یادداشت سردبیر: آدری دیوان ، فیلم‌ساز و فیلم‌نامه‌نویس فرانسوی، کارگردان درام سقط جنین برنده شیر طلایی ونیز (L'Evénément) است . این فیلم که برگرفته از رمان زندگی‌نامه‌ای به همین نام، نویسنده مشهور فرانسوی، آنی ارنو است، نبرد عاطفی دلخراش و خطرناک یک دانشجوی ادبیات را برای سقط جنین در سال 1963، حدود 12 سال قبل از قانونی شدن آن در فرانسه، دنبال می‌کند. اکران غیرمنتظره به موقع فیلم در ایالات متحده توسط IFC Films در ماه مه همزمان شد با اخباری که از طریق یک سند فاش شده بود مبنی بر اینکه دادگاه عالی در آستانه لغو حکم تاریخی Roe v. Wade در سال 1973 است که حق قانونی زنان برای سقط جنین در ایالات متحده را به رسمیت می شناخت. ایندر روز جمعه (24 ژوئن) اتفاق افتاد . با شروع بسته شدن کلینیک های سقط جنین در برخی از ایالت های ایالات متحده، دیوان ستونی را برای ما در مورد تصمیمی که موجی از شوک در سراسر جهان ایجاد کرده است، نوشته است. 

ما نباید به خودمان دروغ بگوییم. بیایید با واقعیت ها شروع کنیم. همه ما می دانیم که وقتی حق سقط جنین زیر سوال می رود، این عمل از بین نمی رود: ماهیت آن تغییر می کند. در جایی که سقط جنین ممنوع است، مخفیانه می شود. زنان از آزادی دست نمی کشند، آنها زندگی خود را به خطر می اندازند تا آزاد باشند.

هنگام خواندن کتاب آنی ارنو، "اتفاق"، از عدم دانش خود در مورد این موضوع شگفت زده شدم. ما اغلب به صورت تئوری در مورد سقط جنین مخفیانه صحبت می کنیم. من می خواستم رونویسی فیزیکی و احشایی آن را ارائه دهم.

متوجه شدم که اغلب بدون اینکه بدانم دقیقاً در مورد چه چیزی صحبت می کنم در مناظره شرکت کرده ام: درد، تنهایی، خطر، نابرابری های اجتماعی. زیرا سقط جنین غیرقانونی زمانی که پول لازم برای انجام آن در شرایط مناسب را نداشته باشید بسیار خطرناکتر است. و البته نابرابری جنسیتی وجود دارد…

من دو فرزند سیزده و چهارده ساله دارم. یک پسر و یک دختر. آنها را بزرگ کردم و به آنها گفتم که با هم برابرند. نمی توانم تصور کنم که مجبور باشم چیز دیگری به آنها بگویم، به آنها توضیح دهم که اشتباه کردم، به پسرم که آزاد است و به دخترم که دیگر نیست. این داستان به نظر من دیستوپیک است.

دو ماه پیش، در چندین شهر ایالات متحده اتفاق افتادن  را به نمایش گذاشتم که به آتلانتا ختم شد. پس از نمایش فیلم، چند زن جوان با رنگ پریده به سمت من آمدند و گفتند: این ما هستیم، ما زنانی هستیم که می میریم. وقتی به فرانسه برگشتم صدای آنها در من طنین انداز شد. هرگز تصور نمی کردم که چنین دموکراسی بزرگی بتواند این را بپذیرد. من هرگز تصور نمی کردم که داستان هرگز به چنین واقعیت بسیار مهمی در ایالات متحده تبدیل شود.