انحصاری : ضربه مغزی و مارک فلت: مردی که کاخ سفید را سرنگون کرد، پیتر لندزمن ، نویسنده و کارگردان کاخ سفید، پس از ایمیلی که دیوید یانگ، مدیر اجرایی WGA West برای اعضای WGA ارسال کرده بود، ناامیدی خود را آشکار کرد . یانگ از "مطبوعات تجاری مغرضانه و تاریخی" انتقاد کرد، پس از اینکه Deadline و Variety فاش کردند که کریس کیسر ، رئیس سابق WGA West که رئیس کمیته مذاکره کننده توافقنامه WGA و آژانس است، در شرف ارائه یک درام بسته بندی شده به نام "وضعیت امور" برای خریداران است. مجموعه ای که با استودیوی Endeavor Content وابسته به WME راه اندازی شده است. درست در زمانی که مذاکرات بین ATA شروع شد خرید می شودو WGA. یانگ، علی‌رغم بازی خالق سریال در یک ویدیوی تایید شده توسط WGA در مورد اینکه چرا WGA در مبارزه با آژانس‌ها برای ریشه‌کن کردن بسته‌بندی‌های متضاد با منافع و شرکت‌های تولید وابسته، جایگاه اخلاقی بالایی داشت، این حرکت کیسر را توجیه کرد.

این دومین باری است که نویسنده‌ای با ددلاین مخالفت خود را با نحوه رسیدگی رهبری WGA به اختلاف خود با ATA در میان می‌گذارد— جان رابین بایتز اولین نفر بود .

در اینجا پاسخ مستقیم لندزمن به ایمیل یانگ است، و سپس فیلمساز در زیر نظر خود را در مورد اینکه چرا انتخاب کرده است آن را در اینجا عمومی کند، بیان می کند.

از: به روز رسانی کمپین آژانس پیتر لندزمن
: اپتیک
تاریخ: 1 ژوئن 2019 ساعت 8:36:26 صبح به وقت PDT
به: دیوید یانگ
CC: دیوید گودمن

دیوید،

شما در این مورد اشتباه می کنید. شما از همه مردم این را در مورد ایدئولوژی و "حرکت قدرت" ساخته اید، که به این معنی است که اپتیک مطمئناً مهم است. اگر توده‌های این انجمن را در یک جنگ صلیبی رهبری می‌کنید - به یاد داشته باشید، شما کسی هستید که آن را «جنگ» نامیدید - بدن‌ها و شهرت‌ها و حرفه‌ها را در میدان رها می‌کنید، مطمئناً اگر رهبری ناهار را با آن‌ها ناهار بخورد مهم است. طرف دیگر. ناهار یا یک فنجان قهوه. اگر از بسته‌بندی و شرکت‌های وابسته متنفر هستید (گرچه مطمئن هستم که اگر مقدار مناسبی به شما پیشنهاد شود، خوشحال می‌شوید که مقداری از غنایم را ببرید)، به دلیل چیزی که آنها نشان می‌دهند (یعنی شبیه به نظر می‌رسند)، شما و هرکسی که شغل ما را گذاشته است. و شهرت در خطر باید محفوظ بماند. در سمت وضوح اشتباه کنید. همانگونه که از طبقات متوسط ​​این انجمن فداکاری می کنید، فداکاری کنید. اگر می خواهید از شرکت های وابسته جدا شوید، توجیه ادامه همکاری با آنها و برای آنها یک ریاکاری کاملاً پوچ است. شما/ما هیچ اعتباری نداریم. شما/ما داریم از دو طرف دهان صحبت می کنیم. شما/ما حریص و به راحتی انتخابی به نظر می رسیم.

شما شرط می بندم که اپتیک مهم است. و این مزخرف به نظر می رسد چون هست. و هر روز بدتر به نظر می رسد - و بو می دهد.

می دانید چرا کیسر آن پروژه را اجرا می کند؟ می دانید چرا دیگران (از جمله من) به روش های مشابه عمل می کنند؟ زیرا این به اصطلاح جنگ صلیبی پر از ریاکاری و مواضع متقلبانه و افراط است.

PL

لندزمن گفت: «ایمیل یانگ چیزی را که عمدتاً یک بحث داخلی بود را برمی انگیخت تا مورد بررسی عمومی قرار گیرد. ادعای او مبنی بر اینکه روایت ریاکاری فقط تبلیغات آژانس است، دستکاری است، خود تبلیغاتی است، و بسیار شبیه ادعاهای دیوانه کننده «اخبار جعلی» ترامپ است. بیشتر دوستان من نویسنده و کارگردان کار هستند. من کسی را نمی شناسم که با آن ایمیل عصبانی نشده باشد. چرا؟ زیرا در حالی که ادعا می کرد به جای ما و در مقابل ما صحبت می کند، به طور آشکار شاهکارهای آکروباتیک ریاکاری انجام داد. پیام آن این بود: "بگذارید کیک بخورند." و: به عنوان یک عضو هیئت مدیره و عضو NegComm، اجازه دهید کارهایم را بدون وقفه، با به اصطلاح "دشمن" اعلام شده (لفاظی آنها نه من) با همان نهادی که انجمن به عنوان بخشی از مکانیزم کتک کاری هدف قرار داده است، ادامه دهم. . در همین حال، همه ما نویسندگان - آنهایی که از بازنمایی خود راضی هستند و آنهایی که نیستند - گیر افتاده یا عصبی هستیم. برخی ممکن است متوجه شده باشند که نمی خواهند یا نیازی به عوامل دارند، یا عوامل متفاوتی می خواهند. باشه پس عالی است، این کشور آزاد است. اما پس از آن به ما در مورد همبستگی سخنرانی ندهید و بعد از آن به اصطلاح تضاد منافع آژانس که ادعاهای غیرقانونی، غیراخلاقی و دیگر ادعاهای اغراق آمیز اعلام کرده اید، یونجه درست کنید.

"من دوست ندارم اینطور سرم را بالا بگیرم. حس خوبی نداره اما ساکت ماندن در حالی که این مزخرفات ادامه دارد و ادامه دارد - به نام ما - احساس بدتری دارد. من قبلا روزنامه نگار بودم. من زمان زیادی را در اطراف حکومت های استبدادی و حکومت های خودکامه می گذراندم. آن رهبران به مردم خود می گفتند که جنبش کمونیستی در مورد یک تسطیح بزرگ، در مورد انصاف و محافظت از مردم عادی است. در کل، آن بچه ها در یکی از آن بلوک های آپارتمانی غول پیکر دوران کمونیستی زندگی نمی کردند. آنها در عمارت زندگی می کردند. آنها اتومبیل های بزرگ – احتمالاً آمریکایی – راندند. خوب خوردند. همه زجر کشیدند جز آنها.

لندزمن به ددلاین گفت: «مخاطرات بسیار کمتر است، اما لطفاً یکی به من بگوید که چگونه این قیاس صدق نمی کند.

Deadline منتظر پاسخ WGA است و در صورت تحقق، داستان را به روز می کند.