک شده است؟
برلینگر : ما نه ماه قبل از محاکمه وارد شدیم و خود را در آن جامعه قرار دادیم، سه یا چهار ماه اول را عمدتاً با خانواده‌های قربانیان گذراندیم. چهار یا پنج ماه بعد، بالاخره توانستیم وست ممفیس 3 را ملاقات کنیم. ما تقریباً ماه‌ها را صرفاً با دادستان‌ها و خانواده‌های قربانیان گذراندیم و فکر می‌کردیم در حال ساختن فیلمی درباره نوجوانان بدی هستیم که از بین رفته‌اند، و دلیلی نداشتیم که غیر از این فکر کنیم. . زمانی که ما شروع به نفوذ به دفاع کردیم و مورد اعتماد قرار گرفتیم و پس از مذاکرات زیاد وست ممفیس 3 را فیلمبرداری کردیم…

مهلت : شما بلافاصله نظر خود را تغییر دادید؟
برلینگر : من از مصاحبه با همه آنها خارج شدم. جیسون بالدوین به طور خاص به عنوان یک بچه 16 ساله رک، خجالتی و ترسیده شناخته شد. به مچ های کوچکش نگاه کردم. گفته می شود که او همان مردی است که چاقو را به دست می گیرد و آثار چاقو را ایجاد می کند، اگر به دادستانی اعتقاد دارید. من از اولین مصاحبه خارج نشدم و گفتم "اوه خدای من، آنها بی گناه هستند"، اما احساس کردم چیزی اینجا درست نیست، و همین احساس را نسبت به دیمین داشتم.

مهلت : دیمین اکولز رهبر فرضی بود، به اعدام محکوم شد و برای اعدام برنامه ریزی شد...
برلینگر : خواندن دیمین کمی دشوارتر بود. در آن زمان او به شدت خودشیفته بود، او توجه را دوست داشت، او دوست داشت با مردم بازی کند. من لزوماً از گفتن "اوه خدای من" با او بیرون نرفتم، اما همه چیز در حال جمع کردن نبود. آن زمان بود که تجربه فیلمسازی جذاب شد. وقتی این فیلم‌ها را می‌سازید، از پنجره بیرون می‌پرید و امیدوار هستید که در آن طرف تشکی باشد.

ددلاین : وقتی اولین فیلم چنین واکنشی را ایجاد کرد چقدر شگفت زده شدید؟
برلینگر : دیمین مرده بود، زیرا بدون حمایت، درخواست هایش تمام می شد. این فیلم اعتبار زیادی داشت، اما این تلاقی عجیب هم بود. این فیلم‌ها باعث این حمایت گسترده عمومی شد، نه فقط از افراد مشهور، بلکه ده‌ها هزار نفر که به شیوه‌ای منحصربه‌فرد ظاهر شدند. من معتقدم که این فیلم ها کمک کرد، اما اولین فیلم دقیقاً در زمان مناسب منتشر شد، زمانی که اینترنت به تازگی راهی برای مردم برای یافتن یکدیگر شده بود. آن‌ها این وب‌سایت را راه‌اندازی کردند و فقط به چیزی منفجر شد.

مهلت : چگونه در موقعیت غیرمحتملی قرار گرفتید که متالیکا را در حال انفجار، اصلاح از طریق گروه درمانی، و سپس زمانی که درمانگر آنها احساس کرد عضوی از گروه است و نمی‌خواهد آن را ترک کند، به دام افتاده اید؟
برلینگر : راستش، اینجاست که شما می گویید، من خوش شانس ترین مادر لعنتی روی کره زمین هستم، چون خودم را در چنین موقعیت هایی می بینم که در نهایت برعکس آن چیزی است که به نظر می رسید.

ددلاین : زمانی که شروع کردید، فیلم متالیکا چه بود؟
برلینگر : من و لارس [اولریخ] دوستانه بودیم، آنها در سال 2000 به استودیو می رفتند، زمانی که Napster در حال ظهور بود و دنیای دیجیتال در آینه دید عقب بود که به سرعت در حال آمدن بود، اما شرکت هایی مانند Elektra فکر می کردند که می توانند سی دی بفروشند. بنابراین، کل فیلم متالیکا در حالی شروع شد که الکترا خواستار کمی فیلم از پشت صحنه بود، آنها می‌توانستند یک فیلم کوتاه ۲۰ دقیقه‌ای را در پشت صفحه بکوبند.

