اولین کارگردانی برنامه ریزی شده آدری دیوان به زبان انگلیسی، داستان شهوانی  امانوئل با بازی لی سیدوکس، به اندازه هر بسته بازار کن که این هفته در Croisette خرید می شود، خریداران را برانگیخته است. اما آخرین فیلم او اتفاق می افتد (که به عنوان انتخاب فرانسه برای بهترین فیلم خارجی زبان انتخاب نشد، اگرچه بسیاری فکر می کردند برنده می شد) ممکن است ماندگارترین تأثیر را داشته باشد. این فیلم به تازگی در فضای ایالات متحده و در میانه افشاگری ها مبنی بر اینکه دادگاه عالی قصد دارد Roe V Wade را لغو کند، منتشر شده است.

هنگامی که فیلم آدری دیوان در اتفاق افتادن ( L'événement ) توسط فرانسه برای ارسال اسکار به نفع فیلم تایتان جولیا دوکورنو رد شد ، برای دیوان شگفت‌انگیز نبود.

او گفت: "این انتخاب برای آنها بسیار سخت بود." هر دوی ما فیلم هایی داریم که موضوعات چندان آسانی در مورد آکادمی نیست.

در حالی که تیتان برنده نخل طلای کن شده بود، دیوان نامزد جایزه بفتا شد و با اتفاق افتادن برنده شیر طلایی ونیز شد . اما فیلم دیوان پاکت نامه را به جایی برد که آکادمی از نظر تاریخی منحرف شده است. Hapening یک مشاهده گرافیکی و قرمز خام از یک زن جوان به نام آن با بازی آناماریا وارتولومی است که تحت یک سقط غیرقانونی قرار می گیرد - موضوعی که در ایالات متحده با تغییر قوانین در حال حاضر بحث برانگیز است. سابقه ضعیف آکادمی نیز وجود داشت، در فرم ارسال فیلم کریستین مونگیو در سال 2007 توسط رومانی - همچنین درباره سقط جنین - چهار ماه، سه هفته و دو روز ، که در فهرست نهایی قرار نگرفت.

در نهایت، شاید از قضا، تایتان هم این کار را نکرد . اما تصمیم فرانسه برای تسلیم شدن، دیوان را ناآرام گذاشت، نه تنها به دلیل دوستی حمایتی شخصی او با دوکورنو، بلکه به این دلیل که رای ها و نظرات لزوما محرک های خلاقانه او نیستند. علیرغم ساختن فیلمی که به قلب عمیقا شخصی آزادی های زنانه صحبت می کند، به نظر می رسد که او کاملاً به نحوه استقبال از آن وابسته نیست.

او گفت: «من فیلمساز تنبلی هستم، نیمی از سفر را انجام می‌دهم و نیمی دیگر را تماشاگر باید انجام دهد. "من هیچ تحریک کننده ای نیستم، علاقه ای ندارم."

دیوان با اقتباس از کتاب آنی ارنو به همین نام روشن شد که این کتاب به شدت مورد توجه قرار گرفت. دیوان گفت: «من از طرفداران بزرگ ادبیات آنی ارنو هستم و بعد از سقط جنین خودم کتاب را خواندم. "من دنبال فیلم نبودم. می‌خواستم درباره‌اش چیزی بخوانم، زیرا باید به اتفاقی که برایم افتاده فکر کنم.»

با توجه به موضوع، به طور غیرمعمول و حساسی، او با همکاری Ermaux که اکنون در 80 سالگی است، به اقتباس نزدیک شد. از او خواستم درباره آنچه در کتاب نیست بیشتر بگوید. دیوان گفت: سؤالات بیشتری در مورد خانواده او داشتم. ما همچنین در مورد دوستان، در مورد میل جنسی صحبت کردیم. و سپس با خواندن سه نسخه از فیلمنامه موافقت کرد."

دیوان پس از آن برای ساختن فیلم، دعوای تمام عیار داشت. بسیاری از مردم در صنعت به من گفتند، "چرا می‌خواهی فیلم را بسازی، زیرا ما در فرانسه هستیم و از قبل قانون داریم؟" و من اینطور گفتم، "باشه، من واقعاً امیدوارم که همین سوال را از فیلمساز بعدی که برای شما می آید و می گوید قرار است فیلمی درباره جنگ جهانی دوم بسازد، بپرسید." چون حدس می‌زنم جنگ تمام شده است. درک آنها آسان نبود. منظورم این است که ببینید چند زن در آن میدان جنگ کشته شدند و به من بگویید که جنگ نیست. این یک جنگ خاموش است.»

خوشبختانه، او گفت، تهیه کنندگان او مبارز هستند. اما پیدا کردن پول برای ساخت فیلم سخت بود. و در تمام مدتی که فکر می‌کردیم، امیدواریم زمانی که فیلم تمام شد، بتوانیم آن را برای مردم کشورهای دیگر نمایش دهیم.»

این رویا زمانی محقق شد که فیلم برنده شیر طلایی در ونیز شد و IFC حقوق ایالات متحده را به دست آورد. او گفت: «شیر طلایی همه چیز را در مورد موضوع و نوری که می‌توانیم روی آن بگذاریم تغییر داد.

