رایان کوگلر ، کارگردان و نویسنده Black Panther ، ادای احترامی را به یاد مرگ غم انگیز چادویک بوزمن ، و آنچه این بازیگر جوان برای او و بسیاری دیگر معنا داشت، نوشته است. در آن، او نگاهی اجمالی به نمایش می‌دهد که بوزمن چگونه طبیعتی اثیری را بر روی صفحه نمایش می‌دهد، در حالی که نمادهایی از جیمز براون تا جکی رابینسون، قاضی دادگاه عالی، تورگود مارشال و پادشاه واکاندان، تچالا را بازی می‌کرد. این مقاله کاملاً نشان دهنده بوزمن و همچنین نویسنده آن است که در Fruitvale Station، Creed و Black Panther نشان داده است که او همه چیز در مورد قلب، خانواده و لطف است. اینجا به طور کامل است. ABC و Marvel آگهی تبلیغاتی Black Panther را به صورت رایگان پخش کرده اند تا امشب در این شبکه پخش شود.

"قبل از به اشتراک گذاشتن افکارم در مورد درگذشت چادویک بوزمن بزرگ، ابتدا به خانواده او که برای او اهمیت زیادی داشتند، تسلیت می گویم. مخصوصاً به همسرش سیمون.

من وارث انتخاب بازیگران مارول و برادران روسو یعنی تی چالا هستم. این چیزی است که برای همیشه سپاسگزار آن خواهم بود. اولین باری که اجرای چاد را در نقش T'Challa دیدم، در قسمتی ناتمام از کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی بود . داشتم تصمیم می گرفتم که آیا پلنگ سیاه را کارگردانی کنم یا نهبرای من انتخاب درستی بود هرگز فراموش نمی کنم که در مجموعه تحریریه در دیزنی لات نشسته و صحنه های او را تماشا می کنم. اولین بار با اسکارلت جوهانسون در نقش بیوه سیاه، سپس با تاتان سینمای آفریقای جنوبی، جان کانی در نقش پدر تاچالا، پادشاه تی چاکا. در همان لحظه بود که فهمیدم می خواهم این فیلم را بسازم. پس از اینکه شخصیت اسکارلت آنها را ترک کرد، چاد و جان شروع به گفتگو به زبانی کردند که قبلاً هرگز نشنیده بودم. آشنا به نظر می رسید، پر از همان کلیک ها و بوهایی که بچه های سیاه پوست در ایالات متحده ایجاد می کردند. همان کلیک هایی که اغلب به خاطر بی احترامی یا نادرست بودن مورد سرزنش قرار می گیریم. اما، موزیکالیتی داشت که احساس باستانی، قدرتمند و آفریقایی می کرد.

در ملاقاتم پس از تماشای فیلم، از ناتی مور، یکی از تهیه کنندگان فیلم، در مورد زبان پرسیدم. "بچه ها شما آن را درست کردید؟" نیت پاسخ داد: «این زبان خوسا، زبان مادری جان کانی است. او و چاد تصمیم گرفتند این صحنه را در صحنه فیلمبرداری به همین شکل انجام دهند و ما با آن غلت زدیم. با خودم فکر کردم "او همین روز خطوط را به زبان دیگری یاد گرفت؟" نمی‌توانستم تصور کنم که این باید چقدر سخت باشد، و حتی با وجود اینکه چاد را ندیده بودم، از ظرفیت او به عنوان بازیگر می‌ترسیدم.

بعداً فهمیدم که صحبت های زیادی در مورد اینکه تی چالا در فیلم چگونه خواهد بود وجود داشت. تصمیم به اینکه Xhosa به عنوان زبان رسمی واکاندا باشد توسط چاد، بومی کارولینای جنوبی، محکم شد، زیرا او توانست خطوط خود را در Xhosa، در همانجا، یاد بگیرد. او همچنین از شخصیتش حمایت کرد که با لهجه آفریقایی صحبت کند تا بتواند تیچالا را به عنوان یک پادشاه آفریقایی به تماشاگران معرفی کند که گویشش توسط غرب تسخیر نشده بود.

من سرانجام در اوایل سال 2016، زمانی که فیلم را امضا کردم، شخصاً چاد را ملاقات کردم. او از کنار خبرنگارانی که برای یک آشغال مطبوعاتی که برای کرید انجام می‌دادم جمع شده بودند ، رفت و در اتاق سبز با من ملاقات کرد. ما در مورد زندگی‌مان، دوران فوتبالم در کالج، و دوران تحصیل او در هاوارد برای کارگردانی، درباره دیدگاه جمعی‌مان برای تچالا و واکاندا صحبت کردیم. ما در مورد کنایه از اینکه چگونه همکلاسی سابق هاوارد تا-نهیسی کوتس در حال نوشتن آرک فعلی T'Challa با Marvel Comics بود صحبت کردیم. و اینکه چگونه چاد، شاگرد هاوارد، پرنس جونز را می شناخت، که قتل او توسط یک افسر پلیس الهام بخش خاطرات کوتس بین من و جهان بود.

سپس متوجه شدم که چاد یک ناهنجاری است. او آرام بود. خاطر جمع. مدام در حال مطالعه اما همچنین مهربان، آرامش بخش، گرم ترین خنده های دنیا را داشت، و چشمانی که بسیار فراتر از سال های زندگی او دیده می شد، اما همچنان می توانست مانند کودکی که برای اولین بار چیزی را می بیند برق بزند.

