ران ساسکیند از نزدیک دیک چنی و کاخ سفید جورج دبلیو بوش را به‌عنوان روزنامه‌نگار و نویسنده کتاب‌های «دکترین یک درصد  و قیمت وفاداری » پوشش داده است، و او تهیه‌کننده اجرایی مستند بلند زندگی، انیمیشن برنده جایزه اسکار بود . گزارش جسورانه او شامل گزارشی تحریک آمیز بود مبنی بر اینکه نقشه های تهاجم به عراق قبل از 11 سپتامبر ترسیم شده بود، چیزی که وقتی Vice را تماشا می کنید بسیار آشکار به نظر می رسد . ساسکیند به عنوان مشاور آدام مک کی در نقش The Big Shortکارگردان پرده‌ای را که قدرتمندترین معاون رئیس‌جمهور در تاریخ آمریکا ساخته بود، که در فیلم به‌عنوان قدرت واقعی پشت دولت جورج دبلیو بوش به تصویر کشیده شده بود، فرو ریخت. معاون برای هشت جایزه اسکار شامل بهترین فیلم، بهترین بازیگر مرد برای کریستین بیل در نقش چنی، امی آدامز برای بازی در نقش لین چنی، سام راکول برای بازی در نقش جورج دبلیو بوش و مک کی برای بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه اصلی نامزد اسکار است.

مهلت: شما به عنوان یک روزنامه نگار، از نزدیک دیک چنی و دولت جورج دبلیو بوش را در کتاب ها و مقالات پوشش می دادید و مشاور Vice بودید . ارزیابی شما از تکنیک‌های داستان‌سرایی که آدام مک‌کی استفاده می‌کند، این ترکیبی از روزنامه‌نگاری و مجوز نمایشی برای رسیدن به ماهیت چنی مرموز، قدرت پشت تاج و تخت چیست؟

رون ساسکیند : خیلی چیزها در مورد آن تأثیرگذار بودند. چیزی که مرا شگفت زده کرد، شناخت بسیاری از این بازیگران - و منظورم این شخصیت های تاریخی است - ترفند جادویی خارق العاده ای است که بیل در مرکز همه اینها انجام می دهد. من آنها را می شناسم، اما هنوز چند دقیقه از فیلم گذشته، به دیک چنی، مردی که می شناسیم، فکر نمی کردم. من در پوست بیل زندگی می کردم. این بیوگرافی ها مدت زیادی است که وجود داشته اند. فراست/نیکسون و الیور استون دبلیو . و شما احساس می کنید، این بازیگری است که نقش این شخص را بازی می کند که من از نزدیک می شناسم، این راهی است که ما با آنها در این دوره تصویری و تصویر محور پیوند می دهیم. بنابراین شما فکر می کنید، تقلید برولین از دبلیو به عنوان یک مرد جوان چگونه است؟

نکته خارق‌العاده در مورد این فیلم این است که چگونه در چند صحنه با چنی هستید. این عمیق ترین رندر از یک شخص شناخته شده است که من تا به حال دیده ام. چیزی که اجازه می دهد شروعی تازه و فرصتی برای گفتن است، اجازه دهید سعی کنم بفهمم این شخص واقعاً چه کسی برای من و تمام آمریکا بسیار آشناست و چرا اهمیت دارد؟ این کاری است که این فیلم انجام می دهد، و من به عنوان کسی که بسیاری از این افراد را به عنوان گزارشگر ملاقات کرده ام، این را می گویم.

ددلاین: بزرگ‌ترین چالش‌ها در دمیدن زندگی به تاریخ در قالب روایی چه بود؟

ساسکیند : چالش واقعی بودن است، وفادار بودن نه تنها به بیان عمیق‌تر شخصیت، آنچه شخصیت را شکل می‌دهد، چیزی که فرد را به حرکت در می‌آورد، چیزی که او را وادار می‌کند و واقعاً در آن عمیق‌تر بگردید. قرار نیست این کار را با هر شخصیتی انجام دهید، اما مطمئناً این کار را با دو شخصیت اصلی که واقعاً بر صفحه نمایش تسلط دارند، یعنی دیک و لین چنی، انجام خواهید داد. من فکر می کنم که بسیار موفق بود. محیط رسانه‌ای کنونی و تقلیل‌گرای ما التماس می‌کند که تک‌خط، چه چیزی دیک چنی را سوق داد؟ مسخره است. برای هیچ انسانی اینطور نیست

چالشی که در اینجا وجود دارد این است که به این بحث ها در مورد این اقدام در مقابل این که چه کسی چه کاری انجام داده است، چه عواقبی داشته است و دلایل آن چه بوده است، بیش از حد به این بحث پایبند نباشیم؟ شما می‌توانید 20 فیلم درباره این دوره بسازید، و به نکات ظریف و جزییات بحث‌های سیاستی که قبلاً بی‌پایان بحث می‌شد، بپردازید. مردم می‌گویند تاریخ بحثی است که هرگز پایان نمی‌یابد، اما راه‌هایی وجود دارد، در سال‌های بعد از رویدادها، که بهترین نسخه تاریخ به نوعی خود را نشان می‌دهد و ما می‌توانیم آن را در آغوش بگیریم. ترفند در اینجا این است که بتوانیم در میان آن بحث‌های عمیق بر سر هر پیچ و تاب این دوره حرکت کنیم، به گونه‌ای که به مردم اجازه می‌دهد آنچه را که ممکن است قبلاً باور دارند اما به جایی که هنوز نرفته‌اند ادامه دهند. غذای مهم و گسترده این دوره چیست؟

نکته کلیدی این است که در قله‌های کوه هر یک از آن بحث‌ها حرکت کنید و در عین حال خواننده را ببرید، بلکه بیننده را به جلو ببرید تا نکته مهم این زمان را درک کنید. صد سال دیگر، وقتی به گذشته نگاه می‌کنیم، می‌گوییم، بله، این چیزی است که این دوران را تعریف می‌کند، این چیزی است که به طرز چشمگیری می‌بینم که همه چیز به چه چیزی اضافه می‌شود؟ و من فکر می کنم آنها این کار را به خوبی در این فیلم انجام دادند. من فکر می کنم این یک شاهکار واقعی بود.

