اختصاصی : آلن هیوز کار خود را در فیلم Outlaw: The Saga of Afeni و توپاک شکور از سر گرفته است.مجموعه مستند پنج قسمتی FX در مورد زندگی ناپایدار و میراث نماد/شاعر فقید هیپ هیپ، و مادر عضو پلنگ سیاه که او را با ارزش هایی که موسیقی آگاهانه اجتماعی او را القا می کرد، تربیت کرد. همه‌گیری پیشرفت سند را متوقف کرد - هیوز پیش مصاحبه‌های زیادی انجام داد و در این میان چند مصاحبه با دوربین انجام داد، اما احساس کرد که مصاحبه‌های زوم به چیزی که وقتی روبه‌رو می‌شوید نشان نمی‌دهد. موضوع مصاحبه، حتی اگر 6 فوت از هم فاصله داشته باشید. چیزی که هیوز را شگفت زده کرده است این است که چگونه مصاحبه هایی که اکنون انجام می دهد بسیار غنی تر از قبل هستند. او معتقد است که این نتیجه مستقیم بازتاب شخصی در طول قرنطینه طولانی مدت، همراه با رویدادهای پرفراز و نشیب مانند مرگ جورج فلوید و عواقب آن است که خشونت پلیس را نسبت به سیاه پوستان روشن کرد.

هیوز گفت: «وقتی دوباره شروع به مصاحبه کردیم، متوجه موضوعی شدم که واقعاً جالب بود. «این شکنندگی و آسیب‌پذیری در تمام مصاحبه‌ها وجود دارد، مثل اینکه همه تحت تأثیر ارزش زندگی قرار گرفته‌اند. در حال حاضر احساسات در مصاحبه ها جریان دارد. قبلاً احساسات وجود داشت، اما نوع دیگری بود. این باعث شده است که من بیشتر از رسانه داستانی طرفدار رسانه مستند باشم، زیرا اتفاقاتی که در جهان روی می دهد روی DNA فیلم تأثیر می گذارد. اگر من فقط یک فیلم اکشن را کارگردانی می کردم و مجبور می شدیم فیلم را تعطیل کنیم، واقعاً بر نتیجه فیلم نهایی تأثیر نمی گذاشت.»

هیوز این کار را پس از کارگردانی مستند تحسین شده The Defiant Ones در سال 2017 بر عهده گرفت که در مورد جاده پرپیچ و خمی بود که منجر به مشارکت میلیارد دلاری دکتر دره و جیمی آیوین شد. ساخت این مستندهای موسیقی سه سال طول می کشد، و هیوز گفت که قصد دارد در بهار 2022 برای Outlaw در FX پخش شود. اینکه هیوز بر این باور است که فرم مستند از فیلم‌های روایی برتری دارد، چیزی را می‌گوید، از سوی فیلم‌سازی که آثارش شامل کتاب الی، از جهنم، جامعه تهدید دوم و دیگرانی است که او با برادر دوقلوی آلبرت کارگردانی کرده است.

