آیا ریان جانسون فرنچایز جدیدی با Knives Out ایجاد کرده است ؟ با فروش بیش از 40 میلیون دلاری در افتتاحیه آخر هفته در روز شکرگزاری، ممکن است به اوج های سرگیجه آور آخرین فیلم او، جنگ ستارگان: قسمت هشتم 2017 - آخرین جدای نرسیده باشد ، اما Knives Out هنوز در سال 2019 جانوری کمیاب است. یک داستان اسرارآمیز قتل اصیل که بدون زحمت مخاطبان را به خود جذب می کند. جانسون با الهام از آثار کلاسیک آگاتا کریستی به میراث این ژانر ادای احترام می کند و در عین حال آن را به دوران مدرن می کشاند. تصور ماجراجویی‌های آینده برای کارآگاه مرکزی او، بنوا بلان ، دانیل کریگ ، کار سختی نیست.

مهلت: یک فیلم ضعیف در تماشای دوم به هنر خود خیانت می کند، جایی که مخاطبان به دنبال هدایت نادرست فیلم در طول معمای هستند. Knives Out کاملاً متفاوت است.

ریان جانسون : اوه، خدا را شکر [می خندد].

مهلت: در این مورد، شما فقط با درک بهتری از همه سرنخ‌های کوچکی که رها می‌کنید، و مکانیزم‌هایی که بین آن‌ها بافته‌اید، باقی می‌مانید.

جانسون : ما چیزهای کوچکی در آنجا ساختیم، بله. من فکر می‌کنم مهم است، حتی در اولین مشاهده - حتی اگر چیزهایی وجود داشته باشد که تا زمانی که دوباره آن را نبینید، آنها را متوجه نمی‌شوید - که شما به‌عنوان یک مخاطب، تا این حد با آن هماهنگ باشید. شما چیزهای زیادی را انتخاب خواهید کرد، حتی اگر هنوز ارتباط آنها را ندانید.

جیمی لی کرتیس، کریستوفر پلامر و دان جانسون در فیلم Knives Out

و فقط به عنوان طرفدار whodunits، می‌دانم که آن صحنه بزرگ خاتمه در پایان، جایی که شما افشاگری‌های خود را انجام می‌دهید، تنها زمانی راضی‌کننده است که احساس کنید در حال اتصال نقاطی هستید که تشخیص می‌دهید. این صحنه تشخیص است و تمام رضایت از آنجا ناشی می شود. بنابراین، کاشت آن‌ها به وضوح بسیار سرگرم‌کننده است، و چیزهای کوچکی وجود دارد که من به آنها افتخار می‌کنم که احتمالاً فقط در دومین تماشای خود متوجه خواهید شد.

مهلت: چه ترفندی برای ساختن داستانی از این دست وجود دارد، جایی که باید سرنخ‌های مهمی را در آن گنجانده باشید تا مخاطب احساس نکند از هر افشاگری فریب خورده است، اما به همان اندازه، نمی‌خواهید خیلی زود آنها را تشخیص دهد؟

جانسون : خب، ترفند من این بود که در اوایل فیلم، علناً به تماشاگران بگویم: «نگران نباشید آن را بفهمید». برای انجام این قمار روایی که در آن اساساً به مخاطب می گوییم: «این به این نیست که بفهمیم چه اتفاقی می افتد. ما می خواهیم به شما نشان دهیم که چه اتفاقی افتاده است. این یک ترن هوایی است، نه جدول کلمات متقاطع.» این یک نوع ترفند من بود.

اما همچنین، من امیدوارم که بر خلاف متمایل شدن به بازی سر پازل، به بازی مبتنی بر هیچکاک متمایل شوید. آنها در خطر هستند.» این سفری است که امیدواریم با دیدن آن شما را درگیر خود کند، و این موتور واقعی فیلم است، بیشتر از کشف کردن Whodunit.

سپس، برای من، این واقعیت که همه چیزهای whodunit دنبال می‌شوند و کار می‌کنند و راضی‌کننده هستند، حدس می‌زنم که نوعی سس است. فیلمی که قبل از هر چیز به عنوان یک فیلم کار می کرد، نکته مهم بود.

