انحصاری : لوک بسون برای مدت طولانی به عنوان پاسخ فرانسه به اسپیلبرگ، یک ایده پرداز که موفقیت های تجاری را تولید می کند، هویت راحت داشت. از پاریس، او و شریک EuropaCorp ، کریستوف لمبرت ، یک شرکت قدرتمند را بر اساس تخیل بسون ساختند که به یک رشته طولانی از فیلم‌های هیجان‌انگیز اروپایی با بودجه متوسط ​​که تجارت جهانی بزرگی را انجام می‌دهند، دامن زد. بسون برخی را خودش کارگردانی می کند. دیگران را به فیلمسازان جدید هدیه می دهد. بسون در سن 56 سالگی زندگی آرامی را برای خود رقم زد، زیرا او و لمبرت آماده می‌شوند تا بیشتر از هر شرکت فیلم‌سازی اروپایی که به‌طور مستقل سرمایه‌گذاری می‌شود، شرط‌بندی کنند. آنها خانواده های خود را به هالیوود نقل مکان کردند تا با نویسندگان و کارگردانان هالیوود همکاری نزدیک تری داشته باشند تا مجموعه ای از فیلم ها را برای RED افزایش دهند.، یک خط لوله توزیع و بازاریابی جدید در ایالات متحده که قبلاً Overture Films بود. EuropaCorp 18 ماه پیش نیمی از این خط لوله را از Relativity Media خریداری کرد. برنامه این بود که حقوق و دستمزد کارکنان بازاریابی و توزیع را که به طور جداگانه به فیلم‌های تولید شده توسط هر شرکت خدمات می‌دهند، نصف شود. به دست گرفتن کنترل این عناصر در ایالات متحده گامی جسورانه برای EuropaCorp است، که به استودیوهای متعددی برای انتشار داخلی The Professional، La Femme Nikita، The Fifth Element، Taken، The Lady، The Family، Taxi و اخیراً لوسی ، تکیه کرده است. فیلمی به کارگردانی بسون که 40 میلیون دلار هزینه ساخت و 460 میلیون دلار در سرتاسر جهان فروخت. از 4 سپتامبر با انتشار The Transporter Refueled شروع می شود، EuropaCorp کنترل سرنوشت خود را در ایالات متحده به دست می گیرد

همه اینها به بزرگترین قمار حرفه ای بسون ختم می شود: حماسه علمی تخیلی بین سیاره ای سه بعدی 180 میلیون دلاری والرین .که برای انتشار در 21 جولای 2017 از طریق RED در نظر گرفته شده است. این بر اساس یک کتاب کمیک ماجراجویی است که بسون در زمان بزرگ شدن در پاریس دوست داشت. این نوع از جاه‌طلبی خلاقانه و تجاری، پادزهر خوبی برای مشکلات ورشکستگی فصل 11 نسبیت است. در اینجا، بسون به این موضوع می پردازد که چرا یک فیلمساز موفق در حال به خطر انداختن پرهزینه ترین فیلمی است که تا به حال توسط یک شرکت اروپایی تامین مالی شده است، و چرا تحقق رویایی برای او و لمبرت -یک بازوی توزیع کننده ایالات متحده برای اجرای خطوط لوله خارج از کشور- برنده شد. کابوس رایان کاوانا مانع از آن شود. جلسه اسکایپ ما با هرج و مرج لحظه ای در خانه بسون آغاز می شود زیرا او باید با سه فرزندش خداحافظی کند و آنها با هیجان به سمت جوایز انتخاب نوجوان می روند.

فیلم لوک بسون ولاریانمهلت : به نظر می رسد خانواده فرانسوی شما به زندگی در آمریکا عادت کرده اند.
بسون : بیشتر از چیزی که بتوانید تصور کنید. روز پیش از دخترم پرسیدم دلت برای پاریس تنگ شده است؟ به فرانسوی از او می پرسم. و او به من نگاه کرد، و او گفت، هیچ راهی! به انگلیسی.

