انحصاری : این یک تکان دهنده است: یکی از محبوب ترین بازیگران سریال The Good Doctor که از ابتدا در سریال حضور داشته است، آنتونیا توماس ، پس از چهار فصل جدا می شود. درام پزشکی ABC با توماس به عنوان یک سریال معمولی - و شخصیت او، دکتر کلر براون - در فینال فصل 4 که امشب در ساعت 22 پخش می شود خداحافظی خواهد کرد. بیمارستان سن خوزه سنت بوناونچر در یک ماموریت جراحی در گواتمالا قرار دارد.

توماس در مصاحبه با Deadline در مورد تصمیم خود برای ترک سریال قبل از پایان قراردادش صحبت کرد و اشاره کرد که حجم سفارشات پخش در ایالات متحده عاملی است زیرا او به دنبال "کاوش در فرصت های خلاقانه مختلف است". او همچنین نشان داد که دوست دارد در آینده نقش خود را به عنوان یک ستاره مهمان تکرار کند.

The Good Doctor که توسط دیوید شور بر اساس قالبی کره ای ساخته و تولید شده است، اولین سریال مهم آمریکایی برای بازیگر بریتانیایی توماس بود. او به سرعت به عنوان نقش اول زن در مقابل همکار بریتانیایی فردی هایمور ظاهر شد. دکتر براون دلسوز و مهربان او، یکی از طرفداران مورد علاقه او، اولین مقیم - یا دکتر - در بیمارستان بود که دکتر شان مورفی (هایمور) را در کنار استادش دکتر گلاسمن (ریچارد شیف) در آغوش گرفت. در چهار فصل، کلر دوست صمیمی و مورد اعتماد شان باقی ماند و به او در مشاوره در مورد همه چیز از مشکلات پزشکی گرفته تا معماهای عاشقانه کمک کرد.

در طول دو فصل گذشته، کلر درد دل های زیادی را پشت سر گذاشت. در فصل 3، مادر بدرفتار او به زندگی او بازگشت. درست زمانی که این دو با هم آشتی کردند، مادرش در یک تصادف رانندگی در حالت مستی جان باخت. در اولین پخش فصل 4، کلر زمانی که ملندز (نیکولاس گونزالس) اندکی پس از اینکه او و کلر به یکدیگر ابراز عشق کردند، درگذشت، ویران شد.

همانطور که قوس او به پایان می رسید، همه چیز شروع به جستجوی کلر کرد. پدر جدا شده او اخیراً دوباره با او ارتباط برقرار کرد و پس از مدتی کشمکش داخلی از سوی او، آن دو جبران کردند و او اجازه داد او به زندگی خود بازگردد.

اسپویلر : در قسمت 2 پایانی فصل 4 دکتر خوب ، کلر وارد عمل شد و برای اولین بار یک جراحی پیچیده و طولانی را هدایت کرد و تصمیمی جسورانه برای مرگ و زندگی گرفت که بیمارش را نجات داد. در راه فرودگاه، به او پیشنهاد کاری در کلینیک گواتمالا داده شد و آن را پذیرفت. (خلاصه ما را اینجا بخوانید .)

با رفتن گونزالس در شروع فصل 4 و توماس در پایان، دکتر خوب دو بازیکن تکراری را به سریال های ثابت فصل آینده ارتقا می دهد، نوآ گالوین (اشر ولکه) و برایا سامونه هندرسون (جردن آلن).

توماس، که در سریال‌های بریتانیایی  Lovesick، Hoomefront و Misfits بازی کرده بود، قبل از اینکه فیلم The Good Doctor را بفرستد ، از آن جدا شده است. او با چوکو مودو، یکی از بازیگران همکار دکتر خوب ، که پس از فصل اول جدا شد، همکاری کرد، زیرا آن دو در فیلم 2020 Freedoms Name Is Mighty Sweet نوشتند، تهیه کردند و در آن بازی کردند.