مهلت: روند نوشتن شما در Knives Out از کجا شروع شد؟

جانسون : من از نظر ساختار و ژانر از یک مکان بسیار انتزاعی شروع می کنم. این ژانری است که من آن را دوست دارم، اما فکر می‌کنم تنها ضعف آن این است که می‌تواند مجموعه‌ای از سرنخ‌ها باشد که منجر به یک شگفتی بزرگ شود. بنابراین، فکر اولیه به همین سادگی بود که آیا می‌توانید موتور یک فیلم هیجان‌انگیز هیچکاک را وارد کنید، و همچنان تمام لذت‌های ضروری یک whodunit را داشته باشید؟ آیا می توانید کیک خود را هم بخورید و بخورید؟

پیدا کردن شکلی برای نحوه کار کردن به نوعی اولین قدم بود، اما بسیار به صورت انتزاعی. سپس، تنها زمانی که آن را داشتم، شروع به بزرگنمایی و کشف کردم، خوب، من شخصیت‌ها را مطابق با نیازهای داستان می‌سازم. بنابراین، این بدان معناست که من به یک شخصیت اصلی دلسوز نیاز دارم، و این رابطه او با خانواده را معنا می کند. بعد، یعنی قاتل، من می‌خواهم این کار را با او انجام دهم. بنابراین، اساساً از آنجا شروع به بزرگنمایی کردم.

مهلت: آیا این نوع تفکر انتزاعی در نهایت شخصیت هایی را که می خواهید بررسی کنید نیز مشخص می کند؟

جانسون : خیلی زیاد. من هرگز با شخصیت شروع نمی کنم. من با ساختار و داستان و موضوع شروع می کنم و به نوعی اسکلت خود را می سازم. به این ترتیب، می‌توانم شخصیت‌هایم را بر اساس نیازهای خاص داستان بسازم. فیلمسازانی وجود دارند که مطمئنم این کار برایشان بی معنی است، اما برای من همیشه این کار را انجام داده ام. این تنها راهی است که می توانم به آن نزدیک شوم، مخصوصاً با چنین چیزی که باید یک ساعت سوئیسی باشد.

ددلاین: فکر می‌کنم اگر کارها را برعکس انجام می‌دادید، ممکن است در نهایت به بوکس بپردازید…

جانسون : یا فقط دیوانه شدن [می خندد]. من فکر می کنم که همچنین، به اندازه کافی باهوش نیستم که این کار را برعکس انجام دهم. خیلی زود در علف های هرز گم می شدم. من به یک نقشه نیاز دارم چون می‌خواستم فیلم در پایان برای مخاطب راضی‌کننده باشد، با آن خط تمیز و پررنگ از ابتدا تا انتها.

می‌دانم که اگر ابتدا به جزئیات جنایت یا ماجراجویی می‌پرداختم، یا حیله‌ای که آنها چگونه این کار را انجام می‌دادند، واقعاً به سرعت از دست می‌دادم. برای من، چیزی که در مورد یک پایان خوب راضی کننده است این است که چگونه با همان ابتدا طنین انداز می شود، و چگونه آن موضوع در هر نقطه از راه مورد توجه قرار گرفته است. و من آنقدر باهوش نیستم که بتوانم آن را پیگیری کنم، اگر نقشه راه برای شروع نداشته باشم.

مهلت: این می تواند یک ژانر نابخشودنی باشد.

جانسون : آره. این می تواند ایرادات داستان سرایی و همچنین ایرادات منطقی را خیلی سریع آشکار کند. قتل با مرگ، آن را مانند یک whodunit بزرگ نیست - این یک pastiche از whodunits است. من آن را دوست دارم، هر چند، عزیزم. صحنه ای خارق العاده در پایان وجود دارد که در آن شخصیت ترومن کاپوتی تمام بزرگترین کارآگاهان جهان را جمع کرده است. بنابراین، شما پیتر فالک را دارید که فیلیپ مارلو را کانالیزه می کند، دیوید نیون و مگی اسمیت را در نقش دیک و دورا دارید. همه آنها زیر یک سقف هستند، و او اساساً آنها را در تعقیب غازهای وحشی هدایت می کند - و سپس، در پایان، آنها را کاملاً به خاطر گناهانشان در برابر خوانندگان مورد سرزنش قرار می دهد، و هر چیزی را که تا به حال در مورد whodunits ناامید کننده یافته اید، بیان می کند. معرفی شخصیت‌هایی که هرگز نامشان را نشنیده‌اید، با پنهان کردن اطلاعات حیاتی، می‌تواند ناامیدکننده باشد. اما پس از آن، اگر آن را به خوبی انجام شود، هیچ چیز مانند لذت بردن از whodunit خوب وجود ندارد.

