آخرین فصل بازی تاج و تخت دیشب، " بادهای زمستان "، در حال حاضر به عنوان یکی از بهترین قسمت های تاریخ سریال مورد استقبال قرار گرفته است. این شاهکار کوچکی نیست، زیرا به دنبال سریال باورنکردنی هفته قبل "نبرد حرامزاده ها" است، که بینندگان و منتقدان را به طور مشابه بهترین سریال اعلام کردند. اما در جایی که «حرامزاده ها» تصویری ترسناک، صمیمی و وحشیانه از جنگ ارائه کردند، برخلاف آنچه در تلویزیون از زمان مینی سریال The Pacific و Band of Brothers HBO دیده شده بود، «زمستان» تماماً دسیسه آمیز بود، جنگ خونینی که با ابزارهای دیگر به عنوان بازیگران سریال اجرا می شد. از بین رفت، همراه با یک سازماندهی مجدد روایی که در پایان می بینیم که سریال به وضوح به سمت پایان بازی خود می رود.

اگر «حرامزاده‌ها» اوج سال‌ها ساختن نمایش اکشن سریال بود که با اپیزودهای قبلی مانند «بلک واتر» در فصل دوم و البته فصل پنجم «سخت‌خانه» شروع شد، «زمستان» کاملاً برعکس بود. تفاوت شدید در لحن و زیبایی شناسی که به دلیل تفاوت آن با قسمت های قبلی به عنوان "حرامزاده ها" برجسته است. توطئه، نقشه کشی، و کشتار دسته جمعی در ابتدا و سلسله پیروزی های شخصیت های خوب و بد در پایان، چیزی کمتر از پدرخوانده از طریق امپراتوری ضربه می زند . با پشتوانه استفاده ظریف از رنگ‌ها و بافت‌های زنده همراه با امتیازی کم‌رنگ و بسیار غیرعادی، «زمستان» یک دستاورد زیبا و اعلامیه فوری قصد برای Game of Thrones است.دو فصل آخر

بیشتر اعتبار آن دستاورد به کارگردانی Miguel Sapochnik تعلق دارد که همراه با "Winds of Winter" همچنین "حرامزاده ها" هفته گذشته و قبلی "Hardhome" را هدایت کردند. با توجه به اینکه فصل به پایان رسیده و سرنوشت وستروس مانند همیشه مبهم بوده است، ددلاین توانست با ساپوچنیک در مورد چگونگی جمع شدن این قسمت صحبت کند.

آخرین مهلت: « بادهای زمستان» چندین انحراف زیباشناختی صریح از چیزی که برای بازی تاج و تخت عادی است، دارد، به‌ویژه موسیقی کمتری که بر اساس سیم‌های کوچک و پیانو است. آیا می توانید با توجه به رویدادهایی که در حال رخ دادن است، در مورد انتخاب با آن لمس سبک تر به جای چیزی با انفجار بیشتر صحبت کنید؟ 

GOT610_121615_HS__DSC4333[1]

ساپوچنیک: هنگامی که یک مجموعه اصلی از سکانس را جمع کردیم، شروع کردیم به جستجوی قطعه ای از همراهی موسیقی که هم خطر و هم تعلیق را افزایش می دهد، بلکه به جزییات اجتناب ناپذیری احساسی می پردازد که چیزی قرار است بدون آن اتفاق بیفتد. بر جنبه "ترس" متمرکز شده است.

اتفاقی که می افتد سرنوشت ساز است و من فکر کردم بهتر است آن را بازی کنم تا جنبه "اوه گنده". ما این قطعه پیانویی را پیدا کردیم که واقعاً دوستش داشتم و اگرچه می‌دانستیم که هرگز پرواز نخواهد کرد زیرا پیانو است، فکر کردیم فعلاً آن را در آنجا بگذاریم و بعداً آن را عوض کنیم. اگر تا به حال چیزی را ویرایش کرده باشید، می دانید که این یک اشتباه بزرگ است. زیرا شما عاشق موسیقی موقت می شوید و پس از آن واقعاً سخت است که آن را از ذهن خود خارج کنید.

به هر حال ما به ویرایش ادامه دادیم، سکانس‌ها را کم‌رنگ می‌کردیم و غیره و همیشه به دنبال جایگزینی می‌گشتیم که بیشتر «بازی تاج و تخت» باشد. اما ما نتوانستیم چیزی را پیدا کنیم که تمام نت هایی را که برای زدن نیاز داشتیم، به ویژه نت های احساسی پیدا کنیم. پیانو از این نظر منحصربه‌فرد است، می‌تواند هم ضربی و هم تسخیرکننده باشد.

تقریباً در یک نقطه به چیز دیگری رفتیم، اما در پایان من کات خود را با یادداشتی به دن و دیوید ارسال کردم و توضیح دادم که در حالی که فهمیدم این بازی تاج و تخت نیست، واقعاً دوست داشتم آنها سکانسی را با این پشتوانه احساسی بشنوند. لحن مورد نظر من را درک کنند و سپس آنچه را که می خواهند انجام دهند.

