در حالی که گلادیاتورها در سراسر کشور آماده می‌شوند تا یک بطری شراب را برای لذت بردن از  فینال رسوایی  امشب باز کنند، بتسی بیرز ، تهیه‌کننده اجرایی ، مانند خالق سریال شوندا رایمز، پایان نمایش را انکار می‌کند. اما همان‌قدر که تهیه‌کننده شوندالند می‌خواهد اولیویا پوپ و شرکتش به ماجراجویی‌های سیاسی فاسد خود ادامه دهند، نمایش باید به پایان برسد - و بیرز خودش را آماده می‌کند. ددلاین با بیر در مورد آنچه برای این شخصیت‌های معیوب در انتظار است، تأثیر درام بر فرهنگ پاپ، چگونگی شکستن موانع در مورد گنجاندن و تنوع و اینکه چگونه نمایش به مفهوم مشکل‌ساز «زنان دوست‌داشتنی» پاسخ می‌دهد، صحبت کرد. در تلویزیون

مهلت:  رسوایی  هفت فصل به طول انجامید و طرفداران بسیار وفاداری را به خود اختصاص داد و خود را به عنوان یک درام تلویزیونی نمادین تثبیت کرد. چگونه خود را برای  فینال بزرگ آماده می کنید؟

BETSY BEERS: من چیزی به نام انکار را دوست دارم. این واقعاً برای من خوب است، و شما تعجب خواهید کرد که چقدر می توانم واقعاً انکار را تمدید کنم. من فکر می کنم که من انفجارها و لحظاتی داشتم که متوجه شدم این نمایشی که سال ها پیش ساخته بودیم و من خیلی دوستش دارم [در حال پایان است]. ببینید، اکنون شروع به رسیدگی به آن می کنم. این خیلی بد است دینو. قبل از اینکه با شما صحبت کنم خیلی خوب کار می کردم. ( می خندد )

مهلت: این چیزی است که ما اینجا هستیم.

بیرز:  خیلی ممنون دکتر. بعد از این 250 دلار به شما می دهم. من صادقانه برای من فکر می کنم، اتفاقی که می افتد این است که به نوعی موج می زند. بیشتر اوقات فراموش می کنم که دور و بر نیست. سپس ناگهان یک انفجار اتفاق می افتد که من فکر می کردم، "اوه خدای من، این در واقع دارد اتفاق می افتد."

وقتی در حال فیلمبرداری بودیم رفتن به واشنگتن چیز بزرگی بود. این لحظات بود که به نوعی امواج به من برخورد کرد. فکر می‌کنم اکنون به شب پنج‌شنبه که نزدیک می‌شود نگاه می‌کنم - ما بیشتر از شب را صرف انجام همه کارهای رسوایی خواهیم کرد، و همه این رسوایی‌ها را جشن می‌گیریم - آن  موقع است که من واقعاً احتمالاً با تمام قوا با آن برخورد خواهم کرد.

مهلت: به نوعی مانند فارغ التحصیلی از دبیرستان یا کالج است.

بیرز:  من فقط می خواستم این را بگویم. این خیلی عجیب است. کاملا حق با شما است. فرض کنید با چند دوست در دبیرستان به مدرسه رفتید و سپس به همان کالج رفتید. حدودا هفت سال میرفتی درسته؟ پس حق با شماست. منظورم این است که این یک نوع تجربه مشابه است، و من به طرز عجیبی احساس می‌کنم مثل پدر و مادری که بزرگ شدن بچه‌هایشان را تماشا کرده‌اند... و آنها به‌عنوان بچه‌های نوپا شروع می‌کنند و وقتی کارتان تمام می‌شود، به خانه می‌آیند و لباس‌هایشان را می‌شویند. و همه بزرگ شده اند، اما می روند و دلت برایشان تنگ می شود. بنابراین این نوع صمیمیت و صمیمیت شما با دوستان در طول هفت سال است.

مهلت: زمانی که نمایش برای اولین بار شروع شد، و خیلی سریع ذهن شما را به خود جلب کرد، اما چه زمانی متوجه شدید، "اوه خدای من، رسوایی این موضوع بزرگ است.