دنیل کریگ، لیکیت استنفیلد و نوآ سیگان در فیلم Knives Out

آگاتا کریستی… در کنار کتاب مقدس، او پرفروش‌ترین کتاب بعدی است. بنابراین، عجیب است که بگوییم او دست کم گرفته شده است، اما من احساس می‌کنم که او به اندازه کافی قدردانی نمی‌کند - فراتر از نقشه‌هایش، یا ترفندهای نقشه‌هایش، و اینکه چقدر کتاب‌هایش خوب هستند - از کاراکتر و نحوه کار در آنها که می سازند. آنها داستانی فراتر از کار پازل در آنها می سازند. و در نهایت، این باید باشد.

این چیزی که من در مورد چاقوها صحبت می‌کردم ، جایی که سعی کردم موتور دیگری را در ماشین قرار دهم... همه بهترین کتاب‌های او، به هر شکلی، این کار را انجام می‌دهند. And then There Were None اساساً یک فیلم اولیه اسلشر است. این یک فیلم ترسناک است، اساسا. قتل‌های ABC یک فیلم قاتل زنجیره‌ای است و او کار بسیار مشابهی را انجام می‌دهد که در اولین سکانس آن، با قاتل زنجیره‌ای روبرو می‌شوید و می‌بینید که آن‌ها در حال برنامه‌ریزی چیز بعدی هستند – و اینها مکانیزم‌های آن هستند، تا اینکه آنها نیستند. او واقعاً در این کار ماهر بود.

مهلت: وقتی شروع به فکر کردن در مورد Knives Out کردید، آیا در حال خواندن یا تماشای سایر Whodunits بودید؟ آیا از آن سوراخ خرگوش پایین رفتی؟

جانسون : نه واقعاً، زیرا من این کار را با whodunits انجام داده‌ام. من از کودکی آنها را می خواندم، این چیزی است که همیشه به آن باز می گردم. به نظر من تحقیق و مطالعه کتاب های خاص مفید نیست. برای من مفیدتر است که دیدم را تار کنم، و به‌طور کلی‌تر به آنچه در این ژانر دوست دارم فکر کنم - تقریباً یک دید ایده‌آل از آنچه در مورد این ژانر برای من کار می‌کند ایجاد کنم، و سپس آن را بگیرم و تنظیم کنم. به عنوان تیر دروازه من در غیر این صورت، ممکن است خطر ایجاد تکه تکه ای از موارد از منابع دیگر وجود داشته باشد. برای من، خیلی بیشتر در مورد این است که در قلب آنچه در مورد این ژانر واقعاً برای من طنین انداز است.

مهلت: به نظر می رسد که شما همیشه بر روی چیزی در فیلم های خود ساخته اید - که آنها با آگاهی از آنچه قبلاً اتفاق افتاده ساخته شده اند.

جانسون : خب، امیدوارم که این از عشق به چیزی باشد که روی آن کار می کنم، و فقط عشق عمیق به این ژانر. اگر با یک ژانر کار می‌کنم، به این دلیل نیست که احساس می‌کنم «چطور می‌توانیم این چیز غبارآلود را برداریم و روی سرش بچرخانیم؟» اگر من با یک ژانر کار می کنم، به این دلیل است که آن ژانر برای من کار می کند، و من سعی می کنم از آنچه در ژانر قدرتمند است برای اهدافم استفاده کنم. من سعی می‌کنم از آنچه در آن عالی است و آنچه در مورد آن مؤثر است، استفاده کنم، و این به معنای تلاش برای درک عمیق آن است - و همچنین، عمدتاً فقط تشخیص، در سطح بسیار شخصی، در تلاش برای مهار آن چیزی است که با آن ارتباط برقرار می‌کنم. .

مهلت: شما همچنین واقعاً whodunit را در اینجا مدرن کردید و آن را از دوران کریستی خارج کردید در حالی که هنوز به آن میراث غنی اذعان دارید.

