به اعتراف خودش، افراد برجسته ای در طول عمرش وجود دارند که وارن بیتی هرگز آنها را ندیده باشد. وقتی با او صحبت می کنید، همانطور که من اخیراً یک روز بعد از ظهر در خانه اش در لس آنجلس صحبت می کردم، نام های نمادین مطرح می شد و او می گفت: "اوه، او را می شناختی؟" او در مورد افرادی مانند اورسن ولز، جورج استیونز، ساموئل گلدوین می‌پرسید. من مجبور شدم بگویم نه، من آنها را نمی شناختم، اما بیتی می شناخت - و او برای هر یک از آنها داستانی دارد، حتی یک برداشت گهگاهی.

بیتی، که خود یک اسطوره معتبر هالیوود است، واقعاً  همه  نمادهای صنعت و بسیاری از نقاط جهان را می‌شناخت، شاید به جز یکی - و او مطمئن می‌شود که متوجه می‌شوید که او واقعاً هرگز  هاوارد هیوز را ندیده  است. اما اکنون در Rules Don't Apply ، فیلم جدید او که هفته آینده افتتاح می شود و اولین فیلمی است که او پس از بولورث هنوز درخشان و حتی  پیشگوتر در سال 1998 کارگردانی کرده است. وارن بیتی نیز سرانجام او را - به معنای سینمایی کلمه - ملاقات کرد. و پس از بازی در نقش میلیاردر منزوی، احتمالاً او را به خوبی هر کس دیگری می شناسد، یا حداقل او هاوارد هیوز در اواخر دهه 1950 را می شناسد که در آن فیلم اتفاق می افتد. این هالیوودی است که بیتی جوان از آن یاد می کند، و با ارزش های تولیدی که همیشه یک فیلم ساخته شده توسط بیتی با آن همراه بوده است، دوباره خلق شده است.

وقتی به فیلم‌شناسی او نگاه می‌کنید، در مقایسه با بسیاری از قد و قامت‌های او، به‌طور قابل‌توجهی کم است، فقط 21 فیلم از نظر من که با فیلم کلاسیک الیا کازان در سال 1961 شروع می‌شود  ،  فیلمی که او معتقد است با  تأکید بر قوانین  پیوندی دارد. در مورد نوع خاصی از puritanism جنسی آمریکایی آن زمان. از آن زمان ممکن است تعداد فیلم‌ها زیاد نبوده باشد، اما با توجه به عناوین: بانی و کلاید ، مک کیب و خانم میلر، نمای اختلاف منظر، شامپو، بهشت ​​می‌تواند صبر کند، دیک تریسی، باگزی، هیچ کس مجموعه‌ای تاثیرگذارتر از این ساخته نشده است . بولورث -  پنج مورد از آنها را نیز کارگردانی کرد - و در سال 1981 اسکار بهترین کارگردانی را برای داستان عشقی حماسی  قرمزها دریافت کرد.تنها مردی که نامش را بیرون انداخت، ولز، موفق شد که نامزد اسکار به عنوان بازیگر، تهیه کننده، کارگردان و نویسنده همان فیلم شود. ولز اولین بار این کار را برای  سیتیزن کین  در سال 1941 انجام داد. با این حال، بیتی تنها کسی است که این کار را دو بار انجام داده است - اول برای  Heaven Can Wait در سال 1978  و سپس Reds . 

در گذراندن بعد از ظهر با او، همیشه آرزو می کردم که ای کاش مصاحبه ای انجام نمی دادم. من فقط می خواستم آنجا بنشینم و به داستان های او گوش کنم، کاری که می توانستم ساعت ها انجام دهم. اما می‌دانستم که هدفش صحبت درباره فیلم جدیدش است. با بیتی، خدا را شکر، انجام این یک کار غیرممکن است. مردی که می‌گوید «هزار سال است» مصاحبه نکرده است، باید همه چیز را پس‌انداز کرده باشد، زیرا حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. در واقع، او ابتدا فقط می خواست بدون اینکه ضبط برود صحبت کند. بعد از 35 دقیقه بالاخره وقتی نام هیوز برای اولین بار آمد آن را روشن کردم.

