Comic-Con سن دیگو با اولین نمایش مجلل Imax در فضای باز آغاز شد.Star Trek Beyond و بزرگداشت پنجاهمین سالگرد خلقت Gene Roddenberry. این رویداد یک حس خانوادگی مشخص داشت: کل بازیگران آمدند، و آنهایی که نتوانستند - لئونارد نیموی و آنتون یلچین - ادای احترام به آنها اهدا شد. در مرکز، جاستین لین ، فیلم‌ساز متولد تایوان بود که بیشتر به خاطر بازی در سریال Fast And Furious زمانی که دود گاز پخش می‌شد و تبدیل آن به یک امتیاز میلیارد دلاری در چهار فیلم شناخته شد. حساسیت های خانوادگی خود لین - والدینش از تایوان به کالیفرنیا مهاجرت کردند و شبانه روز در فروشگاه ماهی و چیپس خود کار می کردند - سس مخفی پشت فیلم های Fast Racing گذشته درباره ماشین های سریع و نسبت به حساسیت خانواده چند فرهنگی بود که آن را حفظ می کرد. پیوندهای خانوادگی لین بهپیشتازان فضا عمیق تر هستند. تصادفی نیست که کشتی فضایی که روز را نجات می دهد، USS Franklin نامیده می شود. نام پدر کارگردان فرانک است که تأثیر او در این تصویر وجود دارد.

سفر ستاره ای فراتر

مهلت : زمانی که جی جی آبرامز مجموعه Star Trek را دوباره راه اندازی کرد، ما را به شخصیت ها و بازیگران سریال تلویزیونی دهه 60 بازگرداند. Star Trek Beyond این ارتباط را یک قدم جلوتر می برد. رابطه شما با سریال Gene Roddenberry چه بود؟

لین : پدر و مادرم مغازه کوچک ماهی اند چیپس داشتند. ساعت 9 بسته می شد، ساعت 10 شام می خوردیم و سپس Star Trek در ساعت 11:00 از کانال 13 در لس آنجلس پخش می شد. ما تازه به ایالت ها مهاجرت کرده بودیم و در 8 سالگی، نفهمیدم چه تکرار بود. اما آن یک ساعت در شب برای 10 سال به روال ما تبدیل شد تا اینکه 18 ساله شدم و به دانشگاه رفتم. آنجا بود که عنصر فن فیکشن شروع به ساختن در ذهن من کرد. شروع کردم به فکر کردن، وقتی آنها کار نمی کنند چه اتفاقی می افتد؟ سولو کجا می‌گذرد و آیا بونز و اسپاک همدیگر را دوست دارند؟ شما شروع به ساختن یک جهان کامل در خارج از صفحه می کنید، در حالی که با شخصیت های روی صفحه درگیر هستید. این سطح تعامل من با Trek بودو اساس عشق من به آن است. ما پنج نفر بودیم، تازه آمده بودیم اینجا، داشتم یاد می گرفتم که چگونه انگلیسی صحبت کنم…

مهلت : آیا با تماشای برنامه های تلویزیونی مانند Star Trek انگلیسی یاد گرفتید ؟

LIN : به همان اندازه که با دنبال کردن ورزش و خواندن دانشنامه ها و جذب همه چیز در آن سن. اما من خانواده ام را داشتم و در پیشتازان فضا این گروه از افراد با پیشینه های مختلف در این سفرها حضور داشتند. واقعاً قدرتمند بود زیرا واقعیت من ما پنج نفر بودیم، در این مکان جدید. حالا به خاطر دوستان و روابطی که در سفرهای سینمایی خودم ایجاد کرده ام، بچه 7 ساله ام عموها و خاله هایی دارد که خون من نیستند. او عمو وین [دیزل] و افرادی مانند آن را دارد و این زندگی اوست. تمام تعاریف من از خانواده به شدت تحت تأثیر تجربه من در Star Trek بود.