جانسون : مسئله این است که کریستی همین کار را کرد. خنده دار است، همه چیز به عقب برمی گردد. من فکر می‌کنم از آنجایی که ما اغلب از دریچه فیلم‌های دورهمی‌مان می‌بینیم که کتاب‌های او به نوعی بی‌زمان هستند. و آنها نبودند. او در لحظه ای که می نوشت خیلی برای جامعه می نوشت. او با جامعه معاصر خود درگیر بود.

جیدن مارتل و کی کالان در «چاقوها بیرون»

ایده نه تنها قرار دادن یک پوسته مدرن بر روی یک فرم قدیمی، بلکه واقعاً به کار بردن آن فرم برای امروز و وصل کردن آن به سال 2019 - روشی که او در آن زمان انجام می داد و اکنون این کار را انجام می داد - به معنای انجام کاراکترهایی است که فقط امروز می توانستند وجود داشته باشند. این هیجان انگیز به نظر می رسید، و سپس به کار بردن روشی که رازها به طور سنتی مجرای بسیار خوبی برای صحبت در مورد کلاس بوده اند، و اعمال آن در آمریکا در سال 2019، سرگرم کننده به نظر می رسید.

ددلاین: چه مقدار از تفسیرهای فیلم از تجربه شما از رسانه های اجتماعی در چند سال گذشته ناشی شده است؟

جانسون : برخی از موضوعات سیاسی فوری به وضوح از چند سال گذشته منشعب شده‌اند، اما به طرز عجیبی، پایه‌های اصلی درباره چیست - مارتا به عنوان یک شخصیت، و نحوه اعمال آن در خانواده - من برای آن داشتم. سالها و سالها درست قبل از انتخابات. که همیشه در استخوان آن بوده است.

و برای من، کمتر در مورد سیاست صحبت می شود. بیشتر به طور کلی در مورد ضعف اساسی انسان در اسطوره سازی خود صحبت می کنیم، به گونه ای که به شما امکان می دهد دروازه قلعه را ببندید. برای من، و دیدن آن در طیف وسیعی از شخصیت‌ها در سراسر طیف سیاسی، بسیار جالب‌تر است.

من همچنین می‌خواستم طیف گسترده‌ای را بررسی کنم، و اگر بخواهم محافظه‌کاران را بررسی کنم، به این معنی است که به لیبرال‌ها هم می‌پردازم. اینطور نیست که فیلم با هر دو طرف موضوعی که در مورد آن صحبت می کند همدردی می کند - دیدگاه بسیار مشخصی در مورد آن دارد. اما به‌عنوان یک لیبرال هالیوود، به‌عنوان یک لیبرال هالیوود، تشخیص نارسایی‌های انسانی در خودم و خود متهم کردن، فوق‌العاده مهم است.

مهلت: جدول زمانی شما برای جمع آوری این موضوع چه بود؟

جانسون : منظورم این است که من می‌خواستم برای همیشه یک Whodunit انجام دهم. سپس، حدود 10 سال پیش، ایده اصلی برای این، شکل، داشتم و مفهوم آن را نوشتم. سپس، از آن زمان به نوعی آن را می جوم. اما در ژانویه 2018، درست پس از انتشار The Last Jedi ، نشستم و آن را خیلی سریع نوشتم. من آن را در حدود شش ماه نوشتم، و سپس فیلم را تا کریسمس بسته بندی کردیم. خیلی خیلی سریع جمع شد، بیشتر به این دلیل که دنیل [کریگ] برای آن ثبت نام کرد و یک پنجره بسیار کوتاه داشت که قبل از رفتن به دنیای باند در دسترس بود.

ددلاین: آیا در حین نوشتن بازیگران خاصی را مد نظر داشتید؟

جانسون : نه، نه واقعا. من به نوعی یاد گرفته ام که این کار را نکنم زیرا به ناچار آنها در دسترس نخواهند بود و شما غمگین خواهید شد. بنابراین، من فقط کاراکترها را به صورت یک لوح خالی می نویسم و ​​سپس با مری ورنیو، مدیر بازیگرانم، می نشینم و بفهمم چه کسی در دسترس است، و شروع به ساختن نمایشنامه می کنم.

مهلت: شما با دانیل شروع کردید.

جانسون : آره. ثبت نام او دلیلی است که ما توانستیم فیلم را بسازیم. او علاوه بر اینکه یک ستاره سینماست، یک بازیگر خارق‌العاده است که واقعاً مورد احترام است، بنابراین فکر می‌کنم او برای جذب استعدادهای با کیفیت بالاتر به پروژه خدمت کرده است.

