الکساندرا برن ، طراح لباس، در آماده‌سازی برای Autumn de Wilde's Emma ، وقت خود را صرف تحقیق در مورد دوره زمانی مورد علاقه‌اش برای لباس کرد. برن می‌گوید: «دلیلی که این دوره را دوست دارم این است که شروعی برای انتشار بشقاب‌های مد برای زنان است. "ترکیب بشقاب مد و نگاه کردن به لباس‌های اصلی به شما این امکان را می‌دهد که آنها را به‌عنوان لباس درک کنید تا لباس." اما بر اساس رمانی به همین نام جین آستن و با بازی آنیا تیلور جوی در نقشی همنام، اما وودهاوس، زن جوانی را دنبال می کند که وقت خود را صرف دخالت در زندگی عاشقانه اطرافیانش می کند. در اینجا، برن رویکرد تازه و متمرکز بر شخصیت خود را به یک داستان دوره ای بسیار دوست داشتنی می کاود.

مهلت: چگونه با اما درگیر شدید ؟

الکساندرا بیرن : وقتی در لس آنجلس بودم، پاییز [دو وایلد] را ملاقات کردم، فکر می کنم در انتهای تبلیغات برای مری ملکه اسکاتلند. ناهار خوردیم و او به من گفت که دارد این فیلم را بازی می کند و ایده هایش را به من گفت و از آنجا شروع شد. چیزی که من را جذب فیلم کرد اولین فیلمی بود که طراحی کردم جین آستن بود. من واقعاً نوشته‌هایش را دوست دارم و پاییز دیدگاه بسیار خاصی داشت، یا به روشی که می‌خواست داستان را برای اما تعریف کند. و از اولین ملاقات من کاملاً مشخص بود که او عاشق لباس است، او عاشق رنگ است، او عاشق پارچه است. بنابراین واضح است که بسیار جذاب است و او می خواهد همه چیز را در مورد دوره بداند. و من خیلی سخت روی تحقیق و برای شروع فرآیند کار کردم و فقط فکر کردم که کار با آنها عالی است. این یک زمین بسیار هیجان انگیز است.

مهلت: به کار گذشته خود در فیلم متفاوت جین ایر، ترغیب ، اشاره کردید . فکر می کنید چقدر از آن الهام گرفتید به اما ؟

بیرن : برخی، اما در واقع بیشتر یک نوع الهام شخصی بود. من بسیار آگاه بودم که وقتی روی Persuasion کار می‌کردم ، قبل از اینترنت بود، و به یاد آوردم که یافتن تحقیق و یافتن مرجع تصویر چقدر سخت بود. در حالی که اکنون ما کاملاً در انتهای دیگر آن مقیاس کار می کنیم، جایی که از طریق اینترنت، ما غرق تصاویری هستیم که بسیاری از آنها نادرست هستند. بنابراین، این یک فرآیند تحقیقاتی بسیار متفاوت است. اما در واقع، چیزی که برایم جالب بود این بود که وقتی با Persuasion کار می‌کردم، این اولین فیلم من بود و من با انرژی و اعتماد به نفس ساده‌لوحانه کار می‌کردم که نمی‌دانستم چه کار می‌کنم. بنابراین، زمانی که کار اِما را انجام می‌دادم، به من یادآوری کرد که گاهی اوقات فقط باید به غریزه خود اعتماد کنید و کارها را زیاد نکنید.

مهلت: با نگاهی به گذشته، فکر می‌کنید بزرگترین چیزی که از آن زمان تاکنون یاد گرفته‌اید و واقعاً به کار شما بر روی اِما کمک کرده، چیست؟

برن : فکر می‌کنم کار یک طراح صحنه و لباس این است که به کارگردان کمک کند داستانی را که می‌خواهد تعریف کند. بنابراین من باتجربه تر هستم و طیف وسیع تری از داستان سرایی دارم. من فکر می‌کنم آن طرف آن ذاتی و یک فرآیند و روشی برای کار در درک پارچه شده است. من فکر می کنم برای همه کسانی که آزاد هستند، نکته جالب در مورد شغل این است که ساختار شغلی وجود ندارد. شما یک نردبان شغلی ندارید که بسنجید به کجا رسیده اید. تنها زمانی که چیزها را دوباره مرور می‌کنید، متوجه می‌شوید که چقدر آموخته‌اید و چقدر تجربه در راه کسب کرده‌اید. بیشتر اوقات، من ناگهان وارد پروژه ای می شوم و فکر می کنم که چگونه این کار می کند؟ و گاهی اوقات خوب است فقط متوجه شوید که می دانید چه کاری انجام می دهید.

مهلت: یکی از لباس های مورد علاقه من در این فیلم قطعاً لباس بیل نیگی است که به نظر می رسد تقریباً با صندلی ترکیب می شود.

BYRNE : بنابراین واقعاً چیز جالبی بود زیرا الهام از آن از Persuasion بود. با تحقیق در مورد آن، زمان زیادی را در V&A [موزه لندن] گذراندم و آرشیو و قطعات اصلی آنها را جستجو کردم. و من این ردای پانسمان را پیدا کردم که قبلاً هرگز ندیده بودم که دارای جلیقه داخلی و روپوش بود که همه از یک پارچه ساخته شده بودند. و من فقط فکر می کردم آنقدر لباس شگفت انگیز است که می خواستم از آن ایده در این فیلم دوباره استفاده کنم. بنابراین پاسخ به اولین سوال شما در مورد آنچه که من از ترغیب کردن که به اما منتقل می شود، می آیداما دلیل اینکه این دوره را دوست دارم این است که شروعی است برای انتشار پلاک های مد برای خانم ها. و این واقعاً آغازی بود برای تصاویری که نقش مهمی در تضمین تعریف مد به عنوان نوعی پدیده جهان وطنی ایفا می‌کردند، اما پس از آن از نظر تحقیقاتی، لباس‌های زیادی هنوز در موزه وجود دارد. بنابراین، ترکیبی از صفحه مد برای نگاه کردن به لباس‌های اصلی، برای درک آن‌ها به‌عنوان لباس، به جای لباس، کمی شبیه کسی است که در 200 سال گذشته به نسخه‌های Vogue نگاه می‌کند.و فکر می کنیم که همه ما اینگونه زندگی می کنیم. شما شروع به درک فردیت و خودانگیختگی و شخصیت می کنید، و اینکه هیچ چرخ خیاطی وجود ندارد، همه چیز دست ساز است، پارچه ها بسیار سبک تر از آن چیزی هستند که تصور می کردیم. و منظورم این است که فقط روح را درک کنید. من این احساس را داشتم که در آن دوره می توانید یک بشقاب مد را به 10 خانواده مختلف نشان دهید. و، و شما 10 ظاهر بسیار بسیار متفاوت خواهید داشت، زیرا لباس پایانی ترکیبی از مهارت های خیاطی یا سلیقه یک نفر و وضعیت مالی آنها در مورد اینکه واقعاً چه چیزی می سازد است. فکر می کنم اینطور بود، دوره بسیار فردی و الهام بخش برای لباس بود.