چهار ماه بعد، کات و میکس نهایی را دریافت کردم تا ببینم و کمی می ترسم که موسیقی را به چه چیزی تغییر داده باشند و در عوض صدای رامین را می شنوم و پوزخند بزرگی روی صورتم نشاند، زیرا آنها نه تنها این ایده را قبول کرده بودند. هیئت مدیره اما رامین یک قطعه موسیقی نیز تولید کرده بود که از موسیقی معمولی پیشی گرفت و باور کنید که چیزی می گوید.

مهلت:  شما دیر به سریال آمدید، اما قبلاً دو قسمت - حرامزاده ها و هاردوم - را کارگردانی کرده اید که ضروری تلقی می شوند و به نظر می رسد Winds of Winter به آنها خواهد پیوست. چگونه به ورود به نمایشی که این مدت طولانی اجرا می‌شود نزدیک شدید و چگونه با وجود آن مهر شخصی‌تان را روی نمایش گذاشتید.

ساپوچنیک:  من سعی می‌کنم به هر کاری که انجام می‌دهم یکسان برخورد کنم. بهترین کاری را که می توانید انجام دهید. با مواد نجنگید بلکه آن را در آغوش بگیرید. آنچه را که می خواهند به آنها بدهید اما نه آنطور که انتظار داشتند. باید اعتراف کنم که سعی نمی کنم روی چیزی مهرم بزنم، این اتفاق می افتد. من واقعاً نمی دانم چگونه به طور دیگری فکر کنم. این بدان معنا نیست که من کارم یا کاری که انجام می‌دهم را در حین انجام آن تجزیه و تحلیل نمی‌کنم، اما مانند هر کسی، همه ما چیزهایی داریم که دوست داریم و دوست نداریم، مشغله‌هایی در هنر که یا ما را جذب یا دفع می‌کنند. ابهام اخلاقی Thrones برای من جذاب است.

من همچنین به اندازه کافی خوش شانس بودم که دو سکانس نبرد را دریافت کردم که باید به روشی متفاوت از سکانس های قبلی فیلمبرداری می شد و بنابراین مواد رویکرد متفاوتی را می طلبید. من به تلاش برای تحمیل سبک به چیزی که آن را تضمین نمی کند اعتقاد ندارم. به سرعت به نظر می رسد ساختگی است و شما را از داستان خارج می کند.

به هر حال نکته این است که من واقعاً به چیزی فکر نمی‌کردم که دیر بیایم جز اینکه: لعنتش نکن. و از نظر سبک، سبکی را انتخاب نکردم، سکانس‌ها آن را فراخواندند و فقط باید نحوه اجرای آن را پیدا می‌کردم.

مهلت: علیرغم فقدان هیچ قطعه اصلی نبرد سنتی، بیشتر این قسمت زیبایی شناسی بسیار رزمی داشت، به ویژه استفاده از رنگ های سیاه و قرمز، و مونتاژ در ابتدای اپیزود که در آن با چندین شخصیت که لباس پوشیده بودند رفتار کردید. به همان روشی که قبل از جنگ زره می پوشید. صحنه مشابهی در حرامزاده ها وجود نداشت. چگونه به انتخاب تأکید بر لباس رزم در اپیزودی پر از درگیری‌های زیرکانه‌تر و کمتر مستقیم رسیدید، و آیا این آینه‌ای عمدی برای فقدان صحنه‌های مشابه در حرامزاده‌ها یا هاردوم بود؟

ساپوچنیک:  شروع اپیزودها همیشه برای من یک چیز بوده است. در فصل 5 قسمت 7 («هدیه») ما با جزئیاتی از ساعت‌های شب که اسب‌های خود را برای آماده شدن برای سفر طولانی به هاردوم بار می‌کردند، شروع کردیم. در «نبرد حرامزاده ها» با جزئیات شروع کردیم که استادان یک گلوله آتشین را بارگذاری کردند و سپس آن را به داخل میرین پرتاب کردند. در «بادهای زمستان» علاقه مند بودم این شخصیت های مختلف را که با جزئیات لباس می پوشند تماشا کنم. حدس می‌زنم چون هر چند کوچک باشد، این کاری است که همه آن‌ها باید در ابتدای آن روز انجام می‌دادند. این یک موضوع مشترک برای همه آنها و برای ما بود، فرصتی برای تنها ماندن، یک لحظه غیرکلامی و خصوصی با هر یک از این شخصیت ها قبل از انداختن آنها به گودال آتشین.

پس آینه ای در آن بود. در این نمایش تا کنون دریافته‌ام که شروع کوچک راه خوبی برای رسیدن به دنیایی بزرگ است. در عین حال، در این اپیزود مناسب بود که پس از چنین اپیزود بزرگ نهم به جزئیات بازگردیم. در حالت ایده‌آل، یک نفر نه و ده را به‌صورت تک‌تکه تماشا می‌کند و در آن صورت این وسط فیلم خواهد بود.