مهلت : آیا آن مردی که به زنده ماندن West Memphis 3 کمک کرد از دست شما نبود؟
برلینگر : من کارگردانی فیلم Blair Witch 2 را کنار گذاشته بودم ، یک فاجعه و یک تجربه وحشتناک که استودیو فیلم را از دست من گرفت، دوباره آن را قطع کرد و چیزی وحشتناک خلق کرد. تجربه بسیار دردناکی بود. تولد 39 سالگی من بود و کنار دستگاه فکسم نشستم - آن روزها هنوز دستگاه های فکس وجود داشت. در 3000 صفحه نمایش در شش کشور منتشر شد و به زبان یکی پس از دیگری، آن دستگاه بدترین نقدها را منتشر کرد و بسیاری به من حمله کردند. نگهبان برادر و بهشت ​​گمشدهمورد استقبال قرار گرفتند و من به دریافت نظرات خوب عادت داشتم. بنابراین من در یک توپ نشستم و همه چیز را خیلی سخت گرفتم و فکر کردم کارم تمام شده است. به معنای واقعی کلمه برای سه ماه من تماس تلفنی نداشتم. با وجود اینکه این کار مزخرف به نظر می رسد، ما یک فیلمنامه عالی نوشتیم، یک فیلم طنز ساختیم که ایده ساخت دنباله آن را مسخره کرد و سپس در پایان یک چرخش وحشتناک داشت. این فیلمی است که من فیلمبرداری کردم و همه تایید کردند. در ساعت دوازدهم با کارتر بورول نشسته‌ام که فیلم را به ثمر می‌رساند و این نمرود در بخش بازاریابی به این نتیجه رسید که این فیلم خیلی روشنفکرانه است. آنها یک فیلم طنز را به یک فیلم اسلشر مستقیم تبدیل کردند و صحنه هایی را دوباره فیلمبرداری کردند تا ترسناک باشند، حتی اگر در فیلم اصلی، خشونت خارج از صفحه نمایش بود. نقدهای وحشتناکی برایم به همراه داشت که با آنها موافق بودم، اما آنها به خاطر فیلمی که دیگر مال من نبود به من حمله کردند. من بچه های کوچکی در خانه داشتم و باید کار را شروع می کردم. همسرم در نهایت گفت: «اینجا، تماشا کنParadise Lost و به خود یادآوری کنید که فیلمساز خوبی هستید.» از زمانی که این فیلم را منتشر کرده بود، آن را ندیده بودم.

ددلاین : با یادآوری اینکه فیلمساز خوبی هستید، نجات پیدا کردید؟
برلینگر: نه. سکانس آغازین با "Sanitarium" متالیکا شروع می شود و فقط در ذهن من ظاهر شد. اوه، آره، لارس گفت که همیشه از من می خواست با آنها کاری انجام دهم. من فقط می خواستم کار کنم. زنگ زدم و گفتم: هی لارس، مطمئنم که شنیدی فیلم من فاجعه بود، الان می‌خواهی آن مستند را بسازی؟ او گفت که آنها به استودیو می روند تا با الکترا تماس بگیرند، آنها به یک چیز کوچک نیاز دارند. من به سانفرانسیسکو پرواز می کنم تا یک قطعه کوچک برای پشت سی دی فیلمبرداری کنم و لارس می گوید: «یادم رفت به شما بگویم [خواننده اصلی] جیمز هتفیلد گروه را ترک کرد، همه چیز بهم ریخته است، نمی دانم قرار است یک گروه داشته باشم، چه برسد به رکورد.» گفتم بیا از این فیلم بگیریم ببینیم چه می شود. من در اولین جلسه درمانی با [درمانگر] فیل تاول که در فیلم می بینید نشسته ام و گفتم "نمی دانم این به کجا می رود." در این مرحله فقط من بودم، بروس درگیر نبود.