"درست است که من هرگز او را ندیدم. گاهی اوقات احساس می‌کنم با هرکسی که او تا به حال دیده ملاقات کرده‌ام، اما هرگز او را ندیدم . می‌ترسم بگویم همیشه بوده‌ام، کلمه‌ای که باید از آن استفاده کنم سرگرم‌کننده هوارد هیوز است. بیتی می‌گوید که یک فیلم زندگی‌نامه‌ای نیست و هرگز قرار نبوده باشد. «به هر حال، اگر با افرادی که واقعاً او را می‌شناختند صحبت کنید، هیچ‌کس به او بدگویی نمی‌کند. آنها او را خیلی دوست داشتند. همه می‌گفتند پذیرش او سخت بود و آن داستان‌ها بسیار خنده‌دار خواهند بود.»

او داستان حضور در هتل بورلی هیلز در سال 1964 را تعریف می کند، همان شبی که هاوارد هیوز بود - ظاهرا. افراد امنیتی که او فکر می‌کرد با روزنامه‌ها هستند در واقع از هفت سوئیت و پنج خانه ییلاقی هیوز محافظت می‌کردند. آن لحظه ای بود که او برای اولین بار فکر کرد ممکن است یک فیلم بالقوه در اینجا وجود داشته باشد. زاویه هیوز در نهایت با چیزی نزدیکتر به خود بیتی ادغام شد.

Rules Don't Apply،  عنوانی مناسب که زندگی و حرفه خود بیتی را نیز توصیف می کند، در سال 1958 آغاز می شود، همان سالی که بیتی به هالیوود آمد. این داستان حول رابطه پیچیده بین یک بازیگر جوان (لیلی کالینز) و یک راننده (الدن ارنریچ) می چرخد ​​که هر دو برای یک میلیاردر بسیار عجیب و غریب کار می کنند و نه تنها با او سر و کار دارند، بلکه با جذابیت متقابل آنها نیز که به دلیل تربیت مذهبی مذهبی خودشان پیچیده شده است، سروکار دارند. اگرچه بیتی نقش هیوز را بازی می‌کند، اما این مرد جوان‌تر است که ممکن است نمایانگر شخصی‌ترین جنبه ستاره‌ای باشد که تاکنون روی پرده دیده‌ایم. بیتی وقتی در این مورد از او پرسیدم آن را انکار نکرد، و آن سال‌های اولیه هالیوود که الهام‌بخش صحنه‌های فیلم بود، او بار دیگر نویسندگی، کارگردانی، تهیه‌کنندگی و بازی در آن را بر عهده گرفت.

این 50 سال است که به هر شکلی با بیتی سر و کار دارد و برای او بسیار مهم است که مکرراً تأکید کند که Rules یک  فیلم بیوگرافی هیوز نیست  . "آنها می گفتند، "اوه او در حال کار روی یک فیلم هوارد هیوز است". نه من نبودم داشتم  زندگی  میکردم من دوست دارم که نقل شود. و در ته ذهنم فکر کردم که آن فیلم را بسازم، بلکه فیلم های دیگر را نیز خواهم ساخت. و در نهایت به انجام آن دست یافتم، اما این یک فیلم زندگینامه ای هوارد هیوز نیست. شما می توانید خیلی بیشتر در مورد  باگزی بگویید،  یا می توانید آن را در مورد  بانی و کلاید  بگویید . اما دو شخصیت اصلی این فیلم پسر و دختر هستند، فقط بگویید شاید این فیلم زندگی نامه ای از بچه ای است که در سال 1958 به هالیوود آمده است، نه اینکه اینطور باشد. من، "او گفت.

اما آیا  وارن بیتی در آن بچه وجود دارد ؟ او می گوید: «ممکن است تعدادی وجود داشته باشد. بیشتر از هر فیلم دیگری که تا به حال ساخته اید؟ "شاید این درست باشد. و بنابراین مهم است که وقتی در تعداد زیادی از تئاترها ظاهر می‌شوید، نمی‌خواهید مردم فکر کنند که شما داستان زندگی هاوارد هیوز را ساخته‌اید، در حالی که شما این کار را نکرده‌اید، زیرا آنها ناامید خواهند شد. .