مهلت : مشکلات ورشکستگی نسبیت یک روایت تابستانی غم انگیز بوده است. از آنجایی که آنها شریک EuropaCorp در RED هستند، مردم گیج به نظر می رسند و شما را به اشتباه به مشکلات خود گره زده اند. آیا اصلاً RED از مشکلات نسبیت غرق شده است؟
بسون: اصلا. من یک مثال بسیار ساده برای شما می زنم. در فرانسه، ما انجمنی برای توزیع ویدیویی با فاکس، پاث و اروپا داریم. ما هزینه FPE را به اشتراک می گذاریم، هر کدام یک سوم. آن خیلی خوب کار می کند. قبل از آن، فاکس، پاث و کانال پلاس بود. کانال می خواست برود، ما جای آن را گرفتیم، بنابراین FPE آن. در ایالات متحده اکنون RED وجود دارد و RED دو مشتری دارد. اروپا و نسبیت. ما 50 درصدی را که باید پرداخت می کنیم و 50 درصد دیگر را آنها می پردازند و بس. من حتی نمی دانم چه چیزی تولید می کنند. من به دفتر آنها نمی روم. نمیدونم دارن چیکار میکنن این کار آنهاست، همانطور که من نمی دانم فاکس در ویدیو در فرانسه چه می کند. برای ما هم دقیقا همینطوره ما شنیدیم که چه اتفاقی افتاده است و متعجب و متاسف شدیم، اما این اصلاً به ما مربوط نیست. RED به خودی خود یک موجودیت است، ابزاری که توسط دو مشتری استفاده می شود. مثل این است که در یک ساختمان در یک سطح هستیم. ما یک آپارتمان داریم و همسایه یک آپارتمان دیگر دارد اما ما کاری به آپارتمان دیگر نداریم. مال ما نیست و ساختمان خوب است. همسایه مشکل دارد. خودشه. حساب ها کاملا جدا شده اند. ما پیشینه پخش خودمان و کاری که می خواهیم با فیلم ها انجام دهیم داریم و این تنها دغدغه ماست.

مهلت : از آنجایی که نسبیت در جای خود منجمد شده است، آیا باید نیمی از هزینه های آن را بر عهده بگیرید؟ شما در حال آماده شدن برای راه اندازی این سرمایه گذاری هستید و به یک دستگاه توزیع و بازاریابی کاملاً عملیاتی در ایالات متحده نیاز دارید….
بسون : اگر به مثال FPE برگردم، Canal Plus رفت و مشتری دیگری آمد و آن اروپا بود. امروز، به نظر می رسد که نسبیت مشکل دارد. نمی دانم آنها برمی گردند یا باید مشتری دیگری را به شرکت اضافه کنیم. این چیزی است که ما منتظریم ببینیم چه کسی قرار است مسئول 50 درصد دیگر باشد. در پایان روز، اگر کسی نباشد، خواهیم دید. اما باید ادامه دهیم، فیلم های زیادی برای انجام دادن داریم. اگر مجبور باشیم فیلم های بیشتری بگیریم، فیلم های بیشتری خواهیم گرفت. خوبه.

مهلت : به راحتی می توان زندگی موفق ترین فیلمساز فرانسوی از نظر تجاری را رمانتیک کرد، اما در 56 سالگی بزرگترین چالش های حرفه ای خود را بر عهده می گیرید. نه تنها این شرکت پخش را راه اندازی کرد، بلکه بزرگترین فیلم رویداد خود را با بودجه 180 میلیون دلاری Valerian ارائه کرد که در ژانویه فیلمبرداری می شود. چطوری با این همه روبرویت میخوابی؟
بسون : چیز خنده دار این است که مهم نیست که چه باشد، من همیشه خوب می خوابم. خنده دارترین چیز زمانی است که من در 19 سالگی شروع کردم و از پاریس به همه رفتم زیرا به دنبال تهیه کننده بودم و هیچکس نمی خواهد من را تولید کند.

