خوب یا بد، سال 2015 سال همیلتون  و هر چیز دیگری بوده است (پس چه چیزی در این مورد دوست ندارید؟). با این حال، این زمان قابل توجهی بوده است - برای داستان های مهاجر که تازه در برادوی ضرب شده و مورد بازبینی قرار گرفته اند ، برای نمایشنامه های جدید ماجراجویانه، احیای متفکرانه و حداقل در یک مورد، جواهری دوباره کشف شده ( در آمریکای سفید ) از سال 1963 که کاملاً با این اوضاع سیاسی و غم انگیز مطابقت دارد. لحظه اجتماعی با رعایت همه اینها، و به طور کلی به رتبه بندی مشکوک هستم، در اینجا لیست 2 برتر من از بهترین های سال 2015 آمده است :

1. همیلتون (تئاتر ریچارد راجرز) آیا چیزی برای گفتن در مورد بهترین نمایش سال باقی مانده است؟ شاید فقط این: روایت دیوانه کننده سرگرم کننده لین-مانوئل میراندا از داستان منشأ ایالات متحده، فرزند عشق میهن پرست و شیفته آمریکا مجسمه آزادی و بنای یادبود واشنگتن است. و در اینجا یک راز وجود دارد: در بالای شهر بهتر است.

رنگ بنفش2. (کراوات 3 طرفه) KING AND I ; رنگ بنفش ; بیداری بهار  (به ترتیب تئاترهای ویوین بومونت، برنارد جاکوبز و بروکس اتکینسون) سه موزیکال از سه تیم خلاق بسیار متفاوت. تولید بسیار حساس بارتلت شر از کلاسیک راجرز و هامرشتاین برای تماشا و شنیدن مجلل است. احیای بهار بیداری تئاتر ناشنوایان غرب،   شعر بصری زبان اشاره آمریکایی را به موسیقی قدرتمند دانکن شیک اضافه می کند. و آخرین مورد اضافه شده، نمایش اسپارتانی جان دویل از بنفش، بهترین حالت را برای یک نمایش بسیار خوب - و یک ستاره از سینتیا اریوو ایجاد می کند.

2. THE HUMANS (شرکت تئاتر دوربرگردان؛ انتقال به تئاتر هلن هیز برادوی در ژانویه) چه چیزی در روز شکرگزاری باعث می‌شود نمایشنامه‌نویسان و فیلمسازان ( مثلاً افسانه اثر انگشت اثر بارت فروندلیچ ) بخواهند شیاطین خانواده‌شان را وقتی دور هم جمع می‌شوند، بیرون کنند؟ درام استیون کرم با کمدی های زیاد در یک آپارتمان دو طبقه زیرزمین کمی خشن در محله چینی ها می گذرد، جایی که سه نسل از یک قبیله آمده اند تا جشن بگیرند، اما در نهایت، به درستی، به شکست دادن پرده ها از یکدیگر ختم می شوند. این گروه بدون درز شامل رید برنی، جین هودیشل و سارا استیل است.

2. جان (تئاتر امضاء؛ بسته) برنده پولیتزر، آنی بیکر، فیلم The Flick را با این داستان مسحورکننده از گره گشایی یک زوج جوان در طول اقامت آخر هفته در یک تختخواب و صبحانه در گتیسبورگ، پنسیلوانیا که توسط جورجیا انگل اداره می شد، دنبال کرد. حرفه او، با حمایت لوئیس اسمیت، که هر اجرای او عملکرد حرفه ای او است. و صحبت از اجراهای پاک نشدنی، در اینجا نیز به کریستین نیلسن پایان ناپذیر و مقاومت ناپذیر، در حال بازی در نقش I'm-mad-as-hell-and-I'm-not-to-se-this-دیگر ستاره Taylor Mac's  HIR که هنوز در Playwrights Horizons در حال اجراست.

کوش جامبو در «جوزفین و من»2. (کراوات) ژوزفین و من ; GROUNDED  (تئاتر عمومی، هر دو بسته) مردم نه تنها همیلتون و Fun Home را در سال گذشته به برادوی فرستاد، بلکه این دو نمایش مست کننده یک زن را نیز ارائه کردند. در ژوزفین و من ، کوش جامبوی وارداتی بریتانیایی (و اکنون هم زن خوب معمولی) کوش جامبو را به عنوان یک هنرپیشه بریتانیایی دو نژادی ترانه و رقصید و با داستان قهرمان و موز دوران کودکی‌اش، جوزفین بیکر، آمیخته شد. در Grounded ، آن هاتاوی زندگی یک خلبان جنگنده ACE را که به کارگردانی پهپادها تنزل داده بود، مانند هر روایتی که از جنگ‌های امروزی بیرون می‌آید، در اثری بی‌سروصدا خیره‌کننده به کارگردانی جولی تیمور، زنده و هیجان‌انگیز کرد.

2. شاه چارلز سوم (جعبه موسیقی) فقط تا پایان ژانویه فرصت دارید تا بازی استادانه تیم پیگوت اسمیت را در نشخوار فکری مایک بارتلت در زمانی که شاهزاده سرانجام تاج و تخت خود را به ارث می برد و با مخالفت با دولت اعلام استقلال می کند، ببینید. در لایحه ای برای دستبند زدن به مطبوعات. این کمدی که در شعری خالی نوشته شده و تحت هدایت روپرت گولد بدون پوزخندی در چشم اجرا شده است، ثابت می کند که به طور غیرمنتظره ای تکان دهنده است.

