یادداشت سردبیر:  داستان جنیفر فاکس امشب ساعت 10 شب از HBO پخش می شود ، پس از اولین نمایش جشنواره فیلم ساندنس در ژانویه، جایی که برای اولین بار آن را دیدم. این فیلم قطعه ای قدرتمند از خاطرات است که در آن فاکس، که بیشتر به خاطر آثارش در فیلم مستند شناخته می شود، با افشای این موضوع دست و پنجه نرم می کند که رابطه ای که در 13 سالگی با مردی بسیار مسن تر داشته، اولین عشق عاشقانه ای نبوده است که او قاب کرده بود. آن را به یاد او برای چندین سال. لورا درن و ایزابل نلیس در این فیلم نقش خودش را در سنین مختلف بازی می کنند. در پانل سری‌های نمایش جایزه لاین ما آخر هفته گذشته، فاکس توضیح داد که تأثیر آرایش سوء استفاده‌کنندگان جنسی در دوران کودکی آنقدر فراگیر است که غیرعادی نیست که بازماندگان سال‌ها زندگی کنند بدون اینکه متوجه ماهیت مخرب آزاری که متحمل شده‌اند باشند. این یک نکته آموزنده برای کسانی است که ممکن است ماهیت ادعاهای سوء استفاده تاریخی را زیر سوال ببرند، و برای رفع نارسایی های قوانین مربوط به محدودیت زمانی که فاکس سال ها قبل از اینکه حقیقت خود را پیدا کند، از پیگیری اتهاماتش جلوگیری می کند، ضروری است. از آنجایی که فیلم فاکس برای اولین نمایش گسترده خود آماده می شود، از او دعوت کردم تا تجربیاتش را به زبان خودش به اشتراک بگذارد و در مورد کارهایی که این فیلم بسیار مهم با آن درگیر است صحبت کند. جو اوتیچی

یادم می آید نه ساله بودم و تصمیم گرفتم که می خواهم فیلم بسازم. آن روزها بود که مردم برای رفتن به سینما لباس می پوشیدند. ما داشتیم خواهر مادرم، خاله شرلی، را بیرون می بردیم تا فیلم محبوب جدید، دختر بامزه با باربرا استرایسند را برای تولدش ببینیم و من یک لباس آبی کوچک، جین های مریم چرمی مشکی و دستکش های سفید با دکمه های مروارید پوشیده بودم. وقتی چراغ ها خاموش شد، خانواده من در یک ردیف طولانی در سالن سینما نشستند و ما این داستان حماسی را از تلاش یک زن برای بالا رفتن از محل تولدش تماشا کردیم. یادم می آید که در این ترن هوایی هیجانی رفتم. خندیدم، مضطرب شدم، عصبانی شدم - و گریه کردم. احساس می کردم در درون فانی بریس و دنیای درونی او هستم.

آن زمان بود که دانستم. وقتی در سینما روشن شد، با خودم پیمان مخفیانه ای بستم. فکر نمی‌کردم، «می‌خواهم بازیگری مثل باربارا شوم»، مانند بسیاری از دختران. فکر کردم: «می‌خواهم یاد بگیرم که چگونه فیلم بسازم، زیرا می‌خواهم بدانم چگونه به مردم احساس بدهم .»

و به نوعی در ۲۱ سالگی اولین فیلمم را فیلمبرداری می کردم.

مردم اغلب از من می پرسند که آیا تا به حال به این فکر کرده ام که داستان The Tale  را به عنوان یک مستند تعریف کنم زیرا این چیزی بود که به آن معروف بودم، اما حقیقت این است که من هرگز انجام ندادم. هیچ مدرکی دال بر اتفاقی که برای من افتاد وجود نداشت، مگر در ذهن من. و من می خواستم آن خاطره را از طریق داستان با بازآفرینی آنچه اتفاق افتاده و سفری که برای کشف آن رخ داده است، بررسی کنم. اما چیز دیگری نیز وجود دارد. می خواستم با وارد شدن به ذهن  و افکار یک دختر 13 ساله و خود زن بالغ او به مردم اجازه دهم این داستان را درک کنند . و این سفر خودی به بهترین وجه در داستان به دست می آید.