مهلت : چرا والدین شما اینقدر قوی با Star Trek ارتباط برقرار کردند؟

لین : ما در تایوان بزرگ شدیم، زندگی بسیار خوبی داشتیم، و فکر می‌کنم پدرم واقعاً تلاش کرد تا بگوید سلام، ما از فرصت استفاده می‌کنیم و نیمی از راه را دور دنیا می‌رویم تا فرزندانم فرصت‌های بیشتری داشته باشند. . او یک خلبان بود. همه این کارها را آنجا انجام داد. وقتی بزرگ شدم، احساس می‌کردم کاری وجود ندارد که پدرم نتواند انجام دهد، اما وقتی نقل مکان کردیم فرصت انجام آن را پیدا نکردم. من فکر می کنم او به خاطر حس اکتشاف و کشف و امید به Trek چسبید. من فکر می کنم این چیزی است که او به آن متصل شده است.

مهلت : پس وقتی او به اینجا آمد، این خلبان که در یک فروشگاه ماهی و چیپس زمینگیر شده بود، به طور نایب کاوشگر از طریق کاپیتان کرک ویلیام شاتنر بود؟

لین : بیشتر این بود که ما فقط یک خانواده کارگری بودیم، و او در جوانی کارهای زیادی انجام می داد و بعد اساساً می گفت که باید برای ما آرام بگیرد. بنابراین او تمام روز را از کار انداخت. و سپس، هر شب او می‌توانست به کاوش ادامه دهد، حس کشف او توسط آن نمایش تقویت می‌شد.

مهلت : وقتی جی جی آبرامز از این فیلم کناره گرفت تا جنگ ستارگان را دوباره راه اندازی کند و با شما تماس گرفت، چقدر ارتباط شخصی شما با پیشتازان فضا باعث شد که او با دیدگاه شما برای این فیلم ارتباط برقرار کند؟

LIN: اگر با جی جی صحبت کنید احتمالاً جواب بهتری خواهید گرفت. اما او روز پنجشنبه با من تماس گرفت و از من خواست که در مورد آن فکر کنم و دوشنبه بعد بنشینم. به پدر و مادرم گفتم و با ماشین رفتم تا آخر هفته با آنها شام بخورم. همین که با آنها صحبت کردم، متوجه شدم که این تصمیم چقدر شخصی و احساسی خواهد بود. من همچنین می دانستم که این همه فشار وجود دارد، که این یک کابوس لجستیکی خواهد بود. این فیلم در مدت شش ماه از یک ایده جدید به تولید رسید. واقعاً قبلاً هرگز در فیلمی در این مقیاس انجام نشده بود. این قطعا در ذهن من بود. من همچنین فهمیدم که لازم است زیرا 50 سالگی چنین فرنچایز مشهوری مهم بود. با وجود اینکه همه اینها در ذهن من بود، شور و اشتیاق خانواده باعث شد که من نمی توانستم در برابر آن مقاومت کنم. احساس می‌کردم که تقریباً شبیه یک مأموریت نجات است و احساس می‌کردم می‌توانم به آنجا بروم و آن را انجام دهم. شما باید تجارت را از شکل هنری با این فیلم ها جدا کنید، خود را به عنوان یک فیلمساز از همه چیزهایی که مردم می گویند جدا کنید و روی آنچه مهم است تمرکز کنید. در آن مکالماتی که مردم می گفتند فیلم باید بیشتر اینگونه باشد یا بیشتر شبیه آن، قدردانی من از منحصر به فرد بودنپیشتازان فضا رشد کرد. این تنها دارایی در تاریخ سینما است که در تلویزیون رونق گرفت و سپس ویژگی‌ها را به نمایش گذاشت. فکر می‌کردم به جای اینکه این فیلم را چیز دیگری بسازیم، باید به آنچه پیشتازان فضا است، توجه کنیم . باید به همان اندازه قانع کننده باشد، چه دو شخصیت در یک اتاق صحبت کنند، چه یک نبرد فضایی غول پیکر. این چیزی است که در مورد Star Trek بسیار جالب است. برای من، این در مورد پذیرفتن تمام ماهیت در همه این شخصیت های بزرگ بود، در حالی که تشخیص مأموریت بیانیه باید در مورد جسور بودن و کاوش و کشف باشد.