2. در آمریکای سفید (تئاتر کاستیلو، بسته) این که تعداد کمی از مردم توانستند این احیای عالی نمایشنامه 1963 مارتین دوبرمن را در محصول مشترک تئاتر فدرال جدید و تئاتر کاستیلو ببینند، قلبم را می شکند. روایت های اول شخص وحشیانه از تجربه آفریقایی-آمریکایی - از برده داری تا زمان حال (دوبرمن متن خود را از نسخه اصلی 1963 به روز کرد که در لیتل راک، آرکانزاس در دهه 1950 به پایان رسید) - این پرتره دلهره آور و صمیمی از استقامت، رنج و به ندرت پیروز شد، یک اثر برجسته توسط چارلز ماریان روی صحنه ای خالی با شش بازیگر خارق العاده ای که همه را بازی می کردند، از برده های آزار دیده گرفته تا توماس جفرسون. برای من، این به‌عنوان خاطره‌انگیز، اگر بسیار تاریک، برای همیلتون بود.

یک حلقه در داخل یک حلقه2. WHORL INSIDE A LOOP (مرحله دوم، بسته) شری رنه اسکات با تهدید سه گانه برادوی، که زن، بلوند و سفیدپوست است، مدتی را با زندانیان مرد سیاهپوست و لاتین تبار در زندانی با امنیت حداکثر گذراند و کارگاهی را برای برقراری ارتباط با یکدیگر راه اندازی کرد. با روایت های شخصی شان نتایج آن چیزی نبود که او (یا ما) انتظار داشتیم، زیرا روایت خود اسکات با داستان‌ها در هم می‌آمیخت و همه در یک داستان جاه‌طلبی در هم می‌پیچید. یکی دیگر از شگفتی های بزرگ این فصل.

2. چیزی فاسد! (تئاتر سنت جیمز) یک فالگیر به رقبای ناامید شکسپیر می گوید که آینده تئاتر موزیکال است، و آنها با شوخی های هولناک، شلوغی شلوغ، آهنگ های خنده دار و جوک های درونی بیشتر از Spamalot  و The می روند. تولیدکنندگان با هم ترکیب شدند. این نمایش با همراهی شادی‌بخش برایان دارسی جیمز و کریستین بورل، بزرگ‌ترین تعریف خود را از هال پرینس دریافت کرد، که وقتی فهمید «این یک نمایش جورج ابوت است» به من گفت که دوستش دارد! می توانید آن را جستجو کنید.

2. LAZARUS (کارگاه تئاتر نیویورک) دیوید بووی داستان مردی که به زمین افتاد را گرفت و با همکاری نمایشنامه نویس آندا والش، قهرمان بیگانه خود را 30 سال به آینده منتقل کرد. این نمایش که توسط کارگردان فعلی ایوو ون هوو به صحنه می‌رفت و مایکل سی هال درخشان در نقشی که بووی در فیلم نیکلاس روگ نشأت گرفت، بازی می‌کرد، این نمایش رشته‌ای از مالیخولیا را در داستانی کج‌رو از آنومی نیویورک و نیهیلیسم مملو از مشروبات الکلی عبور داد. همه آن‌ها با حمایت یک گروه وحشی که آهنگ‌هایی از کاتالوگ Bowie را می‌نوازند، از جمله کارهای جدید.

نورگیر2. SKYLIGHT (تئاتر جان طلایی، بسته شده) نمایشنامه عالی دیوید هیر در سال 1996 درباره دیدار دوباره دو عاشق سال ها پس از پایان رابطه آنها، کری مولیگان و بیل نای را در تولید بسیار دقیق استیون دالدری جفت کردند که برنده جایزه تونی برای بهترین شد. احیاء . با فاصله گرفتن هوشمندانه از اثر پاک نشدنی لیا ویلیامز و مایکل گامبون در نسخه اصلی، دالدری به این دو ستاره اجازه داد تا مسیر خود را در یک داستان عشق بیهوده در مورد عبور از خطوط تعیین شده توسط سن، اقتصاد و آگاهی اجتماعی احساس کنند.

2. FIRST DADHTERS SUITE (تئاتر عمومی، بسته) باز هم یکی دیگر از برجسته ترین فصل ها توسط عموم مردم. چرخه چهار صحنه ای مینی موزیکال مایکل جان لاچیوسا، آهنگساز/ترانه سرا، درباره خانم های اول پت نیکسون، روزالین کارتر، نانسی ریگان و باربارا بوش و فرزندان زن سرکش (یا در یک مورد شبح مانند) آنها. لاچیوسا، که هدایای او از پوپولیستی تا تاریک‌اندیشی را شامل می‌شود، در اینجا صحنه‌های پیچیده‌ای را با خلاصه داستان‌های کوتاه و بافت‌های متنوع موسیقی اراتوریو خلق کرد، با «خطوط موسیقی دارای شدت متورم شوبرت لیدر است در حالی که کلمات می‌توانند مثل بمب های گیلاس حمله کن.» صحنه‌پردازی متنوع کرستن ساندرسون و چیس براک به اندازه خود اثر مبتکرانه و غنی بود.