برای دیوان، اگرچه فیلم یک تجربه خاص سقط جنین را دنبال می‌کند، اما در ریشه‌اش درباره جعبه‌هایی است که زنان در آن قرار گرفته‌اند و کنترل اجتماعی. او همچنین این دانشجوی جوان است که می‌خواهد به همه بگوید، من یک آینده فکری می‌خواهم. من قرار است از یک طبقه اجتماعی به طبقه دیگر بروم. من میل دارم و قرار است زندگی جنسی داشته باشم.' پس خوب، ما هم یک سقط غیرقانونی را پشت سر گذاشتیم، اما برای من همه چیز درباره آزادی بود.»

اگرچه داستان در دهه 60 می‌گذرد، دیوان احساس می‌کرد که این امر حیاتی است که فیلم به‌روز باشد، بنابراین هیچ نشانه یا نشانگر مشخصی از آن دوران در فیلم به کار نبرد. او گفت: "می خواستم گیج کننده نباشم، بلکه می خواستم داستانی فراتر از زمان بنویسم." «وقتی یک قطعه دورهمی می‌سازید، من همیشه احساس می‌کنم که ترفندی وجود دارد و ترفند آن نوستالژی است. در مورد وضعیت یک زن، من هیچ نوستالژی دارم. و من واقعاً می خواستم روی آنچه برایم مهم بود تمرکز کنم. نه تنظیمات، بلکه بدنه. من کتاب را به عنوان یک تریلر بسیار صمیمی خواندم. و من می‌خواستم فیلم نوعی تریلر ارگانیک طبیعی باشد زیرا زمان در حال اتمام است و او باید راه‌حلی پیدا کند.»

جنبه دیگری از داستانی که دیوان می خواست اطمینان حاصل کند که از سر می گذرد این بود که مردان مورد اهانت قرار نگیرند. در اینجا نباید ساده‌سازی یا تعریفی از مقصر بودن آنها وجود داشت. او گفت: "من کتاب را در سال 2019 خواندم و چیزهای زیادی در مورد سقط جنین غیرقانونی نمی دانستم." «مردی را در سال 1963 در 40 سالگی تصور کنید، آنها هیچ سرنخی ندارند. بنابراین، برای من بسیار مهم بود که هیچ یک از شخصیت هایم را قضاوت نکنم، بلکه سعی کنم درک کنم.»

حتی پزشکان داستان که از کمک به آن امتناع می ورزند به سادگی سیاه و سفید، خوب یا بد معرفی نمی شوند. "کسانی که می دانند، یا کمی می دانند، می ترسند زیرا یک قانون وجود دارد، و قانون بسیار سخت است. اگر پزشک هستید و به دختری که درخواست کمک می‌کند کمک می‌کنید، حتی اگر فکر می‌کنید حق با شماست، ممکن است در یک لحظه دیگر اجازه پزشک شدن را نداشته باشید. بنابراین، با این فکر که مردها را از زنان جدا نخواهم کرد، بسیار مراقب بودم، اما سعی کردم بفهمم: آنها چه می دانند؟

دیوان بخشی از Le Collectif 50/50 است، انجمنی که برابری و تنوع در صنعت را ترویج می‌کند، و گروه Hapening او عمدتاً زن بودند، و تیمی که قبلاً روی اولین فیلمش Losing It ( Mais vous êtes fous ) با آنها کار کرده بود. او رابطه کاری آنها را به عنوان "یک ارکستر" توصیف می کند، قیاسی که او از آن استفاده می کند، زیرا به دلیل نماهای بلند ویژه ای که از آن استفاده می کند، با ویرایش بسیار کم، همه باید هماهنگی کامل داشته باشند. او گفت: «برای اینکه یک شات خوب باشد، همه چیز، همه باید در همان لحظه آماده باشند. اینطور نیست که ما این و آن و این و آن را انجام می‌دادیم، و زمانی که ویرایش کنیم خواهیم دید. اینطور نبود.»

و پایان دادن به اتفاق در یک صحنه به خصوص طولانی است که در آن آن تقریباً پس از سقط جنین می میرد. تماشای آن تکان دهنده و سخت است و به طرز چشمگیری واقعی است. آیا دیوان تا به حال در ارائه آن به این شکل تردید داشته است؟

او گفت: "درست کردن این موضوع بسیار سخت است." از نظر احساسی، گاهی اوقات خودم شوکه می‌شدم. یک سکانس را به خاطر دارم، یک صدابردار آمد پیش من و گفت: "آدری، متاسفم، اما تو بلندتر از آناماریا گریه می کنی." اما من هیچ سوالی در مورد روشی که می‌خواستم این را روی پرده داشته باشم نداشتم، زیرا آنی ارنو، وقتی کتاب را می‌نویسد، هرگز به دور نگاه نمی‌کند. بنابراین، من نمی توانم آن را داشته باشم که شما بتوانید به آن نگاه کنید. سپس من واقعاً سعی کردم آن دختر باشم و در خانه او باشم.»

فیلم در دوران همه‌گیری فیلمبرداری شد، اما اکنون دیوان بالاخره این فرصت را پیدا کرده است که با تماشاگرانی که برخی از آنها مخالف سقط جنین هستند ملاقات کند. او از صحبت با آنها ابایی نداشت. او گفت: «من با برخی [ضد سقط جنین] در فرانسه، ایتالیا، آلمان و اتریش ملاقات کردم. اما ما موفق شدیم یک بحث و مناظره داشته باشیم. وانمود نمی‌کنم که آنها از تماشای فیلم دیدگاه خود را تغییر داده‌اند، اما سؤالات جدیدی در ذهن آنها وجود داشت و این چیزی بود که ما توانستیم به اشتراک بگذاریم.»