مهلت: تصور اینکه کریگ در نقش یک کارآگاه جنوبی مانند بنوا بلان بازی می کند، ممکن است کمی جهش به نظر برسد.

جانسون : موضوع همین است. منظورم این است که او در نقش باند عالی است. در این سالها او را در چیزهای دیگری دیده بودم. بدیهی است که اخیراً لوگان لاکی بوده است، جایی که می بینید او مایل است به نوعی خوش بگذراند و کمی گیج تر شود. من او را روی صحنه دیده بودم.

من فقط می دانستم که او یک بازیگر بزرگ است، و همچنین، من احساس کردم که او واقعا مشتاقانه منتظر فرصتی برای تفریح ​​است. به طوری که، خیلی بیشتر از این ایده که به نوعی در مورد اینکه چگونه مردم او را درک می کنند، انگیزه ایجاد کرد. من تازه این حس را پیدا کردم که او واقعاً آماده است که با این یکی بازی کند و او این کار را کرد.

ددلاین: چگونه برای نقش مارتا به آنا د آرماس آمدید؟

جانسون : من او را در Blade Runner 2049 دیده بودم، اما واقعاً با کار او آشنا نبودم. این مری بود که او را جلب کرد و گفت: "این دختر واقعاً چیز خاصی است، باید به او نگاه کنید." من به کارش نگاه کردم و می‌توانستم بگویم که او واقعاً خوب است، اما آنا را در گوگل جستجو کردم و عکس‌های جذابی از او دیدم و دقیقاً مثل این گفتم: «نه، او کاملاً در اشتباه است.» سپس، من با او ملاقات کردم و او را خواندم، و او بسیار حق داشت. او علاوه بر اینکه فقط یک بازیگر فوق‌العاده ماهر است، آن چیز غیرقابل تعریفی را در چشمانش دارد. او چیزی شبیه به آدری هپبورن دارد، جایی که چشمانش فقط شما را وارد می کند، و شما فوراً در کنار او هستید، و این چیزی است که ما برای شخصیت نیاز داشتیم. عالی بود.

مهلت: مارتا بسیار باهوش و بالاتر از همه، مهربان است، برخلاف تقریباً همه کسانی که او را احاطه کرده اند.

جانسون : او باید قدرتی را به آن اضافه می‌کرد، به طوری که کاراکتر مانند یک مکنده چشم نواز که به نوعی از این موضوع عبور می‌کند احساس نکند. این برای مردم ناامید کننده بود.

وقتی با آنا ملاقات کردم، اولین چیزی که او در مورد آن صحبت کرد این بود که چگونه شخصیت باید قوی باشد، و لحظات زیادی در طول آن وجود داشت که او آن را به ارمغان آورد. لحظاتی وجود دارد که می‌توانست به این صورت بازی کند، و او همیشه در این مورد اشتباه می‌کرد: «انتخاب قوی‌تر برای مارتا چیست؟ در این لحظه چه انتخابی قوی‌تر و تعیین‌کننده‌تر است؟»

و این فراتر از مفهوم «شخصیت زن قوی» است. این در واقع چیزی است که به طور خاص، به این دلایل برای نقش بسیار مهم است. به دلیل قلب خوب او و به دلیل مسیری که در فیلم داشت، برای نگه داشتن تماشاگر در کنار او کاملاً حیاتی است.

مهلت: چگونه می توانید پویایی خانواده را بین ترومبی ها ایجاد کنید بدون اینکه آن را در کانون داستان قرار دهید؟ در حالی که روی روایت اصلی خود تمرکز می کنید، زمان زیادی برای ایجاد پیچیدگی آن ندارید.

جانسون : می دانید، من در یک خانواده بزرگ بزرگ شدم و خانواده من هیچ شباهتی به این خانواده ندارند. خانواده من دوست داشتنی هستند و من آنها را دوست دارم. من روابط بسیار خوبی با آنها دارم، اما در خانواده ای بزرگ بزرگ شدم و هرکسی که این کار را می کند، سیاست خانواده و جریان های زیرزمینی قوی را می فهمد. همه چیزهایی که به نوعی قلب درام هستند، در هر خانواده بزرگی وجود دارد. من قطعاً از آن نتیجه گرفتم، و همه آنها روی آن کلیک کردند.