مهلت : چه زمانی با سینوفسکی متحد شدید؟
برلینگر : متوجه شدم که این می تواند یک فیلم بزرگ باشد، در مورد دو نفر که رابطه خلاقانه خود را بهبود می بخشند. من و بروس اصطکاک زیادی داشتیم و از هم جدا شدیم. متوجه شدم این فیلمی است که من و او باید با هم بسازیم تا رابطه مان را ترمیم کنیم، بنابراین از او دعوت کردم تا بخشی از آن باشد. همان جلسه اول؟ من آنجا با یک دوربین و یک مرد صدا نشسته ام و دارم فکر می کنم، نمی دانم آیا این به یک فیلم تبدیل می شود یا نه، اما بسیار سپاسگزارم که کائنات مرا در این دوران دردناک زندگی من اینجا قرار داده است. بچه هایی که در اوج موفقیت هستند، درست مثل من، دچار این بحران وجودی خلاقانه هستند. من دیگر به عنوان یک فیلمساز نمی دانستم کی هستم و این درمان خوبی برای من بود.

مهلت : پس شما خود و شکاف خود را با شریک زندگی خود بهبود می‌دهید و شفای اعضای یک گروه راک در سطح جهانی را شرح می‌دهید؟
برلینگر : نمی‌دانم چگونه به این مماس طولانی رفتم... اما اینها چیزهایی هستند که در مورد کاری که انجام می‌دهم دوست دارم. بخش ترسناک و عالی این است که نمی‌دانید نتیجه چیست، این نقطه مقابل فیلم‌نامه‌نویسی روایی است. نه اینکه آدم بهتر یا بدتر باشد، اما دنبال کردن یک داستان در حالی که در حال باز شدن است و سپس تبدیل آن به یک روایت کار بسیار دشواری است.

مهلت : به نظر می رسد راه سختی برای امرار معاش است. پس از اینکه مالک بنجلول یک سال پس از برنده شدن جایزه اسکار بهترین مستند برای جستجوی مرد قندی خودکشی کرد ، برخی گمان کردند که فشار زیاد برای یافتن سوژه دیگری پس از یک پیروزی می تواند عاملی باشد. آیا او را می شناختی؟
برلینگر : مطمئن نیستم چیز زیادی برای اضافه کردن داشته باشم. من او را نمی شناختم اما فیلمش را بسیار تحسین می کردم. من اوج نامزدی اسکار را برای سومین بهشت ​​گمشده تجربه کردم، لذت باورنکردنی از راه رفتن روی فرش قرمز با جیسون بالدوین از ممفیس غربی 3 که هفت ماه قبل در زندان در حال گذراندن حبس ابد بود. با هر چیزی مثبت و بزرگتر از زندگی که برخی افراد به اندازه کافی خوش شانس هستند که تجربه کنند، وقتی به زندگی عادی خود بازگردید، می توانید کمی ناامید شوید. در طول ساختن فیلم متالیکا، کرک همت، نوازنده لید گیتاریست، به من گفت که همیشه بعد از اینکه روی صحنه در مقابل 100000 نفری که فریاد می زدند، یک روز در خانه بود و زباله ها را بیرون می آورد، احساس عجیبی داشت. اما من نمی توانم تصور کنم که چنین تجربه بالایی و به دنبال آن عادی بودن روز بعد می تواند منجر به خودکشی شود. داستان باید بیشتر باشد. چون او را نمی شناسم، حدس و گمان نمی زنم. این یک تراژدی بزرگ در سطوح مختلف است و جامعه فیلم استعداد بزرگی را از دست داد. من واقعا آن فیلم را دوست داشتم.

