والتر مک‌میلیان، زندانی محکوم به مرگ محکوم به اشتباه، ممکن است بیشتر عمر خود را به‌طور غم‌انگیزی در اثر یک سیستم قضایی شکسته از دست داده باشد، اما داستان مک‌میلیان هم در خاطرات وکیل خستگی‌ناپذیرش، برایان استیونسون، هم در فیلمی که از آن الهام گرفته شده است: Destin Daniel Cretton زنده است. فقط رحمت است. جیمی فاکس نقش مک‌میلیان را بازی می‌کند – مردی بدون امید، که هم با صندلی برقی و هم با نژادپرستی بومی در آلاباما مواجه می‌شود که او را محکوم می‌کند – زمانی که استیونسون جوان و ایده‌آلیستی ( مایکل بی. جردن ) تصمیم می‌گیرد با او مبارزه کند. فاکس پس از تجربه حبس پدرش، دیدگاهی عمیقاً صمیمانه به این نقش آورد.

مهلت: چگونه برای اولین بار وارد فیلم شدید؟

جیمی فاکس : مایکل بی جردن با من تماس گرفت. من مایکل بی جردن را از زمانی که کوچک بود می شناسم. اگر او به چیزی نیاز داشت، من همیشه در آنجا بودم، این فقط کاری است که انجام می دهم. و در این موقعیت زنگ زد و گفت: گوش کن، خیلی دوست دارم این نقش را به عهده بگیری. خیلی خوش بیان بود یعنی هر چه می خواست از من بپرسد به هر حال می خواستم بگویم بله. اما وقتی به من گفت که چه چیزی بود... اگر به مجموعه کارهایش نگاه کنید، زمانی که Fruitvale Station را انجام داد ، فکر کردم که شگفت‌انگیز بود، زیرا به روایتی اجازه می‌داد که همیشه بتواند به آن بازگردد و درباره آنچه که با ما می‌گذرد صحبت کند. ، برخی از مردم سیاهپوست. آن داستان هایی که خیلی مهم هستند. و سپس کاری که او در Black Panther انجام داد همچنان روایتی بود که ما نسبت به خود احساس خوبی داریم. و اکنون، همراه می آیدفقط رحمت با برایان استیونسون. گفتم: «خیلی قشنگه که تو اینو داری که می تونی بهش بری و اجازه بدی نسبت به چیزی احساس خوبی داشته باشیم.» و من گفتم: "من می خواهم بخشی از آن باشم." و من از آن متواضع شدم. و بعد شروع به کار کردیم.

مهلت: آن مکالمات اولیه با Destin چه بود؟

FOXX : جالب بود زیرا با توجه به اینکه Destin اهل هاوایی است، «برادر Howzit، خواهر Howzit؟ شاکا برا.» او هنوز درک می کرد که جنوب چگونه می تواند باشد. می دانید، من که از جنوب آمده ام، از تگزاس بودم، توانستم چیزهای خصوصی را به او بگویم، مثلاً وقتی صحبت از عنصر نژاد به میان می آید، این یک چیز روزمره است. به عنوان یک فرد سیاه پوست، باید به زبان های مختلف صحبت کنید. اگر در خانه باشم می توانم خودم باشم. لحظه ای که آن در را ترک می کنم باید چیز دیگری باشم. چون هر اتفاقی ممکن است برای من بیفتد.

مایکل بی جردن و جیمی فاکس در "Just Mercy"

مهم نیست که در چه وضعیت مالی هستم، مهم نیست که در چه وضعیتی هستم. از آنجایی که یک فرد سیاه پوست هستم، به دلیل [این] درک، ممکن است همه چیز برای من بد باشد. و گاهی اوقات، وقتی این را برای مردم توضیح می‌دهید، به نظر می‌رسند: «آه، بیا. همیشه اینطور نیست.» اما او [کرتون] چنین گفت: "من واقعاً می خواهم این را بدانم." و صحبت کردن با او بسیار زیبا بود، زیرا به نظر من سادگی او که داستان را بیان کرد فوق العاده است. زیرا ما داستان‌هایی درباره بشریت سیاه‌پوستان، یا چیزهایی که در جامعه ما می‌گذرد، تعریف می‌کنیم، و گاهی اوقات ممکن است با بیانیه سیاه از باند فرودگاه عبور کنیم.