او گفت: «آخرین فیلم مستندی که انجام دادم، واقعاً مرا تغییر داد. "شما نمی توانید وارد مصاحبه با یک شخص واقعی شوید که در حال تجربه کردن درد واقعی است، یا هر چیزی که با شرایط انسانی سر و کار دارد، و مقداری مزخرفات هالیوودی بیاورید. این کار نخواهد کرد. وقتی حدود یک سال پیش این تولید را درباره توپاک و مادرش شروع کردیم، چند مصاحبه در قوطی گرفتم، و این کار ادامه داشت، اما... حتی بدون بیماری همه گیر، رسانه مستند شما را تغییر خواهد داد، همانطور که شما این شیرجه عمیق را در یک سری فیلم انجام می دهید. سال ها. و بعد از شیوع بیماری همه گیر، و چیزی که من متوجه شدم این است که همه ما مجبور بودیم پایین بیاییم. بدون انجام هیچ مصاحبه ای این زمان برای همه بود، زمانی برای پردازش چیزها. همه‌گیری غم‌انگیز بوده است و ما افرادی را می‌شناسیم که جان و معیشت خود را از دست داده‌اند. اما انزوا ما را مجبور کرد که درون نگر باشیم. ما سیستمی را جمع آوری کردیم که در آن همه می توانستند از فضای ابری کار کنند و مصاحبه ها و تحقیقات را پردازش کنند، که به دهه های 40، 50 و 60 برمی گردد. و سپس دوباره شروع به انجام این مصاحبه ها می کنید. پیش از این، شاید 50٪ معنی دار باشد و بقیه در مورد جست و خیز و تلاش برای یافتن چیزهایی هستند. این تا 85 درصد به سمت چیزهای معنی‌دار می‌رفت، مردم به شما اطلاع می‌دهند که از نظر احساسی در کجا هستند، بسیار خام. به نظر می رسد مردم هر پنج دقیقه در پرتگاه اشک هستند. اکنون سطح متفاوتی از احساسات در مصاحبه ها جریان دارد.» مردم به شما اطلاع می دهند که از نظر عاطفی در کجا هستند، بسیار خام. به نظر می رسد مردم هر پنج دقیقه در پرتگاه اشک هستند. اکنون سطح متفاوتی از احساسات در مصاحبه ها جریان دارد.» مردم به شما اطلاع می دهند که از نظر عاطفی در کجا هستند، بسیار خام. به نظر می رسد مردم هر پنج دقیقه در پرتگاه اشک هستند. اکنون سطح متفاوتی از احساسات در مصاحبه ها جریان دارد.»

مرگ جورج فلوید که با جزئیات کامل در رسانه های اجتماعی در حالی که سر او توسط زانوی یک پلیس مینیاپولیس روی گردنش فشار داده شده بود، به طور خاص تمرکز خاطرات توپاک را از سال های بعد که شامل زندانی شدن برای اتهامی می شد، تغییر داد. تجاوز جنسی، و خشونت بر سر رقابت بین جنبش های ستاره رپ ساحل شرقی و غربی، تا جایگاه ماندگار او به عنوان یک شاعر پیشگو که تمرکزش بر مشکلات نژادی به ویژه به موقع به نظر می رسد.

هیوز گفت: «توپاک در ابتدا این جنگجوی عدالت اجتماعی بود. در هر مصاحبه، او را در مورد این چیزها صحبت می‌کردیم. وحشیگری پلیس، سیستم زندان، روشی که اقتصاد در محله یهودی نشین کار می کند، و نحوه تخریب سیستم آموزشی. او همیشه فرزند مادرش بود و درباره همه این چیزهایی که اخیراً مطرح شده صحبت می کرد. دقیقاً همان چیزی که در مورد پلیس ها و مردان سیاه پوست وجود دارد که همه ما از آن زمان با آن سر و کار داشتیم، می دانید، از روزگار "دیدن پلیس" و قبل از دعوا کردن با پلیس. هر چهار سال یک بار، دوباره شعله ور می شود، و فکر می کنم به خصوص الان روی اعصاب تاثیر می گذارد. وقتی به طور کلی به هیپ هاپ نگاه می کنید، هنرمندان زیادی اینجا و آنجا در مورد این چیزها صحبت می کردند، اما توپاک، لعنتی نزدیک در هر مصاحبه، او این موضوع عدالت اجتماعی را دنبال می کرد. فکر می کنم این چیزی است که به من ضربه می زند. جدا از اینکه او به عنوان یک هنرمند چقدر قدرتمند بود، چقدر حضور قدرتمندی داشت و چه مجری و رپر و نویسنده بزرگی بود. من فکر می‌کنم بحث عدالت اجتماعی در حال حاضر واقعاً اعصاب مردم را به هم می‌زند، زیرا او در آن زمان همه اینها را می‌گفت و نه فقط در موسیقی.»

از جمله کسانی که هیوز در حین صحبت درباره شکور تفاوت بین آنها دیده است، اسنوپ داگ است که خود را به عنوان یک ستاره در صحنه هیپ هاپ ساحل غربی تقریباً همزمان با شکور معرفی کرد و دوست خود را در حالی که در بیمارستان در حال مرگ بود دید. رختخواب پس از اصابت چهار ضربه در تیراندازی رانندگی پس از مبارزه مایک تایسون. شکور 25 ساله شش روز قبل از تسلیم شدن در سال 1996 زنده ماند.