ددلاین : دنبال کردن حقیقت و احساس مرگ و زندگی آن و سپس شروع همه چیز چگونه است؟ شما مستندساز نادری هستید که سه گانه ای در یک موضوع دریافت کردید.
برلینگر : واقعاً رها کردن برخی داستان‌ها سخت است. گاهی اوقات آنها شما راوحتی اگر بخواهید نمی گذارند بروید - این تجربه من از شکایت توسط شورون برای دسترسی به روزنامه های من در Crude بود. این دعوا از لحاظ جسمی، عاطفی و مالی تجربه‌ای خسته‌کننده بود که ای کاش می‌توانستم از آن حرکت کنم، اما پنجه‌هایش را بیش از حد در من نگه داشت. گاهی اوقات شما به یک داستان دچار وسواس می شوید و نمی توانید آن را رها کنید، برعکستو را می گیرد این اتفاق در مورد آن فیلم های بهشت ​​گمشده افتاد . ما قصد نداشتیم سه گانه بسازیم. فیلم اول بسیار مورد استقبال تماشاگران در سراسر جهان قرار گرفت، اما در آرکانزاس به هیچ وجه سوزن را تکان نداد از نظر مقاماتی که برای انجام کار درست تحت تاثیر قرار گرفتند. در عوض، آنها فیلم را به باد انتقاد گرفتند. به طرز وحشتناکی احساس گناه می کردم. ما برای ساختن یک فیلم عالی به پشت دست می زدیم اما West Memphis 3 هنوز در زندان در حال پوسیدن بود. ما تصمیم گرفتیم فیلم دوم و بعد فیلم سوم بسازیم، زیرا احساس مسئولیت می‌کردیم که تا زمانی که آنها از زندان بیرون بیایند، روشنگری کنیم. فکر نمیکردیم اینقدر طول بکشه

مهلت : به نظر می رسید وقتی فینال نامزد اسکار خود را ساختید، احساسات تلخی وجود داشت، و فیلم West Of Memphis اثر امی برگ منتشر شد ، مستندی رقیب بر اساس تحقیقات پزشکی قانونی که توسط پیتر جکسون و فران والش پس از اینکه فیلم شما را دیدند و نتوانستند پرداخت کردند، منتشر شد. فکر می کنم چنین تخلف قضایی ممکن است در آمریکا اتفاق بیفتد.
برلینگر : من چیزی جز تحسین پیتر جکسون و فران والش ندارم که به این پرونده مربوط می شود. فکر می‌کنم فیلم‌های Paradise Lost ، به‌ویژه فیلم اول، جان دیمین را نجات داد و کاتالیزوری برای حمایت جهانی بود. اما این تلاش‌های قانونی و تحقیقاتی پیتر و فران بود که در نهایت ممفیس غربی را از زندان بیرون آورد. من همچنین تمایل آنها را برای ساختن فیلمی درک کردم که در آن کنترل محتوا را در دست داشته باشند - مطمئنا نه HBO و نه ما، فیلمسازان بهشت ​​گمشده ، فیلمی برای آنها نخواهیم ساخت که در آن کنترل را به تهیه کنندگان و سوژه های فیلم واگذار کنیم. . دیمین اکولز و لوری نیز تهیه کننده بودند. زمانی که جکسون ها West Of Memphis را شروع کردنداکولز هنوز در محکومیت اعدام بود و جیسون و جسی در حال گذراندن زندگی بدون احکام آزادی مشروط بودند، بنابراین تا آنجا که به هر یک از ما مربوط می شد، تا زمانی که ماموریت به پایان نرسید، فیلم کافی نبود، آنها را از زندان خارج کنید. در طول دو دهه ای که این داستان را پوشش دادیم، سابقه بی نقصی در کمک به دیگران برای گفتن این داستان داریم، زیرا شما نمی توانید مالک تراژدی کسی باشید یا در انحصار آن باشید. ما فیلم یا اطلاعات یا هر دو را به تعداد زیادی از رسانه ها، از جمله چندین گزارش ویژه CNN، کانال دیسکاوری، بی بی سی داده ایم. این احساس سرزمینی بودن نبود که مشکلاتی را ایجاد کرد. این رفتار فیلمسازی که جکسون استخدام کرده بود، امی برگ بود، که به گونه ای رفتار کرد که امیدوارم هیچ همکار حرفه ای با دیگری برخورد نکند، به ویژه به این دلیل که ما این داستان را به گوش جهانیان رساندیم.