او توانست چیزی را که ما در مورد آن صحبت می‌کردیم، بردارد، چیزهایی را که برای ما مهم‌تر بودند، برد و مطمئن شود که درون یک جعبه هنری زیبا قرار دارد که همه می‌توانند به آن بپیوندند. یعنی وقتی فیلم را تماشا می‌کردید، فکر می‌کردم که شخصیت‌های سفیدپوست پشیمان هستند. افسر اصلاح و تربیت چنین گفت: "ای مرد، این اشتباه است." می توانید آن را روی صورتش ببینید. حتی دادستان، شخصیت راف [اسپال]، چنین بود، "این فقط اشتباه است." فکر می‌کنم آن حرکات، کارهای کوچک زیبایی که Destin انجام داد برای داستان بسیار مهم بودند. که به همه اجازه ورود می دهد.

مهلت: صحنه ای که شما و مایکل برای اولین بار در زندان با هم ملاقات می کنید، فوق العاده پر تنش است. چگونه آن را با او ایجاد کردید؟

FOXX : بسکتبال. و منظور من از آن این است که او حلقه می زند و من حلقه می زنم، درست است؟ بنابراین وقتی بسکتبال بازی می کنید، حتی در این زمین بسکتبال هنری، ما شلیک می کنیم، همه آن چیزهای مختلف به نوعی وارد بازی می شوند. بنابراین چیزی که در مورد کار با مایکل عالی بود این است که ما تمرین کردیم، تمرین کردیم. بنابراین تا زمانی که ما به آنجا رسیدیم، دانستن متن و همه چیز مانند آن طبیعت دوم بود. اکنون مسئله این بود که آنچه را که در درون خود می دانیم تا حد رشد شخصیت ببریم تا آن را زنده کنیم.

من افرادی را می شناسم که در زندان بوده اند و پدرم در زندان بوده است. تنهایی مثل من اینجا چطورم؟ چگونه می تواند این باشد؟ و این فقط به این دلیل است که من با توضیحات مطابقت دارم. بنابراین، ما می‌دانستیم که باید سرگرم شویم، صحنه را کارایی کنیم، اما در عین حال برای مردم صحبت می‌کرد. ما در آن شرایط به جای افراد زیادی صحبت می کنیم. مردم نمی فهمند مردان سیاه‌پوست زیادی در زندان هستند، سیاه‌پوستان دوره‌ای در زندان هستند.

مهلت: والتر در ابتدا نمی خواهد برایان به او کمک کند.

مایکل بی جردن و جیمی فاکس در "Just Mercy"

فاکس : آخرین چیزی که می‌توانید به یک نفر در صف اعدام بدهید... شما بروید یک نفر را در زندان ببینید، این یک چیز است. این یک پوست متفاوت است. اما وقتی در Death Row هستید، زمانی که من قبلاً از Death Row بازدید کردم، آخرین چیزی که می توانید به آنها بدهید امید است. امیدی نمیخواهم من نمی خواهم، می خواهم دقیقه به دقیقه، روز به روز فقط در این لحظه زندگی کنم. اما امید بدترین چیز است. این چیزی بود که والتر سعی داشت به او توضیح دهد. وارد اینجا نشو و به من امید بده.

ددلاین: تجربه بازدید از Death Row در گذشته و حضور در آن سلول ها برای این فیلم چگونه بود؟

FOXX : The Death Row که به آن رفتم، سن کوئنتین. در سکوت بره ها را به خاطر دارید؟ وقتی به جودی فاستر نگاه می‌کند و می‌گوید: «خوب خواهی شد» و می‌بینی که لحظه‌ای که آن در بسته می‌شود، دنیای متفاوتی است. افرادی که پشت میله ها هستند، همه بی گناه نیستند. این مردم هستند که جنایات بدی انجام داده اند.

افرادی که برای برخورد با آن افراد استخدام می کنند متفاوت هستند. این فقط یک افسر اصلاحی متوسط ​​نیست. این افراد دارای پیشینه روان درمانی هستند، بنابراین شما قطعاً تفاوت را احساس می کنید زیرا می دانید که این مرگ است. این مردم هستند که به دلیلی آنجا هستند. وقتی با پسری که در آن زمان قرار بود بازی کنم آشنا شدم، او با غل و زنجیر وارد شد، دو تفنگ ساچمه ای کنارش قرار گرفت، خیلی فرق می کند. همانطور که گفته شد، اعدام در آن زمان، جایی که این افراد [در Just Mercy ] بودند، حتی شیطانی تر بود زیرا سلول ها دقیقاً در کنار محل اعدام بودند. بنابراین می توانند بوی سوختگی را استشمام کنند. این یک چیز عذاب آور بود.