هیوز گفت: "پیشنهاد شد که باید اسنوپ را به اتاق بیمارستان در وگاس ببریم که توپاک تحت حمایت زندگی بود و من بروم، نه، من به آن نیاز ندارم، من به آن نیازی ندارم." "من قصد نداشتم آن را انجام دهم، اما او وارد آن شد، و اشک ریخته بود، و من هرگز اسنوپ را اینطور ندیده بودم. او شروع کرد... و من فقط می‌خواهم مراقب باشم که چگونه این را بیان می‌کنم، زیرا بسیار معنوی بود، آنچه او می‌گفت، و بسیار صمیمانه بود، و عمیق‌تر از آنچه قبلاً گفته بود. او می‌گوید، می‌دانم که نمی‌توانست صدایم را بشنود، اما روح من با روحش صحبت می‌کرد، با روحیه مناسب وارد آنجا شدم، با روحش صحبت می‌کردم، با او صحبت نمی‌کردم، سخت بود زیرا وجود دارد. مثلاً، این نوع احساس متفاوت است، مرد، وقتی یکی از دوستانت باشد، و او همان جاست، و می‌دانی، ما فقط داریم صحبت می‌کنیم، و او می‌رود، و می‌دانی، شما فقط با روح او صحبت می کنید، و واقعاً هیچ کاری نمی توانید انجام دهید، فقط سعی کنید به آن عشق واقعی برسید تا او می گوید، روحش بتواند آن را به این طریق ببرد...» و سپس وقتی بریدیم، برگشتم و... چون عینک آفتابی میزنه و افرادی که زیر نظر گرفته بودن مثل اینکه چشماش رو دیدی؟ و من گفتم در آن لحظه بودم، ندیدم و همه واقعا متاثر و اشک ریختند. این فقط، دوباره، نمونه دیگری از این بود که چگونه با کسی که قبلاً با او مصاحبه کرده بودم، و اتفاقاً چیزی بود که من حتی نمی خواستم در مورد آن صحبت کنم، فقط به مکان معنی دار دیگری رفت. فکر می کنم اسنوپ به خاطر انزوا به مکانی معنوی رفت که قبلاً نرفته بود. اسنوپ قرنطینه را بسیار جدی گرفت، فقط او و خانواده اش. او در حال حاضر یک شخص معنوی است، و من فکر می کنم با چیز جورج فلوید، و دلیل اینکه من این را مطرح می کنم این است که عمداً از اتاق بیمارستان وگاس اجتناب کردم و زمانی که توپاک... این بار قصد نداشتم در مورد آن با اسنوپ صحبت کنم. و او به آنجا رفت.»

هیوز هنگام مصاحبه با مایک تایسون، که شکور در گذشته به هیوز معرفی کرد، یا میکی رورک، که هیوز می‌گفت «یک دوست صمیمی بود که سبک زندگی شهرت را به توپاک آموزش داد» و تیم راث، که به شکور کمک کرد، مصاحبه می‌کند، همین انتظار را دارد. هنر بازیگری او تمام زندگی شکور را پوشش می دهد و به عشق مخفیانه شکور و مدونا اشاره می کند که در نامه جدایی شکور به او که سال گذشته به حراج گذاشته شده بود، اشاره کرد. همچنین عمق داستان افنی شکور ، فعال سیاسی و عضو حزب پلنگ سیاه وجود دارد که پس از دستگیری او و سایر اعضایش در سال 1969 و متهم شدن به چندین فقره توطئه برای بمب گذاری پلیس، در دوران بارداری با موفقیت از خود در دادگاه وکالت کرد. ایستگاه‌ها و سایر مکان‌های عمومی در نیویورک، اتهاماتی که می‌توانست او را مادام‌العمر دور کند.

