فیلم دزدی زن محور استیو مک‌کوئین ، بیوه‌ها ، ممکن است مملو از زنان آشنا و کارآمدی مانند ویولا دیویس، الیزابت دبیکی و میشل رودریگز باشد، اما سینتیا اریوو، سینتیا اریوو، همچنان در اولین فیلم خود از صفحه نمایش پرید. اریوو یک هنرپیشه مشهور صحنه است و قبلاً برنده جایزه امی، گرمی و تونی برای نوبت خود به عنوان سلی در موزیکال برادوی رنگ ارغوانی شده است. با توجه به اینکه «زمان‌های بد در ال رویال» نیز امسال اکران می‌شود، و با نقش اصلی فیلم زندگی‌نامه‌ای هریت تابمن ، هریت که هم‌اکنون فیلم‌برداری می‌شود، ظهور Erivo هیچ نشانه‌ای از کندی نشان نمی‌دهد. 

شما قبل از زمان بد در ال رویال به فیلم Widows شلیک کردید . چه چیزی شبیه راه رفتن روی مجموعه در آن روز اول بود؟

من قطعاً عصبی بودم زیرا قبلاً این کار را نکرده بودم و نمی دانستم چه انتظاری داشته باشم. می‌خواستم مطمئن شوم که اولین تأثیر خوبی از خود می‌گذارم. منظورم این است که شما ویولا دیویس را در آنجا دارید، و من نمی خواهم اشتباه کنم. من خوش شانس بودم زیرا اولین صحنه من فقط خودم با زنی بود که نقش مادرم را بازی می کرد. پس کمی به من فرصت داد تا راحت باشم. اما اولین باری که همه دور هم جمع شدیم، شما به نوعی فکر می کنید، "اوه خدا، لطفا، لطفا اجازه دهید این کار را به خوبی انجام دهم، لطفا اجازه نده که خودم را خجالت بکشم." دور هم جمع شدن ما قبل از شروع فیلمبرداری یک چیز بود - که واقعا دوست داشتنی و بسیار بسیار ضروری بود - اما این که بعد وارد صحنه فیلمبرداری و شروع به کار کنیم چیز دیگری است. اعصاب خردکن، اما تجربه بسیار خوبی است. 

شما واقعاً به تناسب اندام علاقه مند هستید - گنجاندن آن در یک نقش و آوردن فیزیک بدنی خود به آن چگونه بود؟ 

فکر می کردم واقعاً طراوت بود. من خیلی سخت تمرین می‌کنم، اما برای این کار سعی می‌کردم واقعاً در مورد آن شخصیت صحبت کنم، زیرا می‌خواستم این احساس را داشته باشم که این یک چیز طبیعی روزمره است، که به جای بیهودگی برای این شخصیت، ناشی از ضرورت است. من عاشق این بودم که بتوانم این کار را انجام دهم، اما چیزی از زنانگی او کم نشود. و این بیشتر به این دلیل است که استیو واقعاً در مورد تمرین کردن و اضافه کردن چیزهایی مانند بوکس تشویق می‌کند. قبلاً در فیلمنامه نبود. این ترکیب واقعاً خوبی از زنانگی و قدرت در همان زمان بود - قدرت فیزیکی واقعی و زنانگی ترکیب شده بودند. من دوست داشتم که بتوانم نماینده آن باشم. این را خیلی در فیلم ها نمی بینید.

استیو مک کوئین برای نقش خوشگل به جز تو هیچکس را در نظر نگرفت. وقتی فهمیدی چه حسی داشتی؟ 

دیوانه راستش نمی‌دانستم که او حتی از من خبر دارد. شنیدن این که او در تمام مدت مرا در ذهن داشت، فقط یک منبع واقعی برای تایید کاری بود که قبلاً تا این لحظه انجام داده بودم. به این معنی بود که هیچ چیز در تاریکی نیست. اینکه یکی مثل او بخواهد به یکی مثل من توجه کند، خیلی معنی دارد.

سه سال گذشته شما برای شما شلوغ بوده است. با تماشای افرادی که کار شما را کشف می کنند، چه احساسی داشته اید؟

احساس می کنم در یک ترن هوایی بی پایان هستم. این یکی پس از دیگری، پس از دیگری، پس از دیگری است. من فقط سعی می کنم مطمئن شوم که برای چیزهای خوب حاضر هستم و می دانم که آنها چیزهای خوبی هستند. من خوشحالم و باید به خودم یادآوری کنم که خوشحالم. باید به خودم یادآوری کنم که رویاها به حقیقت می پیوندند، و هر چقدر هم که کلیشه ای به نظر برسد، این حقیقت است. بنابراین فکر می کنم توجه به آن برای من مهم است. دیدن آن و سپس ساختن موارد جدید، که واقعاً عالی است. دیروز با مامانم صحبت کردم و بهش گفتم جریان چیه و اون وسط خیابون بود و جیغ میزد. واقعاً اتفاق بزرگی افتاد و می‌دانی، فراموش می‌کنم که او به او توجه می‌کند، و او می‌داند که من برای خودم چه می‌خواهم. بنابراین وقتی به او می گویم رویایی به حقیقت می پیوندد، معامله بزرگی است، اما فکر می کنم چون در آن هستم،

اگر در هفت سال آینده EGOT را انجام دهید، همچنان جوانترین فردی هستید که این کار را انجام می دهد.