هیچ چیز مانند داستان سرایی روایی عالی مردم را تکان نمی دهد. هیچ چیز مانند بازیگری بزرگ مردم را خلع سلاح نمی کند تا فراتر از تعصبات خود بروند. هیچ چیز این توانایی را ندارد که مردم را به سفری به دنیایی ببرد که مانند فیلم های تخیلی نمی توانند آن را درک کنند. این کاری است که می‌خواستم انجام دهم، به مردم تجربه‌ای بدهم که بتوانند در آن غوطه‌ور شوند و «لذت ببرند»... و با این حال، من همچنین می‌خواستم دنیا را تغییر دهم.

برای من، فیلمسازی همیشه یکی از «هنر» و «مسئله» بوده است. هر دو در تمام کارهای من به یک اندازه مهم هستند. من می دانم که مردم فکر می کنند The Tale رادیکال است، زیرا تابوشکنی است، تصویری پیچیده از سوء استفاده جنسی از کودکان و حافظه، اما وقتی کلاه تهیه کننده ام را بر سر می گذارم، این تنها چیزی نیست که آن را پیشگام می کند. چیزی که من از طریق مستندها به دست آوردم، توانایی استفاده از داستان سرایی برای فرو رفتن در موضوعاتی بود که مردم می توانستند از آنها یاد بگیرند و تجربه کنند.

زمانی که فیلمنامه The Tale را می نوشتم، این ایده رادیکال را داشتم که این فیلم باید یک کمپین تبلیغاتی مبتنی بر موضوع و تعامل با مخاطب به طور ذاتی به آن وابسته باشد. و من تا آنجا پیش رفتم که سال‌ها قبل از فیلمبرداری فیلم، از سیمونه پرو، تهیه‌کننده رسانه‌ای دعوت کردم تا با من برای ایجاد آن کمپین همکاری کند. تا آنجا که من می دانم، هیچ کس در داستان های تخیلی قبلاً این کار را نکرده بود!

فکر این بود: من می‌خواستم از دسترسی جهانی (امیدوارم) داستان‌های عالی برای ارتباط با مخاطبان میلیونی و میلیونی استفاده کنم، اما آن را با تأثیر موضوعی مشابه با تأثیر یک مستند قدرتمند ترکیب کنم. بنابراین، درست مانند تمام مستندهایم، یک کمپین تبلیغاتی برای The Tale  ایجاد کردم و افرادی مانند سیمون را به خدمت گرفتم تا به من کمک کنند تا در مورد استفاده از فیلم فکر کنم، آن را فراتر از داستان خاص شخصیت ها، برای بررسی مسائل و تعامل با مخاطبان. در گفتگوها

من و سیمون سال‌ها قبل با هم آشنا شده بودیم، زمانی که با هم در کمپین تبلیغاتی برای یک مجموعه فیلم مستند شش قسمتی که من کارگردانی کردم، به نام پرواز: اعترافات یک زن آزاد کار کردیم.. این مجموعه شبکه‌ای از داستان‌های زنان در همه جا - از جمله داستان من - در مورد آزادی جنسی، خیانت، تبعیض، عشق، ازدواج، مراقبت‌های بهداشتی، کودکان، سوء استفاده جنسی، میل، سقط جنین و موارد دیگر را به تصویر کشید. زمانی که در تلویزیون در سراسر جهان پخش شد، تأثیر شگفت انگیزی داشت. ما از اطلاع رسانی استفاده کردیم تا مردم را به صحبت برسانیم و درگیر مسائل مطرح شده در فیلم باشیم که آنها را از نظر شخصی، سیاسی و جمعی تحت تأثیر قرار می دهد. من سال‌ها از زنان نامه‌هایی دریافت کردم که می‌گفتند: «قبلاً زندگی واقعی‌ام را در فیلم ندیده‌ام». "من برای اولین بار احساس می کنم که دیده شده و توسط آن تقویت شده ام"؛ "من اکنون می دانم که وجود دارم..."؛ و در و در. این سریال به زنان اجازه داد تا برای اولین بار در مورد زندگی واقعی خود صحبت کنند و احساس کنند بخشی از یک داستان بزرگتر هستند. گسترش تأثیر فیلم را گسترش داد و از آن بهره برد تا بتواند جهان را برای تغییرات مثبت تحت تأثیر قرار دهد.

