این فقط در گذشته به ذهنم رسید، اما زمانی که برای بازی در نقش امی در جاستین اسپیتزر قرارداد امضا کردم . Superstore ، این اولین قسمتی بود که به من پیشنهاد شد که به صورت لاتین نوشته نشده بود. من هرگز خودم را یک فرد لاتین تبار تصور نمی کنم. من به سادگی یک فرد هستم. و به عنوان یک بازیگر، احساس می‌کنم که می‌توانم در انواع نقش‌ها زندگی کنم و انواع داستان‌ها را بگویم. وقتی فیلمنامه‌ها را می‌خوانم، می‌توانم نقش‌های مختلفی را بازی کنم. و وقتی این فیلمنامه به من رسید، آنها شروع به انتخاب نقش های زیادی کرده بودند، از جمله کولتون دان در نقش گرت و نیکو سانتوس در نقش متئو. ناگهان به ذهنم خطور کرد: هیچ یک از نقش‌های فیلمنامه قومیت‌ها را مشخص نکرده بودند، آنها صرفاً همه نوع آدم را انتخاب می‌کردند.

من را به وجد آورد که این کار به گونه ای انجام می شد که به هیچ وجه نشانه ای نبود. این در مورد وارد کردن شخصیت سیاه پوست، یا جوجه لاتین وحشی، یا یک دوست آسیایی یک شوخی نبود. آنها بیرون رفتند و افراد بامزه را پیدا کردند و بدون توجه به رنگ پوست آنها را انتخاب کردند. اما این واقعا نادر است. بحثی که جوایز اسکار امسال را تهدید به بلعیدن می‌کرد همچنان بر مسلط است - آن‌طور که باید-، اما نکته دشوار در انتخاب بازیگران مختلف، پرهیز از نوعی توهم‌گرایی است که فقط به این موضوع کمک می‌کند. به نظر من شخصیت‌های سوپراستور آدم‌های واقعی هستند که با هوش، طنز و عمق نوشته شده‌اند. و البته، زمانی که من در نقش امی قدم گذاشتم، او لاتین شد زیرا من لاتین هستم... این تنها نقطه تعریف او نبود.

ما همه مجموع تجربیات خود هستیم. من هیچ رنگین پوستی را نمی شناسم که در این اطراف فکر کند، "من به عنوان یک لاتین به خرید مواد غذایی می روم" یا "من به عنوان یک فرد آسیایی این کتاب را خواهم خواند." تجربه من از بزرگ شدن در آمریکا در دره سان فرناندو با دوستانی عمدتا یهودی بود. در واقع مدت زیادی طول کشید تا حتی شروع کنم به معنای لاتین بودن در آمریکا. این چیزی نبود که من به آن فکر کنم.

توکنیسم در مورد وارد کردن شخصیت های متنوع است زیرا شما احساس می کنید مجبور هستید. تنوع واقعی یعنی نوشتن شخصیت هایی که فقط با رنگ پوستشان مشخص نمی شود و انتخاب بازیگر مناسب برای نقش. تنوعامروز در دستور کار همه است، اما این چیزی است که من مجبور بودم در مورد تمام حرفه ام فکر کنم، زیرا، به نوعی، مانند مالیاتی است که شما برای رنگین پوست بودن در این صنعت می پردازید. شما نمی توانید از این سوالات اجتناب کنید. خیلی خوب است که برویم و برای نقش هایی تست بزنیم که لزومی ندارد نماینده همه افراد لاتین تبار روی کره زمین باشند، اما همیشه این آزادی به ما داده نمی شود. من نمی توانم فقط نقش یک خانه دار یا یک فروشنده مواد مخدر را بازی کنم، مهم نیست که شخصیت چقدر جالب باشد، زیرا همیشه باید به این فکر کنم که آیا می خواهم نقشی را بازی کنم که همان کلیشه های قدیمی را تداوم بخشد.

من معتقدم که روایت‌های پذیرفته‌شده در مورد عدم علاقه تماشاگران به فیلم‌ها و نمایش‌هایی که رنگین‌پوستان در آن بازی می‌کنند دروغ است. تحت پرده تصمیم‌گیری‌های تجاری، اجازه می‌دهیم گفتگوها درباره ارزش نسبی فیلم‌های زنانه، یا اهمیت تقویت نقش مردان بدون چالش پیش برود و وقتی آن روایت‌ها را به زبان نیاوریم، تبدیل می‌شویم. شریک در ثابت ماندن چیزها این نیز درست نیست که فقط مردان سفیدپوست این روایت‌ها را تبلیغ می‌کنند: همه ما تا حدی کمتر یا بیشتر در شریک جرم هستیم. نواری که ما انتظار داریم زنان و رنگین پوستان آن را پاک کنند اغلب فقط بالاتر است.

همچنین به معنای شرمساری مردم برای انجام کار درست نیست. این واقعاً مربوط به همه آن افرادی است که در مناصب قدرت هستند - و آنها معمولاً افراد خوبی هستند - که از خود می‌پرسند برای تغییر این روایت‌ها چه می‌کنند. تردید دارم: همه می‌خواهند وسایلشان را درست کنند، و شما همیشه در مسیر کمترین مقاومت در این تجارت خواهید رفت. اما راه میانه ای برای یافتن وجود دارد، جایی که می توانید داستان خود را بدون آن نوع سازش بگویید.

وقتی به چهره‌های تلویزیون نگاه می‌کنم و آنها را با فیلم مقایسه می‌کنم، متوجه می‌شوم که چقدر در صفحه کوچک پیش رفته‌ایم. مهم است که موفقیتی را که به دست آمده است جشن بگیریم، حتی در حالی که اذعان داریم که هنوز سفرهای بیشتری وجود دارد. همه مخاطبان می‌خواهند دنیایی را که در آن زندگی می‌کنند در صفحه‌های بزرگ و کوچک منعکس شده ببینند. در یک نقطه خاص، نادیده گرفته شدن ما اجتناب ناپذیر می شود. جوانان برای یافتن محتوایی که با آنها صحبت می کند به YouTube، Snapchat و Vine مراجعه می کنند و شما باید تعجب کنید که چرا. بینندگان نمی‌خواهند تحت تأثیر قرار بگیرند. آنها فقط تجربه داستان سرایی واقعی و معتبر می خواهند. این چیزی بود که من را برای اولین بار به سوپراستور کشاند .