مهلت : چرا؟
بسون: من خیلی جوان بودم. من دو فیلم کوتاه ساخته بودم و احتمالاً فروشنده خوبی نبودم و آنها به من اعتماد ندارند. بدبخت شدم و می گویم باشه، اگر کسی نمی خواهد من را تولید کند، خودم تولید می کنم. و سپس در 18 سالگی شرکتم را ایجاد کردم و 130 فیلم تولید کردم، اما نه به این دلیل که اراده من این بود. بنابراین، وقتی اکنون به توزیع می‌رسیم، چند سال پیش قبل از بحران، دوره خوبی بود که استودیوهای هالیوود به شرکتی مانند ما نیاز داشتند، زیرا ما می‌توانستیم فیلم‌های خوب و متفاوت با لبه و طعم اروپایی بسازیم و نه. بیش از حد گران. برای چند سال، فاکس یا لاینزگیت یا یونیورسال، هر چند وقت یک‌بار به این نوع فیلم‌ها نیاز داشتند. پس از بحران، دیدیم که آنها امتیازات خود را کاهش دادند و بیشتر بر روی کتابخانه های خود تمرکز کردند، و جای کمتری برای شرکتی مانند ما وجود دارد. بنابراین من اساساً دقیقاً همان چیزی را تصمیم می‌گیرم. خوب، اگر اینقدر پیچیده است، بیایید یک شرکت توزیع بسازیم. ما یکی در فرانسه داریم که خیلی خوب کار می کند. اساساً همان کار است، به جز بزرگتر. شما فقط باید افراد مناسب را انتخاب کنید، و ما داریم. افراد RED عالی هستند. بله، چالش بزرگی است، اما من از انجام آن خوشحالم. چیزی که من واقعاً دوست دارم اندازه شرکت است. ما فقط آنقدر بزرگ هستیم که دچار مشکل نشویم، اما آنقدر بزرگ نیستیم که به ما دیکته شود، احساس فشار کنیم که باید این فیلم یا آن فیلم را بسازیم. می‌توانیم یک روز صبح ایده‌ای داشته باشیم، بعدازظهر روی آن کار کنیم و شب‌ها یک نویسنده استخدام کنیم. استودیوها 10 تا 15 فیلم برای فیلمی که می سازند توسعه می دهند. در 10 فیلمی که توسعه می دهیم، 9 فیلم می سازیم. ما خیلی کارگردان محور هستیم. اکنون در سرتاسر جهان کارگردانان زیادی را می بینم که شاید از تجربه خود در استودیو راضی بوده اند.

آخرین نمونه، اتفاقی است که با توییتر و مردی که این فیلم را ساخته است، Chronicle است. این یک فیلم کوچک بود و ناگهان همه چیز خراب می شود. ما می خواهیم از این نوع چیزها فرار کنیم. این شرکت مدیر محور است. وقتی با کارگردانی ملاقات می‌کنم و با هم صحبت می‌کنیم، خیلی زود لبخند می‌زنند، زیرا می‌دانند که من می‌دانم در چه حالی هستند. خوشحالم که این جزیره کوچک هستم که کارگردانی که احساس راحتی نمی کند می تواند بیاید و پروژه هایی در اینجا داشته باشد. این واقعا قلب شرکت است. من از اندازه خود لذت می برم. شاید روزی سایزش خیلی بزرگتر بشه ولی عجله ندارم. اخیراً با کارگردانان زیادی آشنا شده ام و هیچ چیز به اندازه کار کردن با آنها خوشحالم نمی کند.

مهلت : من همیشه شنیده ام که شما یک ماشین ایده هستید، و می توانم تصور کنم که چه حسی برای نویسندگان و کارگردانانی دارد که می نشینند و به جای اینکه مجبور به ارائه مفاهیم شوند، آنها را به تصویر می کشند. آیا اکثر محصولات RED بیشتر از سر خود شما بیرون می آیند؟
بسون: نه به طور کامل. چند تولید کننده در داخل شرکت وجود دارد و همه در حال توسعه هستند. ما همچنین پروژه هایی داریم که به شرکت می رسد و مدیرانی که می خواهند با ما کار کنند. این یک تجارت معمولی استودیویی است. سپس، ما این شیر آب کوچک را داریم. من شیر آب هستم و مدام نشتی دارد. من اینجوری به دنیا اومدم نمیدونم چرا شاید باید با مامانم حرف بزنی، اما من هر 30 دقیقه یک فکر می کنم. اما من در مورد آن ادعایی ندارم. هر بار که ایده‌ای دارم، آن را به صورت داخلی از طریق اروپا می‌آورم تا آن ایده را بررسی کنم. اگر در چشمان مردم ستاره می بینم و لبخند می زنند و می گویند خدای من، عالی است، ما دنبال نویسنده می گردیم. اگر همه اینطور باشند، ممم، آه، دیگر چه؟ سپس بدون مراقبت آن را رها می کنم. تمام روز می آید. پس برام مهم نیست من عاشق هیجان همکاری هستم. من هرگز چیزی را تحمیل نمی کنم. به من، هیچ چیز بهتر از دیدن لبخند یا آرزو در چشمان مردم وقتی داستان را برایشان تعریف می کنید وجود ندارد. این به ما یک شبکه ایمنی در اروپا می دهد، زیرا ما مجبور نیستیم فیلم بخریم، یا برای تهیه یک فیلم هزینه زیادی بپردازیم. اگر چیزی است که ما دوست داریم، چیزی منصفانه را پیشنهاد می کنیم. اگر در سرتاسر دنیا خریدارانی هستند که پول بیشتری می‌گذارند، آن را رها می‌کنیم و می‌گوییم، بسیار بد. اشکالی ندارد، زیرا می دانیم که در خانه داریم... امروز تقریباً 20 فیلم در حال ساخت هستند. پس حالمون خوبه چون می دانیم در خانه، باید... امروز تقریبا 20 فیلم در حال ساخت است. پس حالمون خوبه چون می دانیم در خانه، باید... امروز تقریبا 20 فیلم در حال ساخت است. پس حالمون خوبه

