فتنه مردمی که زندگی دوگانه دارند همیشه چارلی سیکل را مجذوب خود کرده است، بنابراین وقتی دوستش، جف گارلین، کمدین، درباره مستندی درباره یک پرستار عکاس مرموز ویویان مایر به او گفت، سیسکل بلافاصله علاقه مند شد. سیسکل به یاد می آورد: «این از نوع داستانی است که من عاشق آن هستم – باید یک کلاسور کامل به سبک ویویان مایر پر از داستان هایی در مورد افرادی داشته باشم که این اسرار پنهان را دارند. گارلین، یکی از علاقه‌مندان به عکاسی، پس از دیدن قطعه‌ای در PBS در مورد اینکه چگونه مالوف چند جعبه از عکس‌های مایر را در یک حراجی خرید و تلاش می‌کرد توجه را به آثار او جلب کند، به جان مالوف کمک کرده بود. گارلین و سیسکل، هر دو بومی شیکاگو، یکدیگر را از طریق محافل کمدی می شناختند و گارلین به تجربه سیسکل به عنوان تهیه کننده مستند فکر می کرد (به ویژه در فیلم بولینگ مایکل مور برای کلمباین.) دقیقاً همان چیزی است که مالوف می تواند در بیان داستان مایر از آن استفاده کند. سیسکل می‌گوید: «جان، مانند افراد کمی، این شانس را داشت که در طول زندگی‌اش کاری واقعاً قهرمانانه انجام دهد». او با این کار برخورد کرد و نمی‌دانست با آن چه کند، اما خودش را آموزش داد و راهی پیدا کرد و برای اطمینان از دیده شدن اثر و یافتن مخاطب ریسک‌های واقعی کرد.» سیکل و مالوف به عنوان کارگردان مشترک در Finding Vivian Maier کار کردند و گارلین به عنوان تهیه کننده اجرایی فعالیت می کند. سیسکل اخیراً با AwardsLine در مورد ماهیت هنرمندان و میراثی که مایر از خود به جا گذاشته صحبت کرده است.

زمانی که برای اولین بار وارد پروژه شدید، جان مالوف در چه نقطه ای عکس های ویویان مایر را بررسی می کرد؟

جان علاقه مند به ساخت یک مستند بود، شروع به تماس با برخی از خانواده ها کرده بود و به دنبال کمک برای ساخت فیلم بود. اولین گفتگوی من با جان درباره چیزهایی بود که او داشت، این واقعیت که او غرق پروژه بود. همانطور که نشان می دهیم، در فیلم، او به معنای واقعی کلمه در حال غرق شدن در مواد بود. او صدها ساعت از ضبط‌های صوتی و فیلم‌هایش را داشت که گرفت، و پس از آن مشخصاً، بیش از 100000 عکس که در مرحله اسکن بودند. من به این استعاره از روشی که یک باستان‌شناس شبکه‌ای را روی یک سایت باستان‌شناسی می‌کشد تا نظمی را از هرج و مرج ایجاد کند. اینگونه بود که ما دوربین را روی سقف اتاق زیر شیروانی او نصب کردیم و به او نشان دادیم که تمام وسایل ویویان را طوری قرار می دهد که گویی شواهدی هستند که می توان آنها را بررسی و فهرست کرد. بخش دیوانه کننده آن این است که برخی از آن ها در نقل قول ها شواهد هستند. زیرا به چیزی منجر می شود. این یادداشتی است که یک شماره تلفن دارد و به کسی می‌رسد که او را به یاد می‌آورد. اگر تصور می‌کنید کسی همین الان از تمام کشوهای شما یا کمدهایتان می‌گذرد و همه این چیزها را پیدا می‌کند. بسیاری از آن‌ها فقط جعبه‌هایی بود که پر از چیزهایی بودند که نشانی از چیزی نداشتند، و شما نمی‌دانید کدام کدام است. تشخیص اینکه ما کارآگاه هستیم بدون اینکه واقعاً بدانیم چه معمایی را حل می کنیم دیوانه کننده بود.

فکر می کنید انگیزه او برای ادامه تیراندازی چیست؟

وقتی تشخیص دادید که ویویان هنرمندی بود که خود را به شکل یک پرستار بچه درآورده بود، همه چیز دیگر از بین می‌رود و همه چیز بسیار معنادارتر می‌شود. فقط یک هنرمند واقعی به مدت پنج دهه در روز یک رول عکس می گیرد و با دقت آن اثر را ذخیره می کند، از سلف پرتره هایی می گیرد که شبیه خودنگاره های رامبراند یا ون گوگ هستند. اگر می خواهید بفهمید ویویان کی بود، نگاه کنید که او خودش را چگونه می دید. او خود را یک هنرمند می بیند. آیا او بزرگترین پرستار بچه دنیا بود؟ نه. او یک نیروی طبیعت بود، او یک شخصیت منحصر به فرد بود، و این بچه ها را وارد این ماجراهای وحشی کرد که فکر می کنم، به نوعی، آنها را به افراد جالب تری تبدیل کرد. شاید آنها شروعی عجیب و جالب داشتند یا شاید این تأثیر ویویان بود که آنها را به چنین کاری تبدیل کرد. در حالی که بچه‌های دیگر به باغ وحش سفر می‌کردند، به حیاط‌های انبار و اسکید رو می‌رفتند. البته، ما می دانیم که تا حدودی به این دلیل بود که ویویان می خواست از آنجا عکس بگیرد، و آنها برای سوار شدن همراه بودند. این داستانی است که برای من بهتر و بهتر می شود. هرگز از نگاه کردن به عکس های او خسته نمی شوم و به داستان او فکر می کنم. برای من، او یک الهام بخش بزرگ برای هر هنرمند و نمونه واقعی استقامت در برابر عدم اطمینان است. من احساس می کنم که ویویان قصد داشت آثارش دیده شود.