در اینجا مصاحبه کامل ددلاین با توماس است، که در آن او به انعکاس چهار سال حضورش در دکتر خوب می پردازد، در مورد فینال امشب بحث می کند و جزئیات شیرین پشت صحنه فیلمبرداری آخرین صحنه های خود و همچنین چشم اندازش برای آینده کلر را به اشتراک می گذارد. او همچنین فاش می‌کند که فکر می‌کند چه کسی ردای قطب‌نمای اخلاقی سریال را از کلر می‌گیرد و در مورد برنامه‌های بعدی او صحبت می‌کند. ( این مصاحبه شامل جزئیاتی در مورد پایان فصل چهارم The Good Doctor 's است.)

مهلت: شما در یک برنامه موفق در چهار فصل حضور دارید. می توانید حداقل دو فصل دیگر تا پایان قراردادتان بمانید. چه شد که تصمیم گرفتی الان بری؟

توماس: میدونی چی، نلی، واقعاً تصمیم سختی بود و باید بگم که رفتن برای من چیز تلخ و شیرینی بود چون چهار سال گذشته کاملاً باورنکردنی بوده است. من احساس می کنم خیلی خوش شانس و اساساً مدیون دیوید شور و نویسندگان هستم که تجربه بازی در نقش کلر را داشته اند، شخصیتی فوق العاده و فوق العاده برای کشف، آنقدر لایه لایه و پیچیده و معیوب، شخصیتی که فکر می کنم یک هنرپیشه رویای آن را می بیند. تا بتواند بازی کند. فکر می‌کنم، در نهایت، برای من، رسیدن به نقطه‌ای است که فکر می‌کنم ما واقعاً دامنه چیزهای مختلفی را که کلر می‌توانست پشت سر بگذارد، اجرا کرده‌ایم، و من اکنون برای کشف فرصت‌های خلاقانه مختلف بسیار هیجان‌زده هستم. برای من، به عنوان یک بازیگر، داشتن تطبیق پذیری و خلاقیت چیزی است که واقعاً بسیار مهم بوده است. من از سیستم بریتانیایی آمده‌ام که در آن نقشی را بازی می‌کنید، چند ماه آن را فیلم‌برداری می‌کنید زیرا فصل‌ها تنها شش قسمت هستند، و سپس می‌توانید کار دیگری انجام دهید، و فکر می‌کنم بعد از وقف چهار سال به کلر و سفرش. و واقعاً، واقعاً در حال کاوش در شخصیت، من فقط اکنون آماده هستم تا در نهایت چیز جدیدی را امتحان کنم. (دکتر خوب 18 قسمت در فصل 1-2 و 20 قسمت در فصل 3-4 تولید کرد.)

مهلت: چه زمانی برای ترک به دیوید شور نزدیک شدید و واکنش او چه بود؟

توماس : دیوید شور در طول این فرآیند فوق‌العاده فوق‌العاده، فهمیده و مهربان بوده است. ما پس از پایان فصل سوم تماسی داشتیم و من شروع به پخش احساساتم کردم که من عاشق کاوش در کلر هستم و دوست دارم برای فصل دیگری کلر را کشف کنم، اما پس از آن، او در مورد پایان دادن به این شخصیت چه احساسی خواهد داشت. او بسیار عالی و مهربان و مفید بود. در مورد اینکه چگونه ممکن است بتوانیم این کار را انجام دهیم صحبت کردیم و به این تصمیم رسیدیم که کار درستی است.

