ایوان هنسن عزیز جدیدترین ورودی هالیوود در مسیر احیای ژانر موسیقی است. موزیکال برادوی توسط نوازندگان و ترانه‌سرا بنج پاسک و جاستین پل از طریق یونیورسال به پرده نمایش بزرگ می‌آید تا ببیند آیا می‌تواند از تایید عموم مخاطبان بهره ببرد.

پس چگونه فیلمی که پنج‌شنبه شب جشنواره فیلم تورنتو را افتتاح کرد، در مقابل اقتباس صحنه‌ای قرار می‌گیرد؟ خوب، این به « Into the Woods » اثر راب مارشال  (اقتباسی از یک نمایشنامه برادوی)  نزدیکتر است  ، به این معنی که وحشتناک است. ایوان هانسن عزیز می‌توانست لذت‌بخش باشد، اما مشکلات بسیار زیادی وجود دارد که نمی‌توان آنها را به خاطر سرگرمی نادیده گرفت.

بن پلات در نقش ایوان هنسن، دانش آموز دبیرستانی با ظاهری ضعیف که خود را برای همه نامرئی می داند، بازی می کند. او محبوب نیست، برای دختران جذاب نیست، و حتی سایر قلاب ها نمی خواهند با او زحمت بکشند. تنها معتمدی که او دارد جرد کالوانی (نیک دودانی) است که ایوان را یک آشنایی بیشتر نمی داند. یک فرصت طلایی برای تغییر زمانی به دست می آید که ایوان با کانر مورفی، یک جوان احساساتی که همکلاسی های خود را با عصبانیت خود می ترساند، که از قضا برادر زوئی (کیتلین دیور) دوستش است، تلاقی می کند. ایوان با بازوی خود در مدرسه راه می رود و کانر پیشنهاد امضای آن را می دهد. پس از امضای قرارداد، کانر نامه‌ای را پیدا می‌کند که ایوان به عنوان تکلیف کلاسی برای خود نوشته و با آن فرار می‌کند.

این نامه توسط والدین کانر، سینتیا و لری، پس از مرگ ناگهانی او پیدا می شود. آنها می خواهند ایوان را ملاقات کنند زیرا فکر می کنند که او تنها دوست پسرشان بوده است و به خاطر آنچه در یادداشت آمده و دیدن نام کانر روی گروه بازیگرانش نوشته شده است. ایوان به جای پاک شدن، تاریخ کاملی را جعل می کند که هرگز بین او و پسرشان وجود نداشته است. این به او اجازه می‌دهد تا زندگی فانتزی‌ای را که همیشه می‌خواست، بسازد، که شامل نزدیک‌تر شدن به زویی می‌شود.

هرچه بیشتر به پنهان داشتن حقیقت ادامه دهد، دروغ هایش مفصل تر می شود و به زودی به همه از جمله رسانه های اجتماعی دروغ می گوید. ایوان از حافظه کانر برای نفوذ استفاده می کند. او اکنون مشهور است و با زویی قرار می گیرد و پدر و مادر کانر او را دوست دارند. شبکه انحرافی از دروغ های او آنقدر قدرتمند است که واقعاً باور می کند که حقیقت را می گوید. اما هذیان های او برای همیشه دوام نمی آورند، و وقتی حباب می زند، واضح است که ایوان هیچ تصوری از تأثیر دروغ هایش بر خود و دیگران نداشت. مطمئناً او می دانست که صادق نیست، اما صادقانه فکر می کرد که همه چیز درست می شود. بچه یک آشفتگی داغ است.

موزیکال برادوی در بین تماشاگران تئاتر محبوبیت دارد، زیرا بسیاری آن را برای افرادی که خود را طرد شده و بدون حمایت اندک می دانند مرتبط می دانند. این نمایش برنده چندین جایزه تونی برای بازیگران و تولید شد. با این حال، این یک اثر غیرقابل جبران مشکل ساز است که با وادار کردن آنها به احساس همدردی برای دروغگوی اجباری که از بیماری روانی خود مورد سوء استفاده قرار می گیرد، مخاطب را تحت تأثیر قرار می دهد. در پایان، ایوان توسط همه اطرافیانش بخشیده می شود و هیچ عواقبی واقعی برای اعمال خود نمی بیند فقط به این دلیل که می توانند بفهمند او از کجا آمده است؟! این داستان از ابتدا تا انتها یک جنون کامل است، اما حداقل بازیگران می توانند بخوانند.

ستاره های فیلم خوانندگان خوبی هستند، به ویژه آماندلا استنبرگ، که صدایی فرمانبردار دارد که به دلیل طبیعی به نظر می رسد و تنها کسی است که تظاهر نمی کند که دارد در تئاتر Music Box در نیویورک اجرا می کند. تنظیم های موسیقی محکم هستند، اما چرا تک تک آهنگ ها با آواز بازیگر با صدایی خاموش و یکنواخت شروع می شود که بالا و پایین می رود تا زمانی که این نت ها از بین برود؟ آیا این یک انتخاب خلاقانه برای فیلم بود یا در نمایش هم همینطور است؟ در هر صورت، نزدیک به 2.5 ساعت نشستن در این حالت خسته کننده است.

ایوان هانسن عزیز تمرینی برای خویشتن داری است. شما یا می خواهید روی صفحه جیغ بکشید یا به دلیل خجالت دست دوم این شخصیت ها و اعمال آنها روی صندلی خود کوچک شوید. داستان متقاعد شده است که بیانیه ای جسورانه در مورد بیماری روانی، یافتن ساختارهای اجتماعی و طبقاتی دارد، اما به نظر غیرواقعی و سطحی است. کانر از آن سوی قبر مورد استثمار قرار می گیرد و انتخاب نمی کند که در قبر باشد. این فیلم الهام بخش همدلی یا همدردی نیست، بلکه تحقیر و بی تفاوتی است.