مهلت: مک کی چقدر به اصل چنی نزدیک شد؟

ساسکیند : خوب، چیزی که او در مورد چنی درست می فهمد این است که او قرار نیست یک شخصیت ساده خوب یا بد باشد، چیزی که معمولاً در فیلم ها دریافت می کنید. افراد واقعی پیچیده ترند. این بخشی از کاری است که او در اینجا انجام می دهد و واکنش های عظیمی را به فیلم ایجاد می کند. او چنی را انسانی می کند، و من فکر می کنم برخی از مردم از آن متنفرند. آنها مثل این هستند که لطفا چنی را انسانی نکنید، به خاطر مسیح، می دانید، من خیلی خیلی راحت معتقدم که دیک چنی یکی از بزرگترین شرورهای دوران مدرن است. اکنون، واقعیت این است که شما هنوز هم ممکن است این احساس را داشته باشید. ممکن است این احساس را داشته باشید و همچنان او را به عنوان یک شخصیت سه بعدی و کاملاً تحقق یافته با ضربان قلب درک کنید، از جمله ضربان قلب که در هر حمله قلبی ضربان را از دست می دهد. این شاهکار همدلی باعث می‌شود فیلم‌سازی عالی یا داستان‌های غیرداستانی عالی ایجاد شود.

مهلت: وقتی کریستین بیل برنده گلدن گلوب شد و از شیطان برای الهام گرفتن برای بازی در نقش چنی تشکر کرد، این قضاوت است. آیا احساس کردید که رفتار با چنی موجه و منصفانه بود؟

ساسکیند : انجام دادم. لحظاتی وجود دارد که می بینید چنی به هر شکلی بازی می کند. با خانواده اش. رابطه او با لین او کاملاً انسانی است. اکنون، بسیاری از کارهایی که او انجام می دهد عواقب وحشتناکی دارد، زیرا به مسیر کشتی بزرگ ایالات متحده آمریکا و زندگی بسیاری از مردم نگاه می کنیم. و مک کی از آن عقب نشینی نمی کند. می بینید که این یکی یا دیگری نیست. به راحتی می توان گفت که بریدگی مقوای دو بعدی افتضاح ایجاد کرده است. اینطوری کار نمی کند. آنها به طور قابل تشخیصی انسان هستند. اونا هم مثل ما هستن همه افراد اساساً در تمام راههای کلیدی که ما را به عنوان انسان تعریف می کنند یکسان هستند.

مهلت: شما دکترین یک درصدی را نوشتید ، جایی که چنی می گفت، اگر احتمال 1% کشتار جمعی وجود دارد، بیایید این پیام را به بیرون برسانیم. ما به تازگی انتخاباتی را پشت سر گذاشتیم که در آن نقطه کانونی کاروانی از پناهجویان بود که به سمت مرز مکزیک می رفتند و به نظر می رسید ما محکوم به فنا هستیم. لحظه ای که انتخابات تمام شد، تمرکز از بین رفت. چه مقدار بافت پیوندی بین آنچه در جریان انقلاب جمهوری خواه به ریاست چنی برانگیخته شد و آنچه اکنون می بینیم وجود دارد؟

SUSKIND: ارتباط بسیار زیادی وجود دارد، و من فکر می‌کنم که مک‌کی به‌طور موثر در این فیلم، مانند بازیگران، آن را مدیریت می‌کند. او آن را به دوران نیکسون برمی‌گرداند. می‌دانید که بخش زیادی از تحقیق و توسعه آن زمان واقعاً در آن دولت نیکسون توسعه یافته بود، که البته با استعفای نیکسون به پایان می‌رسد. نیکسون مردی بود که واقعاً به قدرت دولت اعتقاد داشت و روشی را که می‌توان از آن به کار گرفت و با هوشیاری و عمق زیاد فهمید. در همان زمان، می دانید، فهرست دشمنان، دیدگاه نیکسون از تشکیلات لیبرال شرقی، بازی نیکسون با استراتژی های نژادپرستانه جنوبی آن زمان، بسیاری از این موارد در آن زمان توسعه یافتند، و اینجاست که دیک چنی واقعاً می آید و یاد می گیرد، می دانید، برخی از ویژگی های کلیدی مدل تاکتیکی او. جالب اینجاست که چنی به رسوایی نیکسون واترگیت چگونه نگاه کرد: نظر او این بود که نیکسون بیش از حد در جریان قرار گرفته است، که من آن را دوست دارم. نیکسون بیش از حد در جریان قرار گرفت! این تاکتیک ناب چنی است. این به طور طبیعی به انکار قابل قبول ریگان سرازیر می شود.

در هر دوره ای، شما بازیگران، روسای جمهور و افرادی را داشتید که بر صحنه تسلط داشتند. اما واقعیت این است که ما اغلب دلتنگ افرادی هستیم که در کنارشان هستند، پشت سرشان که آنها را راهنمایی می کنند. از نظر تاریخی، آنها اغلب به عنوان مهمترین یا مهم ترین بازیکنان به پایان می رسند.