و با صحبت در مورد کلر به عنوان یک شخصیت، آنچه که او طی چهار سال گذشته از سر گذرانده است، او واقعاً فراز و نشیب های فوق العاده ای را گذرانده است، از نظر شغلی و به عنوان یک شخص، مقیم بودن و سوق دادن به زندگی در بیمارستان و مجبور به یادگیری چگونگی برای متعادل کردن احساسات شخصی خود با زندگی حرفه ای، چگونه باز و همدل و مهربان باشد و زیاد درگیر نشود، دلش را در آستین نپوشاند. و سپس باید بیاموزد که چگونه حرفه ای خود را دوباره شروع کند، واقعاً به عنوان یک زن قدم بگذارد و به عنوان یک جراح ماهرتر شود، و در کنار آن، او با رشد شخصی عظیم، آسیب های روحی و برخوردهای زیادی روبرو شده است. ترومای رابطه او با مادرش و از دست دادن مادرش و سپس از دست دادن ملندز برای او به ارمغان آورد. کلر واقعاً، واقعاً فراز و نشیب هایی را پشت سر گذاشته است، و چیزی که در مورد او به عنوان یک شخصیت وجود دارد این است که او همیشه از موقعیتی است که نیازهای دیگران را در اولویت قرار می دهد. من فکر می کنم که شخصیت، در طول چهار فصل، به جایی رسیده است که در نهایت، در این فصل آخر، به یک مکان صلح با خودش می رسد، و در نهایت به یک مکان آشتی با پدرش می رسد، که این بود. دردناک اما مورد نیاز و سپس، با آن یک مورد از سکون و پذیرش خود و فضایی برای فکر کردن واقعاً چه می‌خواهد و به کجا می‌خواهد بیابد. که دردناک بود اما لازم بود و سپس، با آن یک مورد از سکون و پذیرش خود و فضایی برای فکر کردن واقعاً چه می‌خواهد و به کجا می‌خواهد بیابد. که دردناک بود اما لازم بود و سپس، با آن یک مورد از سکون و پذیرش خود و فضایی برای فکر کردن واقعاً چه می‌خواهد و به کجا می‌خواهد بیابد.

وقتی آنها به این سفر به گواتمالا می روند و این بیمارستان و این افراد نیازمند را به شکلی بسیار متفاوت می بینند، او ناگهان یک تماس جدید، ماجراجویی جدید پیدا می کند و می تواند آن رویا را دنبال کند. او متوجه می شود که، بله، او به تازگی رابطه با پدرش را احیا کرده است، اما این بدان معنا نیست که او هنوز نمی تواند آن را داشته باشد. مانند من که از نمایش خارج شدم، برای او بسیار ناراحت کننده است، زیرا او دوستان عزیزی پیدا کرده است، و این یک چیز ترسناک است، اما من فکر می کنم، در نهایت، این یک حرکت هیجان انگیز برای او است.

مهلت: در مورد فردی چطور؟ صحبت‌هایتان با او و بقیه بازیگران وقتی به آنها گفتید که می‌روید چطور پیش رفت؟

توماس : راستش من با فردی صحبت کردم، همانقدر که با دیوید صحبت کردم. فردی به دوست عزیز و عزیز من تبدیل شده است. همانطور که گفتم، این تصمیم بسیار دشواری بود، و من در مورد آن به طور گسترده با فردی صحبت کردم. او چیزی جز حمایت کننده نبوده و نیاز به رفتن و امتحان کردن چیزهای مختلف را درک می کند. و همه بازیگران سریال، همه ما دوستان خوبی هستیم و همه چیزی جز حمایت از من نشان نداده اند. خداحافظی عمیقاً غم انگیز است، به خصوص اینکه همه چهار سال با هم بودند، اما من فکر می کنم، در نهایت، همه آنها درک می کنند که شما باید نیازهای خلاقانه خود را دنبال کنید و می خواهید چیزهای مختلف را امتحان کنید. آنها فقط آن را دریافت می کنند، و چیزی جز شگفت انگیز، حمایت کننده و دوست داشتنی نبوده اند.

مهلت: همانطور که کلر در پایان می گوید، او به این زبان صحبت نمی کند، او کسی را در گواتمالا نمی شناسد. آیا فکر می‌کنید او می‌تواند در آنجا بماند و مدتی آنجا بماند؟ آیا او در نهایت به ایالات متحده بازخواهد گشت؟

توماس : من فکر می‌کنم که کلر می‌ماند. او مطمئناً در تعطیلات به ایالات متحده بازخواهد گشت تا خانواده را ببیند و به بچه های سنت بوناونچر سلام کند، اما در نهایت، او در آن لحظه چالش را بر عهده می گیرد، او کار را انجام می دهد زیرا فکر می کنم او واقعاً ناگهان باور می کند که می تواند انجام دهید. او شجاعت و اعتقاد دارد، این همان لحظه قدرت درونی برای رفتن است، فکر می کنم این کاری است که می توانم انجام دهم. بله، او موانع زیادی بر سر راه خود دارد، زبان بلد نیست و کسی را در آنجا نمی شناسد. این یک حرکت بزرگ و ترسناک است، اما من فکر می کنم، بعد از تمام چیزهایی که او از سر گذرانده است، پس از غم و اندوه فراوان و نیاز به دمیدن در غم و ادامه دادن، دوباره یافتن و تمرکز خود، و پیدا کردن کسی که در آن قرار دارد. در میان تمام غم ها، فکر می کنم او می داند که می تواند این کار را انجام دهد.