مهلت : می توانید مشخص کنید؟
برلینگر : او بارها به مطبوعات گفت که پروژه خود را قبل از Paradise Lost 3 آغاز کرده استشروع شده بود، انگار که ما مداخله کردیم، که این اشتباه است و من ایمیل ها و قراردادهایی برای اثبات آن دارم. ما فیلم خود را قبل از شروع فیلم خود شروع کردیم. به عنوان مثال دیگر، حتی در یک مقاله از او نقل شده است که می گوید ما اجازه استفاده از فیلم های خود را از فیلم هایمان رد کردیم، که به وضوح دروغ بود. از قضا، او نه تنها از فیلم‌های ما، از جمله فیلم‌های دادگاه، بدون اینکه از ما بپرسد و سعی در تحقیر ما کند، استفاده کرد، بلکه سپس به مطبوعات گفت که ما اجازه او را رد کردیم، که این درست نیست. شاید بزرگترین نقطه دردناکی که تنش غیرضروری بین این دو فیلم ایجاد کرد، در حین تولید رخ داد، زمانی که او برای امضای قراردادهایی که شامل ممنوعیت شرکت در قسمت سوم ما از بهشت ​​گمشده بود، هزینه هایی را پرداخت کرد.راجع به آن فکر کن. ما گروهی از افرادی را که در دو فیلم اول بهشت ​​گمشده فیلمبرداری کرده بودیم به دنیا معرفی کردیم . در اواسط فیلمبرداری Paradise Lost 3 ، یک مستندساز دیگر می آید که فیلم خودش را در مورد این پرونده می سازد و از پول استفاده می کند تا دسترسی ما را به افراد خاصی که ما او را به دلیل ساختن فیلم های قبلی به آنها معرفی کرده بودیم مسدود کند. اما، در پایان روز، فکر می‌کنم آنچه را که در زندگی انجام می‌دهید، به دست می‌آورید، و متاسفانه برای پیتر و فران، غرب ممفیسدر باکس آفیس موفق نشد و در فصل جوایز توسط جامعه مستند نادیده گرفته شد. من فکر می کنم این ارتباط مستقیمی با نحوه رفتار امی برگ دارد. کارما واقعی است. فکر می‌کنم آنچه را که در آنجا منتشر می‌کنید، به دست می‌آورید - دیمین اکولز می‌گوید که خودش خیلی شیواً بهشت ​​گمشده اصلی است که هر چیزی را که در آنجا بیرون بیاورید به شما بازمی‌گردد. و این شرم آور است - من دوست داشتم غرب ممفیس را ببینمتأثیر بیشتری دارند زیرا همانطور که قبلاً گفتم تا آنجا که من می توانم فیلم های کافی در مورد این موضوع ساخته نشود. من هنوز هم چنین احساسی دارم، زیرا West Memphis 3 باید با این الفورد ظالمانه موافقت می کرد. اعتراف به گناه در ازای محکومیت مجدد به مدتی که قبلاً سپری شده است و در نتیجه از زندان خارج می شوند، در حالی که علناً بی گناهی خود را حفظ می کنند. هنوز نیاز به تمرکز روی این پرونده وجود دارد تا زمانی که West Memphis 3 به طور کامل تبرئه شود و قاتل یا قاتلان واقعی سه کودک 8 ساله، مایکل مور، استیوی برانچ و کریستوفر بایرز دستگیر و تحت پیگرد قانونی قرار گیرند.