مهلت : بزرگترین چالش، رسیدن به هدف پنجاهمین سالگرد چیست؟

LIN : همه چیز، از اندازه زیاد، تا درست کردن کاراکترها. خوشبختانه، من این کار شعبده بازی را با فیلم‌های بزرگ در برنامه‌های فشرده انجام داده بودم، اما فیلم‌های « سریع » تا جایی که می‌توانید فشرده ساخته شدند و حداقل دو سال طول کشید. یک سال و نیم از زمانی که گفتم بله و همین الان با شما صحبت می کنم می گذرد. همچنین سخت بود زیرا اینطور نیست که بتوانیم هر ایده ای را در ذهنم داشته باشیم و فقط آن را شلیک کنیم. همه چیز اینجا باید ساخته می شد. بنابراین من به لندن پرواز کردم، با سیمون [پگ]، داگ [یونگ] و لیندزی [وبر] ملاقات کردم. من در یک اتاق با آنها هستم و هیچ کدام از ما همدیگر را نمی شناختیم اما شروع به صحبت در مورد فیلم می کنیم. من این ایده را مطرح کردم که اگر بعد از پنجاه سال سعی کنیم فدراسیون و پیشتازان فضا را تخریب کنیم چه می شود.و این شخصیت‌ها را در موقعیتی قرار دهید که آنها را در آن ندیده بودیم. و سپس آن را دوباره بسازید تا در پایان ما دوباره تأیید کنیم که چرا پیشتازان فضا را خیلی دوست داریم و چرا این همه شور وجود دارد. این نقطه پرش بود. ما مردمی در نقاط مختلف دنیا داشتیم و چیزی که من بیشتر از همه دوست داشتم اشتیاق آنها بود. من را به یاد روزهای سینمای مستقلم انداخت. گاهی اوقات با این فیلم‌های بزرگ همه مزخرفات و آشفتگی‌های کوچک سیاست را به دست می‌آورید، اما ما برای آن وقت نداشتیم.

مهلت : اولین طعم شما از کرایه فرنچایز Fast and the Furious: Tokyo Drift بود. به نظر می رسید که از آن استفاده شود، وین دیزل و پل واکر پشت فرمان نبودند. با وجود تراژدی با پل، فیلم هفتم بزرگترین فیلم بود. چرا مردم بیشتر و بیشتر می خواهند، حتی اگر اکثر فیلم های ماشین سریع شکست بخورند؟

LIN : شخصیت ها و جنبه خانوادگی. یادم می‌آید وقتی توکیو دریفت را انجام می‌دادم، می‌دانی، پنج ساعت با وین کنار استخرش نشستم و سعی می‌کردم او را وادار کنم تا فیلم کوتاه را انجام دهد. او واقعاً آن را نداشت و من شنیدم که او هرگز این کار را نخواهد کرد. شروع کردم به صحبت کردن با او در مورد ارتباطات هان [Sunk Kang] از توکیو دریفت و اسطوره‌شناسی و ارتباط بین همه این شخصیت‌ها. هیچ کس واقعاً در مورد آن صحبت نکرد و من می توانستم ببینم که وین گیر افتاده است. معلوم شد که او یک مرد بزرگ Dungeons & Dragons است و در مورد شخصیت سازی که در آنجا ادامه دارد صحبت می کند. من چیزی در مورد Dungeons & Dragons نمی دانستم اما به خوبی به یاد دارم که چگونه همه چیزهایی که در آن روز در مورد آن صحبت کردیم در Fast 6 انجام شد.. این نکته را تقویت کرد که چه فیلمساز باشید و چه طرفدار، هیچ چیز وجود ندارد مگر اینکه با این شخصیت ها رابطه و ارتباط داشته باشید.

مهلت : شما به منشا فیلم مستقل خود اشاره کردید. اولین فیلم شما ، شانس بهتر فردا ، آمریکایی‌های آسیایی را به تصویر می‌کشد که از مغزشان برای اهداف پلید و سبک زندگی لذت‌پرستانه استفاده می‌کنند. شما به خاطر کلیشه های قومی منفی در ساندنس مورد انتقاد شدید قرار گرفتید، تا اینکه راجر ایبرت از شما دفاع کرد و گفت که این مخالفان به یک کارگردان سفیدپوست به همان شیوه حمله نمی کنند. چگونه بود، یک فیلمساز جدید که توسط مشهورترین منتقد سینمای زمان خود حمایت می شد؟