این اولین مورد از بسیاری از گفتگوها بود. او فرد خاصی بود. ما اغلب در مورد میراث و معنای آفریقایی بودن صحبت می کنیم. هنگام آماده شدن برای فیلم، او در مورد هر تصمیم و هر انتخابی فکر می‌کرد، نه فقط به این فکر می‌کرد که چگونه بر خودش منعکس می‌شود، بلکه چگونه آن انتخاب‌ها می‌توانند بازتاب پیدا کنند. "آنها برای این کار آماده نیستند، کاری که ما انجام می دهیم..." "این جنگ ستارگان است، این ارباب حلقه ها است."اما برای ما… و بزرگتر!” او این را به من می گفت در حالی که ما در تلاش بودیم تا یک صحنه دراماتیک را به پایان برسانیم و به وقت اضافه دو برابری کشیده شدیم. یا در حالی که با رنگ بدن پوشیده شده بود و شیرین کاری های خودش را انجام می داد. یا برخورد با آب سرد و سکوهای فرود فوم. سرم را تکان می دادم و لبخند می زدم، اما حرفش را باور نمی کردم. نمی‌دانستم این فیلم کار می‌کند یا خیر. مطمئن نبودم که می دانم چه کار می کنم. اما به گذشته نگاه می کنم و متوجه می شوم که چاد چیزی را می دانست که همه ما نمی دانستیم. او در حال انجام بازی طولانی بود. همه در حین انجام کار. و کاری که انجام داد

او برای نقش‌های مکمل به تست‌های بازیگری می‌آمد، چیزی که برای بازیگران اصلی فیلم‌های پرهزینه معمول نیست. او برای چندین تست آزمون M'Baku آنجا بود. در وینستون دوک، او یک شیمی خوانده شده را به یک مسابقه کشتی تبدیل کرد. وینستون دستبندش را شکست. در تست بازیگری لتیشیا رایت برای شوری، او با شوخ طبعی خاص خود، حالت سلطنتی او را سوراخ کرد و لبخندی را به چهره تی چالا آورد که 100% چاد بود.

در حین فیلمبرداری فیلم، در دفتر یا خانه اجاره‌ای من در آتلانتا ملاقات می‌کردیم تا درباره خطوط و راه‌های مختلف برای عمق بخشیدن به هر صحنه بحث کنیم. ما درباره لباس ها، تمرینات نظامی صحبت کردیم. او به من گفت: «واکاندان ها باید در طول تاج گذاری برقصند. اگر آنها فقط با نیزه در آنجا بایستند، چه چیزی آنها را از رومی ها جدا می کند؟ در پیش نویس های اولیه فیلمنامه. شخصیت اریک کیلمونگر از تی چالا می خواهد که در واکاندا دفن شود. چاد آن را به چالش کشید و پرسید، اگر کیلمونگر بخواهد در جای دیگری دفن شود چه؟

چاد عمیقاً برای حریم خصوصی خود ارزش قائل بود و من از جزئیات بیماری او مطلع نبودم. بعد از اینکه خانواده او بیانیه خود را منتشر کردند، متوجه شدم که او در تمام مدتی که او را می شناختم با بیماری خود زندگی می کرد. چون مراقب و رهبر و اهل ایمان و کرامت و سربلندی بود، همدستان خود را از مصائب خود مصون می داشت. او زندگی زیبایی داشت. و هنر بزرگی کرد. روز از نو، سال به سال. او همین بود. او یک نمایش آتش بازی حماسی بود. من داستان هایی در مورد حضور در برخی از جرقه های درخشان تا پایان روزهایم خواهم گفت. او چه اثر باورنکردنی برای ما به جا گذاشته است.

من قبلاً به این شدت غم از دست نداده بودم. یک سال گذشته را صرف تهیه، تخیل و نوشتن کلماتی کردم تا او بگوید، که قرار نبود آنها را ببینیم. من را شکسته می‌دانم که نمی‌توانم دوباره نمای نزدیک دیگری از او را در مانیتور تماشا کنم یا به سمت او بروم و درخواست عکس دیگری بکنم.

بیشتر دردناک است که بدانیم نمی‌توانیم مکالمه دیگری یا فیس‌تایم یا تبادل پیامک داشته باشیم. او دستور العمل های گیاهخواری و رژیم های غذایی را برای من و خانواده ام می فرستاد تا در طول همه گیری همه گیر از آنها پیروی کنیم. او من و عزیزانم را بررسی می کرد، حتی وقتی با بلای سرطان دست و پنجه نرم می کرد.

در فرهنگ‌های آفریقایی ما اغلب به عزیزانی اشاره می‌کنیم که به عنوان اجداد از خود گذشته‌اند. گاهی اوقات شما از نظر ژنتیکی مرتبط هستید. گاهی اوقات شما نیستید. من این امتیاز را داشتم که صحنه‌هایی از شخصیت چاد، T'Challa را کارگردانی کنم که با اجداد واکاندا ارتباط برقرار می‌کرد. ما در آتلانتا بودیم، در یک انبار متروکه، با صفحه‌های آبی و چراغ‌های عظیم فیلم، اما اجرای چاد آن را واقعی کرد. فکر می کنم به این دلیل بود که از زمانی که با او آشنا شدم، اجداد از طریق او صحبت کردند. اکنون برای من پوشیده نیست که چگونه او توانسته است برخی از برجسته ترین آنها را به طرز ماهرانه ای به تصویر بکشد. شکی نداشتم که او زنده خواهد ماند و به ما برکت بیشتری خواهد داد. اما با قلبی سنگین و احساس قدردانی عمیقی که تا به حال در حضور او بوده‌ام، باید به این واقعیت فکر کنم که چاد اکنون یک اجداد است. و من می دانم که او مراقب ما خواهد بود،