بیرز:  به طرز عجیبی فکر می‌کنم دوستانی دارم که تماس می‌گیرند و در واقع از همان لحظه شروع بازی ما خشمگین بودند، اما این پنی برای من کاملاً کم نشد تا اینکه بعد از فصل دوم، قسمتی که فیتز در آن فیلمبرداری می‌شود. و ما خیلی سخت کار کردیم تا مطمئن شویم این قسمتی بود که ما تبلیغ کردیم. من با ABC صحبت کردم و ما این قسمت را هدف قرار دادیم و گفتیم که این اپیزود که همه ما احساس می کردیم فوق العاده جسورانه است زیرا هفت یا هشت قسمت از فصل دوم زندگی یکی از قهرمانان اصلی خود را به خطر انداختیم.

من به جاهایی می رفتم و یکی از آن لحظات بود و مردم در یک مهمانی به من نگاه می کردند و می گفتند: "باورم نمی شود به فیتز شلیک کردی - نمی توانم باور کنم که به او شلیک کردی." قطعاً می‌توانم بگویم که واقعاً تا فصل دوم به من نرسید.

مهلت: اولیویا پوپ به یک نماد تلویزیونی تبدیل شده است. فکر می‌کنید سفر او چگونه سیاست و فضای اجتماعی را در هفت فصل تا پایان فیلم منعکس کرده است؟

بیرز: می دانید، من فکر می کنم پاسخ های متفاوتی برای این سوال وجود دارد. واقعاً سؤال خوبی است. من فکر می کنم آنچه در مورد اولیویا واقعاً جالب است این است که دنیای اولیویا در طول هفت فصل بیشتر و بیشتر لایه لایه و پیچیده شده است. برای من، بسیاری از سفرهای اولیویا و بسیاری از شخصیت های فیلم Scandalدرباره زمانی است که شما در معرض قدرت قرار می گیرید، چگونه قدرت شما را تغییر می دهد، و سپس چگونه می توانید از قدرت به جای اهداف خود برای خیر استفاده کنید - من نمی خواهم بگویم بد. و فکر می‌کنم چیزی که تماشای آن برای من شگفت‌انگیز بود، اول از همه، این است که اولیویا چیزهای زیادی را پشت سر گذاشته است که وقتی به قسمت‌ها و سفر شخصی که طی کرده و روابطی که تغییر کرده است نگاه می‌کنید، به نوعی شگفت‌انگیز است. اما همه شخصیت‌ها، و همچنین اولیویا، همگی در لحظاتی مواجه شده‌اند که توسط جنبه منفی قدرت وسوسه شده‌اند.

من فکر می‌کنم تماشای اولیویا شگفت‌انگیز این است که من با تک تک مراحل راه با او ارتباط برقرار کرده‌ام - همانطور که با سایر شخصیت‌ها ارتباط برقرار کردم. اما با تمرکز بر اولیویا... او با این کار شروع کرد که همیشه می خواست آنچه را که توسط مشتریش درست است انجام دهد، و سپس رشد کرد و شروع به انجام آنچه که برای کشور مناسب بود کرد. کشور مشتری او شد.

بنابراین من به نوعی احساس می‌کنم که او تمام جنبه‌های مثبت و منفی مختلف مفهوم بیضی را تجربه کرده است. چه اتفاقی در بیضی می افتد، چگونه بیضی افراد را تغییر می دهد - این چیزی است که مردم دائماً در مورد آن صحبت می کنند. و فکر می‌کنم اگر همین الان به دنیا نگاه کنم، خیلی راحت است که کسی گاهی اوقات از منظره‌ای فوق‌العاده گیج‌کننده می‌گذرد، و می‌توانم او را دنبال کنم و سفرش را دنبال کنم، و هنوز هم بفهمم که احتمالاً راهی وجود دارد. شما می توانید نور را پیدا کنید و حقیقت را بگویید و سپس مقداری.