مهلت : فیلم جدید شما به سمت یک محاکمه وایتی بولگر است که ضد بحران است، زیرا تیم دفاعی او نتوانست نمایشی را که قول داده بودند اجرا کند. آیا اصلاً نگران این بودید که افشای دروغ ها در آن محاکمه ممکن است به آزادی افراد بد دیگر منجر شود؟
برلینگر: فکر نمی‌کنم در حال حاضر این امر واقعاً افراد بد را آزاد کند، زیرا زمان زیادی گذشته است، اما می‌توانست پاسخ‌هایی را به خانواده‌های قربانیان و پاسخگویی بدهد، اگر غرامت مقتضی باشد یا صرفاً رضایت خاطر از دانستن اینکه چه اتفاقی برای عزیزانشان افتاده است. آنهایی که ما نیاز به پاسخگویی داریم تا کنترل نهادهایمان را که بر ما حکومت می کنند از دست ندهیم. به گفته تیم دفاعی، وزارت دادگستری بیشترین نگرانی را در مورد سرنگونی مافیا داشت و برای دریافت سیم‌کشی باید ابتدا به قاضی درخواست داد تا حکم به دلایل احتمالی صادر کند تا دلیل احتمالی همه سیم‌ها را توجیه کند. شیرهایی که در اواخر دهه 70 و اوایل دهه 80 برای از بین بردن اوباش استفاده می شد. آنها از نام بولگر به عنوان یک کالا استفاده کردند. دفاع ادعا می‌کند که بسیاری از سوگندنامه‌ها و حکم‌های جستجو یا برنامه‌های کاربردی در حمایت از حکم‌های جستجو و ضربه‌های سیمی با استفاده از نام بولگر جعل شده است، و اطلاعات مخبر نیز جعل شده است. آنها آن را در این پرونده ها قرار دادند و محکومیت افراد اصلی مافیا را دریافت کردند و اگر چنین چیزی ظاهر می شد، تمام این محکومیت هایی را که اف بی آی و وزارت دادگستری بوستون از آنها مشاغل بزرگی ساخته بودند، خنثی می کرد. اولین کاری که یک وکیل اوباش برای مردی که بر اساس یک شنود کلاهبرداری به دست آمده محکوم شده انجام می دهد، به چالش کشیدن این محکومیت است. این یک سطح از پوشش است. این همه این اعتقادات را که اف بی آی و وزارت دادگستری بوستون مشاغل مهمی را از آنها انجام داده اند، خنثی می کند. اولین کاری که یک وکیل اوباش برای مردی که بر اساس یک شنود کلاهبرداری به دست آمده محکوم شده انجام می دهد، به چالش کشیدن این محکومیت است. این یک سطح از پوشش است. این همه این اعتقادات را که اف بی آی و وزارت دادگستری بوستون مشاغل مهمی را از آنها انجام داده اند، خنثی می کند. اولین کاری که یک وکیل اوباش برای مردی که بر اساس یک شنود کلاهبرداری به دست آمده محکوم شده انجام می دهد، به چالش کشیدن این محکومیت است. این یک سطح از پوشش است.

مهلت : دیگری چیست؟
برلینگر: دومین سطح پوشش، مسئولیت مدنی است. اگر آگاهی از وضعیت مخبر کلاهبردار بولگر و آگاهی از اینکه او اجازه کشتن دارد، در بالای زنجیره امضا شده باشد، و نه فقط توسط جان کانولی، همه خانواده های قربانیان مستحق غرامت جدی برای مرگ ناروا هستند. این دری است که آنها نمی خواهند باز کنند. همه این دعاوی مدنی وجود داشته است. دولت نمی خواهد رضایت این خانواده ها را جلب کند. بنابراین یک شبکه بسیار عمیق تر از توطئه بالقوه وجود دارد که در اینجا رخ داده است. برای من، در اینجا مردی با چنین موقعیت افسانه ای است که در برخی از گوشه های جامعه خود در بوستون جنوبی، مردم با او مانند یک قهرمان مردمی یا یک رابین هود که مواد مخدر را دور نگه می دارد رفتار می کردند. واضح است که این درست نبود. ما تصاویر وحشیانه ای از او دیده ایم، اما او هرگز برای خودش صحبت نکرده است و نه فرصتی برای جدا کردن واقعیت از تخیل وجود داشته است و این همان چیزی است که من فکر می‌کردم این محاکمه قرار است برایش انجام دهد. محاکمه عمداً از هدف کوتاهی کرد و من بسیار مفتخرم که چقدر عمیقاً با شخصیت های مختلف پیوند خوردم تا حداقل همه طرف های پرونده از جمله طرف بولگر را ارائه دهم.

مهلت : پس چه موضوع قابل ستایش باشد یا نه، تعهد شما حقیقت است؟
برلینگر : و حقیقت گاهی اوقات آزار دهنده است.