LIN: همین الان مرا به آن نمایش تئاتر کتابخانه برگرداندی. نمی دانستم دارم چه کار می کنم، قطعاً غرق شده بودم. چیزی که من در مورد کاری که راجر ایبرت انجام داد دوست داشتم، این نبود که او از من دفاع کرد. این بود که او همه چیز را در چشم انداز قرار داد و فرصتی برای شروع گفتمان ایجاد کرد. وقتی برای اولین بار این واکنش را دریافت کرد، بسیار شدید بود. برای من و کل گروه بازیگران و گروه فوق العاده بود. من چند سال پیش به ساندنس بازگشتم و مردم هنوز در مورد آن لحظه با راجر ایبرت صحبت می کنند. این نشان می‌دهد که فیلم چقدر می‌تواند قدرتمند باشد، به‌ویژه در این روزگار با همه چیزهایی که در اطراف ما می‌گذرد. ما نیاز به گفتمان بیشتری داریم، این فقط می تواند به نتایج مثبت منجر شود. مردم از آن لحظه استفاده می کنند که در مورد ایده حس بازنمایی و مسئولیت یک فیلمساز بحث می کنند و همه اینها 14 سال پیش اتفاق افتاد.

ددلاین : فرض کنید شما آن فیلم را همین الان معرفی کردید، زمانی که همه منتظرند که احساس کنند توهین شده و مورد ظلم قرار گرفته اند. آیا در خطر متهم شدن به خیانت به قومیت خود قرار دارید؟

لین : ما در آن زمان آگاه بودیم که ممکن است این اتفاق بیفتد و واقعاً دلیل انجام آن بود. این سال 2001 بود. من یک تکه پول پس انداز کرده بودم و ده کارت اعتباری به دست آورده بودم و خودم را در بدهی قرار دادم که شاید هرگز از آن بالا نرفتم. فکر کردم، اگر قرار است این اتفاق بیفتد، فکر کردم، می‌خواهم فیلمی بسازم که می‌خواهد چیزی بگوید و بتواند گفتمان را ترویج کند. اما من فکر می‌کنم اگر آن اتفاق راجر ایبرت هرگز رخ نمی‌داد، این اتفاقی است که می‌افتاد. جامعه آسیایی آمریکایی برای کشتن فیلم وارد عمل می شد. او ایرادی نداشت که مردم پرشور باشند و طرفی بگیرند، اما این یک لینچ نیست. بد نیست سعی کنیم فیلم را بکشیم. ما قطعاً از کاری که انجام می‌دهیم آگاه بودیم، اما نمی‌دانستیم که چگونه قرار است انجام شود.

مهلت : ایبرت که از شما دفاع می‌کند، منجر به جذب پارامونت، استودیوی شما در Star Trek شد. اولین تجربه استودیویی چگونه گذشت؟

LIN: بغرنج. ام‌تی‌وی فیلمز این فیلم را در زمانی خرید که تلاش می‌کرد تا به فیلم تبدیل شود. هیچ اتفاقی نیفتاد و من چیزهایی می شنیدم. مثل افرادی که در آنجا می گویند ترجیح می دهند به بچه ها سیگار بفروشند تا این فیلم را پخش کنند. بنابراین ما گیر کرده بودیم. پارامونت آن را منتشر نمی کند. پاتریک گلدشتاین روزنامه‌نگار با شری لنسینگ ناهار خورد و او گفت هی، شما واقعاً باید به این فیلمی که دارید نگاه کنید. واقعا خوبه. او آن را دید و دوستش داشت. او با من تماس گرفت و گفت اوه این عالی خواهد بود، ما آن را از طریق پارامونت کلاسیک منتشر خواهیم کرد. یادمه بهش گفتم نه زیرا در ساندنس، تنها استودیویی که تمام تلاش خود را کرد تا واقعاً ما را زیر پا بگذارد، پارامونت کلاسیک بود. روث ویتال آن را اجرا می کرد. نمی‌دانم معامله او چه بود، اما او از راهش خارج شد و در مورد ما حرف‌های بدی زد. پس گفتم به شما اجازه نمی‌دهم آن را از طریق پارامونت کلاسیک منتشر کنید، زیرا نمی‌خواستم در صورت موفقیت‌آمیز بودن در حرفه او مشارکت کنم. او [لنسینگ] به تمام این مصیبت خندید و گفت، می‌دانی چیست؟ از پارامونت می گذرد.