مهلت : از 20 فیلمی که در حال ساخت هستند، چند فیلم از آن شیر آب تولید شده است؟
بسون : اوه، داشتم در مورد مال خودم صحبت می کردم که گفتم 20. کلا 45 تا داریم.

مهلت : چه چیزی را در مورد افزایش حجم پروژه ها بیشتر دوست داشتید؟
بسون : دو چیز. من عاشق دیدار با نویسندگان هستم. وقتی ایده را مطرح می‌کنم و آن پسر آن را دوست دارد، و سپس ما شروع به دیوانه شدن می‌کنیم، موقعیت‌ها و انواع جدیدی از شیرین کاری‌ها را اختراع می‌کنیم، و در مورد کارهایی که می‌توانیم انجام دهیم طوفان فکری می‌کنیم، این بخش مورد علاقه من است. مورد دیگری که من از آن لذت می برم همکاری با افراد RED است که از سونی، برادران وارنر، نیو لاین آمده اند. ما دو روز پیش یک جلسه بزرگ در مورد والرین داشتیم که تازه شروع شده است. آن شب نتونستم بخوابم چون هرکسی با تجربه و ایده خودش اومده بود. جلسه نه ساعت بود.

مهلت : بسیاری از کامیک کان اخیر سن دیگو از پیش بسته بندی شده بود و صحنه مدیریت می شد، اما شما تعدادی روزنامه نگار را در پشت یک بار جمع کردید و استوری بوردهای مفصلی را به ما نشان دادید که شخصیت ها و دنیاهایی را که در والرین خواهیم دید را معرفی می کرد. گفتی که فکر می‌کنی سال‌ها پیش برای ساختن فیلم آماده‌ای، و بعد آواتار را دیدی و فیلمنامه‌ت را کنار گذاشتی چون خیلی امن بود و به اندازه کافی پیشگامانه نبود. آسیب پذیری و جاه طلبی را طراوت یافتم. به‌عنوان فیلم‌سازی که اغلب خود را در معرض دید عموم قرار نداده‌اید، چه احساسی داشتید که خودتان را این‌طور به نمایش گذاشتید؟
بسون: اگر طبیعی نبود، نمی توانم آن را انجام دهم. اما این برای من یک ماجراجویی است و می دانم که واقعاً یک نقطه عطف است. این یک فیلم بزرگ است. گران است. به صورت سه بعدی است. روی آی مکس هست معمولا فقط استودیوهای بزرگ این نوع فیلم ها را انجام می دهند و اساسا فقط اسپیلبرگ و لوکاس و جیم کامرون و پیتر جکسون این نوع فیلم ها را انجام می دهند. من احساس تظاهر ندارم. من فقط برای دنبال کردن این بچه ها هیجان زده هستم زیرا آنها قهرمانان من هستند. آنها بچه های بزرگ من هستند. آنها اغلب مرا تحت تأثیر قرار می دهند و من فقط می خواهم با آنها بازی کنم. بنابراین من بیش از حد هیجان زده هستم و می خواستم آن را به اشتراک بگذارم. این ماجراجویی نیست که به همه دوستانم در مطبوعات و دیگران بگویم، بگذار تنها باشم و دو سال دیگر شما را می بینم. این خیلی بزرگ است. من می‌خواهم به اشتراک بگذارم، و ترجیح می‌دهم این ریسک را بپذیرم که در ادامه راه، برخی افراد ممکن است به من خیانت کنند، زیرا این طبیعت انسان است و من ناراحت خواهم شد. اما من ترجیح می‌دهم ریسک کنم و با چند هزار نفری که از طریق شما در اینستاگرام یا اخبار دنبال می‌شوند به اشتراک بگذارم.