بیتی می‌گوید با بازگشت به آغاز کار خود، خوش شانس بود که با کازان بزرگ شروع به کار کرد و هرگز به گذشته نگاه نکرد. او گفت: «اولین عکس من با (الیا) کازان بود که کسی نبود که در آن عطسه کنم. وقتی به هالیوود آمدم از این فرصت استفاده می کردم تا جورج استیونز یا ویلی وایلر یا بیلی وایلدر یا فردی زینمان را بشناسم. دیوید لین البته در لندن با او آشنا شدم. و دیوید سلزنیک، و داریل زانوک، بدون ذکر جک وارنر، و سم گلدوین در واقع با من بسیار خوب بودند."

شرلی مک‌لین، خواهر بزرگتر بیتی، زمانی که تصمیم گرفت ایالت ویرجینیا را ترک کند، پیش از این یک ستاره بود، جایی که او همان تربیت مذهبی شخصیت‌های فیلم جدیدش را داشت. من بیرون آمدم و با MGM با 400 دلار در هفته معامله کردم. این پول بیشتر از چیزی بود که تا به حال در موردش شنیده بودم. من 13 دلار در هفته اجاره در منهتن در یک اتاق مبله پرداخت می کردم. حمام در هال بود. من در حال مطالعه با استلا آدلر بودم که معلم بزرگ و بزرگی بود که مرا تشویق کرد تا بازیگر شوم. فکر می کردم فقط می نویسم یا کارگردانی می کنم یا هر چیز دیگری. من زیاد به هالیوود فکر نمی کردم. من فقط به تئاتر قانونی فکر می کردم. اما بعد تغییر کردم.»

هالیوود حیوانی کاملا متفاوت بود.

او به یاد می آورد که یک روز در حال رانندگی در بورلی هیلز بود و دختری زیبا را روی دوچرخه دید. او گفت: "من روی تابلو ایستادم، و او در تابلوی دیگر توقف کرد، و بعد فکر کردم که آن دختر خیلی زیباست." «و من فکر کردم، حدس می‌زنم اینجا اینطور است. و بعد کمی نزدیکتر شد و بعد ایستاد چون من به او خیره شده بودم. و میدونی کی بود؟ دوریس دی، البته در آن زمان بزرگترین ستاره جهان. و من گفتم: "اوه، من نمی دانستم که شما هستید. خوب، من از آشنایی با شما مفتخرم.»

پس از حدود شش هفته از انجام هیچ کاری، نشستن در اطراف خانه Coldwater Canyon که برای او اجاره شده بود، با دانیل مان و نمایشنامه نویس ویلیام اینج ملاقات کرد، که از او می خواستند به نیویورک برگردد و نمایشنامه جدید اینگه  A Loss Of را اجرا کند. گل رز. با وجود اینکه اکنون علاقه او به سینما بود، اما آنها او را متقاعد کردند که به هالیوود "فروش" نکند - اما ابتدا باید از قرارداد MCA خود خارج می شد. او هنوز آن را امضا نکرده بود، اما  تا آن مرحله حدود 2500 دلار به او پرداخت شده بود  .

او به یاد می آورد: «من گفتم می خواهم پول را به آنها پس بدهم. "خوب پول داری؟" این مرد به نام هنری پرسید. گفتم: نه. "من می خواهم پول را از MCA قرض بگیرم" که در آن زمان جهان را اداره می کرد. بنابراین من با وحشت با لو واسرمن نشستم و گفتم: "خب، من می خواهم پول را از MCA قرض بگیرم" و او به من خیره شد. و سکوتی طولانی برقرار می‌شود و او می‌گوید: "من از نظر تو چه شکلی هستم، بانک؟" و من گفتم: "نه، نه، نه نه". او می گوید: "خب من از نظر تو چه شکلی هستم؟" و من نفس عمیقی کشیدم، گفتم: "خب شما به نظر من یک مامور بسیار بسیار باهوش هستید که اگر پول را به من قرض ندهد منهای یک مشتری خواهد بود." و بعد با جدیت به من مثل مرده نگاه می‌کند، و بعد بلند می‌خندد و می‌گوید: "باشه، تو پول داری".

شاید این حرکت عصبی جایی بود که حرفه تهیه کنندگی بیتی در واقع ریشه داشت. اما پس از تجربه شوم او در فیلم 1965  What's New Pussycat؟،  عنوانی که او بر اساس عبارتی که اغلب استفاده می کرد، به یک هدف تمام عیار تبدیل شد. او می‌خواست فیلم را بسازد اما با تهیه‌کننده چارلز کی فلدمن بر سر تفاوت‌های خلاقانه از جمله انتخاب یک کمیک جوان به نام وودی آلن که بیتی در هنگام اجرای استندآپ در فرشته آبی در نیویورک کشف کرده بود، درگیر شد. او سرانجام راه افتاد.