مهلت: شخصیت‌های فیلم Scandal  بسیار ناقص هستند و مانند بسیاری از ما در زندگی واقعی - برخی از ما بیشتر از دیگران، کامل نیستند. اما آیا فکر می کنید که برای هر یک از آنها رستگاری وجود دارد؟ من لزوماً نمی خواهم بگویم که در پایان همه چیز باید در یک کمان گره بخورد، اما آیا برای اعمال همه رستگاری وجود دارد؟

آبجو: میدونی چیه؟ من دوست دارم بعد از پایان پایانی در مورد آن با شما صحبت کنم - زیرا فکر می کنم شیوه ای که فینال به سفرهای هر یک از این شخصیت ها می پردازد واقعاً ظریف، زیبا و فوق العاده راضی کننده است. و این چیزی است که من در مورد فینال خواهم گفت.

[همه شخصیت‌ها] در نقاط مختلف به یک دوراهی رسیده‌اند که می‌گویند: «در این موقعیت چه می‌کنی؟» و همه آنها مجبور شده اند این انتخاب های بسیار مهم را انجام دهند. به ابی نگاه می‌کنم - فکر می‌کنم ابی برای مدت‌های طولانی به قطب‌نمای اخلاقی‌اش محکم و استوار بود، اما در آن شغل، وقتی با تصمیم‌هایی روبه‌رو شد که فکر می‌کرد بهترین هستند، بعداً کارهایی انجام داد که پشیمان شد. یا احساس بدی داشت فکر می‌کنم می‌توانم با تک تک این شخصیت‌ها ارتباط برقرار کنم، و آن لحظه که با یک تصمیم تقریباً غیرممکن روبرو می‌شوید، می‌گویید: «چه کار کنم؟» بنابراین من فکر می‌کنم در طول سریال، هر شخصیت حسابرسی داشته است.

مهلت: رسوایی  موانعی را در مورد داستان سرایی از طریق یک لنز بسیار فراگیر شکسته است. فکر می کنید که Scandal برای فراگیر شدن و به تصویر کشیدن افراد رنگین پوست، زنان، اعضای جامعه LGBT و سایر گروه های به حاشیه رانده شده چگونه عمل کرده است؟

بیرز:  مطمئناً امیدوارم، مانند تمام نمایش هایی که ما تولید می کنیم، دنیایی را نشان دهیم که در آن آدم های مختلفی را می بینید. من امیدوارم که مردم از رسوایی دور کنند این است که مردم مردم هستند و یک زن قوی یک زن قوی است. این چیزی است که زندگی به نظر می رسد. این چیزی است که دوستی به نظر می رسد. عاشق شدن به کسی شبیه این است. این چیزی است که همه ما شبیه آن هستیم.

مهلت: اصطلاح "زن قوی" برای اشاره به یک شخصیت در یک نمایش ظاهرا قدیمی است و  Scandal  نمایشی است که گفتن "قوی" را غیرضروری کرده است زیرا زنان بدون گفتن قوی هستند. به ندرت می شنوید که مردم برای توصیف شخصیت یک شخصیت در یک برنامه می گویند "مرد قوی".

من با شما مخالف نیستم من این حیوان خانگی دیگر را نیز دارم که در مورد آن زیاد صحبت کرده ام. کلمه "دوست داشتنی" من از کلمه "دوست داشتنی" متنفرم. من نمی فهمم چرا باید نام یک شخصیت را توصیف کنید تا "دوست داشتنی" باشد. من نمی دانم این به چه معناست، و همچنین هرگز نمی شنوید که مردم در مورد مردان دوست داشتنی صحبت کنند. نیازی نیست که یک زن را دوست داشتنی تر کنید تا مردم او را به خاطر هر نقص احتمالی ببخشند. او یک شخص است.

یکی از چیزهای مهم در مورد نویسندگی شاندا، نوشته در سریال، بازیگران و نحوه نمایش این شخصیت ها دقیقاً همان چیزی است که قبلاً می گفتید. این شخصیت ها انسان هستند. آنها انسان‌ها، ناقص، خنده‌دار و زیبا هستند، و کارهایی انجام می‌دهند که گاهی قابل پیش‌بینی نیستند، اما از دل می‌آیند و از جایی می‌آیند که منطقی است، زیرا آنها شبیه مردم هستند. آنها مثل ما هستند و هیچ کس همیشه دوست داشتنی نیست.