بنابراین می‌بینم که او می‌ماند، و امیدوارم به‌عنوان یک جراح بیشتر شکوفا شود، و باید راه‌های خلاقانه‌ای برای کمک به مردم بیابد، زیرا بدیهی است که امکانات آنجا در آن بیمارستان در گواتمالا، امکاناتی نبود که در سنت بوناونچر داشتند، و باید مهارت هایی را که در حال حاضر دارد کشف کند و خود را به روش های جدید گسترش دهد. من فکر می‌کنم که این چالش است، گرفتن چیزهایی که می‌داند و دوباره آن را در شرایط بسیار متفاوتی به کار می‌گیرد، و برای او هیجان‌انگیز است.

مهلت: آیا آماده هستید که به عنوان یک ستاره مهمان بازگردید و با بازیگران خود متحد شوید؟

توماس : قطعا. کاملا. من با فردی درباره بازگشت صحبت کرده ام، و کاملاً، بله. واقعاً برای من، اگر در سال زمان بیشتری وجود داشت تا بتوانم سریال را فیلمبرداری کنم و بتوانم برخی از کارهای دیگری را که اکنون می‌خواهم بررسی کنم، انجام دهم، هر دو را انجام می‌دهم. این تصمیم آسانی برای من نبود که ترک کنم، بنابراین من کاملاً دوست دارم هر از چند گاهی برگردم و بگویم سلام، مهارت های کلر را از گواتمالا و داستان هایش بیاورم. من خیلی مشتاقانه منتظر آن هستم.

مهلت: با رفتن کلر، فکر می‌کنید چه کسی قطب‌نمای اخلاقی آن گروه و شانه شان برای گریه کردن خواهد بود، زیرا او اولین کسی بود که به سراغ او رفت و برای مدت طولانی بهترین دوست او در محل کار بود؟

توماس : خوب، من فکر می‌کنم دو ساکن جدید که به هم پیوسته‌اند، آشر و جردن، واقعاً شخصیت‌هایی با استعداد، خونگرم، همدل با رفتاری فوق‌العاده در کنار تخت، با توانایی‌های عظیم برای صحبت با بیماران به شیوه‌ای باز و همدلانه هستند. . آنها همچنین کمی جوانتر هستند، و من نمی دانم که آیا آنها با شان دوست می شوند و زمانی که شاون به راهنمایی نیاز دارد گوش های خوبی به آنها بدهند. اما من احساس می‌کنم که همه شخصیت‌ها به روش خود راه‌های متفاوتی برای برقراری ارتباط با شان دارند.

همچنین، یکی از پیام‌های زیربنایی اپیزود از این نظر که او با گلسمن تماس می‌گیرد و نصیحت می‌خواهد، این است که شان در واقع رشد می‌کند و یاد می‌گیرد و همچنین می‌تواند از خودش استفاده کند. من فکر می کنم که شاون خوب خواهد شد. شخصاً او با لیا ازدواج می کند، این خیلی دوست داشتنی است. او را نیز دارد.

مهلت: آخرین صحنه ای که گرفتید چه بود؟ آیا این صحنه خداحافظی در فرودگاه بود؟ چه حسی داشتید با فیلمبرداری آخرین صحنه هایتان از فینال؟

توماس : در واقع صحنه خداحافظی نبود، اما هنگام فیلمبرداری صحنه خداحافظی، آن اشک ها بسیار واقعی بودند، به خصوص صحنه با دکتر لیم، با کریستینا، که دوست عزیزی است. ما اینطور بودیم که اوه، باشه، نمیتونیم از اول صحنه گریه کنیم چون کار نمیکنه، باید خودمون رو جمع کنیم و از صحنه عبور کنیم، باید منطقی باشه. فیلمبرداری صحنه در فرودگاه، همه واقعا ناراحت شدند. ما هم چنین لحظات شادی را سپری کردیم، فیلمبرداری این قسمت های پایانی، در جاده بودن و انجام کاری متفاوت، و همه در اتوبوس بودن. این یک راه فوق العاده برای خداحافظی با نمایش بود، بنابراین اشک ها راحت تر آمدند.