ما تعداد زیادی از صفحات داستان را ننوشتیم. بازیگران برای کلیک کردن روی آن نیاز زیادی نداشتند. فکر می‌کنم همه به سرعت آن را دریافت کردند. این گواهی بر مهارت این بازیگران است که بازیگران بزرگی هستند، و املاک و مستغلات زیادی در فیلمنامه وجود دارد، و حقیقت این است که این بازیگران گاهی اوقات با زمان کم نمایشگر، کارهای زیادی انجام می دهند. یک بازیگر واقعاً عالی لازم است تا بتواند این تصور را ایجاد کند که شما یک شخصیت کامل را می بینید، در حالی که واقعاً فقط یک یا دو صحنه دارید تا آن را به تصویر بکشید.

مهلت: آن خانه را از کجا پیدا کردید؟

جانسون : خانه در ماساچوست است. این یک خانه واقعی و خصوصی است و ما در داخل، خارج از آن فیلمبرداری کردیم. تهیه کننده من، رام برگمن، چون تهیه کننده خوبی است، قبل از اینکه من فیلمنامه را تمام کنم، جستجوی خانه ها را آغاز کرد. وقتی فهمید که این یک قطعه مرکزی است، شروع کردیم به جستجو کردن، و یک بار که آن خانه را دیدیم، اینطور بود، "اوه، این جایی است که ما داریم می رویم." به همین دلیل به ماساچوست رفتیم.

مهلت: آیا باید اسکریپت را با چیدمان خانه ای که انتخاب کرده اید تنظیم کنید؟

جانسون : نه واقعا. چند چیز خاص وجود داشت، و آنها را در واقع ساختیم. بنابراین، راهروی طبقه بالا با پنجره ترفندی، ساختنی بود. و سپس دفتر اتاق زیر شیروانی [هارلان ترومبی] ساخته شد. فقط به دلیل اینکه فضای بسیار کوچک و خاصی بود، باید بتوانیم دیوارها را به بیرون پرتاب کنیم تا در آنجا تیراندازی کنیم. این به نوعی تنها جغرافیای خاصی است که باید آن را بررسی می‌کردیم. غیر از این، خانه به نوعی کار می کرد.

مهلت: طراحی فضای داخلی عمارت نویسنده معمایی شما باید لذت بخش بوده باشد.

جانسون : جالب بود. یکی از فیلم های مورد علاقه من نسخه 1970 Sleuth با بازی لارنس اولیویه و مایکل کین است. آن فیلم نیز آشکارا بر روی یک نویسنده معمایی متمرکز است و تا حد زیادی در داخل عمارت می گذرد، اما مانند درون مغز او است. بنابراین، من این مرجع را به دیوید کرانک، طراح تولیدمان، و دیوید شلزینگر، دکوراتور دکورمان دادم و آنها فقط با آن کار کردند. آنها به طور کامل ماساچوست را برای چیزهای عجیب و غریب، کنجکاوی های عجیب، ماشین های خودکار و آثار هنری جست و جو کردند، و این یک ملیله غنی و زیبا بود که آنها ساختند، که برای من باعث خوشحالی بود. من فقط دوست داشتم سر صحنه فیلمبرداری باشم. من فقط در اطراف پرسه می زدم، به قفسه ها نگاه می کردم و تمام گنج هایی را که آنها جمع کرده بودند می دیدم.

مهلت: آیا همه این موارد را مستند کردید؟

جانسون : آره. ما پوشه‌هایی از عکس‌های این همه چیز داریم، و بسیاری از آن‌ها هنوز در جایی در انبار هستند.

کارگردان فیلم رایان جانسون در پشت صحنه فیلم Knives Out

بنابراین، یک روز، اگر من بخواهم خانه را درست کنم... خواهیم دید که آیا [همسرم] کارینا مرا خواهد کشت یا خیر. یک قتل دیگر در دستانمان بود.

مهلت: مطمئناً شما چرخ چاقوها را به دست گرفتید؟

جانسون : من واقعاً می خواستم، اما نیمی از آن چاقوها اجاره ای بودند. جالبه. رنده بزرگ و صنعتی کباب پز و تمام چاقوهای روی آن، نیمی از آنها چاقوهای عتیقه ای بود که اجاره کردیم. قطعات بی قیمت

مهلت: تراژدی بزرگ یک فیلم با طراحی زیبا این است که هر چه طراحی بهتر باشد، کمتر متوجه آن می شوید. اما طراحی Knives Out تاثیر خود را دارد.