مهلت : سهام این فیلم چقدر است؟
بسون : این اولین بار در تاریخ سینمای اروپاست که می‌خواهیم چنین فیلمی بسازیم. آخرین نمونه، عنصر پنجم بود . مثل این است که به کسی بگویید به المپیک می روید و می خواهید مسابقه دهید و یوسین بولت در کنار شماست. و تو می گویی، لعنتی آره، من می خواهم فرار کنم.

مهلت : همه این فیلمسازان دوستانه هستند، اما سعی می کنند با تکنولوژی و تکنیک ها از یکدیگر برتری بگیرند. فرانسه در آن مسابقه حضور نداشته است...
بسون : نه، ما نبودیم. اما آنچه من واقعاً قدردانی می کنم این است که افرادی که نامشان را نام بردیم واقعاً یکدیگر را دوست دارند، به یکدیگر احترام می گذارند و با هم کار می کنند. آنها معلم نیستند، اما به یکدیگر کمک می کنند، تبادل می کنند، به اشتراک می گذارند. من می خواهم بخشی از آن باشم. به عنوان مثال، جیم همیشه با من خوب بوده است. دو سال پیش به دیدنش رفتم تا قبل از شروع والرین از او راهنمایی بخواهم . او همیشه از انجام این کار خوشحال است. اینها بچه هایی هستند که می خواهند از همه فیلم های خوب ببینند، آنها فقط نمی خواهند فیلم های خودشان را ببینند.

مهلت : به نظر می رسد که می خواهید به آن باشگاه نخبگان راه پیدا کنید، و شاید سطح را بالا ببرید و فکر کنید، چگونه می توانم از آن بالاتر بروم؟
بسون : خب، من به این اندازه پرمدعا نخواهم بود. تمام تلاشم را خواهم کرد، مطمئناً.

مهلت : ساخت The Fifth Element چه چیزی به شما یاد داد که چالش بزرگتری را در اینجا انجام می دهید؟
بسون : دو چیز یاد گرفتم. عنصر پنجم آخرین فیلمی بود که با جلوه های ویژه قدیمی ساخته شد، زیرا دیجیتال هنوز وجود نداشت. شش ماه بعد، شما اساساً می توانید هر کاری که می خواهید انجام دهید، و آنها بعداً از آن مراقبت خواهند کرد. در The Fifth Element ، باید دوربینم را برای هشت ساعت قفل کنم. همه جا باید روی دیوارها نقطه بگذاریم. این یک کابوس بود. در The Fifth Element 180 شات از جلوه های ویژه داشتم. روی والرین 2370 دارم.

مهلت : به نظر می رسد با وجود اینکه شما خیلی بیشتر دارید، این فناوری به حدی بهبود یافته است که شاید این کار خیلی سخت تر نباشد؟
بسون : این قابل کنترل تر است. در مورد عنصر پنجم ، باید از مغزم برای تقلب استفاده کنم، تا بگویم، خوب، چگونه می‌توانیم این کار را انجام دهیم، وقتی ابزار لازم برای انجام آن را نداریم؟ تمام تمرکزم روی آن بود. در مورد والرین ، من احساس آزادی می کنم زیرا تنها محدودیت، تخیل من است. همین. شما امروز می توانید هر کاری که بخواهید انجام دهید و یکی از چیزهایی که من دارم تخیل است. پس احساس خوبی دارم. بنابراین این اولین درس است، این است که از نظر فیلمنامه و ایده، اکنون احساس خیلی بهتری دارم زیرا محدودیتی ندارم. پس این اولین چیز است.

