بیلی آیلیش، خواننده و ترانه سرا، یک واقعیت عاطفی احساسی دارد، تمایلی به پنهان کردن تجربه در پس تعبیر یا تظاهر.

این در موسیقی او و در Billie Eilish: The World's a Little Blurry ، مستند مدعی اسکار که او را در سفرش به سوی ستاره شدن جهانی دنبال می کند، آشکار می شود. در این فیلم به کارگردانی آر جی کاتلر ، آیلیش لحظات تاریک گذشته‌اش، ناامیدی‌های گاه به گاه به شهرت و یک ناامیدی عاشقانه بزرگ را سانسور نمی‌کند - عشق جوانی که در نهایت به نتیجه نمی‌رسد.

زمانی که برای اولین بار زمان بحث در مورد این مستند فرا رسید، آیلیش واقعیت را دوباره به ارمغان آورد و به مخاطبان هالیوود اعتراف کرد که از زمانی که این فیلم در شرف انتشار در اپل تی وی پلاس بود، احساس اضطراب می کرد.

بیلی آیلیش و گروه فیلمبرداری

او در یک پرسش و پاسخ پس از نمایش به شرکت کنندگان گفت: "من هیجان زده، ترسیده، عصبی، و نگران و امیدوار بودم." «این بازیگری نبود، من نقش یک شخصیت را بازی نمی کردم. این فیلم واقعی از زندگی من بود... این یک تعبیر بسیار واقعی و خوب از سه سالی بود که شما آن را فیلمبرداری می کردید، یا هر چقدر هم که طولانی بود، و واقعاً ترسناک است. به سختی می‌توان اطلاعات زیادی درباره زندگی خود به کسی گفت، چه رسد به اینکه آن‌ها را روی یک پلتفرم قرار دهیم تا به معنای واقعی کلمه هر کسی در جهان ببیند.»

زین لو، مدیر خلاق اپل موزیک، که بحث را تعدیل می کرد، گفت که میلیون ها نفر آن را دیده اند . کاتلر و والدینش، مگی بیرد و پاتریک اوکانل، که نقش برجسته ای در فیلم دارند، به بیلی روی صحنه پیوستند. تنها عضو خانواده مفقود شده (به جز سگ پپر و گربه میشا) فینیاس اوکانل، برادر بزرگتر بیلی و شریک ترانه سرایی بود.

«من عاشق فیلم هستم. من عاشق فیلم های مستند هستم، مخصوصاً. من در واقع از این ایده که در یکی باشم استقبال نکردم. اما من به عنوان یک بیننده می دانستم که ارزش مستندسازی را دارد. بنابراین به نوعی به نفع بیشتر بود.»

برد اعتراف کرد که نسبت به برخی از فیلم‌هایی که به ناچار وارد فیلم شدند، احساس خودآگاهی داشت.

بخش‌های بسیار سختی [برای تماشا] وجود داشت، زیرا خانه ما نسبتاً کوچک است – این یک خانه دو خوابه است – و ما اغلب داریم، فقط پر است، یک بلوک پر از چمدان، 12 چمدان که در حال باز کردن و بسته‌بندی مجدد هستند و جعبه‌هایی از چیزهایی که باید در آنها جستجو کنیم و اوضاع به هم ریخته است... و سپس بیلی یک یراق آلات و قفسه‌ها و قفسه‌های لباس وجود خواهد داشت. منظورم این است که یک خانه 1200 متری است. و سپس شما یک گروه فیلمبرداری در آنجا دارید. شما باید به نوعی قورت دهید، آنها فقط آشفتگی زندگی شما را خواهند دید."

بسیاری از لحظات صریح فیلم توسط خود مگی بیرد فیلمبرداری شده است.

مگی همیشه دوربین داشت و هنوز هم دارد. اوکانل گفت و بسیاری از فیلم‌ها متعلق به او بود. من واقعاً از همه اینها متاثر شدم، صمیمیت و در دسترس بودن بیلی برای شما و ما، دیدن آن فوق العاده بود. بیلی خیلی جوان بود، او در خانه زندگی می کرد، ما پدر و مادرش بودیم. اینطور نبود که ما وارد عمل شدیم – او باید پدر و مادر می داشت و ما آنجا بودیم. این یک چیز شگفت انگیز بود که باید از طریق آن زندگی کرد و هنوز هم یک چیز شگفت انگیز است که باید از طریق آن زندگی کرد، هر روز... شگفت انگیز است که مستند شده است.

کاتلر به ددلاین گفته است که همه طرف‌های فیلم از قبل توافق کرده‌اند که او فیلم نهایی را قطع کرده است. او گفت که همکاری آنها به یک همکاری عمیق تبدیل شد.

کاتلر در پرسش و پاسخ گفت: «رابطه بین تیم فیلم‌سازی و سوژه‌ها در طول زمان رشد می‌کند. «شما بیشتر و بیشتر همدیگر را می شناسید و نسبت به یکدیگر بازتر می شوید. و این هم در فیلمبرداری و هم چیزی است که سوژه‌ها می‌خواهند به شما نشان دهند، به معنای واقعی کلمه، و به جایی که می‌خواهند شما را ببرند و این ارتباط، که مبتنی بر اعتماد است، در طول زمان شکل می‌گیرد... بیلی و مگی و پاتریک و فینیاس بودند. آنقدر در دسترس از ابتدا است که مواد از ابتدا فوق العاده غنی است. اما با پیش رفتن فیلم، این موضوع عمیق‌تر می‌شود.»