خود هیوز در داستان توپاک بیگانه نیست. برادران هیوز برای اولین بار با شکور ملاقات کردند که در حال موفقیت در کارگردانی ویدیوها برای هدایت اولین فیلم خود، جامعه Menace II بودند. فیلمی با بودجه 3.5 میلیون دلاری که پس از موفقیت در فیلم Boyz N the Hood ساخته جان سینگلتون ساخته شد.28 میلیون دلار به دست آورد و خواهر و برادر را به عنوان رهبران موج فیلمسازان سیاه پوست معرفی کرد. برادران هیوز پس از اختلافات خلاقانه در حین جدول خوانی، شکور را استخدام کردند و سپس از نقش مکمل در آن فیلم اخراج کردند. وقتی بعداً او را در حالی که در حال کارگردانی یک ویدیو مربوط به فیلم بودند دیدند، هیوز و توپاک شروع به دعوا کردند. به زودی، 10 نفر از همراهان شکور، فیلمساز را مورد ضرب و شتم قرار دادند، که منجر به شکایت‌های قضایی، زندان کوتاهی برای شکور و خون بدی شد. هیوز گفت که به آرامی با بی‌ارزش بودن آهنگ کنار آمد، زیرا او و شکور آرایش کردند و ستاره هیپ هاپ در مجله Vibe عذرخواهی عمومی کرد. با این حال، هیوز زمانی که پس از موفقیت The Defiant Ones ، به املاک شکور رسید، تا حدودی شگفت زده شد. این پس از مرگ افنی شکور در سال 2016 بود.

من به هیوز می گویم که در لحظات نادر آرام زندگی خودم، خاطرات ناخوشایند لگد زدن به الاغ دوران کودکی گاهی به طور تصادفی و غیرقابل توضیح ایجاد می شود، و هنوز هم نیش می زند. نمی‌توانستم تصور کنم که شکور و اطرافیانش در طول روند سه‌ساله این سریال، دوباره زیر پا گذاشته شوند.

هیوز گفت: «مستند توپاک با فیلمساز دیگری بود و یک سال بعد، املاک نزد من آمد و درخواست ملاقات کرد. «معمولاً اگر کسی از شما بخواهد که چنین کاری را در یک ستاره راک بین‌المللی انجام دهید، پاسخ بسیار آسانی است، درست است؟ یادم می آید چهارشنبه بود و به املاک گفتم تا جمعه به من فرصت بدهید... نمی دانم این برای من است یا نه. من آن را تا آنجایی که بیان می کند که او به عنوان یک نماد بود، درک می کنم، اما فقط نمی دانم که آیا در من برای مقابله با آن شیاطین وجود دارد یا خیر. و در طول این سه روز، خانواده بسیار شیرین بودند و گفتند وقتی مردم از آنها می‌پرسیدند چرا می‌خواهید این کار را با من انجام دهید، پاسخ دادند، زیرا [توپاک] کار خود را با او شروع کرد، و ما می‌توانیم از The Defiant Ones ببینیم.او فردی است که این کار را انجام می دهد. آنها گفتند که شناخت توپاک به معنای دعوا کردن با توپاک بود و اگر این را نمی دانستی دوست یا خانواده نبودی.»

طی دو روز بعد، هیوز سیل خاطرات گذشته خود را با شکور به راه انداخت. موارد خوب بسیار بیشتر از بدها بود.

او گفت: اولین باری که همدیگر را دیدیم به یاد آوردم. من توپاک را در اولین موزیک ویدیومان کارگردانی کردم. این برای Digital Underground، یک گروه اسپین آف به نام Raw Fusion بود و او هم در آن بود. او در آن زمان ستاره نبود. ما در خانه وافل با همه Digital Underground ملاقات کردیم. او این مرد انتهای جدول بود و من می گفتم این یارو کیست؟ او به طرز باورنکردنی کاریزماتیک و خنده دار بود، و شما فقط می توانید آن را احساس کنید. اون موقع باهاش ​​دوست شدم روز بعد، اولین موزیک ویدیو خود را گرفتیم. منتظرش بودم چون قبل از موزیک ویدیو یک صحنه کوچک گرفتیم و او را در صحنه قرار دادیم و یادم آمد که از همکاری با مجریان افتخار زیادی می کردم و به او راهنمایی می کردم که چگونه حرکت کند و چگونه دوربین را کار کند. اما وقتی نوبت به انجام توپاک رسید، لازم نبود به آن یارو بگویی.»

