نیکی فینکه ، بنیانگذار ددلاین و سردبیر سابق، با هالیوود زوال عقل، یک وب سایت جدید که به داستان های تخیلی نمایش بیز نوشته شده توسط خودی هالیوود اختصاص دارد، راه اندازی شده است. او به من می گوید که سایت امروز با پیشنهادات برترام فیلدز، وکیل هالیوود، بیل شفت، نویسنده ارشد دیوید لترمن، آنتونیا بوگدانوویچ (دختر پیتر بوگدانوویچ و پولی پلات)، و نویسندگان تلویزیونی و داستانی پیتر لفکورت، سینتیا مورت، جی آبراموویتز شروع به کار کرد. و تام موسکا. در اینجا طعم آثار داستانی خود فینکه را می بینید. قوی است و برای افراد ضعیف نیست، اما آیا از او انتظار ظرافت داشتید؟ اگر می‌خواهید سایت او را امتحان کنید، یک لینک در پایان وجود دارد. او با یک دیوار پرداخت شروع می‌کند و برای هر داستان یک دلار هزینه می‌گیرد تا بتواند به مشارکت‌کنندگانش بپردازد.

مردن روی تخت از ناخن

نویسنده: نیکی فینکه

مردانی که مدیریت مندلسون را اداره می‌کنند می‌خواستند زنان فقط ساکت شوند و کارهای زشت خود را انجام دهند. آن موقع بود که ش*ت به فن برخورد کرد.

تعداد انگشت شماری از مدیران زن که در همان شرکت مدیریت کار می کردند، گروه رو به رشدی از استعدادهای جوان داغ را کنترل می کردند که هالیوود تازه شروع به التماس آنها کرده بود. زنان در ابتدای کار خود با این بازیگران و هنرپیشه‌ها قرارداد امضا کرده بودند و هر حرکت آن‌ها را از نردبان بالا می‌کشیدند تا زمانی که دستمزدهای هنگفت و ویژگی‌های موفق در اختیارشان قرار گرفت. این روش مدیریت مندلسون بود: پرورش استعداد. متأسفانه، آنچه روش مندلسون نبود، پرورش مدیران زن بود.

تبدیل این هزاره های زن از کارمندان حقوق بگیر به مدیران ستاره به قدری زیرکانه اتفاق افتاد که از دید شرکای میانسال شرکت که در عوض چشمان خود را محکم تر به نتیجه و همچنین به الاغ های چاق خود دوختند، دور ماند. نتیجه این بود که مندلسون تا حد زیادی بدترین شرکت مدیریتی بزرگی بود که در آن بازی مردانه در هالیوود برای زیر پا گذاشتن زنان به کار می رفت: تبعیض جنسی نهادینه شده.

مندلسون هرگز شریک زن نداشته است. هرگز حتی یک زن در برنامه آموزشی آن وجود نداشت. در عوض، تقریباً هر مدیر زن در شرکت به عنوان منشی شروع به کار کرده بود و علی‌رغم سیستم حاکم، ارتقا یافت. این یک نوع موقعیت دخترانه ایجاد کرد. به جای دشمنان زن رایج در استودیوها یا شبکه ها یا آژانس های هالیوود، زنان مندلسون BFF بودند و واقعاً یکدیگر را دوست داشتند. آن‌ها حتی به‌عنوان یک تیم کار می‌کردند و مشتریان خاصی را به اشتراک می‌گذاشتند و آنها را با هم جفت می‌کردند تا جایی که برای هالیوود تشخیص اینکه دقیقاً مشتری کیست برای هالیوود سخت شد. اما با تبدیل شدن مشتریانشان به افراد مشهور، این مدیران زن نیز چنین شدند.

زنان دارای ویژگی های شخصیتی مشترک بودند. آنها بی امان و نفرت انگیز بودند، تا جایی که هالیوود شکایت کرد که آنها عوضی هایی هستند که پاشنه های پلت فرم دارند. اما همین ویژگی ها از آنها مدیران بزرگی نیز ساخته است. هیچ یک از آنها با پول یا ارتباطات بزرگ نشده بودند. نه می توانستند به ظاهر خود تکیه کنند. آنها اغلب کوتاه و نسبتا ساده بودند. در واقع مربی آنها یک بار به تنها زیباروی آنها دستور داد موهای بلند و مواج قهوه‌ای رنگش را کوتاه کند. ("زیرا اگر با مردی سر و کار دارید، او نمی‌داند که شما را دعوا کند یا به عنوان مدیرش امضا کند. و اگر یک زن باشد، او شما را در کنار همسر یا دوست پسرش نخواهد داشت. پس قطع کنید. موهایت.")