به همین ترتیب، من مأموریتی برای The Tale داشتم که فراتر از یک تجربه ساده فیلم‌بازی بود و شامل تغییر نحوه نگرش مردم به سوءاستفاده و گفتگوهای پیرامون آن بود. به این ترتیب، من فکر می‌کنم The Tale در دسته جدیدی از داستان قرار می‌گیرد، که من آن را داستان محوری می‌نامم، جایی که می‌توانیم از داستان‌سرایی روایی عالی برای تغییر جهان استفاده کنیم.

بنابراین، زمانی که در حال نوشتن فیلمنامه بودم، من و سیمون شروع به ساختن کمپینی برای چگونگی استفاده از فیلم در زمان عرضه به جهان کردیم. ما مشاوران استراتژیک، کارشناسان و مدافعان را در زمینه‌های سلامت روان، قانون، سوء استفاده جنسی، سلامت و زنان/دختران به خدمت گرفتیم. ما ساختاری ساختیم که نشان دهد تقریباً هر صحنه از فیلم و زندگی شخصیت ها چگونه تجربیات زندگی واقعی را منعکس می کند. هم از نظر بالینی و هم از نظر حکایتی، ما قدرت زبان عاطفی فیلم را برای تغییر اساسی مکالمات جمعی خود در مورد مسائلی مانند حافظه، تروما و سوء استفاده کشف کردیم.

از نظر تاکتیکی، ما برای دومین مسیر توزیع همراه با عرضه جهانی در پلتفرم اصلی HBO برنامه ریزی کردیم، جایی که فیلم به سازمان ها، گروه های اجتماعی و مدارس برای نمایش و ایجاد بحث های جدید ارائه می شود. برای حمایت از بینندگان در سطح جهانی در هر پلتفرم، ما یک وب سایت پر از منابع ایجاد کردیم و راهنماهای مشاهده را هم برای افراد برای استفاده در خانه و هم برای حرفه ای ها ایجاد کردیم تا بحث را تسهیل کنیم. و ما افراد را در آمریکا و خارج از آن به کار گرفتیم تا به سازمان‌ها و گروه‌هایی در کشورهای هدف کمک کنند تا از فیلم خارج از پخش استفاده کنند.

این فیلم زندگی اصلی عظیمی خواهد داشت، اولاً به دلیل تصویر فوق‌العاده این داستان توسط بازیگران درخشان ما - از جمله لورا درن، الن برستین، جیسون ریتر، الیزابت دبیکی و کامن - که سفری فوق‌العاده برای تماشاگران در همه جا ایجاد کرده است تا پخش شود. از طریق شبکه جهانی HBO اما زندگی دیگری نیز خواهد داشت، زیرا متخصصان، مربیان، سازمان‌ها و جوامع از فیلم برای گسترش گفت‌وگو پیرامون این موضوع تابو استفاده می‌کنند. ما با سازمان‌های شگفت‌انگیزی همکاری کرده‌ایم تا از فیلم استفاده کنیم و از تماشاگرانی مانند باران، تاریکی به نور، بر ما است، یک ساعت زمان بده، بنیاد قلب شاد، والدین برنامه‌ریزی شده و بسیاری دیگر حمایت کنیم. فقط به وب سایت ما، thetalemovie.com نگاه کنید.

هدف ما چیزی جز تغییر درک مردم از چگونگی و چرایی سوء استفاده، پیچیدگی آن برای همه، و عملکرد حافظه برای محافظت از آسیب است. ما امیدواریم که به مردم کمک کنیم علائم را بشناسند تا از بروز سوء استفاده جلوگیری کنند و از کسانی که آن را پشت سر گذاشته اند برای بهبودی حمایت کنیم. امیدوارم که The Tale به تغییر جهان در مورد این موضوع کمک کند، اما همچنین در مورد دیگری: امیدوارم که منادی عصر جدیدی از «تخیلی مبتنی بر موضوع» باشد، جایی که قدرت فیلم‌ها در اطراف ما می‌چرخند و ما را به دنیا می‌برد. ما هرگز نمی توانستیم بفهمیم که می توان از آنها برای روشن کردن مصائب بشریت استفاده کرد.