هیوز گفت که خودش همه چیز درباره تصویر و اهمیت بازاریابی را از مربی خود، رهبر فقید NWA Easy-E آموخته است. او خوشحال بود که حکمت را با شکور در میان گذاشت که ستاره او شروع به طلوع کرد. هیوز گفت: «او شمایل نگاری را تقریباً به خوبی مایکل جکسون یا مدونا درک می کرد، احتمالاً، اگر نه بیشتر». او قطعاً جهت را گرفت، مثلاً این زاویه را بیشتر کار کنید، یا می‌توانید کمی بیشتر از این کار انجام دهید، اما به ندرت مجبور می‌شوید چیزی به او بگویید. او فقط از روز اول انفجاری بود.»

هیوز گفت که پیوند با شکور را به خاطر نداشتن پدر به عنوان یک شخصیت راهنما در زندگی‌شان و اهمیت مادرانشان که هر دو فعال بودند، به یاد می‌آورد. و او متوجه شد که حرفه خود به طور غیرقابل حذفی با شکور پیوند خورده است. برادران هیوز به همراه سینگلتون و چند تن دیگر از مطبوعاتی که امیدوار بودند سازندگان درام های شهری سودآوری که زندگی در آن دوران زندگی را به تصویر می کشند، به رونق فیلمسازان سیاهپوست دامن بزنند، به رسانه های پرحساب تبدیل شدند، اما درست همانطور که اسپایک لی پیش بینی کرد، این روند ناکام ماند. به دلیل فقدان کامل مدیران سیاهپوست در مشاغل تصمیم گیری استودیویی. خواهر و برادر هیوز از معدود کسانی بودند که موفقیت اولیه آنها منجر به مشاغل طولانی شد.

هیوز گفت: «توپاک در حال تبدیل شدن به یک ستاره بود و ما داشتیم به این کارگردانان بزرگ تبدیل می شدیم و برای 20 سال قبل، چیزی به نام ستاره های سیاه پوست 20 ساله و پدیده های فیلمسازی وجود نداشت. «اگر در آن مقطع سیاه پوست و خوش شانس بودید، در کالج بودید. سر و کار داشتن با تمام احساسات در آن لحظه - و ما به همان اندازه او پرشور بودیم - او فوران می کند، و همینطور هم شد. اما فقط به این دلیل که یک اتفاق به این شکل افتاد، از سفر کل رابطه که بسیار غنی بود، دور نشد. آنچه بر من غلبه کرد افتخاری بود که نه تنها به او به عنوان یک هنرمند، بلکه سفر جمعی ما و آنچه که او برای فرهنگ و جامعه ما و آنچه مادرش نمایندگی می کند، نشان می دهد. ما آنجا بودیم، و این معنی داشت، و من هنوز اینجا هستم. من متوجه شدم که برای این کار مرد مناسبی هستم.»

هیوز گفت که پس از اعلام پروژه FX، تمام نظرات رسانه های اجتماعی را خوانده است، از جمله برخی از نظرات طرفداران نابخشوده توپاک. او گفت: «بسیاری از آنها برای من آرزوی انواع مرگ‌های مضر و مضر داشتند، می‌دانی، و این فقط نادرست بود. اما من به خودم گفتم، آلن، تو باید به آنها نشان دهی که این بزرگ‌تر، عمیق‌تر و معنادارتر از آن چیزی است که هر کسی می‌تواند بداند، و من می‌دانم که قلبم در جای درستی است.»

هیوز درس‌هایی را که از Easy-E آموخته بود، مورد توجه قرار داد و مطمئن شد که FX به اندازه کافی بازاریابی و تبلیغات را وعده می‌دهد تا اطمینان حاصل شود که Outlaw توسط گسترده‌ترین مخاطبان ممکن دیده می‌شود، حتی بیش از آن چیزی که در یک سریال روایی یا ویژگی ممکن است.

هیوز می‌گوید: «اکنون می‌دانیم که همان‌طور که تایگر کینگ ثابت کرد، به همان اندازه افراد، اگر نه بیشتر، برای یک سریال مستند عالی از یک سریال فیلم‌نامه‌نویسی عالی هماهنگ شوند. من یکی بودم و آن سریال را تمام کردم، اما چه دوستش داشتی یا از آن متنفر بودی، مادربزرگ‌ها آن سریال را تماشا می‌کردند.»