جولیا رابرتز پاییز امسال با یک انتقام به بازیگری بازگشته است، هم در پرده بزرگ، هم با  Ben Is Back ،  و هم در صفحه کوچک در فیلم بسیار تحسین شده  بازگشت به خانه آمازون ،  که باید تابستان امسال جایزه امی شود و قبلاً نامزدی رابرتز برای بازیگری نقش اول زن را به دست آورده است. یک سریال درام در جوایز گلدن گلوب و برگزیده منتقدان. دلیلی  برای آن وجود دارد  . رابرتز که نزدیک به دو دهه پیش برای ارین بروکوویچ  برنده اسکار شد  ،وقتی تصمیم گرفت دندان هایش را در یک درام سنگین فرو کند، دوباره نشان می دهد که هیچ کس بهتری وجود ندارد. البته، به‌عنوان مادر سه فرزند و یک خانواده فداکار که آنقدرها هم که طرفدارانش می‌خواهند نیست، پس دوز دوز رابرتز در این فصل را هدیه‌ای برای اوایل تعطیلات در نظر بگیرید.

می توانید در صحبت با او، همانطور که هفته گذشته در اتاق کنفرانس CAA انجام دادم، در حالی که نمایش صنعتی  Ben Is Back  درست زیر ما برگزار می شد، این فیلم به نویسندگی و کارگردانی پیتر هجز و با بازی پسرش لوکاس هجز، چیزی بود که او به شدت احساس می کرد می تواند تأثیر بگذارد، به ویژه به عنوان داستان مادری که تلاش می کند پسر معتاد خود را در طول 24 ساعت در تعطیلات کریسمس از یک پایان غم انگیز نجات دهد. این یک زندگی شگفت انگیز است، این  نیست. "اگر کسی بخواهد بگوید این ایده چیست: این همه گیری مواد افیونی است، این خانواده است، این پسر است - منظورم این است که خیلی بزرگ و شدید به نظر می رسد. «و پیتر این داستان بسیار کوچک و شکننده را نوشت که این هیولا را می‌گیرد، و من فکر می‌کردم که فوق‌العاده است، که این بسیار ظریف است. ... فقط همین یک خانه، این یک روز، و این خانواده در داخل است.»

او می دانست که باید آن را در همان لحظه ای که آن را خواند انجام دهد. همان‌طور که اولین بار آن را خواندم، خیلی از آن ناک اوت شدم. غیر منتظره است کل آن از ابتدا تا انتها غیرمنتظره است.» "شما در این کلیسا را ​​باز می کنید و این یک چیز شیرین است، و بلافاصله تبدیل به چیز دیگری می شود و سپس چیز دیگری و دوباره چیز دیگری، بنابراین من فکر می کنم که کاملاً منحصر به فرد است."

رابرتز امیدوار است که به جای دیدن آمار غم انگیز پیرامون بحران در حال گسترش مواد افیونی در کشور که  بن بازگشته است، که در این آخر هفته به 25 بازار دیگر ادامه می‌دهد، جرقه‌ای ایجاد می‌کند و دوباره «مکالمه انسانی» درباره همه این‌ها را شعله‌ور می‌کند و در واقع بیشتر از یک فیلم دیگر کمک می‌کند. او برای تحقیقاتش به طور روزانه و شبانه داستان های بی پایانی را که به راحتی می توان در اینترنت پیدا کرد، ادامه داد. پس از مدتی این موضوع بسیار زیاد شد - داستان های غم انگیز زیادی از اعتیاد و از دست دادن خانواده. "و من واقعاً به نقطه اوج رسیدم که فکر کردم، خوب، اکنون درک جدیدی دارم و فقط باید به متن خود و شخص خود در لوکاس تکیه کنم، و نتوانستم به آن مکان بازگردم، زیرا چنین شد. خیلی دلخراش بود و بنابراین مجبور شدم آن را فقط به ایده های خلاقانه خود مبنی بر نشان دادن شخصیت هالی به دیگران تبدیل کنم.

رابرتز در واقع تا حد زیادی مسئول نقش آفرینی لوکاس هجز بود، اگرچه پدرش نویسندگی و کارگردانی را بر عهده داشت. پدر به او اعتبار کامل می دهد. "آره. من میگیرمش. خوب، می‌دانی که شیرین است، زیرا گوش دادن به صحبت‌های لوکاس در مورد آن، همانطور که در هفته‌های گذشته داشتم، می‌دانی که باید معمای جالبی باشد که بگوییم، "آیا برای پدرم کار کنم؟" منظورم در هر کاری است، اما اینکه بگویم آیا برای پدرم که رئیس من خواهد شد کار کنم و به من بگوید که چه کار کنم، زیرا این کاری است که یک بازیگر انجام می دهد. بنابراین من فکر می کنم که پیتر بسیار، بسیار شیرین و صادقانه در جلسه اولیه ما به من گفت، خوب، انجام شده نیست که لوکاس این نقش را بازی کند، همانطور که او  تصور نمی کرد.او این داستان باورنکردنی را نوشت و این بخش بزرگ را برای مرد جوانی هم سن و سال پسرش نوشت. و من فکر می‌کنم لوکاس فقط می‌خواست بتواند به تنهایی به آن برسد، و من مطمئناً نسخه‌ای از تلنگر را انجام دادم، و فکر می‌کنم این به او کمک کرد تا بر برخی تردیدهایش غلبه کند. اما من اعتبار کامل را به عهده می‌گیرم، اما فکر می‌کنم که هر دوی آن‌ها کار باورنکردنی‌ای انجام دادند که در تصمیم‌گیری‌های خود به‌جای فرضیاتی که از یکدیگر داشتند، کنار هم آمدند، که فکر می‌کنم نشان‌دهنده عظمت رابطه‌شان است.»