من مطمئناً خودم را می فشارم و هر زمان که کسی از "O" در EGOT نام می برد، فکر می کنم فقط کمی عصبانی می شوم، زیرا نمی دانم که قبلاً انتظار داشتم تا این حد دور باشم. ایده آن هنوز هم باعث می شود کمی بخندم. نمی دانستم که قرار است به این سرعت اتفاق بیفتد. نمیدونستم امکانش هست واقعا احمقانه است که فکر کنیم حتی در هفت سال آینده ممکن است این اتفاق بیفتد. شما هرگز نمی دانید، اگر این اتفاق بیفتد، کاملاً فوق العاده خواهد بود.

یک فیلم موزیکال اقتباسی از نمایش صحنه ای رنگ ارغوانی وجود خواهد داشت . اگر این اتفاق بیفتد، آیا می خواهید نقش خود را دوباره تکرار کنید؟

اینکه بگویم این نمایش زندگی من را تغییر داد، دست کم گرفته شده است. و در این مرحله آنقدر با این نمایشنامه مرتبط هستم که جدا کردن آن از من سخت است. من برای دیدن نسخه تور رفتم، که واقعاً دوست‌داشتنی بود، اما واقعاً عجیب بود که شخص دیگری آن را انجام دهد، زیرا احساس می‌کردم قبلاً آن را زندگی کرده‌ام. من فقط سلی را از درون می شناسم، می دانید؟ احساس می کنم او درون بدن من است. مثل یک دایره کامل است که بتوانیم این نسخه از داستان را که سال هاست روی صحنه نگه داشته شده را نشان دهم. من فکر می کنم چیز خاصی در مورد نسخه استیج وجود دارد که افرادی که آن را ندیده اند از آن اطلاعی ندارند. من فقط آن را خیلی دوست دارم.

شما گفته اید که دوست دارید نقش سرنا ویلیامز را بازی کنید. آیا شما او را ملاقات کرده اید، و آیا در مورد آن صحبت کرده اید؟

من او را ملاقات کرده ام اما در مورد آن صحبت نکرده ام. فکر کنم خیلی عصبی بودم اما من خیلی دوست دارم، زیرا احساس می کنم که او ترکیبی عالی از قدرت، قدرت و زنانگی است. چیزی در مورد او وجود دارد که به نظر من واقعاً جذاب و شگفت انگیز است. او قدرتمند و سکسی و بسیار باهوش است. او شگفت انگیز است. شما هرگز نمی دانید.

شما در حال حاضر در حال تیراندازی به هریت هستید. چطور است؟ 

منظورم این است که تا اینجای کار، بازی در این نقش، یکی از سخت‌ترین نقش‌هایی بوده که در زندگی‌ام انجام داده‌ام، اما واقعاً از این بابت سپاسگزارم. از جایی که ایستاده‌ام، از نگاه چهره‌های دیگران، از آنچه که مردم تجربه می‌کنند، احساس می‌کنم واقعاً چیز خاصی داریم.

شما با ظرافت با نظرات منفی درباره بریتانیایی بودن خود و بازی در نقش هریت تابمن برخورد کردید. با این حال دیدن آن برایم دردناک بود.

من می‌دانم که برخی از مردم از کجا آمده‌اند، اما فکر می‌کنم که برخی از روش‌هایی که افراد با آن‌ها خود را ابراز می‌کنند، به نوعی به این حقیقت که من یک انسان هستم نادیده می‌گیرند، بنابراین بله، آنها صدمه می‌زنند. اما این وظیفه من نیست که تمرکزم را کاملاً روی آن بگذارم زیرا این کار به دلیل انجام این کار صدمه می زند. بنابراین من مجبور شدم آن را رها کنم و به چیز بزرگی که در دست دارم، پی ببرم، و آن روایت کردن داستان هریت تابمن است. و من فکر می کنم که این باید بیش از هر چیزی اهمیت داشت. در نهایت احمق تر است اگر از این وضعیت بیرون بیایم و کار خوبی نکرده باشم و داستان را خوب تعریف نکرده باشم. ترجیح می‌دهم این داستان را خوب تعریف کنم، عدالت را رعایت کنید، و امیدوارم برخی از ذهن‌ها تغییر کنند. بله، برخی از ذهن ها این کار را نمی کنند، اما من نمی توانم در حال حاضر خیلی روی آن تمرکز کنم، در حالی که در این زمینه هستم. من می خواهم مطمئن شوم که به طور کامل برای آن حضور دارم. واقعاً، من برای هیچ کس آرزوی بدی ندارم، بنابراین وقتی به آن سؤالات تا آنجا که ممکن است با مهربانی پاسخ می‌دهم - امیدوارم اینطور باشد - به این دلیل است که نمی‌خواهم به کسی صدمه بزنم، هرگز نمی‌خواهم باشم. برای هر کسی معنی این کاری نیست که من انجام می دهم.