و سپس، آخرین صحنه من، من در واقع هیچ خطی در آن نداشتم، این یک صحنه بسیار ساده، بسیار سریع بود. وقتی آنها به "رپ" صدا زدند، فکر می‌کنم فقط هق هق گریه کردم، زیرا در مقابل هر چیز دیگری، بدیهی است که بازیگران احساس می‌کنند خانواده من هستند، اما گروه، ما چهار سال است که این یک خانواده بزرگ بودیم، و من به تازگی خیلی خوش شانس هستم که با مهربان ترین، سخاوتمندترین، با استعدادترین افراد کار می کنم و همه آنها دوستان عزیزی هستند. از اینکه باید خداحافظی کنم ناراحتم، اما به نوعی می‌دانم که خداحافظی نیست، زیرا قرار است برگردم تا سلام کنم و برای سفر مناسب است. فکر می کنم غم و اندوه نشان می دهد که چقدر دوران فوق العاده ای را سپری کرده ام. این نشان می دهد که چقدر یک نمایش فوق العاده است و یک بازیگر.

مهلت : آیا یک صحنه مورد علاقه، یک قسمت یا یک لحظه به یاد ماندنی دارید که از زمان حضورتان در نمایش به شما توجه کند؟

توماس: وای. دور زدن قسمت های چهار ساله و فکر کردن به صحنه مورد علاقه به نوعی سخت است، اما من می گویم که، فقط به این دلیل که در ذهن من تازگی دارد، انجام دو قسمت پایانی بسیار پر از شادی بوده است. روزی که در اتوبوس نشستیم - در مکانی خارج از ونکوور بودیم - و در اتوبوسی که در حال حرکت در اطراف بودیم نشستیم. لحظه‌ای بود که ما بین عکس‌ها قرار داشتیم، و از طریق واکی تاکی شنیدیم که دوربین قرار است بچرخد، به این معنی که از یک نفر فیلم می‌گیرند و سپس می‌چرخند و دوربین را می‌گیرند. شخص در طرف دیگر ما فقط به آهنگ منفجر شدیم و آهنگ "Turn Around" بانی تایلر را با صدای بلند خواندیم و کل آهنگ را به صورت گروهی خواندیم. خیلی خنده دار، خنده دار و شاد بود، و من آن خاطره را با خودم خواهم برد، زیرا اینطور بود، اوه، این مردم فوق العاده هستند،

مهلت: با نگاهی به تجربه خود، دکتر خوب چه معنایی برای شما داشته است و چه چیزی را بیش از همه از دست خواهید داد؟

توماس : دکتر خوببرای من به عنوان یک بازیگر و یک فرد به معنای رشد فوق العاده ای بوده است. دیوید شور، که این شخصیت باورنکردنی را برایم نوشته است، به من اجازه داده است که واقعاً مهارت‌هایم را منعطف کنم و به عنوان یک بازیگر به آنجا بروم و چیزهای مختلفی را امتحان کنم، طوری که قبلاً واقعاً فرصت انجام آن را نداشتم. چهار سال از زندگی دور بوده است. عمدتاً لندن خانه من بوده است، و ناگهان، چهار سال در ونکوور زندگی می‌کردم، و از این طریق، این حجم عظیم از رشد شخصی و ساختن خانه در جای دیگری، و یافتن دوستان جدید وجود داشت. این فقط یک سفر کاملاً متفاوت بود، یک سفر ترسناک و شگفت انگیز، و من واقعاً از نمایشی که این کار را به من داد بسیار سپاسگزارم زیرا مطمئناً احساس می کنم فردی متفاوت از شخصی هستم که در زمان ورود به خلبان بودم. . بنابراین، با سپاسگزاری آن را با خود می برم، و من با آن رفاقت و دوستی و همه را همراهی می کنم. من خیلی دلم برای همه آنها تنگ خواهد شد، و به اندازه کافی خوش شانس هستم زیرا در واقع خیلی اوقات اتفاق نمی افتد که شما یک کار بازیگری انجام می دهید و دوستان واقعی پیدا می کنید، و احساس می کنم واقعاً به اندازه کافی خوش شانس هستم که با دوستان واقعی کنار می روم. ، و این یعنی همه چیز.