مهلت: متأسفانه، والتر درگذشت، پس چگونه تصویر واضحی از او ساختید؟ از طریق برایان؟ از طریق خانواده؟

FOXX: من به آن نعمت می گویم که بتوانی به کسی نگاه کنی یا چیزهای کمی در مورد او بشنوی و شروع به پیچیدن پوست دور او کنم. و اگر به والتر نگاه کنید، ما از یک قبیله هستیم. ما همان گونه‌ها را داریم، سر الماسی شکل، مدل مویی که او داشت، من مدل مو را در دهه 80 داشتم. تصاویر وجود دارد. من می توانم به شما نشان دهم که ما دقیقاً شبیه هم بودیم. من می دانم که این به نظر عجیب می رسد، اما JT From Kool & The Gang هم همین نوع سر را دارد. آن و سپس صحبت با برایان و توضیح او که والتر هر سیاهپوستی از جنوب است که می‌خواهد درست عمل کند. بعد وقتی وارد زندان شد، هنوز سعی می‌کرد چراغی برای برخی از این بچه‌ها باشد. روحیه عالی داشت. بعد تازه داشت روش حرف زدنش را پیدا می کرد. من اهل تگزاس هستم، وقتی صحبت می کنیم چیز دیگری است. و آن دستین بود، من و مایکل که در اتاق نشسته بودیم، پیدا کردن بهترین راه برای نزدیک شدن به آن به طوری که کاریکاتورگونه نباشد. و در نهایت، هر کسی به شما خواهد گفت که روح آن شخص باید به دیدن شما بیاید. بنابراین، شما با انگشتان دست روی هم می‌نشینید تا والتر در نقطه‌ای وارد شود. و بعد وقتی شروع کردیم، والتر آنجا بود، برایان آنجا بود، همه چیز آنجا بود. و شما فقط احساس می کنید، "اوه، او اینجاست."

مهلت: چه نوع بازخوردی از خانواده دریافت کردید و چه احساسی داشتید که آنها را برای تماشای فیلم پیش بینی می کردید؟

مایکل بی جردن و جیمی فاکس در "Just Mercy"

FOXX : این یک رقص پیچیده است، زیرا شما هنوز باید فیلم را انجام دهید و می خواهید آنها احساس خوبی نسبت به آن داشته باشند، و وقتی آنها بالا می آیند و می گویند: "این والتر بود" احساس خوبی دارید. به یاد دارم که ری را انجام دادم و خانمی که قبلاً با ری چارلز در جاده بود وارد شد و من را به عنوان ری دید. بنابراین در آن لحظاتی که خانواده می گویند، "وای، این واقعا اوست." آن وقت است که احساس می کنید حداقل آن قسمت را درست انجام داده اید. رساندن آنها به جایی که می بینند عضو خانواده شان در فیلم زنده شده است.

مهلت: چگونه با سنگینی بیان این داستان کنار آمدید؟

FOXX: مشکل است. به خصوص در دنیای امروز، زیرا اگر به رسانه های اجتماعی نگاه کنید، می توانید به افکار همه نگاه کنید. اگر فردی نژادپرست باشد و یک عمل نژادپرستانه ادامه داشته باشد یا یک عمل جنسیتی باشد، آن را خواهید دید. نمی‌دانم شما آن را احساس می‌کنید یا نه، اما مثل این است که افزایش یافته است، و ما افراد زیادی نداریم که مسئول باشند تا با آن مقابله کنند. ما در دنیای جدیدی هستیم ما در دنیایی هستیم که اگر یک بچه سیاه‌پوست در شبکه اجتماعی خود حضور داشته باشد و ببیند یک افسر پلیس با یک سیاه‌پوست کار غیرقانونی انجام می‌دهد، او را افزایش می‌دهد. به همین ترتیب، آن افسر پلیس سفیدپوست این بچه سیاهپوست را می بیند و حالا او را بالا برده است. بنابراین، زمانی که آنها ملاقات می کنند، قابل احتراق است. وقتی چنین دنیایی دارید، به افرادی در بالاترین سطح نیاز دارید [که بگویند] «بچه ها، ما اینجا هستیم. بیایید یکدیگر را درک کنیم.» بنابراین، آن سخت است. و وقتی شما این نوع موضوع را دارید، به دلیل اینکه چه کسی را به تصویر می کشید، چیز تلخی است. والتر فرصتی برای زندگی کردن پیدا نکرد، اما در کارهایی که برایان استیونسون انجام داده نیز زیباست. این زیباست که بتوانی این تعادل را ببینی.