رابرتز  علاوه بر  بن  بازگشته، این زمان را برای ورود به تلویزیون انتخاب کرد، اولین بازی او پس از فیلم قلب عادی  HBO و اولین نقش او در یک سریال تا به حال. رابرتز، حداقل در این مقطع از 30 سال زندگی حرفه ای خود، نمایشگرهای بزرگ و کوچک را از هم جدا نمی کند. "خب، می دانید، متأسفانه این همان معادله داخلی است. فقط وقتی چیزی میخونم یه حسی دارم من همیشه داشتم، وقتی 20 ساله بودم، وقتی 30 ساله بودم، وقتی 45 ساله بودم، وقتی 50 ساله هستم. فقط همین احساس را دارم که فکر می کنم، بله، این چیزی برای من است یا  ندارم . او گفت که نمی تواند ستایش خانه بازگشت را بخواندسام اسماعیل، خالق و تهیه کننده به اندازه کافی، به خصوص که با وجود اینکه سریال درام 30 دقیقه ای کمیاب است، حاوی  دیالوگ های زیادی  است. او همچنین چیزهای خوبی در مورد همبازی اش استفان جیمز دارد که در حال حاضر در فیلم  If Beale Street Could Talk روی پرده است. 

منظورم این است که او در تمرین کامل است، او آماده است، او به موقع است، او غیرقابل قیاس است، به طوری که برای من، همه ماه ها هر روز به مناسبت یکدیگر بلند می شدیم، بنابراین از این نظر باور نکردنی بود. او در مورد جیمز گفت. و این واقعاً یکی از چالش برانگیزترین مشاغل از نظر فنی بود، اما همچنین یک شغل رویایی بود. آره.» و قرار است ادامه یابد: آمازون از همان ابتدا آن را برای فصل دوم انتخاب کرد، و او در مورد اینکه دقیقاً چه چیزی قرار است باشد هیجان زده است. من واقعاً چیزها را دنبال نمی کنم. من همیشه، همیشه احساس می‌کردم، حتی زمانی که نیاز به پرداخت صورت‌حساب‌هایم داشتم، همیشه احساس می‌کردم که چیزها شما را در آن زمان می‌یابند که برای درک و اجرای آن کاملاً عالی هستند. من فقط همیشه این احساس را داشتم و بنابراین فقط منتظرم. مثل این است که وقتی از آسانسور بیرون می آیی با کسی برخورد کنی،

بنابراین، فیلم‌ها، تلویزیون و در واقع حتی برادوی وجود دارد که ستاره رابرتز این روزها در آن احساس می‌شود. نه، او در حال حاضر خودش روی صحنه نیست، اگرچه در گذشته بوده است. این بیشتر به شیوه ای است که ما او را با یک نقش خاص مرتبط می کنیم، نقشی که دومین نامزدی از چهار نامزدی اسکار را در «  زن زیبا» در سال 1990 به ارمغان آورد. اکنون این یک موزیکال است و او برای افتتاحیه آن آنجا بود و با باربارا مارشال، بیوه گری مارشال، کارگردان فیلم و نیروی محرکه این صحنه، قبل از مرگ او در سال 2016، نشسته بود. اندی کارل در نقش ریچارد گیر در نقش ادوارد لوئیس و سامانتا بارکس در نقش ویویان وارد. "اوه خیلی شیرین است. خیلی شیرین است منظورم این است که واقعاً مانند یک سفر در مسیر حافظه است. رابرتز گفت: همه آنها فوق العاده هستند و این رویای گری بود. «و من روی این حس بی‌شمار حساب نمی‌کردم که چقدر دلم برای تماشای آن برای گری تنگ شده بود، و چقدر یادم می‌آمد مثل زمانی که یک صحنه را می‌سازیم، یا چیزهای دیگر. شبیه تماشای یک ویدیوی خانگی بود. فوق العاده بود اما آنها فوق العاده بودند. آنها کار زیبایی کردند، و نمایش فوق العاده است، و همه بازیگران واقعا، واقعا عالی هستند."

بنابراین بررسی برادوی وجود دارد که  واقعاً مهم  است.