دومین مورد این است که وقتی The Fifth Element را آماده و کار کردم . همه چیز از پاریس بود. من ژان پل گوتیه، ژان کلود مزیر، هنرمندان خوب زیادی داشتم، اما در پایان، وقتی فیلم را در ایالات متحده اکران کردم، برای اولین بار تفاوت قدردانی و احساس را احساس کردم و خیلی دیر فهمیدم که فیلم خیلی اروپایی بود عنصر پنجم در ایالات متحده اکنون به نوعی کلاسیک است. همه هنوز در مورد آن صحبت می کنند اما در آن زمان، فیلم در اینجا چندان خوب کار نمی کرد، در حالی که در سایر نقاط جهان، موفقیت زیادی کسب کرد. من 20 سال بزرگتر هستم، من خیلی بیشتر، به همه جا، بسیاری در ایالات متحده و چین سفر کرده ام. فکر می کنم در اینجا فیلمی خواهم داشت که بسیار جهانی تر باشد. هنوز هم به نوعی فرانسه و اروپایی است، اما آنچنان انباشته نیست.

لوسیمهلت : وضعیتی که شما توضیح دادید وضعیتی است که اکنون استودیوها با آن راحت هستند زیرا فروش بلیت در خارج از کشور بیش از 70 درصد از درآمد یک فیلم را تشکیل می دهد. اگر فیلم در اینجا عالی عمل نکند، اما آن را در خارج از کشور شکست دهد، خوب است و فیلم هایی مانند هانسل و گرتل به دلیل درآمد خارج از کشور دنباله هایی می گیرند. اگر کاری کنید که والرین کمتر اروپایی احساس کند، چگونه می‌توانید خود را از دست ندهید، وقتی یکی از چیزهایی که شما را متفاوت می‌کند این است که یک کارگردان اروپایی هستید؟
بسون: نه، من خودم را گم نخواهم کرد، اما 20 سال بعد دیگر مثل قبل نیستم، و چیزی که اکنون می بینم این است که تفاوت بسیار کمتری بین تماشاگران در ایالات متحده، تماشاگران در اروپا، تماشاگران در چین و ... وجود دارد. روسیه، همه جا. این به خاطر اینترنت و فناوری جدید است. این مخاطبان... همه الان شلوار جین و تی شرت دارند، همگی آی پد دارند، به یک موسیقی گوش می دهند. شما 25 سال پیش در ژاپن سوشی می خوردید، اما اکنون همه جا هست. فکر می‌کنم همه چیز جهانی‌تر است، و من هم مثل همه پیشرفت می‌کنم. بنابراین فیلم من نه کمتر اروپایی است، نه بیشتر آمریکایی و نه بیشتر هالیوودی. فکر می کنم کل دنیا در 20 سال گذشته خیلی بیشتر شده است، می دانید؟

مهلت : این فیلم های پیشگامانه از فیلمسازانی که در مورد آنها صحبت کردیم، از ترمیناتور تا ارباب حلقه ها و جنگ ستارگان . در مراحل اولیه خود، آنها یا توسط استودیوها طرد می شدند یا آن فیلمسازان به نحوی با خطراتی که می توانستند قاتلان شغلی باشند، به پرتگاه نگاه می کردند. در تابستانی که عمدتاً فیلم‌های اقتباسی دارند، دیدن کارگردانی که آماده است جاه‌طلبی را دوچندان کند، شاداب است.
بسون : میدونی چی برای من هم مهمه؟ جاه طلبی به دلیل درست است و جاه طلبی من پول یا قدرت نیست. این فقط جاه طلبی است که سرگرم شوید، چیزی دیوانه کننده را امتحان کنید، و سپس آن را به اشتراک بگذارید. هرگز، هرگز فراموش نمی کنم که در 16 سالگی در فیلمی به نام نشستمجنگ ستارگان ، و سپس ناگهان، صدایی به گوش می رسد، و همه این کار را کردند [او برمی گردد و به پشت سر نگاه می کند]، زیرا برای اولین بار، صدا از پشت می آمد. همه به عقب برگشتند، و ما از پشت بام به سفینه فضایی نگاه می‌کنیم که روی صفحه می‌آید، و همه می‌گفتند، وای. برای همین خیلی سخت کار می کنم. من می‌خواهم لحظه‌ای را به مردم پیشنهاد کنم که یادشان بماند، می‌دانی؟