من یک درس بزرگ یاد گرفتم و آن این بود که بهتر است مسئول باشید. و آن موقع بود که گفتم، "باشه، من این کار  بانی و کلاید  را انجام خواهم داد، و فقط می توانم خودم را اخراج کنم یا خودم را کنار بگذارم، یا هر چیز دیگری." این در نهایت با 10 نامزدی جایزه اسکار و دو جایزه اسکار به پایان رسید ، اما جک وارنر، رئیس استودیو برادران وارنر، از او نمی‌خواست این کار را انجام دهد. وارنر در واقع به رئیس تولید خود گفت که نباید به آن چراغ سبز نشان دهد، که این نوع فیلم‌های گانگستری مدت‌ها پیش زمانی که وارنر در ابتدا آن‌ها را در دهه‌های 30 و 40 ساخت.

بیتی گفت: «به وارنر گفتم، فکر می‌کنم اشتباه می‌کنی». و او گفت: منظورت چیست، من اشتباه می کنم؟ گفتم، فکر می‌کنم باید این کار را بکنیم و خوب می‌شود. او گفت: "خب نگاه کن، تو کاری را که من می گویم انجام می دهی، زیرا نام من در برج آب (لات استودیو WB) است." نفس عمیقی کشیدم، ایستادم، رفتم کنار پنجره و گفتم: حرف اولم است. او در نهایت گفت: "خوب، هر کاری که می‌خواهی بکن."

و در بیشتر موارد، این همان کاری است که بیتی از آن زمان تاکنون انجام داده است، اگرچه او می گوید که شاید به طور تصادفی از منطق وارنر استفاده کرده است که ژانرهای خاصی از مد افتاده بودند وقتی او کتاب کوچکی را رد کرد، آن هم در گالی ها، چارلز بلوهدورن از خلیج و وسترن. متعلق به پارامونت در آن زمان او را فرستاده بود - با توافق می توانست آن را تولید کند، کارگردانی کند، در آن بازی کند یا هر کاری که می خواست انجام دهد. بنابراین من آن را در گالی‌ها خواندم، و گفتم، چارلی، می‌دانم که فقط در گالی‌ها وجود دارد، اما پر از غلط املایی و انواع غلط‌های املایی است. و اتفاقا من فکر می کنم این فیلم ها تمام شده اند، منظورم از این نوع فیلم ها است. فکر نمی‌کنم این کار به خوبی انجام شود.' میدونی چی بود؟ پدرخوانده،  با خنده گفت.

اما او پشیمان نیست.  «اگر برخی از فیلم‌هایی را که به عنوان بازیگر به من پیشنهاد شد، و اتفاقاً فیلم‌های بسیار خوب، و برخی از آن‌ها پول‌سازهای بزرگ را انجام می‌دادم، نمی‌دانم که هرگز تمرکز و زمان را در نظر می‌گرفتم. برای انجام فیلم هایی که تولید کردم. Reds  مثال خوبی است، اما  شامپو  نیز یک نمونه است، و  Heaven Can Wait هم همینطور بود. در ابتدا داشتم آن را برای حضور محمدعلی آماده می‌کردم.» او گفت: «علی نقش اصلی را به‌عنوان یک بوکسور بازی می‌کرد تا فوتبالیستی که وقتی بیتی در نهایت این نقش را بر عهده گرفت - این یکی دیگر از فیلم‌های او بود. برنده 10 نامزدی اسکار (شخصا، بیتی در مجموع 14 نامزد اسکار داشته است.)

او همیشه «تجمل کار نکردن» را به عنوان یک امتیاز مثبت در توسعه و ساخت فیلم‌هایی که می‌خواست، حداقل آن‌هایی که کنترل می‌کرد، می‌دانست. این که بگوییم او برای ساختن یک فیلم وقت می‌گذارد، کم‌گفتنی است، روندی که او را با عمل استفراغ مقایسه می‌کند.