جانسون : بله، کاملاً همینطور است. می‌توانم بگویم، در صفحه - و این چیزی بود که باید با آن سر و کار داشتیم - مردم آن را می‌خواندند و می‌گفتند، "خب، این یک فیلم کوچک به نظر می‌رسد، زیرا همه چیز فقط در اتاق‌ها اتفاق می‌افتد." منظورم این است که این یک گواهی برای کرانک و تیمش است که اینطور نیست. باید، اما این واقعیت که آن‌ها آن فضای داخلی را بسیار غنی کردند، به نوعی با فیلم ترکیب می‌شود، اما آن جهان را می‌سازد. در پایان روز تأثیر واقعی برای شما دارد.

تاثیر دیگر برای من [جادوگر و بازیگر صحنه] ریکی جی بود. بسیاری از وسایل خانه بسیار مطابق با چیزهایی است که ریکی جمع آوری کرده است، و خانه او مکانی گرم، زیبا و دلپذیر است که کاملاً دیوار به دیوار است و با شگفت انگیزترین چیزها پوشیده شده است. شما تا به حال دیده اید بنابراین، از نظر دنیای واقعی، این سنگ کلید بزرگی برای من بود.

مهلت: روی هم رفته چه مدت در The Last Jedi بودید؟

جانسون : چهار سال سخت.

مهلت: آیا پرش به یک پروژه کوچکتر بعد از آن که در مدت زمان بسیار کوتاه تری ساخته شد، آرامش بخش بود؟ یا ساختن Knives Out شبیه یک مسابقه بود؟

جانسون : خیلی حس خوبی داشت. من یک تجربه عالی در جنگ ستارگان داشتم ، اما واقعاً احساس طراوت و خوبی داشت که فقط وارد شوید و ارزشمند نباشید، و فقط یک چیز سریع و سرگرم‌کننده از آب درآمد. من عاشق سرعت هستم، عاشق سریع کار کردن هستم، و عاشق این هستم که چگونه باعث می شود فقط روی چیزهای مهم تمرکز کنید. و ببینید، فیلم‌های جنگ ستارگان زمان زیادی می‌برند، زیرا زمان زیادی می‌برند. ماشین آلات بزرگ زیادی وجود دارد که باید برای آنها ساخته شود. اما فقط پرش سریع و انجام آن، طراوت بود.

مهلت: آیا میزان مالکیت بیشتری نسبت به Knives Out احساس کردید ، زیرا این موضوع متعلق به خودتان بود؟

جانسون : عجیب است، نه واقعاً، که گواهی بر لوکاس فیلم و تیم دیزنی است. آنها واقعاً به من و کل تیم خلاق قدرت دادند تا مالکیت شخصی فیلم را در دست بگیریم، که فکر می‌کنم تنها راهی است که هر فیلمی در نهایت احساس می‌کند که روح دارد. و من فکر می کنم به همین دلیل است که فیلم های اصلی جنگ ستارگان روح دارند، به این دلیل است که آنها از یک ماشین ساخته نشده اند. آنها از یک دستور شرکتی یا از گروه های متمرکز بازاریابی ساخته نشده اند. آنها مستقیماً از قلب جورج [لوکاس] ساخته شدند.

بدیهی است که تفاوت های زیادی وجود دارد. بدیهی است که با جنگ ستارگان ، من در یک فصل به یک داستان کمک می‌کنم، بنابراین باید در این محدوده‌ها و با آن اهداف کار کنم. با این حال، من حدس می‌زنم که توصیف اینکه چرا کمتر احساس شخصی نمی‌کند، دشوار است.

به هر چیزی که می‌رسم، آخرین چیزی که به ذهنم می‌رسد این است که «آن را برای خودم بسازم» یا نوعی مهر روی آن بگذارم، مخصوصاً با جنگ ستارگان . شما در حال تلاش برای خدمت به جنگ ستارگان هستید . شما سعی می کنید تخت را مرتب کنید اما جنگ ستارگان چیزی است که از کودکی عمیقاً در قلب من جا افتاده است و بنابراین فوق العاده شخصی است. راه خدمت به آن این است که در قلب خود فرو کنید و چیزی بسازید که واقعی باشد و از نظر عاطفی طنین انداز شود.