ایلیش موافقت کرد: «این [روابط] همه ما خیلی خوب بود. "هیچ کس سعی نکرد به من احساس تهاجم را بدهد. اینطور نیست که بگویم برو بیرون، من نمی توانم اینجا باشم. هر بار می گفتم، "می توانم کمی جا داشته باشم؟" [آنها پاسخ دادند]، "آره، ما می رویم." و این واقعاً مهم بود که احساس کنم از من استثمار نمی‌شود، و احساس می‌کردم که کنترلم را در دست دارم و احساس می‌کردم حرفی برای گفتن دارم... اینطور نبود که مجبور به انجام آن کار شوم.»

در مصاحبه قبلی با Lowe که توسط Apple TV+ تهیه شده بود، آیلیش از محفوظ ماندن در مورد برخی از لحظات گنجانده شده در فیلم صحبت کرد.

او به یاد می آورد: "غریزه من این بود که بگویم، "اوه خدا، من به این نیاز دارم." "این، این، این، این، من آن را می خواهم - باید از خودم محافظت کنم. نمی‌خواهم کسی این را بداند...» واقعاً باید به خودم می‌گفتم: «خودخواه نباش. بگذارید این فیلم همان فیلمی باشد که هست.»

او این احساسات را در طول پرسش و پاسخ گسترش داد.

او گفت: «با این نوع چیزها، باید مثل خودت فکر نکنی، چون خودت می‌خواهی بروی، من نمی‌خواهم کسی مرا در لحظات بد ببیند، نمی‌خواهم کسی مرا آسیب‌پذیر ببیند یا عجیب به نظر بیایید یا لباس عجیبی روی تخت داشته باشید یا فقط از رختخواب بیرون بیایید. من نمی خواهم مردم مرا اینطور ببینند. شما باید به معنای واقعی کلمه خود را از آن رها کنید. من نمی خواهم وضعیت وحشتناکی را که در آن بودم ببینم. خجالت آوره. اما من فقط باید از منظر مخاطب به آن نگاه می کردم. و برای من کار کرد.»

در سرتاسر فیلم اجراهایی از آیلیش و فینیاس است که در سراسر جهان فیلمبرداری شده اند. اما سنگ محک موسیقی به فیلم کنسرت محدود نمی شود.

کاتلر گفت: «ما از لحظه اول در مورد آن صحبت کردیم که موسیقی قرار است احساسات، روایت و لحن را به هم منتقل کند. و در سرتاسر به همین شکل عمل خواهد کرد. کل این فیلم توسط بیلی و فینیاس ساخته شده است. این همه موسیقی آنهاست. خط زیرین هر صحنه همان ساقه هایی است که آنها به ما اعتماد کردند تا با آنها کار کنیم."

ایلیش گفت: «در مورد نوازندگی، من آن را بسیار دوست دارم، زیرا تمام موسیقی زیربنایی سازها و بخش‌های مختلف آهنگ‌های ما هستند. او نمونه‌ای را ذکر کرد که به‌ویژه او را تحت تأثیر قرار داد، لحظه‌ای که در حال بازگشت از کواچلا است، و از اینکه برخی از اشعار یک آهنگ جدید را فراموش کرده است، عمیقاً خجالت می‌کشد. موسیقی که او و فینیاس در زیر آن نمایشنامه می‌ساختند.

ایلیش خاطرنشان کرد: «آن صحنه ای از من در حال رانندگی از کواچلا به خانه وجود دارد، که یکی از وحشتناک ترین تجربیات زندگی من است، و من در برزخ بسیار عمیق و تاریکی از فضا بودم، [و صحنه بازی می کند] یک چیز. که من و فینیاس خلق کردیم... و وقتی فیلم را تماشا می‌کردیم، چشم‌هایم را به هم می‌ریختم، زیرا این موسیقی با موسیقی هماهنگ بود و بسیار شبیه ریتمیک بود.»

او شرکت در این مستند را به سریال تلویزیونی The Office تشبیه کرد ، جایی که تصور می شد از همه افراد حاضر در محل کار داندر میفلین به سبک واقعی فیلمبرداری می شود. آیلیش گفت اولین باری که یک برش خشن از سند را دید، مجبور شد آن را «17000 بار» مکث کند تا چیزی را از دست ندهد.

آیلیش گفت: « نمی‌دانم چند نفر «دفتر» را در اینجا تماشا کردند. و شما هرگز چیزی شبیه به آن را دریافت نمی کنید، جایی که می توانید دوباره زندگی خود را تماشا کنید. و من گفتم، "من آن را می خواهم!" و بعد متوجه شدم، و واقعاً دیوانه کننده است. من به نوعی می‌خواهم هشت مورد دیگر بسازم.»