مهلت : روایت گناه سفید در طول آخرین اسکار سختی‌هایی را که در ابتدای کار شما ایجاد کرده بود و برای فیلمسازان جدید از همه رنگ‌ها مشترک به نظر می‌رسد، کاهش داد. بحث بر سر نبود نامزدهای سیاهپوست در دو اسکار گذشته بود. به عنوان یک کارگردان آسیایی آمریکایی، آن را چگونه می بینید؟

LIN : بسیار پیچیده است، اما خوشحالم که در مورد تنوع صحبت می شود. مسئله واقعاً فرصت است و سپس در استفاده حداکثری از آن. آنها بازیگران آسیایی آمریکایی یا بازیگران آمریکایی آفریقایی تبار را دعوت نمی کنند مگر اینکه خاص باشد، مانند آسیایی ها اگر نقش یک استاد کونگ فو باشد. من همیشه احساس می‌کردم، چرا به همه زنگ نمی‌زنی و هر کسی که بهترین است نقش را می‌گیرد؟ بنابراین این کاری است که من قبل از اینکه ایده انتخاب بازیگری کور رنگی به دلیل این گفتگو که اکنون انجام می شود کمی بهتر شود، انجام دادم. یادم می‌آید که وقتی شروع به درخواست کردم که همه را صدا کنند، بازیگران آسیایی آمریکایی که وارد شدند، تأثیر خوبی نداشتند.

مهلت : چرا؟

LIN: به شما صفحات می دهند. اگر در استماع خود به صفحات خود نگاه می کنید، به خوبی با آن مواجه نمی شوید. اما اگر به طرف مقابل نگاه می کنید و در حال بازی هستید، شانس بسیار بیشتری خواهید داشت. چندتاشونو کنار زدم و گفتم ببین مرد، اگه میخوای بری دنبال یه فیلم، باید از خط و لات هات خبر داشته باشی. یکی از بازیگران زن گفت، من تا به حال فقط برای یک یا دو خط بیرون رفته ام. این تمام چیزی است که آمریکایی‌های آسیایی برای آن فراخوانی می‌شوند. اما چیزی که می‌گویم این است که حتی اگر نقش را نگیرید، می‌توانید تأثیری بگذارید، کاری کنید که کسی شما را به یاد بیاورد و دوباره با شما تماس بگیرد، برای چیز دیگری. کارگردانان بازیگر و فیلمسازان، به یاد داریم. ما می خواهیم با افراد با استعداد بزرگ کار کنیم، بنابراین بسیار مهم است که به آنجا برویم و مطمئن شویم که در بازی خود هستید. در هر دو طرف کمی منحنی یادگیری وجود دارد.

مهلت : بحث بر سر انتخاب کامرون کرو برای انتخاب اما استون در Aloha ، نقش شخصیتی که بخشی از هاوایی بود، وجود داشت. تیلدا سوینتون برای بازی در نقشی مردانه برای بازی در Doctor Strange انتخاب شد، اما به دلیل اینکه شخصیت اصلی آسیایی بود، اعتراض هایی به وجود آمد. شما در حال توسعه Lone Wolf and Cub هستید که در آن از کیانو ریوز به عنوان ستاره احتمالی یاد شده است، و به نظر می رسد هر بار که هالیوود مانگای ژاپنی را توسعه می دهد، برای ستارگان مردی که معمولاً سفیدپوست هستند طراحی شده است. برای من منطقی است که استعدادهای قابل سرمایه گذاری را انتخاب کنم، و البته اگر اما استون فیلم شما را به دیگران ترجیح دهد، می توانید آن را دریافت کنید. شما به عنوان یک هنرمند آسیایی آمریکایی چگونه آن را پردازش می کنید؟ احساس شما در مورد این اعتراض فزاینده در مورد سفید کاری چیست؟