زنان مندلسون آنچه را که از نظر ظاهری یا قامتی فاقد آن بودند، به شکلی تکان دهنده جبران کردند. هیچ یک از آنها فرزندی نداشتند و فقط تعداد کمی از آنها با معشوق یا همسرشان اذیت می شدند. آنها همچنین از همه این شایعات شانه خالی کردند، مثل اینکه با انجام دادن ضربات پیچشی روی انگشتان پا یا خوردن ماهرانه حشره، مشتریان خود را تضمین کردند. (در واقع، این فقط در مورد دو نفر از آنها صادق بود.) نه، چیزی که واقعاً باعث عصبانیت خانم ها شد این بود که می دیدند همتایان مرد خود که در همان زمان در شرکت شروع به کار کرده بودند - پانک ها یا پوتزها - سریع تر بلند شدند و دستمزد بیشتری دریافت کردند.

آن چند بار که مدیران زن از رفتار حقیرانه خود توسط The Prick Club به قول زنان شکایت می کردند، مندلسون Powers That Be شانه بالا می انداخت و سایه می انداخت. "او روی پارچه است." "او یک توپ‌باز است." "او بداخلاق است." و غیره.

وضعیت زنان در مندلسون رو به وخامت بود. شریکی از یکی از زنان خواست که به خانه یک بازیگر اصلی که حتی در آن حضور نداشت برود و به او کمک کند تا برای فیلمبرداری لوکیشن آماده شود. رئیس پیشنهاد کرد: برای او بسته بندی کنید. به او کمک کنید آرام شود. اجازه دهید او شما را در الاغ بکوبد.» مدیر زن دیگری که درخواست کرد به دفتری که توسط یک مدیر مرد تخلیه می‌شد نقل مکان کند، گفته شد: «ما آن دفتر را برای شخص مهم‌تری ذخیره می‌کنیم. علاوه بر این، اینطور نیست که به یک کاناپه ریخته گری نیاز داشته باشید.» وقتی یک مدیر زن مستقیم خانه اولش را رهن گرفت، یکی از شرکای زندگی او را در راهرو متوقف کرد تا بپرسد: «زنی که تنها در یک خانه زندگی می کند؟ اگر توالت فرنگی سرریز شود چه اتفاقی می افتد؟ معشوق لزبین شما درستش می کند؟ او پاسخ داد: «احتمالاً همان چیزی که وقتی مردی در آنجا زندگی می‌کند اتفاق می‌افتد: فروش خانه‌اش.»

زمانی بود که یک مدیر زن در نظر داشت نقشی را به عنوان یک بازیگر جوان نقش آفرینی کند که یک نقطه گیر معامله به بند برهنگی تبدیل شد.

مدیر به یکی از شرکای خود گفت: «او نمی‌خواهد برهنگی کند.

او اشاره کرد: "اما این یک قلاب است."

او پاسخ داد: "برای من مهم نیست که این یک قلاب است." "او برهنگی نمی کند."

شریک با بهترین صدای دلال خود گفت: "عزیزم، بگذار به تو بگویم." «اگر همسرم بدن تو را داشت، برهنه از گلسون خرید می‌کرد. هرازگاهی بیور کوچک چیست؟»

و یک مدیر زن هرگز جلسه ای را در دفتر شریک خود که به تازگی کاملاً به رنگ بژ تغییر داده شده بود، فراموش نکرد. وقتی کانفاب از هم پاشید، چهره مدیر زن دردناک به نظر می رسید.

"مشکلی با تو هست؟" شریک قفل کرد.

زن ضعیف گفت: نه. من فقط می خواهم کمی بیشتر روی این مبل بنشینم.

شما نمی توانید. من یک تماس کنفرانسی محرمانه دارم، "او پاسخ داد.

وقتی او هنوز حرکت نمی کرد، او مشکوک شد و سپس متوجه یک لکه قرمز در حال پخش روی مبل زیر دامن او شد. زن پریودش شروع شده بود. شریک جیغ زد: "اوه خدای من." "حال به هم زنه! و سراسر مبل جدیدم!» او برای اینکه بیشتر زن را از پا درآورد، فوراً آنچه را که برای شرکای او و هر کس دیگری در دسترس بود، گفت.

حادثه پس از حادثه، آگهی تهوع.

مندلسون Powers That Be که از عوضی کردن عوضی ها خسته شده بود، تصمیم گرفت که تنها راه مقابله با آن این است که زن را در مقابل زن قرار دهد. یا همانطور که به یکدیگر توصیف کردند، گاو در برابر گاو. بنابراین آنها به این نتیجه رسیدند که چیزی که لازم است حذف کوچک گله است.

برای مطالعه بیشتر، سایت نیکی را امتحان کنید.