آیا یافتن افرادی برای صحبت در مورد ویویان دشوار بود؟

ما واقعاً کار کارآگاهی را برای یافتن کارت ویزیت و یافتن شماره تلفنی که پشت یک رسید نوشته شده بود انجام دادیم. همانطور که در فیلم نشان می‌دهیم، چیزی که در نهایت به آن پی بردیم، این است که حتی افرادی که فقط یک بار او را ملاقات کرده‌اند (او را به خاطر می‌آورند)، مانند کسی که به او لطفی کرده و دسته‌ای از جعبه‌هایش را به خانه کسی برده، یا مردی که ملاقات کرده است. او در آزمایشگاه زبان در دانشگاه نورث وسترن، که معلوم شد یک زبان شناس است و معتقد است که مدرک علمی دارد که لهجه ویویان جعلی بوده است.

خانواده ای وجود دارد که در بسیاری از فیلم ها نشان داده شده است که واقعاً اولین خانواده ای است که ویویان در اولین باری که به شیکاگو نقل مکان کرد با آنها بود و این در حومه شهر بود. آن‌ها اولین خانواده‌ای بودند که جان وقتی با شماره تلفنی که پیدا کرده بود تماس گرفت و گفت: «عکس‌های ویویان مایر را دارم» و شخصی که تلفنی بود گفت: «این پرستار بچه ما بود». ما با آن خانواده مصاحبه کردیم، اما مصاحبه آنها را در فیلم وارد نکردیم. ما دوست داشتیم آنها را فقط به این دلیل که ارتباط عمیقی با او داشتند، در نظر بگیریم. ما پروژه را با ناشناخته بودن ویویان شروع کردیم - وقتی با ما مصاحبه کردند، فکر کردند که این یک پروژه کوچک خوب است که برای افراد کمی جذاب خواهد بود. جان در تمام طول مدت علاقه مند بود که کار ویویان را به اشتراک بگذارد و او این شناخت را به دست آورد. به همین دلیل بود که او نمایش را در مرکز فرهنگی شیکاگو برپا کرد و چرا وقتی MOMA های جهان به او می گفتند که علاقه ای به آن ندارند، صدایی تنها بود. او داستان او را با هر کسی که گوش می داد در میان می گذاشت. آن خبرگزاری ها پرسیدند که آیا می توانند با برخی از خانواده هایی که او را می شناختند تماس بگیرند، (و) خانواده گینزبورگ - نام آنها در جاهای دیگر گزارش شده است - برخی از این مصاحبه ها را پذیرفتند، اما سپس شروع به دریافت تماس های تلفنی از سراسر جهان کردند. . آنها فقط آن را طاقت فرسا یافتند و تصمیم گرفتند که دیگر نمی خواهند در فیلم شرکت کنند. البته ما به خواسته آنها احترام گذاشتیم. آن خبرگزاری ها پرسیدند که آیا می توانند با برخی از خانواده هایی که او را می شناختند تماس بگیرند، (و) خانواده گینزبورگ - نام آنها در جاهای دیگر گزارش شده است - برخی از این مصاحبه ها را پذیرفتند، اما سپس شروع به دریافت تماس های تلفنی از سراسر جهان کردند. . آنها فقط آن را طاقت فرسا یافتند و تصمیم گرفتند که دیگر نمی خواهند در فیلم شرکت کنند. البته ما به خواسته آنها احترام گذاشتیم. آن خبرگزاری ها پرسیدند که آیا می توانند با برخی از خانواده هایی که او را می شناختند تماس بگیرند، (و) خانواده گینزبورگ - نام آنها در جاهای دیگر گزارش شده است - برخی از این مصاحبه ها را پذیرفتند، اما سپس شروع به دریافت تماس های تلفنی از سراسر جهان کردند. . آنها فقط آن را طاقت فرسا یافتند و تصمیم گرفتند که دیگر نمی خواهند در فیلم شرکت کنند. البته ما به خواسته آنها احترام گذاشتیم.

این فیلم نشان می دهد که ویویان صدها رول فیلم توسعه نیافته را پشت سر گذاشته است - آیا آن مواد پردازش شده است؟

این کار را نکرده است. هنوز حدود 700 رول فیلم رنگی وجود دارد که برای نگهداری آنها در سردخانه نگهداری می شود. مسئله این است که فیلم رنگی بیشتر از سیاه و سفید تخریب می شود. حفظ آن سخت تر است و بیشتر مستعد آسیب است. برخی از فیلم‌های رنگی که ساخته شده‌اند، نشانه‌هایی از آسیب دیده‌اند. تلاش برای توسعه مناسب آن برای حفظ آن بسیار گران است. این کار متوقف شده است، اما من فکر می کنم تمهیداتی برای محافظت از آن و در نهایت توسعه آن در نظر گرفته شده است. فکر می‌کنم این تمایل وجود دارد - و باور کنید، من با آن ارتباط دارم - برای بررسی دقیق آخرین تصویر به گونه‌ای که گویی وقتی به پایان همه چیز رسیدید، معما حل خواهد شد. اما تشخیص اینکه شاید حتی چیزی که به دنبالش هستید هم چیز درستی نباشد، اینکه شاید سوالی که می‌پرسید سوال درستی نباشد، رهایی بخش است.