مهلت: چند بار به فرصت های جدید اشاره کردید. جالب است که به نظر می رسید The Good Doctor درهای جدیدی را به روی شما باز کرده است، زیرا Chuku Modu، همبازی فصل اول، شریک نویسندگی شما برای Freedoms Name Is Mighty Sweet شد. از نظر بازیگری چه چیزی در آینده برای شما پیش می آید و آیا به کاوش در حرفه پشت دوربین ادامه خواهید داد؟

توماس:بله، من کاملاً می خواهم شروع به تلاش کنم تا بال هایم را پشت دوربین باز کنم. همانطور که اشاره کردید، من و او در حال طراحی و توسعه چیزهایی بودیم، مدتی است که این کار را انجام می‌دهیم. ما یک فیلم کوتاه با هم ساختیم، و کارهای دیگری هم داریم که می‌خواهیم انجام دهیم، اما مدت زیادی است که روی پروژه‌ای کار می‌کنم که خودم در حال توسعه آن بودم و ممکن است آماده باشم که با آن بیرون بروم و اکنون که این زمان را خواهم داشت به جلو فشار می دهم. نویسندگی اشتیاق بزرگتری برای من است، این چیزی است که به آرامی در حالی که به مدت چهار سال در ونکوور بودم و این نمایش را اجرا می کردم، آن را پرورش دادم و واقعاً متوجه شدم که این چیزی است که می خواهم بیشتر آن را انجام دهم. من هنوز نمی توانم بگویم آن چیزها واقعاً چه هستند، اما این چیزی است که بسیار امیدوار است به زودی از نظر کاوش در نوشتن در افق ظاهر شود. من یک پروژه خاص دارم، به ویژه، که من در حال توسعه و تولید هستم، فقط پروژه هایی که به آنها اعتقاد دارم، و راه هایی برای پیشبرد آنها پیدا می کنم. و بله، بازیگری. من نقش های متفاوتی را پیدا می کنم که هیجان انگیز و جدید هستند و احساس می کنم قبلاً بازی نکرده ام. فکر می کنم، برای من، به عنوان یک بازیگر، همیشه تلاش برای تقویت این ایده تطبیق پذیری و فقط امتحان چیزهای مختلف و ورود به کفش های بسیار متفاوت بوده است. من شروع به خواندن مطالب کرده‌ام، و چند مورد در خط لوله وجود دارد که هنوز نمی‌توانم آن‌ها را تأیید کنم، اما اکنون پس از چهار سال که عمدتاً یک کار را انجام می‌دهم هیجان‌انگیز است تا ببینم چه چیز دیگری برای کشف وجود دارد. همیشه تلاش برای تقویت این ایده تطبیق پذیری و فقط امتحان چیزهای مختلف و پا گذاشتن به کفش های بسیار متفاوت بوده است. من شروع به خواندن مطالب کرده‌ام، و چند مورد در خط لوله وجود دارد که هنوز نمی‌توانم آن‌ها را تأیید کنم، اما اکنون پس از چهار سال که عمدتاً یک کار را انجام می‌دهم هیجان‌انگیز است تا ببینم چه چیز دیگری برای کشف وجود دارد. همیشه تلاش برای تقویت این ایده تطبیق پذیری و فقط امتحان چیزهای مختلف و پا گذاشتن به کفش های بسیار متفاوت بوده است. من شروع به خواندن مطالب کرده‌ام، و چند مورد در خط لوله وجود دارد که هنوز نمی‌توانم آن‌ها را تأیید کنم، اما اکنون پس از چهار سال که عمدتاً یک کار را انجام می‌دهم هیجان‌انگیز است تا ببینم چه چیز دیگری برای کشف وجود دارد.

در اینجا گالری از توماس در نقش کلر در چهار فصل او در سریال The Good Doctor است: