در 4 دسامبر 1969، آکوا نجری ، دبورا جانسون، یک جوان 19 ساله بود که بیش از هشت ماهه فرزند نامزدش فرد همپتون ، رئیس بخش شیکاگو حزب پلنگ سیاه را باردار بود. از طریق فیلم Judas and the Black Messiah به کارگردانی Shaka King ، وقایع غم انگیز آن عصر در صحنه ای غم انگیز که در آن اف بی آی و ماموران مجری قانون محلی از دری که آنها و 10 نفر دیگر در آن خوابیده بودند، نفوذ کردند. آنها جانسون به شدت باردار (با بازی دومینیک فیشبک ) را کنار زدندو سپس همپتون (که توسط ویلیام اونیل، خبرچین اف‌بی‌آی، یک داروی آرام‌بخش به او داده بود) را به عنوان بخشی از برنامه کوینتل FBI به ضرب گلوله کشتند. نجری و پسری که مدت کوتاهی پس از آن به دنیا آورد، فرد همپتون جونیور، نگهبانان خاطره رئیس فرد هستند و به کینگ و رایان کوگلر و چارلز کینگ، تهیه کنندگان مشترکشان ایمان داشتند تا زندگی همپتون را به عنوان یک انقلابی دوباره زنده کنند. در اینجا، نجری توضیح می‌دهد که چرا برای میراث همپتون پدر و پلنگ‌های سیاه اهمیت داشت، حتی اگر به معنای اجرای دوباره آن شب دردناک بود. این فیلم برای شش جایزه اسکار: بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه اصلی و بهترین آهنگ، فیلمبرداری، و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای بازیگران اصلی آن دانیل کالویا (فرد همپتون) و لکیت استنفیلد (اونیل) قرار دارد.

ددلاین : تصور اینکه ترور هدفمند فرد همپتون در فیلم یهودا و مسیح سیاه ممکن است برای یک شهروند آمریکایی اتفاق بیفتد، برای بسیاری سخت است. چه چیزی باعث شد که برای به نمایش گذاشتن آن شب غم انگیز بله بگویید؟

NJERI : حزب پلنگ سیاه، که توسط فرد همپتون جونیور ریاست می شود، کمیته ما جلسه ای را تشکیل داد و درباره آن بحث کرد. او قبلاً رایان کوگلر را در یک بازار کثیف ملاقات کرده بود، و آنها در مورد همه چیز به جز این بحث کردندفیلم چون هنوز در ترکیب نبوده است. ما جلسه ای در خانه همپتون داشتیم که سعی می کنیم آن را به عنوان موزه حفظ کنیم. من با رایان و دانیل، دومینیک، شاکا و همه آشنا شدم و هفت ساعت جلسه داشتیم. ساعت یکی دو نیمه شب بود و من از دانیال که او بود چیزهای زیادی یاد گرفتم. رئیس فرد جونیور از کسی خواست تا از بدترین محله شیکاگو بازدید کند و آنها این کار را کردند. آنها به منطقه ای در کی تاون در شیکاگو رفتند. آنها هرگز به شیکاگوی که من می‌شناختم نرفته بودند و ساعت 2 صبح رفتند و اتفاقاً زمانی بود که مردم کشته شدند. آنها ما را متقاعد کردند که اینجا هستند تا یاد بگیرند، و نه اینکه به ما بگویند حزب پلنگ سیاه کیست یا ما که هستیم. واقعا خوب کلیک کرد و رفتیم سراغ ساخت فیلم. همیشه دریانوردی نرم نبود. مناظره، دعوا، دعوا زیاد داشتیم. اما در بیشتر موارد، ما از فیلم بسیار راضی بودیم، با نتیجه همانطور که بسیاری از مردم هستند.

مهلت : همانطور که فیلمسازان شخصیت ها و روایت را شکل می دادند، بزرگترین نگرانی شما که آنها برای درست کردن نیاز داشتند چه بود؟

نجری : مهم این بود که سیاست حزب پلنگ سیاه به خطر نیفتد. همچنین مهم این بود که به دیگر گروه ها و سازمان هایی که در دهه 60 حضور زیادی داشتند و در این فیلم نمایش داده شدند، بی احترامی نشد. تا آنجا که ممکن است، بر اساس حقایق. فکر می‌کنم این کار در فیلم انجام شد و بسیاری از مردم از اینکه دومینیک چقدر خوب من را اسیر کرد و چقدر خوب دنیل رئیس فرد را اسیر کرد شگفت‌زده شدند. این قطعه قدرتمندی بود. همچنین نحوه نمایش ویلیام اونیل. این یک تلاش گروهی عالی بود، فکر می‌کنم و خودم و رئیس فرد همپتون جونیور بسیار خوشحال بودیم که تنها کارشناسان و مشاوران فرهنگی فیلم هستیم.

مهلت : شما از طریق خیانت اونیل به نامزدتان زندگی می کنید. دیدن دراماتیزاسیون آن چگونه بود؟ من متوجه نشدم که او خودکشی کرده است تا زمانی که آن را در آنجا انداختند. تکان دهنده. چقدر پیچیده بود که مجبور شوید آن لحظه از زندگی خود را دوباره تجربه کنید، آن خیانت توسط یک خبرچین FBI؟

نجری: قبل از اینکه آن را روی صفحه تماشا کنم، لکیت استنفیلد را در حال تماشا کردم. و من به او گفتم: تو داری کار لعنتی عالی انجام می دهی، اما من نمی توانم تو را در آغوش بگیرم. چون تو بیل هستی. اما او آورد، واقعاً آورد. خیلی قدرتمند بود او اونیل بود، با رفتارهایش، کارهایی که انجام می داد. همیشه سخت است، زیرا من فقط در مورد آن صحبت نمی‌کنم یا آن را تماشا نمی‌کنم، آن را در یک مقطع زمانی دوباره زنده می‌کنم. من هنوز، امروز، این فیلم را تا آخر عمر ندیده ام. بلند می شوم و وانمود می کنم که باید بروم دستشویی، تا استراحت کنم. این فیلم احساسات زیادی را برمی انگیزد، اما این فیلم فرصتی است برای مردم تا در مورد دولت و روابط آن و حمله آن به حزب پلنگ سیاه و این میراث بحث کنند. این حملات امروز نیز ادامه دارد. من واقعاً به این فیلم افتخار می کنم و توانستم بخشی از آن باشم.

ددلاین : وسواس های پیچیده اجرای قانون را در فیلم یهودا و مسیح سیاه و یکی دیگر از فیلم های رقیب جوایز The United States vs می بینید. بیلی هالیدی، جایی که اف‌بی‌آی به جای تلاش برای جلوگیری از لینچ کردن سیاه‌پوستان، بر عذاب دادن هالیدی تمرکز کرد تا او را از خواندن «میوه‌های عجیب» باز دارد. چرا وسواس مجری قانون در مورد فرد همپتون؟ 

نجری: خانه ای که رئیس فرد در آن بزرگ شد، خانه همپتون که ما درگیر کمپینی برای ساختن یک موزه هستیم، تلفن پدر و مادرش زمانی که او 13 یا 14 ساله بود شنود شد. این قبل از درگیر شدن او در حزب پلنگ سیاه بود. دولت مهارت های سازمان دهی او را حتی در سنین جوانی تشخیص داد. پرونده او از زمانی شروع شد که او شروع به سازماندهی برای تأسیسات تفریحی کرد که در آن کودکان سیاه پوست حتی نمی توانستند به استخر شنا در میوود بروند. به یاد دارم در روزهای حزب پلنگ سیاه، به مردم می گفتیم که دولت با جامعه سیاهپوستان جنگ به راه انداخت و تهدید شماره یک که توسط جی ادگار هوور، مدیر اف بی آی برای امنیت ایالات متحده شناسایی شد، حزب پلنگ سیاه بود. مردم می گویند، "همه شما آنقدرها مهم نیستید." چرا دولت ایالات متحده می خواهد حزب پلنگ سیاه را از بین ببرد؟ سپس، وقتی اسناد از خود دولت آمد، مردم گفتند: "اوه، من این را نمی دانستم." و به همان اندازه که در روزنامه پلنگ سیاه در مورد آن صحبت کردیم و آن را افشا کردیم، حوادثی که در سراسر کشور در حملات به دفاتر ما اتفاق افتاد، دستگیری های گسترده و تخریب هر نوع کمک مالی که در مورد برنامه های خود برای مراقبت های پزشکی، برنامه های اجتماعی دریافت کردیم. ، صبحانه ها، برنامه های پزشکی، کفش و لباس رایگان، مردم هنوز نمی خواستند باور کنند که دولت این کار را انجام خواهد داد. حتی ایده این پلیس توسط برده داران مطرح شد. پلیس این برده را گرفتار می‌دانست، و برای مردم سخت است که قبول کنند، وقتی در تمام زندگی ات به سرت می‌کوبند که می‌توانی خودت را با چکمه‌هایت بالا بکشی و همه با هم برابرند و همه می‌توانیم دور هم بنشینیم و آواز بخوانیم. من آن را نمی دانستم. و به همان اندازه که در روزنامه پلنگ سیاه در مورد آن صحبت کردیم و آن را افشا کردیم، حوادثی که در سراسر کشور در حملات به دفاتر ما اتفاق افتاد، دستگیری های گسترده و تخریب هر نوع کمک مالی که در مورد برنامه های خود برای مراقبت های پزشکی، برنامه های اجتماعی دریافت کردیم. ، صبحانه ها، برنامه های پزشکی، کفش و لباس رایگان، مردم هنوز نمی خواستند باور کنند که دولت این کار را انجام خواهد داد. حتی ایده این پلیس توسط برده داران مطرح شد. پلیس این برده را گرفتار می‌دانست، و برای مردم سخت است که قبول کنند، وقتی در تمام زندگی ات به سرت می‌کوبند که می‌توانی خودت را با چکمه‌هایت بالا بکشی و همه با هم برابرند و همه می‌توانیم دور هم بنشینیم و آواز بخوانیم. من آن را نمی دانستم. و به همان اندازه که در روزنامه پلنگ سیاه در مورد آن صحبت کردیم و آن را افشا کردیم، حوادثی که در سراسر کشور در حملات به دفاتر ما اتفاق افتاد، دستگیری های گسترده و تخریب هر نوع کمک مالی که در مورد برنامه های خود برای مراقبت های پزشکی، برنامه های اجتماعی دریافت کردیم. ، صبحانه ها، برنامه های پزشکی، کفش و لباس رایگان، مردم هنوز نمی خواستند باور کنند که دولت این کار را انجام خواهد داد. حتی ایده این پلیس توسط برده داران مطرح شد. پلیس این برده را گرفتار می‌دانست، و برای مردم سخت است که قبول کنند، وقتی در تمام زندگی ات به سرت می‌کوبند که می‌توانی خودت را با چکمه‌هایت بالا بکشی و همه با هم برابرند و همه می‌توانیم دور هم بنشینیم و آواز بخوانیم. از حوادثی که در سرتاسر کشور رخ می‌دهد در حملات به دفاتر ما، دستگیری‌های گسترده و تخریب هر نوع کمک‌هایی که در خصوص برنامه‌های مراقبت‌های پزشکی، برنامه‌های اجتماعی، صبحانه، برنامه‌های پزشکی، کفش و پوشاک رایگان دریافت کردیم، مردم هنوز نگرفتند. می خواهم باور کنم که دولت این کار را انجام خواهد داد. حتی ایده این پلیس توسط برده داران مطرح شد. پلیس این برده را گرفتار می‌دانست، و برای مردم سخت است که قبول کنند، وقتی در تمام زندگی ات به سرت می‌کوبند که می‌توانی خودت را با چکمه‌هایت بالا بکشی و همه با هم برابرند و همه می‌توانیم دور هم بنشینیم و آواز بخوانیم. از حوادثی که در سرتاسر کشور رخ می‌دهد در حملات به دفاتر ما، دستگیری‌های گسترده و تخریب هر نوع کمک‌هایی که در خصوص برنامه‌های مراقبت‌های پزشکی، برنامه‌های اجتماعی، صبحانه، برنامه‌های پزشکی، کفش و پوشاک رایگان دریافت کردیم، مردم هنوز نگرفتند. می خواهم باور کنم که دولت این کار را انجام خواهد داد. حتی ایده این پلیس توسط برده داران مطرح شد. پلیس این برده را گرفتار می‌دانست، و برای مردم سخت است که قبول کنند، وقتی در تمام زندگی ات به سرت می‌کوبند که می‌توانی خودت را با چکمه‌هایت بالا بکشی و همه با هم برابرند و همه می‌توانیم دور هم بنشینیم و آواز بخوانیم. مردم هنوز نمی خواستند باور کنند که دولت این کار را می کند. حتی ایده این پلیس توسط برده داران مطرح شد. پلیس این برده را گرفتار می‌دانست، و برای مردم سخت است که قبول کنند، وقتی در تمام زندگی ات به سرت می‌کوبند که می‌توانی خودت را با چکمه‌هایت بالا بکشی و همه با هم برابرند و همه می‌توانیم دور هم بنشینیم و آواز بخوانیم. مردم هنوز نمی خواستند باور کنند که دولت این کار را می کند. حتی ایده این پلیس توسط برده داران مطرح شد. پلیس این برده را گرفتار می‌دانست، و برای مردم سخت است که قبول کنند، وقتی در تمام زندگی ات به سرت می‌کوبند که می‌توانی خودت را با چکمه‌هایت بالا بکشی و همه با هم برابرند و همه می‌توانیم دور هم بنشینیم و آواز بخوانیم.کومبایا _ چیزی که واقعیت ندارد.

آخرین مهلت : ویلیام اونیل به عنوان منبع داخلی FBI که به کشتن نامزد شما، رئیس فرد همپتون کمک کرد، افشا شد و در نهایت خود را کشت. چرا به سراغ او رفتی؟

نجری : من واقعاً رفتم تا بی احترامی خود را نسبت به همکاری اونیل با دولت در ترور نشان دهم و نموداری از آپارتمانمان را که رئیس فرد در آن خوابیده بود به آنها ارائه دادم. من برنامه های بزرگی داشتم. از جمله چیزهایی که برنامه ریزی کرده بودم، می خواستم به صورت اونیل تف کنم و تابوت را برگردانم. اما وقتی به سمت تابوت بلند شدم و او را دیدم، یخ زده بودم. چون شبیه اونیل نبود. به یکی از اعضای حزب پلنگ سیاه که کنارم آمد تکرار کردم، گفتم، او نیست، او نیست. نمی‌دانم به او هویت جدیدی داده شده است یا نه، اما هرگز باور نمی‌کردم که اونیل باشد. داستانی وجود داشت که چگونه در یک اوج ناشی از کوکائین، او بسیار پارانوئید بود که کسی قرار است او را بگیرد. و در بزرگراه آیزنهاور دوید و با ماشینی برخورد کرد و کشته شد.

مهلت : شما بر خلاف نظریه خودکشی معتقدید؟

نجری : بله.

مهلت : ما شاهد هستیم که شما، که به طرز باورنکردنی باردار هستید، باید این مصیبت را پشت سر بگذارید. می بینیم که وقتی پدر فرزندت کشته می شود، مثل یک عروسک پارچه ای پرت می شوی. خیلی زود مادر شدی سخت ترین چیز در تربیت فرزند در چنین آشفتگی، سختی و اندوه چه بود؟

نجری: حدس می زنم در ذهنم به خودم گفتم که مسئولیت مراقبت از پسرمان را دارم. و از طریق آن فرآیند، تا زمان تولد، بسیار دشوار بود. به دکتر گفتم که می‌خواهم زایمان طبیعی داشته باشم، هرچند ممکن است ترسم از دیدن خون به نوعی بر من غلبه کند. دکتر به من یادآوری کرد: "نه، مادر، تو می خواستی زایمان طبیعی داشته باشی، که من انجامش دادم و خوشحال شدم. همانطور که فرزندمان بزرگ شد و رشد کرد، و حتی قبل از اینکه بتواند حرف بزند، راه برود یا حتی بنشیند، درباره پدرش و حزب پلنگ سیاه، نحوه شروع آن و هر چیزی که به دستم می رسید به او می گفتم. من آن صحبت ها را با او انجام می دادم، چه او بتواند پاسخ دهد یا نه، حتی در کودکی. می‌دانستم که باید با اطلاعات نادرست و دروغ‌های زیادی درباره حزب پلنگ سیاه و دروغ‌ها مبارزه کنم. من می‌خواستم بهترین اطلاعات ممکن را به او بدهم تا بتواند بهتر در جهان و زندگی‌اش، همین که هست، بچرخد. و من مادر این نوزاد هستم و پسرمان فرزند دو انقلابی.

مهلت : ما به طور خلاصه فرد همپتون پدر را در محاکمه شیکاگو 7 می بینیم، و بنابراین خاطره او در دو فیلم نامزد بهترین فیلم اسکار حفظ می شود و با مهارت های سازمانی و توانایی او در متحد کردن مردم آشنا شدیم. خوشحال‌کننده‌ترین چیزی که از اعتماد به این فیلمسازان و دیدن داستان شما در فیلم‌های استودیویی بزرگ مانند این حاصل شد، چیست؟

نجری: تمام گروه، حاضر به گوش دادن و یادگیری بودند، حتی بازیگران. نه تنها در محل کار، بلکه آنها می آمدند و ما با آنها بحث می کردیم تا بتوانند با داستان واقعی بیشتر آشنا شوند. هنوز اطلاعات نادرست زیادی وجود دارد، اما من فکر می‌کنم فیلم آنقدر قدرتمند است که مکالمه را ادامه می‌دهد و مردم را به چالش می‌کشد تا هر چیزی را که می‌بینند و می‌خوانند زیر سوال ببرند، تا سعی کنند حقیقتی را در آنچه که در حال پخش است پیدا کنند. این به مردم این امکان را داده است که بتوانند با صدای خود در جوامع خود صحبت کنند. و نه اینکه فقط سخنان سیاستمداران را بپذیرید یا از فعالان بدون نقل قول استفاده کنید. این باعث تکان دادن گارد قدیمی شده است. نه لزوماً گارد پیر به معنای افراد مسن. من در مورد زیر سوال بردن رهبران جوانی صحبت می کنم که ظاهر می شوند، حقوق می گیرند و جنبش را به دست می گیرند. و توانایی ما برای صحبت کردن برای خودمان. من فکر می کنم این یک بحث بزرگ و بحث و گفتگوهای زیادی در مورد آنچه در حال وقوع است ایجاد کرده است. حتی جدای از آن، بسیاری از مردم را به انجام نوعی عمل سوق می دهد.

و امیدوارم کسانی که برای این فیلم نامزد شده اند، تمام جوایزی را که می توانند، به خاطر حرفه خود به دست آورند. اما من از محصول نهایی بسیار راضی هستم.