تیری فرمو، مدیر هنری جشنواره، با برداشتن صفحه ای از پست اینستاگرامی کوئنتین تارانتینو در این هفته که از مخاطبان جشنواره فیلم کن درخواست می کند جزئیات فیلم مسابقه ای او روزی روزگاری در هالیوود را مخفی نگه دارند، در ابتدای اولین نمایش جهانی امشب یک کار بسیار غیرمتعارف انجام داد. نمایش گالا پس از صحبت با تارانتینو برای چند دقیقه در لابی، او پایین آمد و روی صحنه پرید تا به جمعیت حاضر در دور برگشت - البته به زبان فرانسوی - بگوید که اسپویلرها را برای خود نگه دارند و نکات کلیدی داستان را فاش نکنند. این ایده بسیار  خوبی است زیرا یکی از لذت های بزرگ این فیلم فوق العاده، سرگرم کننده، خنده دار، تلخ و شیرین، شخصی و عاشقانه فیلم این نیست  . دانستن اینکه به کجا می رود تارانتینو بار دیگر چیزی کاملاً غیرمنتظره را ارائه می‌کند و داستان‌های تخیلی و رویدادهای واقعی را با هم ترکیب می‌کند به روش‌هایی که قرار است کشف شوند، نه تخریب. به خودتان لطفی کنید و اجازه ندهید کسی آن را برای شما خراب کند.

با این حال، باید به این فکر کنم که چگونه فیلمی مانند این را بررسی کنم (که در زمان اکران در 26 ژوئیه به صورت ویدئویی و چاپی انجام خواهم داد)، جایی که خیلی از چیزهایی که می خواهم بگویم و چه می خواهم. به ستایش، به ناچار ممکن است دور فروشگاه. بگذارید فقط بگویم، اگر فکر می کنید می دانید چه چیزی قرار است ببینید، دوباره فکر کنید. بله، دوزهای سنگین خشونت معمولی که در فیلم‌های QT وجود دارد، اینجا هستند، از جمله صحنه‌ای که این جمعیت کراوات مشکی بسیار تنومند کن را تشویق می‌کرد که گویی در خانه‌های خردکن هستند. در قلب خود، این یک بوچ و ساندنس برای نسل جدید است که دو سوپراستار را در اوج خود می گیرد و برای اولین بار آنها را به صورت پویا جفت می کند.

هم لئوناردو دی کاپریو و هم برد پیت ، به عنوان یک ستاره تلویزیونی وسترن در حال محو شدن و بدلکار/راننده وفادارش، به ترتیب نقش‌های بزرگی می‌گیرند و با آنها می‌روند. شاید پیت هرگز بهتر از این نبوده باشد و دی کاپریو مجموعه ای از نمایش های به یاد ماندنی را با نمایش دیگری در اینجا ادامه می دهد. مارگو رابیهمانطور که شارون تیت از هر نظر با آنها برابری می کند. همه اینها بر رابطه بین یک بازیگر و بدلکارش متمرکز است، با شخصیت دی کاپریو که در سیلو درایو زندگی می کند - همانطور که معلوم است، همسایه شارون تیت است. همانطور که همه می‌دانند، او و دیگران در خانه در یک شب در آگوست 1969 توسط خانواده منسون به طرز وحشیانه‌ای کشته شدند. ریک دالتون (دی کاپریو) و کلیف بوث (پیت)، بسیار شبیه برت رینولدز (که قرار بود قبل از مرگ جورج اسپان نقش تک صحنه ای را بازی کند و دوستش بروس درن آن را بر عهده گرفت.) و هال نیدهام کارگردان-بدلکار یا استیو مک کوئین و بدلکارش باد اکینز. این یک فیلم دوستانه واقعی است که در صنعت سینما اتفاق می‌افتد، و این جفت شدن آن را با ساختن بر روی آن فرض و اجازه دادن به آن به طرق مختلف می‌کشد. سگ وفادار بوث در اینجا نیز شایسته فریاد زدن است.

«روزی روزگاری در هالیوود» پس از اکران کن 7 دقیقه ای مورد تشویق قرار گرفت.

ستاره دیگر اینجا لس آنجلس است. اگر تا به حال نامه ای عاشقانه به یک شهر وجود داشته باشد، این نامه است، زیرا تارانتینو شهری را که در حدود سال 1969 بزرگ شده ساخته است. حافظه من اهل لس آنجلس هستم و می توانم به شما بگویم که از این نظر (و بسیاری دیگر) روزی روزگاری در هالیوود  یک نگهبان است. یک سکانس به خصوص تکان دهنده وجود دارد که به سادگی از مکان های دیدنی مختلف لس آنجلس تشکیل شده است که با روشن شدن چراغ های آنها جان می گیرند. واضح است که این شخصی ترین فیلمی است که تارانتینو تا به حال ساخته است، اما لمس آشنای او همه چیز را فرا گرفته است. به طرز شرورانه ای خنده دار و به طرز شگفت انگیزی تکان دهنده است. این به درستی بازگشتی است به تارانتینوی داستان پالپاز جهاتی، فیلم 1994 که امشب نمایش 25 سال پیش جشنواره کن خود را جشن می گیرد. در ادامه جایزه نخل طلا را از آن خود کرد. آیا تاریخ می تواند تکرار شود؟

روزی روزگاری در هالیوود نیز از جهاتی تلخ و غم انگیز است. حداقل من اینطور دیدم، اما شما باید خودتان قضاوت کنید. موسیقی متن، طبق معمول با فیلم‌های QT، قاتل است، و من عاشق گرافیتی آمریکایی - سبک استفاده از رادیو KHJ Boss در سراسر آن هستم (من همیشه به آن گوش می‌دادم). اگر در لس آنجلس بزرگ شده اید، لایه های زیادی برای شما وجود دارد. اگر این کار را نکردید هنوز هم عالی کار می کند. بهترین فیلم‌ها ما را غافلگیر می‌کنند، ما را تحریک می‌کنند، ما را به فکر و سرگرمی وادار می‌کنند. این یکی همه این کارها را انجام می دهد. خیلی بیشتر می‌توان گفت، اما مراسم بعد از مهمانی - جایی که امیدوارم واکنش بیشتری داشته باشم - به زودی شروع می‌شود.

ادامه دارد …