LIN : خب، این مورد در 21 ، بر اساس این بچه های آسیایی آمریکایی وجود داشت. آنها رفتند و یک دسته از بچه های سفید پوست را انتخاب کردند و من نمی دانستم کدام یک از آنها هستند. اگر منبع شما می گوید که کاراکتر آمریکایی آسیایی یا هر چیز دیگری است، بهتر است در سطح مناسبی تعامل داشته باشید. اما استون، او نام بزرگی است و فیلمساز این حق را دارد که بهترین را انتخاب کند. اگر من آن را درست می‌کردم، همانطور که با آن رفتار می‌کردم، زمین را می‌کاشتم تا بهترین تطابق را برای منبع منبع پیدا کنم. من اینجا قضاوت نمی کنم. اما یادم می آید که در 21 سالگی در مدرسه فیلم بودمبیرون آمد. اینطور نبود که دنیرو را به جای این آسیایی آمریکایی ها انتخاب کنند. به نظر می‌رسید که آنها سعی می‌کردند بچه‌های سفید پوست را انتخاب کنند، زیرا فکر می‌کردند این تنها راهی است که مخاطبان سفیدپوست با آن فیلم ارتباط برقرار می‌کنند. این من را به عنوان یک تماشاگر فیلم عصبانی می کند. باز هم می‌گویم، من هیچ فیلمسازی را برای انتخاب‌ها سرزنش نمی‌کنم، اما به هر حال هر انتخابی که انجام می‌دهیم، عواقبی برای همه انتخاب‌های ما وجود دارد.

در فیلم Lone Wolf and Cub، من عاشق مواد اصلی هستم و سعی نمی کنم آن را به The Road to Perdition تبدیل کنم . هدف من این است که به گرگ تنها و توله صادق باشم ، و این یک ویژگی بسیار ژاپنی است. و بازار جهانی در حال رشد است. کار من با آن فیلم این است که واقعاً تلاش کنم به چیزی که در آن دوست دارم احترام بگذارم، و بخشی از آن این است که این یک شخصیت ژاپنی است. من نمی خواهم قضاوتی به نظر بیایم، این فقط نظر من به عنوان کارگردان و بیننده فیلم است. این رویکرد من است.

مهلت : آیا شما عضو آکادمی هستید؟
LIN : بله.

مهلت : آیا این تزریق اعضای جدید گفتگو را به روشی سازنده تغییر خواهد داد؟ 

لین : من احساسات شخصی خودم را دارم و از این واقعیت قدردانی می کنم که می توانم برای آن دیالوگ وارد آنجا شوم. من واقعاً در هیچ دیالوگی که فکر می‌کنم آنقدر مرتبط باشد، شرکت نکرده‌ام. در حال حاضر، من فکر می کنم که این قطعا واکنشی به اتفاقاتی است که رخ داده است. اما به‌عنوان عضو، به نوع گفت‌وگویی که قرار است به وجود بیاورد، بسیار حواسم است. من در آن گفتمان به همان اندازه که لازم است، در آن اتاق، برای آن گفتگوها منتقد خواهم بود. این فرصتی است که من از آن ساده نخواهم گذشت. باید به درستی انجام شود، و من خوشحالم که می توانم آنجا باشم و دیدگاه خود را به طور کامل بیان کنم.

مهلت : شما چهار فیلم Fast and Furious ساختید و مجموعه Star Trek را بازسازی کرده و پشتیبان آن را ساختید و آن را برای موقعیت های بیشتر قرار دادید. آیا برای یک نوازندگی دور می‌چرخید؟

لین : قرار بود برگردم و یک فیلم مستقل بسازم که جی جی آبرامز با من تماس گرفت. نمی دانم انتخابم چه خواهد بود، اما من عاشق داشتن این فرصت ها هستم. من به دو فیلمنامه بدهکارم و نمی توانم صبر کنم تا وارد اتاقی شوم و بنویسم. Space Jam یکی از آنهاست. بنابراین نمی دانم چه احساسی دارم. تنها چیزی که می دانم این است که فکر می کنم پیشتازان فضا برای من بسیار شخصی بود، احتمالا شخصی ترین فیلمی که ساخته ام. Better Luck Tomorrow مشاهدات من در مورد هویت و این نسل از آمریکایی های آسیایی بود که نمی فهمیدم و می خواستم آن را کشف کنم. من عاشق فست بودم، اما من آدم ماشینی نیستم. بنابراین این شخصی‌ترین فیلم من بود و باعث شد به داستان‌های شخصی دیگری که هنوز نگفته‌ام فکر کنم. من شیفته انتخابی هستم که ممکن است در چند سال آینده انتخاب کنم. چیز بزرگ انتخاب است. این چیزی است که من 14 سال پیش نداشتم. اکنون دارم، و هرگز نمی خواهم آن را بدیهی تلقی کنم.