اساساً برای بیتی، اولین تولید کنسرت بانی و کلاید  مانند ساختن یک فیلم مستقل در سیستم استودیویی بود، به خصوص در آن زمان. اما بیتی خاطرنشان می کند که این تنها بار نبود و از Shampoo، Reds  و  Bulworth به عنوان پروژه هایی با روحیه مستقل نام برد. قوانین در مورد روشی که بیتی توانسته است برند خاص فیلم های خود را در استودیوها مرور کند، اعمال نمی شود، اما با وجود اینکه توسط فاکس منتشر می شود،  قوانین اعمال نمی شوند. اولین فیلمی است که بیتی واقعاً مستقل از آن حمایت مالی کرده است - و به همین دلیل، 15 عنوان دیگر «تولید شده توسط» (نه تهیه کننده اجرایی) در این فیلم به همراه مجموعه ای از نام های شرکت تولیدی که در حال پخش هستند، تقریباً رکورددار هستند. در میان کسانی که علاوه بر آرنون میلچان از نیو ریجنسی (که یکی از بازیگران اصلی بود) به عنوان تهیه کننده شناخته می شوند، می توان به استیو بینگ، ران برکل، استیون منوچین و تری سمل اشاره کرد.

از بیتی در مورد تعداد زیاد تیتراژها پرسیدم که اتفاقاً انجمن تهیه کنندگان و تلاش های آن برای مهار استفاده از آن اعتبار را خوشحال نکرد. "من این را می گویم: انجام کاری که می خواستم انجام دهم، تا حد زیادی بهترین راه برای انجام آن بود، و اینکه افرادی که به اندازه کافی خوش شانس بودم با آنها درگیر بودم، بی عیب و نقص، صادق، کمک کننده، حمایت کننده بودند و من نمی توانستم." درباره آنها مثبت تر صحبت نکنید. می‌توانستم فیلم را در شرایط متعارف‌تری بسازم، اما باید سازش‌هایی می‌کردم که نمی‌خواستم انجام دهم.»

باورش سخت است که  بانی و کلاید  فوق الذکر در سال 2017 50 ساله می شود، همان سالی که بیتی هشتادمین (!) تولد خود را جشن می گیرد (در 30 مارس). او به آن نگاه نمی کند. او حتی اکنون در مورد ساخت دنباله‌ای برای دیک تریسی،  ربع قرن از انتشار آن در سال 1990 صحبت می‌کند. می توان گفت که او از بازگشت دوباره به سینمای بزرگ لذت می برد، حتی اگر 15 سال است که در یک فیلم بازی نکرده است. به قول خودش زندگی را در دست گرفت. او برای آن وقت گذاشت.

او درباره اتحاد 24 ساله خود با آنت بنینگ ، همبازی اش در فیلم Bugsy  and  Love می گوید: «آنچه که فکر می کنم این است که داشتن چهار فرزند و ازدواجی که دارم، بهترین اتفاقی است که تا به حال برای من افتاده است. امر . «این به من دیدگاه فوق‌العاده‌ای نسبت به چیزی که بزرگ‌ترین فرزندم زمانی آن را تونل انتهای نور می‌گفت، به من داد. نمی‌دانم در آن سال‌های 60 و 70 چه احساسی داشتم، که من آن را به اندازه هر چیز با آزادی زن، و جنبش سیاسی و آزادی مرتبط می‌دانم. احساس می کنم اگر ازدواج کرده بودم، نمی دانم چقدر خوب با آن کنار می آمدم. و من روابط بسیار محبت آمیزی با چندین نفر بسیار تأثیرگذار داشتم که از ازدواج نیز اجتناب می کردند، به اندازه کافی جالب.

او می‌گوید که می‌دانست زمان مناسبی برای آرام شدن (در سن 56 سالگی) است، همان لحظه که بنینگ را ملاقات کرد، کسی که او نیز جزو فهرست چشمگیر بازیگرانی است که در فیلم جدیدش نقش‌های مکمل کوچکی را بازی می‌کنند. "آره. می توانم آن را خوش شانس بدانم، اما شاید به اندازه کافی به خودم اعتبار نمی دهم. می توانم بگویم شانس آوردم که با کازان فیلم ساختم اما خوب بودم. و می توانم بگویم خوش شانس بودم که با آنت آشنا شدم و باعث شد او با من ازدواج کند. اما پس از آن می توانید بگویید من فوق العاده هستم، که من مکالمه را مکث کردم و کلمه "جذاب" را ارائه دادم .

او موافقت کرد: "یا جذاب". "یا فقط به شانس برگردیم."