ما افراد دیوانه زیادی را در رسانه ها صحبت می کنیم که نمی دانید چه کسی این را اداره می کند. و سپس فردی مانند برایان استیونسون وجود دارد، که بسیار عمل گرا است، بسیار واضح است و چیزهایی را که ما واقعاً به آن نیاز داریم بیان می کند. ما به نزدیکی نیاز داریم شما باید در اطراف افرادی باشید که در حال گذر از این چیزها هستند و درک کنید که ما واقعاً با یکدیگر مرتبط هستیم. بنابراین این پوشش نقره ای آن است. این تماشای برخورد مایکل بی جردن با برایان استیونسون و کلماتی است که او می گوید. من فکر می‌کنم این واقعاً چیزهایی است که ما به آن نیاز داریم و داشتن پیامی برای ملاقات هنر دشوار است. اما پاسخ، تماشای افراد در اتاق‌ها، عمدتاً اتاق‌های سفید، نحوه پاسخگویی آنها و نحوه ایستادن و تشویق کردن است. آنها می گویند، "چه کاری می توانم انجام دهم؟ چگونه می توانیم این روایت را تغییر دهیم؟ ما از این خبر نداشتیم.» من فکر می کنم که خوبی ها به شدت بر بدی ها بیشتر است.

ددلاین: آیا ساختن این فیلم اصلاً سیاست شما را در مورد مجازات اعدام تغییر داد؟

FOXX: خوب، من هرگز برای مجازات اعدام نبوده ام، زیرا پدرم هفت سال به زندان رفت. آنها او را به اتهام مواد غیرقانونی به ارزش 25 دلار به هفت سال زندان محکوم کردند. او فرصتی برای تماشای فیلم پیدا کرد. زندگی در جنوب تگزاس امری عادی است، بنابراین نمی‌دانید که گاهی اوقات چگونه آن را درک کنید. اما دیدن افرادی که می‌گویند «اوه» جالب است. همچنین با یک قاضی صحبت کردم. او در آلاباما قاضی بود و استعفا داد. گفتم: چرا استعفا دادی؟ او می‌گوید: «دیگر نمی‌توانستم طاقت بیاورم، زیرا بچه‌های سیاهپوست 15 یا 16 ساله را بیهوده از خیابان می‌گیریم. آنها را در سیستم قرار دهید.» گفتم: چرا؟ او گفت: «خب، پس می‌توانیم ترکیبی داشته باشیم. بنابراین، اگر در Pleasantville مشکلی پیش آمد، بروید بچه‌ها آن‌ها را بگیرید، بگذاریدشان.» و بعد وقتی زندان خصوصی شد، می روید بچه هایشان را بگیرید. شما آنها را در سیستم قرار دهید. زیرا برای هر بچه ای که در آنجا دارید،

بنابراین، وقتی می بینید که مردم به زندان می روند، هی مرد، موضوع طراحی است، می دانید؟ تنها چیزی که امیدوارم از این کار خارج شود این است که خسته نشویم. زیرا بسیاری از اوقات مردم می گویند: "اوه این، آنها در کل جهان دوباره با آنها مخالف هستند." یکی از مقامات دولتی گفت: «هی، ما به شما یک رئیس جمهور سیاهپوست دادیم. چه چیز دیگری نیاز دارید؟" و شما می‌گویید: «هی مرد، عالی است. این بدان معناست که ما در مسیر درستی حرکت می کنیم.»

من همیشه این را در مورد آمریکا گفته ام، منبع طبیعی ما آزادی است. و نکته مهم در مورد آمریکا، تکامل آن است. ما این اشتباه را در مقطعی از تاریخ آمریکا مرتکب شدیم، ما در حال اصلاح آن چیزها هستیم و به انجام آن ادامه می دهیم. امیدواریم که ما درک کنیم که این یک چیز مداوم است و بپذیریم که این یک مشکل است و سپس سعی کنیم آن را برطرف کنیم، زیرا مانند برایان استیونسون می‌گوید: «اگر اعتراف نکنیم که این اتفاقات در حال وقوع است، نمی‌توانیم قدم‌هایی در این زمینه برداریم. تلاش برای اصلاح آن.»